• 200 عکس پروفایل
  • بلوگل

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    تبلیغات

    همت 110



    

    •̪● نخنـــد بابا •̪●

     
     
     
    سال ۱۳۶۴، معلم روی تخته سیاه نوشت:بابا آب داد. بابا نان داد.صدای انفجار آمد.....بابا جان داد.اما هنوز زن حجاب دارد.سال ۱۳۹۰، خودش معلم بود.روی تخته سیاه نوشت: بابا آب داد. بابا نان داد.زیر لب گفت: حیف، بابا جان داد!!! زن دیگر حجاب ندارد......براستی در طی این سال ها چه اتفاقی افتاد؟!!!!!!
     

     
    مداحی شب سوم ماه محرم - حضرت رقیه (س) - زمینه  
    بابا، باباچه جور دلت اومد بری، ماها رو تنها بذاریگفته بودی میری سفر، برام عروسک بیاریبابا نبودی و همش، کتک زدن سه ساله‌تودرد دلام زیاد شدن، کدومشو بگم به توموی سفید قبول داری، سه سالگی یه جوریاساین اثر گذشتن از، محله‌ی یهودیاساونجا نشونمون می‌دادن، باباهمَش به ما می‌خندیدن، باباگُلِ سرِ قشنگمو، باباازَم همونجا دزدیدن، بابابابا، بابا
    ادامه مطلب

    مداحی شب سوم ماه محرم - حضرت رقیه (س) - زمینه 
    یه دنیاست و یه بابا  
    دیروز عصر داداشم رفت علاالدین، و یه گوشی هوآوی برا بابا خرید.ما روز پدر رو خشک و خالی برگزار کردیم چون کادوش نیومده بود. حدود ساعت 11 دیشب همه مون جمع شدیم و و داداشه جعبه گوشی رو گرفت جلوی بابابابا گفت:"این چیه؟"در جعبه رو باز کردیم و بابا یهو گوشی رو دید. دیشب همه ی دوستاش وقتی به تلگرام پیوست براش پیام دادن و کلی ذوق کردن. برا یه بابایی با دو تا فوق لیسانس و سالها سابقه ی مدیریت همه چی باید تر و تمیز و خوب باشه. این مدتی که بابا خر

    یه دنیاست و یه بابا 
    پستچی  
    حس خوبی داشتن نامه ،هرچند نامه های اداریبابا که ظهر اومد خونه ،گفت بهااااااااااامین مژدهیه حسی امروز بهم گفت گواهینامه ام میاد ،با تردید گفتم گواهینامه؟؟بابا گفتش بلهصبح موقع رفتن بابا ،پستچی اومده و بابا پاکت نامه تحویل گرفته .کاش هر هفته پستچی محله واسم نامه می اورد :)

    پستچی 
    جملات زیبا و خواندنی درباره پدر  
    با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه...اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الفیه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابابا اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباههگفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد ...... ... ... تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی ...اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری ...

    جملات زیبا و خواندنی درباره پدر 
    بابا و دیابت  
    دکتر گفته بود پاهای بابا خونرسانی نمی شود.. باید رگ های پایش را باز کنند وگرنه پاها سیاه می شود و باید قطع شان کرد!سرانجام غمباری که هشتاد درصد دیابتی ها به آن گرفتار می شوند!دکتر گفته عملش چیزی شبیه آنژیو قلب است.. ساده ست گویا...کسی اطلاعاتی دارد در این خصوص که بتواند راهنمایی کند؟دوستا اگر مبتلا به دیابت هستید یا دیابتی در اطرافتان هست خیلی مراقب باشید ... خیلی دیابت مرگ تدریجی ست!طفلک بابا! طفلک پاهای بابا...

    بابا و دیابت 
    بابا  
    بابا اومده بود .بغلم کرد. بغلش کردم و بوسیدمش و موهاشو بو کردم .گفت : وقتی یه مدت نمی بینمت دلم برات میسوزه وقتی  میام ، میبینم همون "روداری" هستی که بودی  و خندید .گفتم : هیچ وقت منو در حالی غیر از این نمیبینی و خندیدم .گفت : خدا کنه همینطوری باشی که نشون میدی .بابا هیچ وقت شادی من براش باور کردنی نیست.

    بابا 
    برگشت  
    سلام بابای خوبم،
    فکر می‌کنم دوباره باید همه‌ی حرفام رو به خودت بگم... خودم و خودت و خدا بخونه فقط..
    تو دلم غوغاست میدونی؟
    بابا تو رو خدا از کسی ناراحت نشیا، من واسه هیچی دلم‌ نگرفته فقط دلم برات تنگ شده...
    فقط.
    نمیدونم قسم میدم درسته یا نه، تو رو خدا بیا به خوابم. تو رو خدا بابا.
    اگه بیای خوابم واقعا حالم خوب میشه، مگه جمعه نیست؟ مگه نمیبنی؟ مگه نمی‌شنوی این همه‌ی صدا تو دلم رو؟
    آخه من خیلی وقته ندیدمت بابا، حتی تو خواب هم.
    آخه هر وقت خیلی دلم بر

    برگشت 
    من خود آن سیزدهم...  
    در ایام طفولیت سیزده به در میرفتیم باغ آقادایی.بابا روی چمن ها پتو پهن می کرد و میگفت حالا همتون بیاین بخوابیم.هوی تو ام بیا بخواب.و مرا که اندازه ی کفگیر بودم و هنوز نره غول نشده بودم که جرات کنم و قدم از بابا هم بزند بالا،جمع میکرد و میخواباند توی بغلش.من هم سرم را از زیر بغلش بیرون می آوردم و مردم را نگاه میکردم که تاب بازی میکنند و درحال فکر کردن به اینکه حتما به بابا بگویم برای من هم از آنها درست کند،خوابم می برد...

    من خود آن سیزدهم... 
    کتاب یا تلویزیون  
    محمد، عدس پلو را با بستنی می خورد. یک قاشق عدس پلو، دو سه قاشق بستنی. بعد همان طور که عدس پلو را با بستنی می خورد، و صاف ایستاده یک هو ابروها را به هم گره می زند، زورمی زند، و  پی پی می کند. یک سال و ده ماهه است، ولی هنوز به بستنی می گوید: "ب ِ". فقط ب ِ. نه یک حرف بیشتر، نه یک حرف کمتر. به پی پی هم می گوید: "اَ". شماره ی یک یا شماره دو فرقی ندارد. فقط اَ. به من پشت سر هم می گوید: "بابا، بابا". فکرکنید من کپه را گذاشته باشم، روحم به تمامی قبض شده باشد، و در عال

    کتاب یا تلویزیون 
    داستان مشکل دنیا از دید یک پسر کوچک (اختصاصی گنده لات بلاگفا)  
    بابا داشت روزنامه میخوندبچه گفت: بابا بیا بازی!بابا که حوصله بازی نداشتی تیکه از روزنامه رو ک نقشه دنیا بودرو تیکه تیکه کرد و گفت :
    فرض کن این پازله…! درستش کن!چند دقیقه بعد بچه درستش کردبابا، باتعجب پرسید:توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟!بچه گفت: ادمای پشت روزنامه رو درست کردم …دنیا خودش درست شدآدمای دنیا که درست بشن… دنیا هم درست میشه …

    داستان مشکل دنیا از دید یک پسر کوچک (اختصاصی گنده لات بلاگفا) 
    نمی دونم!!!!!  
    اومدم اینجا برات نوشتم ...دروغ گفتم که برای خوندنت نمی نوشتم و فقز اینارو گذاشتم اینجا تا دلم خالی بشه.......دروغ گفتم....
    با امید اومدم و نوشتم... برای تو نوشتم بابا.... دوس داشتم بیا و بخونی و برام تعریف کنی...حرف بزنی... یا حداقل جواب بدی...
    بگی ماهییی...بیا برام بنویس تا بخونم... تا ببینم چی تو دلت داری... مگه چی می شد بابا...حرف دلمو می دونستی؟ خب باشه قبول... مگه چی میشد دوباره بخونی و ببینی.... چی می شد بابا...
    چی می شد وقتی حالم خوب نبود بهم میگفتی... بهم می گ

    نمی دونم!!!!! 
    نوحه بسیار زیبا و سوزناک و گریه آور از حاج نزار القطری - بابا کفنت کو؟ + مشاهده آنلاین و دانلود  
    یا رب الحسین العطشان
     
    ***
    ای کشته بی غسل و کفن پیراهنت کو؟
    بابا کفنت کو؟
    بابا کفنت کو؟
    ***
    آن طلعت نورانی و وجه حسنت کو؟
    بابا کفنت کو؟
    بابا کفنت کو؟
    ***
    از گلشن زهرا(س) نرسد نغمه به گوشم
    تا کی بخروشم؟
    ***
    آن اصغر نشکفته گل یاسمنت کو؟
    بابا کفنت کو؟
    بابا کفنت کو؟
    ***
    افسوس که یاران همه کردند جدایی
    بابا به کجایی؟
    ***
    آن اکبر و آن قاسم خونین بدنت کو؟
    بابا کفنت کو؟
    بابا کفنت کو؟
    ***
    ما بی کس و یاریم و گرفتار سپاهیم
    با ناله و آهیم
    ***
    عباس علمدار مه صف شکنت کو؟
    باب

    نوحه بسیار زیبا و سوزناک و گریه آور از حاج نزار القطری - بابا کفنت کو؟ + مشاهده آنلاین و دانلود 
    23  
    توی راه رفتن به سفر به ترتیب من و برادرم و بابا رانندگی کردیم.توی راه برگشت که دیروز بود هم قرار بود همون ترتیب بالا ولی از اخر به اول اجرا بشه ، یعنی اول بابا بعد برادرم و بعد من رانندگی کنیم.بابا و برادرم مسیر خودشونو نشستن و نوبت که به من رسید از یه استراحتگاه شروع کردم و چون میخواستیم دستشویی بریم قرار شد مکان بعدی توقف کنم. کلا بازه ی زمانی رانندگی من زیر ۵ دقیقه بود. بعد از دستشویی که اومدم سمت ماشین، دیدم بابا پشت فرمون نشسته و مامان و

    23 
    بابا با سس خوشمزه تر است یا رب انار؟  
    فکرش را بکنید شب باشد و برق هم برود. بعد آقا غوله بی شاخ و دم از توی پریز بیاید بیرون و بگوید که می خواهم تو  را بخورم. آخر چه کار بکنم. هیچی دیگر. 
    بابای من با سس خوشمزه است نام کتابی است از سید نوید سید علی اکبر با تصویرهای جالب و جذاب. 
     
    خوب معلوم است دیگر بابا را بخورد که از دستش راحت شویم. 
    برای خواندن نقد جدی کتاب این جا را  کلیک کنید.مامان و بابا و بچه‌ها

    بابا با سس خوشمزه تر است یا رب انار؟ 
    ترسیدم از حرف بابا  
    ترسیدم از حرف بابا چند روز پیش کشیدم کنار و گفت به فکر آینده اَت ِ باش تا من زنده ام میتونم کمک کنم اگر مُرده ام هیچ کدوم از ۲ تا برادرت ِ و یا خواهرت ِ برات هیچ کاری نمی کنند... هیچ کدوم... نمیذارنند هیچ چیز از مغازه و خونه ای ماهشهر و خونه ای اصفهان ی گیرت بیآید... گفت الان که من زنده ام داداش هی میگه مغازه قسمت ی بزرگ ش مال ِ اون ِ وای به حال این که من نباشم... فکر اساسی کن برای آینده ات ِ.... 
    بابا قبلاً هم از این حرف ها بهم زده بود اما این بار یک جور یا

    ترسیدم از حرف بابا 
    برایم ساز بزن  
    خدا رو شکر که بابا چند روزیست حالش بهتر شده اشتهایش بیشتر شده.. درست است که دو روز پیش جلو چشمانمان چشم هایش رفت و افتاد روی زمین طوری که مامان فکر کرد تموم شد اما من باورم نمی شد و فکر کردم بابا جلو ستاره داره شوخی می کنه...بابا خودش می گه نمی دونم چطور شد اصلا کجا بودم..خلاصه به خیر گذشت و بابا الان حالش بهتر است...
    هر روز چندبار صدام می زنه تا برایش سه تار بزنم و از بین قطعه هایی که براش می زنم قطعه راز و نیاز رو و ردیف نوازی دستگاه ماهور رو بیشتر

    برایم ساز بزن 
    من به نشانه ها اعتقاد دارم؛ولی ازشون پیروی نکردم و نمی کنم!!  
    1.اون روز ساعت 7 صبح که داشتم به تو فکر می کردم و گریه میکردم و بعد صدای زنگ گوشی بابا اومد و تو بودی...
    2.امشب که بابا گفت که حالت خوب نبوده و دیشب تب و لرز گرفته بودی...بابا  قبلا گفته بود که تا به حال دکتر نرفتی و دفترچه بیمه ت خالیه...پس حکمتش چیه که تو هم تو یه شبی که از قضا 4 شنبه هست، تب و لرز بگیری و من چون فرداش همو میبینیم بفهمم که تو هم تو یه شبی که از قضا 4 شنبه هست،تب و لرز گرفتی؟؟!!
    +می دونم دوسم داری،ولی ماجرای چرتی میشه ته این قصه...با تو؛با م

    من به نشانه ها اعتقاد دارم؛ولی ازشون پیروی نکردم و نمی کنم!! 
    دخمل بابا  
    بنام یگانه نگارنده ی هستی که فقط وجود نازنین خودش شایسته ی ستایش است و بس
    بیتای من ...
    با آمدنت زندگیم را دگرگون کردی ...
    عشق بابا
    عاشقم...
    عاشق نگاه های معصومانه ات ...
    عاشق دست های کوچک و قدرتمندت ...
    عاشق خنده های نازنینت ...
    عاشق ...

    دخمل بابا 
    جوراب  
    روز پدر مبارک....
    بابا ها خیلی خوبن، خیلی....
    میخواستم یه متن قوی بنویسم ولی انقد خوبن که فقط میتونم بگم بابا ها خیلی خوبن :-) 
    پی نوشت :بابت عنوانِ پست معذرت! جالب نیس ولی تنها کلمه ای بود که به ذهنم رسید درمورد این فرخنده روز:-) 

    جوراب 
    317  
    روزایی رو یادم میاد که به طرز مسخره ای چهارتا تلویزیون تو خونه ی ما بود، یکی توی آشپزخونه، یکی توی پذیرایی، یکی توی اتاق بابا و یکی هم توی اتاق من و سارا که مسلما من تحملش نکردم و شوت شد بیرون! دلیلش هم این بود که هیچ مذاکره ای سر دیدن برنامه ها بین اعضای خانواده پیش نیاد، البته این دلیل بابا بود که بعدها ازش پشیمون شد این بعدها کی بود؟ دقیقن همون شبی که من و سارا و مامان رو صدا زد و گفت به این نتیجه رسیده که این قانونش خیلی بیخوده و از این به بعد

    317 
    دوربین، لبخند، حرکت  
    -الو! بابا، میای دنبالم؟صدای خنده -چرا نیام؟ 
    صدای مرسی و خداحافظی ام در لابه لای خنده محو میشود. باد میوزد. درخت تکان میخورد. صدای قمری از لابه لای درخت ها به گوش میرسد. انگشت هایم در تماس با درخت جوانه میزند. قلبم سبز میشود و روحم آبی. صدای بوق ماشین را که میشنوم، به باد اشاره میکنم. بابا میخندد: بیا پدرسوخته.
    تا خانه میگوید و میخندیم. میگویم و میخندد. از در که وارد میشوم. فقط یک جمله میشنوم:
    -بابات حالش بهتره؟ حالت تهوع نداشت؟
    -چی؟ از منم بهتر بو

    دوربین، لبخند، حرکت 
    نگـآه ِ تو واسم یه دریـاست...!  
    تمـوم ِ دنیا رو هم اگـه بهـم بدن بـآزم یه نگـاه ِ تو واسَـم اندازه ی ِ یه دنیـا می ارزه....!روز ِ پدر مبـآرک :)ایشالا همه ی بابا ها هر سال جوون تر از سـال ِ قبل بشن :)ایشالا همه ی ِ بابا ها همیشه ی ِ همیشه سـآلم و سلامت باشن :)ایشالا نیاد اون روزی که یه مرد پیش ِ زن و بچه هاش شرمنده بشـه....:)

    نگـآه ِ تو واسم یه دریـاست...! 
    آن را نه بدایت نه نهایت پیداست  
    بابا داخل حیاط شد و دوچرخه ی کوچک را به دیوار تکیه داد . شش ساله م بود . چشمهایم برق زدند . مال من بود . چند هفته ای سرگرم شدم . بعد بابا آن دو تا چرخ کوچک کمکی را از دوچرخه باز کرد و دوچرخه واقعا دوچرخه شد . بلد نبودم . نمیتوانستم تعادلم را حفظ کنم . بابا کمکم کرد . بعدها من با دوچرخه ام دور حیاط میچرخیدم . بابا نردبان را تکیه میداد به درخت توی باغچه ی وسط حیاط و گیلاس می چید . 
    اسباب کشی کردیم دیگر توی جیاط نمی چرخیدم انگار حیاط برایم کوچک شده بود . جلو

    آن را نه بدایت نه نهایت پیداست 
    عیدی های من  
    علیرضا بهم 100 تومن دادبابا 50مامان 5تا کاسه گل سرخیفاطمه 50 مرضیه نیم تنهراضیه کاکتوسصادق هم سررسید و کتابچه ایران و نقشه ایران دادمامان ایران 15داش عباس 20وحید 10بابا 10یه هزاری هم دست اولدایی مرتضی مث پارسال از هر اسکناس نو یکی داد..به علی رضا هم مامان یه دست زیرپوش و جوراب به رسم هرساله! باباحسین هم یه 10 داد.

    عیدی های من 
    کتاب بابا پولدار بابا بی پول  
    بابا پول دار بابا بی پول داستان مردی است که راه ثروتمند شدن را یکبار برای همیشه به زبان ساده دگرگون کرد.
    رابریت کیوساکی نویسنده کتاب “پدر پولدار، پدر فقیر” در این کتاب به شرح آموزه هایی که توسط پدرش (پدر فقیر) که یک بازنشسته دولت بود و پدر پولدارش (که یک کارآفرین و سرمایه گذار) بود میپردازد.رابرت کیوساکی در ابتدای فصل اول این کتاب می نویسند : ” اکثر مردم به فرزندانشان دائما برای خوشبخت شدندشان نصیحت هایی میکنند مانند “برو درستو خو

    کتاب بابا پولدار بابا بی پول 
    دانلود آهنگ جدید زندگیمی بابا با صدای وحید خراطها و مجید خراطها  
    دانلود آهنگ جدید زندگیمی بابا با صدای وحید خراطها و مجید خراطها
    Download New Song By Vahid Kharatha And Majid Kharatha Called Zendegimi Baba
    جهت دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید ...
    دانلود آهنگ جدید زندگیمی بابا با صدای وحید خراطها و مجید خراطها
    متن آهنگ وحید خراطها و مجید خراطها به نام زندگیمی بابا
    توی یادم هست ، آب و نون دادی
    یا که گهوارم ، رو تکون دادی
    اصلا نخوابیدی ، اونشب که تب کردم
    چشماتو میدیدم آروم میشد دردم
    زندگیمی آهنگ جدید وحید خراطها بابا ، عمرم فدای تو
    خون تو

    دانلود آهنگ جدید زندگیمی بابا با صدای وحید خراطها و مجید خراطها 
     
    زنگ زدم با بابا حرفیدم. یعنی درواقع زار زار گریه کردم. حالم ولی جدا بهتر شد. باز هم آدم به این نتیجه می رسه که دوست و رفیق و آشنا - با هر قد ادعای صمیمیت و علاقه - همه شون الکین. ته تهش فقط مامان و بابا و سپهر می مونن برای آدم. بقیه ی آدما مفتم نمی ارزیدن و نمی ارزن.

     
    آموزش رانندگی  
    آموزش رانندگی پدر به بق بقو
    خب بابا جان ماشینو روشن کن
    باشه
    خب حالا کلاج رو تا ته بگیر ، بزن دنده یک(اینجوری)
    باشه
    حالا آروم کلاجو ول کن , همزمان پاتو روگاز فشار بده
    :| باشه (چیجور آروم خب)
    به سلامتی ماشین خاموش میشه :/
    برای بار دومم و سوم و چهارم و... هر دفه بابا مهربون تر از دفه قبل....
    نمیتونم :/
    چرا بابا میتونی
    تا این که بق بقو کلاج رو تاا ته نمیگیره دنده رو عوض میکنه و یه صدای خییلی بد فک کنم ماشین داغون شد میاد .
    حالا بابای من
    پاشو ..پاشو ...تو اصن را

    آموزش رانندگی 
    داستانی زیبا  
    پسرک باصدایی لرزان گفت : بابا پس فردا از طرف مدرسه میبرن اردو ده هزار تومن
    پول بهم میدی؟؟
    بابا سرشو بلند نکرد باصدای آرام گفت :
    فردا کمی بیشتر مسافر میبرم
    پسر با وعده شیرین پدر خوابید
    صبح رفت کنار پنجره باران ریز و تندی میبارید
    قطره های باران برای رسیدن به زمین انگار مسابقه داشتن
    بند دل پسرک پاره شد ...
    باخود گفت : تو این بارون که کسی سوار موتور بابا نمیشه
    حالا قطرات اشک پسرک با قطرات بارون هماهنگ شده بود
    خــــــــــدایــــــــــا
    به عید نزدیک

    داستانی زیبا 
    Help me for  
    چاه توالت خونه گرفته من و مامان بابا رو چپ چپ نگاه می‌کنیم آخه میگه تعمیرات اساسی کرده بهرحال فرمودند تا صبح نرید دستشویی تا چاه بازکنی احضار فرمایند مامان همون موقع چپ چپ نگاهش کردو گفت من میرم... بابا هم با نگاهش فهموند منظور و مقصود منم... در هرصورت من در هم یک دارم و هم دو به ابنا درد پا  رو اضافه کنید... 

    Help me for  
    روز جوان  
    تولدحضرت علی اکبر و روز جوان را به جوانان تبریک میگم . ماه شعبان خیلی دوست داشتنی چون پر از تولده امروز مدوام اعلام کردم فردا روز جوان خخخخخخواهری که خونمون بود میگفت بابا ،بهامین داره درخواست هدیه میکنه غیر مستقیم خخخخخمنم به بابا: ،بابا حرفش باور نکن خخخ بابا خودش حواسش هست احتیاج به یاداوری من نیست من تاکید موکد کردم فقط  :)(اصولا من وقایع نگار خونه ام و اعلام مناسب ها تاریخی بامن هستش)_فندق خیلی شیطونه و الان نتیجه گیری شد به خاله اش رف

    روز جوان 
    اینم درس خوندن من  
    دوست بابا که قرار برام کار پیدا کنه زنگ زد یک کمی با هم صحبت کرد در مورد کار و از این مسائل... یک ساعت بیشتر نتونستم بخونم درس درد پا و این فکر و خیال های مزخرف که نشات گرفته از حرفهایی دوست بابا بود دیوونه م کرد... پاشدم اومدم خونه کاشک میتونستم فکر و خیال هامو کنترل کنم... امروز فقط آمار و معارف خوندم همین 

    اینم درس خوندن من 
    روز پدر  
    وظیفه خودم میدونم که روز پدر را به : پدر ژپتو پدر پسر شجاع پدر خوانده پدر سوخته پدر شعر پارسی بابا لنگ دراز باباطاهر عریان باباقوری نه بابا! بیشین بینم بابا علی بابا آق بابا لیدی بابا بابا نوئل و در نهایت به پدر و مادر کسی،
    که در هیچ مکانی آشغال نریزد
    تبریک بگم

    روز پدر 
    :(  
    دلم برا بابا و مامان تنگ  شده.دارم میمیرم. یه بار محیا رو اذیت  میکرد دواش کردم گریه کردم قیافش میاد هی جلوچشمم گه گریش گرفت چقد من بدم ای خدا منو ببخش.الهی بمیرم برا بابا و مامانم کی رخت خوابشونو  پهن کنه حالا.حالم اصلا خوب نیی گریه هم آرومم نمیکنهدلم میخواد برم خونمون. به همسری گفتم توروخدا منو ببر تهران

    :( 
    تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی داشته ام. در کمال وقاحت.  
    یکی از دلایلی که گوریل فهیم رو دوست دارم ارتباط خرابش با باباشه. شب امتحان نوروفیزیولوژی رو با متن حضور گوریل فهیم تا صبح درس نخوندم. امیرو فرستادم ازونور دنیا برام کتابشو بخره و همون روز که با کتابه رسید شروع کردم به خوندن و دوست داشتنش. شاید ندونید که ما جامعه ی مانده در چالش عشق به پدر چه جامعه ی کم جمعیت لاغری هستیم. حتی بچه های سمفونی مردگان هم دوستش داشتند پدر رو. آیدین بعد از همه ی قشنگی های له شدش زیر پای بابا دوستش داشت همچنان. می ترسید

    تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی داشته ام. در کمال وقاحت. 
    جوک  
    ﭘﺪﺭی به ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺴﺮﺵ ﺩﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ
    ﮐﻨﺎﺭ ﺍﻧﻬﺎ ﯾﮏ ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻮﺩ .
    ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﮐﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ ﭘﺴﺮ 20 ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ
    ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺑﺒﯿﻦ بابا ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ.!!!
    ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ این پسر ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯾﻪ .
    ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺴﺮ ﺭﻭ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﺵ ﮐﺮﺩﻭ ﮔﻔﺖ :
    بابا ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻫﻢ دارن ﺑﺎ ﻣﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ .!!!
    ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ

    جوک 
    بیمه نامه  
    بابا امروز صبح میره کربلا الان زنگ زده فردا صبح برو بیمه نامه ای ماشین رو بگیر ماشین رو داداش برده زنگ زدم بیاره یک داد و قالی رو راه انداخت ورداش آورد داد. هیچ فردا صبح باید قبل از کار برم دنبال بیمه نامه ای ماشین تازه باید برم چهارراه نقاشی البته نزدیک محل کارمِ. سرشب مامان و بابا با هم تلفنی جروبحث کردند حالا که بابا زنگ زد باهم حرف زدند باورم نمیشود که دلُ قلوه ای بهم میدادند و میگرفتند این دوتا باهم... حالا قرار شد کارت بانکی مامانُ ببرم بر

    بیمه نامه 
    ز ره کرم چه زیان تو را/ که نظر به سوی گدا کنی...  
    سریع چادر رنگی را دور سرم پیچیدم که قبل از رکوع به بابا برسم. ایستادم. دست‌هام را برای تکبیر بالا بردم: «سه رکعت نماز مغرب می‌خوانم به جماعتِ...» ماندم. این مرد برای من همیشه "بابا" بوده نه آقای ابراهیم‌زاده. نه امامِ جماعت. نه کارمند یک ارگان دولتی. نه کسی که جانش را پای عقیده‌اش گذاشت تا بشود رزمنده. نه مردی که بزرگ‌ترین ترس‌اش این است که روزی بیاید و گناه کند و توبه نکرده صبح فردا برسد. مردی که جلوی من ایستاده بود و داشت با صوت خوش نمازش را م

    ز ره کرم چه زیان تو را/ که نظر به سوی گدا کنی... 
    دانلود آهنگ آرین یاری بابا  
    دانلود آهنگ جدید آرین یاری بابا
    دانلود آهنگ آرین یاری به نام بابا کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
    دانلود آهنگ فوق العاده بابا با صدای آرین یاری از جوان ریمیکس
    ترانه : آرین یاری , آهنگ : برگرفته از ملودی عربی , داربوکا و تومبا : آرین یاری
    Download New Music Arian Yari – Baba
     
    جدیدترین موزیک آرین یاری عزیز را می توانید هم اکنون از جوان ریمیکس دانلود نمایید.
    ساخته جدید آرین یاری، بابا نام دارد.
    این موزیک در تاریخ ۲ آبان در سایت قر

    دانلود آهنگ آرین یاری بابا 
    فاضلاب  
    تازه برگشتم خونه لوله ای فاضلاب خونه ای خودمون گرفته بود لوله ای فاضلاب رو تازه بابا درست کرده کارگرها داخلش شن و ماسه ریخته بودن ... با هزار مکافات و دردسر شماره یکی از این چاه بازکن هارو گیر اوردم زنگ زدم امده یک ساعت و نیم گیر بودیم خونه ای که چندماه توش نبودیم و فقط کارگرها کار میکردند برای اینکه مامان خونه رو تغییر بده چون خسته شده بوده از ظاهرش و یک کمی هم لوله کشی اب ش مشکل داشت ... هیچ کس توی خونه بجز برق کار نبوده اونم رفته دستشویی فهمید

    فاضلاب 
    شاه مقصود-حسین صفا  
    شاه مقصود این جنگ چوب خورده تو نعره های خفیفش شیر لگد خورده دارهدریاست دریای تابوت رو شونه های نحیفش مرغابی مرده دارهطفلک همش لنگ نونه این سفره هرچی که داشته برداشته و بذر کردهاز تشنگی نصفه جونه این مشق دستاشو عمری نذر ابوالفضل کردهاین صورت استخونی از فقر سیلی که می خورد دردو فراموش می کردالبته یادم نمیره وقتی جوون بود با فوت خورشید و خاموش می کردروحی که رو موج اف ام می نشست کنج اتاقو سرگرم بخت خودش بودلبخند میزد به آفت سیبی که نعشش همیشه

    شاه مقصود-حسین صفا 
    صبح روز عید  
    پیرهن گل گلیم رو پوشیدمروبان دور کمرشو بابا برام محکم کردهموهام رو شونه کردم مامان برام گلسر زدکفش قرمز تق تقی م رو پوشیدممن و بابا و مامان و ابجی کوچیکه میریم گاراژ که بریم خونه مادرجون اینامیخوام جاده خاکی رو تا تو حیاط بدوم و بعد داد بزنم سلاااام من اومدم و میپرم بغل داییعید بازی میکنم با خاطرات ...

    صبح روز عید 
    جاها  
    دوربینم را کار می گذارم و چشم می چسبانم به چشمی.پایه ها هی لق می زنند.تصویر تار است. بابا توی کادر نیست. مامان تار است.بچه ها هی از پشت روی سرم می پرند.هی می فرستمشان تون کادر. قرار نمی گیرند.باید زودتر جایشان را بهشان معرفی کنم.باید زودتر تصویر را فوکوس کنم. جای بابا را و مامان را درست کنم.تا بعد ببینم چقدر جا برای یک بانو و بچه هایمان باقی می ماند...

    جاها 
    خیلی بد است....  
    همین الان از  کلینیک میامدوتا سرم زدم.(آیکون گریه )اونقدر حالم بد بود که همراه مامان بابا بیرون نرفتم و رفتم خونه خواهری ،چون مامان بابا دلواپس بودن تنها بمونم خونهبعدظهر هم که عمه اینا اومدن خونمون اصلا حال و حوصله نداشتم فقط رفتم سلام علیک کردم .مامان بابا اومدن دنبالم و رفتم  دکتر بعد از انجام بازدید ها کلیلنیک خیلی شلوغ بود همه بیمار بودن دکتر وقتی از حالم گفتم بهش ،خندید گفت جای سالم هم داری ؟؟؟؟؟واسم سرم نوشت و کلی دارواومدم خو

    خیلی بد است.... 
    زهرای سه ساله(ترکی)  
    سلام اولا او قیزا خیمه لر یانان ساعت
    اولوبدو اکبر آلان گوشواره سی غارت
    سلام اولا یوزونه گوزیاشی آخان بالیا
    دگنده سیلی دونوب علقمه باخان بالیا
    سلام اولا هامونون مشکلون آچان بالیا
    ایاق یالن باش آچوخ چوللره قاچان بالیا
    سلام اولا او قیزا قلبین إتیلر یاره
    گجاودن یخیلیب چولده قالدی آواره
    سلام اولا اوقیزا یوللار اوسته آغلاردی
    ایاقلارین یاره سین معجرینن باغلاردی
    سلام اولا اوقیزا دوندو گوزلری ابره
    خرابه یئرده ئولوب عمه سی قویدی قبره
    غارت اولدی

    زهرای سه ساله(ترکی) 
    دانلود آهنگ جدید علی بابا به نام حواست نبود  
    دانلود آهنگ جدید علی بابا به نام حواست نبود با لینک مستقیم و کیفیت عالی
    Download New Song By Ali Baba Called Havaset Nabood
    جهت دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید ...
    دانلود آهنگ جدید علی بابا به نام حواست نبود
    متن آهنگ علی بابا به نام حواست نبود
    آهنگ جدید علی بابا

    دانلود آهنگ جدید علی بابا به نام حواست نبود 
    طلبه سیاسی  
    نشسته بودم روی صندلی جلوی ماشین.
    بابای عزیزم راننده بود.
    بهم گفت: پسرم وارد سیاست نشو. مردم، روحانی سنتی رو بیشتر می پسندن. اونا تاثیر گذار ترن.
    گفتم: راست میگی بابا. چون اونا فقط به درد همون محله و مسجد خودشون میخورن. اونم فقط توی عبادات فردی. روحانی هایی که توی مسایل اجتماعی وارد نمیشن، تنها کار اجتماعی که انجام میدن نماز جماعته.
    این روحانی ها به درد جامعه نمیخورن.
    گفتم بابا، درد حوزه علمیه همینه که هنوز عده ای هستن که بهشون میگن «آخوند سنتی».

    طلبه سیاسی 
    بابا لنـگ دراز عزیز:  
    بابا لنـگ دراز عزیز:تمام دلخوشی دنیای من این استکه ندانی و دوستت بدارم،وقتی میفهمی و میرانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد..چیزی شبیه غرور!بابا لنگ دراز عزیز لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزنو بگذار دوستت بدارم،بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم رانخواهد خواند!نمیگذارم... نمیخواهم...بابا لنگ دراز مـن همین که هستی دوستت میدارمحتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم

    بابا لنـگ دراز عزیز: 
    دانلودآهنگ جدید علی بابا و بهنام اس ای به نام دیدار اخر  
     
     
    آهنگ جدید بسیار زیبا و احساسی  علی بابا و بهنام اس ای به نام دیدار اخر(دیس لاو)+بیوگرافی +متن آهنگ
    پیشنهاد میکنم دانلود کنید
     
    برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه  کنید...بیتاب | دانلود آهنگ غمگین، عاشقانه و قدیمی

    دانلودآهنگ جدید علی بابا و بهنام اس ای به نام دیدار اخر 
    حتی سایه ات را ...  
    بابا لنگ دراز عزیزم!تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم...وقتی می فهمی و می دانی ام، چیزی درون دلم فرو می ریزد...چیزی شبیه غرور...بابا لنگ دراز عزیزم!لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم...بعد از تو هیچ کس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند...نمی گذارم ...نمی خواهم ...بابا لنگ دراز ِ من!همین که هستی دوستت دارمحتی سایه ات را که هرگز به آن نمی رسم . "جین وبستر"(برگرفته از رمان بابا لنگ دراز)*** امروز صبح داشتم

    حتی سایه ات را ... 
    روشنان  
    شال وکلاه میکردیم که برویم یک جایی.انگار میخواستیم برویم بیرون، اما فقط می رفتیم روی پشت بام خانه.بابا جدی میشد.مامان جدی میشد.هر دو تا جدی جدی فریاد میزدند.بابا می گفت: الله اکبر!مامان جواب می داد: الله اکبر!و غریبه های دور جواب می دادند.دوردست ها خاموش نبود.صداها، آدمها بودند.با داستان خودشان.ما هم صدا شده بودیم.شب صدا شده بود.جامعه داشت شکل میگرفت.

    روشنان 
    روز دوم :)  
    خوشحالم از اینکه یه بابا دارم که خودش با اصرار میگه که ماشین برون ، خودم علاقه ندارم و همیشه از ریزش در میرم ، اما بابا برخلاف خیلی از آقایون دوست داره که من برونم و تو شرایط مختلف بهم میگه بیا بشین ، اما من واقعا اصلا دوست ندارم رانندگی رو !مثالش همین امروزه که داشتیم میرفتیم مهمونی و خواهر زنگ زد بابا بیاد ببرتمون که پدر گفته بود به خواهرت بگو ببرتتون :)حالا ماشین کجا بود ؟؟!! تو پارکینگ  ....!منم اولش مقاومت که ینی چی و مامانم از اونور میگفت

    روز دوم :) 
    یکشنبه  
    همسر سرماخورده و دیروز حال ندار بود. دیروز رفتم خونه ی خودمون، دوش گرفتم و یه کمی داستان تایپ کردم و بعدش باغچه رو آب دادم و رفتم خونه ی مامان.بابا و آبجی تازه اومده بودن. دارن روی یه تور کویرگردی کار می کنن. بابا حس خوبی با گوشی اش داره. طوریکه دلم می خواست هی برم ماچش کنم موقع کشف آیتمهای جدید. البته اول که بابا رو دیده بودم بوسش کرده بودم و لپش رو کشیده بودم. ولی خوب احساساتی می شدم مرتب. از سبزی هامون براتون بگم که تربچه ها خیلی بامزه درا

    یکشنبه 
    ERROR  
    اگر بخواهم این چنین که فکر میکنم این گونه که می خواهم( نخواسته ام هنوز) تغییر کنم باید پشت پا بزنم به تمام این بیست سال، تمام این بیست سال قبولی و تأیید خودم
    ای کاش جسارت این را داشتم که به بابا میگفتم:  میخوام برم سرکار!! حتمن در جوابم میگوید مگر پول کم داری مگر دریغ شده ازت ؟؟ نع بابا ازم دریغ نشده اما درسته بابا پول کم دارم اما نع سرمایه شما رو من خودم باید کار کنم آن موقع برای خرج کردنش به این فکر نمیکنم که کجا و برای چی دارم خرجش میکنم مطمئنم

    ERROR 
    کاش اینطوری نمیشد :(  
    اون همه دعا و انرژی فرستادن جواب نداد...کاش میداد..کاش
    صبح با ویبره گوشی از خواب پریدم اسم آزاده رو که دیدم یخ کردم..جواب دادم گفتم جوونم آزییی؟؟؟ دعا دعا میکردم چیزی که فک میکردم نباشه..
    گفت ساراه!
    گفتم جونم؟
    گفت بابا تموم کرد...
    شوک شدم به یه نقطه خیره شدم..چیزی نداشتم که بگم..چی میتونستم بگم؟ فقط خیلی غیرارادی دهنم باز شد و صدام دراومد که بمیرم برات آزاده
    گفت خدا نکنه...
    اینقد شوک بودم حتی نپرسیدم تشییع جنازه کجاس؟ کیه؟
    زنگ زدم به بابا گفتم..بابا

    کاش اینطوری نمیشد :( 
    ما بابا نداریم  
    روزت اومد
    ولی خودت کجایی؟

    ما بابا
    نداریم .

    داریم ولی
    اندازه یک سنگ مستطیل که بالاش نوشته شادروان حاجی قنبر پدری مهربان و پایینش چنتا
    جمله دعا و قاب عکس روی طاقچه

    ما بابا
    نداریم, نه که اولش هم نداشته باشیم , نه که به خوابمون نیاد .چن سالا پیش خدا هوس
    امتحان ما به سرش زد که اشک مادر رو ببینه , سرگردونی بی پناهی ما رو , و اینکه
    دنیای ما زمستون بشه و تا جایی که راه داره بارون شور بیاد و هر سال روز پدر این
    بارندگی یواشکی ادامه داره .

    ما بابا
    نداریم ولی

    ما بابا نداریم 
    من سکوت میکنم  
    محور های اصلی بحث ها و صحبت های بابای بنده در دید و بازدید های عید امسال:
    چای لاغری سهله و اثری که روی چربی های شکمی بابا گذاشته
    رژیم بابا که قبلا پلو رو با نون میخورده اما الان فقط پلو میخوره،اونم نصف میزان سابق
    تاکید بر این موضوع که شیرینی نمیخوره و شیرینه بده و فلانه
    آیت الله نخودکی و داستان ها و حکایات مربوط به ایشون و اینکه شیعه بودن چه خوبه و شیعه جهنم نمیره و.... 
    تمامی نکات ایمنی که باید در هنگام سفر رعایت بشه از بستن کمربند تا نخوردن فست

    من سکوت میکنم 
    رنج های فرزند یک قربانی فاجعه منا  
    رنج‌های فرزند یک قربانی فاجعه منا به گزارش جهان به نقل ازایران، فتح‌الله گودرزی 54 ساله مدیر مدرسه در شهر بروجرد بود. یکی از هزاران نفری که امسال راهی خانه خدا شد اما آقای مدیر هم مثل خیلی‌ها هرگز دوباره خانه‌اش را ندید. او همراه 464 ایرانی دیگر روز دوم مهرماه امسال در حادثه رمی جمرات جانش را از دست داد. به قول نجمه، همه‌شان مثل گل پرپر شدند. نجمه گودرزی از روزهای سختشان می‌گوید؛ روزهایی که تلخی و سیاهی‌اش انگار پایانی ندارد. چند روز قبل

    رنج های فرزند یک قربانی فاجعه منا 
    لگد میزنه  
    سلام
    دقیقا وقتی بیست هفته شدی وختی میرفتیم تبریز برا آزمایش تو ماشین بابا برا زدن گاز از ماشین پیاده شد و من....برای اولین بار حرکتت رو حس کردم دقیقا سه بار.بابارو صدا  زدم و تکون خوردنتو  بهش گفتم تو ماشین هی تکون خوردی ما خوشحال کنان رفتیم و بتز سونو گرفتیم و بابا برای اولین باردیدتت . ستون فقراتتو خیلی بهتر دید
    الان جمعه س و من ساعت 9بیدار شدم توهم ی کم بعد با تکون خوردن اعلام کردی ک بیدار شدی و به شدت گرسنته.رفتیم ی صبونه دپش زدیم به بدن

    لگد میزنه 
    باباها هم دلشان میخاهد فیلم ببینند....  
    لطفا ...مسعولین عزیز...لطفا....فیلم ک میسازید محض رضای خدا یکی هم برای خانواده و دیدن در جمع بسازید....برای وقتی ک بابا خانه بود.....تصمیم گرفتیم زندگی خصوصی اقای محمودی و بانو را ببینیم....بابا وسط های فیلم رسید....یک ربع بعد....:اینا چیه میبینین؟؟؟خاموش کن بره...همون اخبار خیلی می ارزه ب این جور فیلما...بعد از فیلم هم تا یک ساعت نصیحت شدیم درمورد کشیدن سیگار و رفقای ناباب و.....فردا همان موقع عصر یخبندان را گذاشتم....میم چشم هایش چهارتا شد....خانم معلممم

    باباها هم دلشان میخاهد فیلم ببینند.... 
    «دلتنگ بابا»؛ عیدانه ای برای چشم های اشکبار دختران شهدایِ مدافع حرم  
    «دلتنگ بابا»؛ عیدانه ای برای چشم های اشکبار دختران شهدایِ مدافع حرم
    به گزارش بسیج پرس؛ منصور نظری از شعرای آئینی سرا و متعهد کشور به مناسبت فرارسیدن سال نو، قطعه شعر «دلتنگ بابا» را سرود و به عنوان عیدانه ای به قلبهای شکسته و چشم های اشکبار دختران شهدایِ مدافع حرم، تقدیم کرد.
    این شعر را در ادامه می خوانید:
    دختر بابا منم، طناز عشق - رفته بابایم سفر شهر دمشقیادم آید آن سحرگاهی که رفت - برنگشته او از آن راهی که رفت
    وقت رفتن هست یادم در وداع - گفت ب

    «دلتنگ بابا»؛ عیدانه ای برای چشم های اشکبار دختران شهدایِ مدافع حرم 
     
    شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما..
     
    شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما.شما..
     
    شما..شما..شما.. شما.شما..شما.. شما..شما..شما..
     
    شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما..
     
    شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما..
     
    شما خیلی تنبلی چون همه ی "شما "های بالارو نخوندی!!!!
     
    و حتما متوجه نشدی كه یكی از اونها "سما"هست..؟
     
    الان داری دنبال"سما"میگردی....!!!!
     
    و از اینكه پیداش نكردی نا امید شدی!!!!!!!!!!!
     
     *
     
    *
     
    ی کسی که پای کامپیوترت نسشتی و فکر میکنی که خیلی ز

     
    لطفاً کمی اطمینانِ بچگی هایم...  
    بادکنکم را با خیال راحت داده بودم دست بابا،و رفته بودم پی بازی خودم...بابا دلش نمی خواست بادکنک یکوقت توی صورتم بترکد یا از صدای ترکیدنش بترسم...تا از بازی برگردم، باد بادکنک را خالی کرده بود و گذاشته بود توی کیف مامان...وقتی که برگشتم،دلگیر شده بودم...بهانه گرفته بودم....بابا،برایم پشمک خرید، بعد هم بستنی...خیلی زود فراموش کرده بودم،از بس بابا برایم خوراکی خریده بود..چند روز بعد توی خانه بادبادک درست کردیم...اصلا بادکنک از چشمم افتاده بود...بادب

    لطفاً کمی اطمینانِ بچگی هایم... 
    بابا دور است / مدافعان حرم  
    بسم. الله...وقتی پدر نباشد...وقتی که تنها شش سال داشته باشیوقتی که خانم معلم در کلاس جمله سازی از بچه ها می خواهد با کلمه دور جمله بسازید...و تو که تنها شش سال بیشتر نداری و روی کاغذ می نویسی( بابا دور است)
           
    پی نوشت: دیروز پسردایی شش ساله ام در کلاس جمله سازی برای کلمه دور، جمله (بابا دور است) را نوشته بود. غصه تمام وجودم را گرفته...ما هم این روزها را داشته ایم و خوب درکش می کنم.#مدافعان_حرم#با_کودکان_حرم##والله_خیر_حافظا_و_هو_ارحم_الراحمین#دایی ع

    بابا دور است / مدافعان حرم 
    وضعیت موجود  
    میدون امام امروز شلوغ بخاطر نمازجمعه وای سردرد گرفتم از صدای بلند، بلندگوهای نمازجمعه و دادوقال های آخوندی ِ آه خیلی هم امروز سرد ِ یخ زدم انگشتام توی کفش از سرما بی حس شده... ببینم ناهار امروز بهم چی میدن... خبری از صاحب کارم نیست حقوقموبده یک شاگرد دیگری ست که چندان پیش کارکرده... بابا زنگ زد بهش گفتم جریان حقوق را گفت به مامانت بگم به زن دایی ش که معرفی ت کرده بگه تااون بهش بگه گفتم نه حالا بابا قرار شد تابعدازظهر پول بفرست ِ برام امیدوارم طبق

    وضعیت موجود 
    روز پدر پیشاپیش مبارک  
    امروز به نام پدران نام گرفت / زن رفت و ز همسر خودش وام گرفت هر مرد در این روز بدیدم، کادو / جوراب ، لباس زیر یا مام گرفت !
    وظیفه خودم میدونم که روز پدر را به : پدر ژپتو پدر پسر شجاع پدر خوانده پدر سوخته … صدو یک پدرسگ خالدار پدرام اینا پدر شعر پارسی بابا لنگ دراز باباطاهر عریان باباقوری نه بابا! بیشین بینم بابا ابوظبی ابولهول علی بابا آق بابا لیدی بابا بابا نوئل و در نهایت به پدرسلامتی و پدر و مادرکسی که در هیچ مکانی آشغال نریزد تبریک بگم !
     
    از نظ

    روز پدر پیشاپیش مبارک 
    دست از سرم بردار من بابا ندارم  
    دست از سرم بردار من بابا ندارم
    زخمی شدم بهر دویدن پا ندارم
    گیسو سپیدم احترامم را نگهدار
    سیلی نزن من با کسی دعوا ندارم
    باشد بزن، چشم عمو را دور دیدی
    من هیچ کس را بین این صحرا ندارم
    زیبایی دختر به گیسوی بلند است
    مثل گذشته گیسوی زیبا ندارم
    این چند وقته از در و دیوار خوردم
    دیگر برای ضربه هایت جا ندارم
    تا گیسوانم را ز دستانت درآرم
    غیر از تحمل چاره ای اینجا ندارم
    گفتم به عمه از خدا مرگم بخواهد
    خسته شدم میلی به این دنیا ندارم
    گیرم که پس دادند هر دو گوش

    دست از سرم بردار من بابا ندارم 
    .  
    بوی باران، بوی سبزه، بوی خاکشاخه‌های شسته، باران خورده، پاکآسمان آبی و ابر سپیدبرگ‌های سبز بیدعطر نرگس، رقص بادنغمه و بانگ پرستوهای شادخلوت گرم کبوترهای مستنرم نرمک می‌رسد اینک بهارخوش به‌حالِ روزگار ...خوش به‌حالِ چشمه‌ها و دشتهاخوش به‌حالِ دانه‌ها و سبزه‌هاخوش بحال غنچه‌های نیمه بازخوش بحال دختر میخک که میخندد به نازخوش بحالِ جانِ لبریز از شرابخوش بحالِ آفتاب ...
    ای دل من، گرچه در این روزگارجامه رنگین نمی‌پوشی به کام باده رنگین

    . 
    فاجعه  
    باز غوغا می کند فریاد و غوغا، نمره ی بیستجیغ مادر، جنگ بابا عصر فردا ، نمره ی بیست
     
    خوشنویسی، خوش صدایی، قهر مانی ها قبیح استاز ریاضی از دروس سطح بالا، نمره ی بیست
     
    کیف و دفتر ، خط کش و نقاله و خود کارهایمگوشه ای کز کرده از فریاد بابا ، نمره ی بیست
     
    مثل موجی پای ساحل می زنم خود را به هر سوسهمم اینک چند ماسه دست دریا، نمره ی بیست
     
    می کشم هر روز با خود کوله ی بی خوابی ام رااضطراب هشت ریشتر زلزله را، نمره ی بیست
     
    آه نوزده، وای هفده، فاجعه شد شکل پ

    فاجعه 
    آرام نازنین عمه...!  
    آرام نازنین عمه...!
    آرام نازنین عمه...!
    "آرام، مبادا شامیان صدای گریه و بی تابی دختر حسین را بشنوند."
    این خرابه کجا و آغوش گرم و نوازش های مهربان بابا کجا...؟
    این سر بریده بابا و این دختر کوچک حسین.
    هر چه می خواهد دل تنگت، بگو.
    بابا، امشب به مهمانی دلِ بی قرارت آمده، بگو از سیلی خوردن ها و تازیانه ها و آتش خیمه های عصر عاشورا.
    بگو از درد غربت و محنت غریبی، بگو از صورت های نیلی و اسیری و بیابان های بی رحمی.
    بگو از بی شرمی یزیدیان و کوفیان سست پیمان و است

    آرام نازنین عمه...! 
     
    تعدادی از بهترین دوبیتی های میلاد عرفان پور :
     
    که پس از سجود بر می‌گردی
    وقتی که صلاح بود بر می‌گردی
    در نامه نوشتی که دلت تنگ شده
    تافکر کنم که زود بر می‌گردی
     
    ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من
    ای حسرت روز های شیرین در من
    بی مهری انسان معاصر در توست
    تنهایی انسان نخستین در من
     
      به ‌آخرین ثانیه‌های جانبازان شیمیایی:
    خون... سرفه خشک... درد... بیمارستان...
    آیینه‌ای از نبرد... بیمارستان...
    پیچید صدای ضج‍ّه شیرزنی!
    یک خط کشیده!... م‍َرد... بیمارستان...
     د

     
    یک سفر کوتاه  
    بابا چندبار می‌گوید: برچسب‌های رنگی، ستاره‌های شب‌تاب، جغجغه‌های باطری‌خور فقط دوهزارتومان! می‌خواهم از بغل مامان پائین بپرم و به سمت‌اش بروم تا ببیند آمده‌ایم تهران دیدنش و خوشحال شود. اما مامان محکم من را گرفته، صورتش را پشتم قائم کرده، صدای فین‌فین‌اش می‌آید، می‌خواهم که بابا را صدا کنم اما مامان پشتم سکسکه می‌کند، قلقلکم می‌آید، حواسم پرت می‌شود، نمی‌بینم بابا کِی از مترو پیاده می‌شود. بابا قول داده‌بود ماشین کنترلی  از

    یک سفر کوتاه 
    حکایت امروز من  
    بابا و مامان رفتند شهر آباواجدادیمون "م" مامان زنگ زده میگه کجایی؟  میگم خونه بلافاصله گوشی رو میده دست بابا، بابا هم میگه تا خونه ای آقای " ک " اومدیم بذار صحبت خواستگاری از دخترشونو کنیم منم گفتم نه... چون میدونم شرایط خودمو مناسب ازدواج نیست فقط این زندگی گُهی که توشم رو گُه تر میکنه از چاله قرار نیست بیفتم توی چاه. اصلاً این فکر اینونمیکنند من بیکارم بی پس انداز. یک آدم سالمم نیستم نهایت ش برم کارگری سرساختمون. فکرمیکنند چون

    حکایت امروز من 
    گذری بر گذشته  
    با اینکه خسته ام اما خواب از سرم پرید،،، شام هم خوردم،،،،بابام وقتی می بینه ما بچه ها دور هم نشستیم و داریم یه چیزی رو میخوریم کلی حال میکنه،،،برای  لحظه ای کنار می ایسته و با لبخندی بر لب ، برای چندین ثانیه به ما خیره میشه،،،، خیلی از این حالت های بابامو دیدم،،،، بابای من خود عشقه،،،، اولاش که مامانم فوت کرده، با اون سنم نمیدونم چرا همش رو بابا فقط البته برای مدت کوتاهی حساس شدم،،، از بس همه به بابا میگفتن زن بگیر، من هم حساس شده بودم که ن

    گذری بر گذشته 
    استرس  
    خدایا ببین...دیشب هیچکی نخابیده...چرا؟؟چون صبح قراره شرلی و داماد برن سرکار....همه فقط غلت زدن تا صبح....استرس داریم ک باز سرصبحی میخاد چ اتفاقی بیفته....خدایا ببینمون...خدایا ب فاطمه ات کمک کن ارامش برقرار بمونه..... .اضافه شد:صبح ک داماد و بابا رفتن من از پنجره نگاه میکردم..ک مرد همسایه رو ب رویی اومده بود بره سرکار با بابا احوالپرسی میکرد...بابا بهش گفتن بیا.ببین وسط پارک کرده.بعد کلی ماجرا درست کرده و... .بعد زن ط2 رفت پایین!!!! اسم زن و مرد حیف روشون!!!

    استرس 
    ذوق خرید  
    بابا و مامان با کلی بالشت و پتو و زیرانداز و... اومدن خونه.چند دونه اش برای شرلی بود.یکی برای من.بقیه برای خونه....باز نیکردن و نشون میدادن.حتی یک درصد ذوق نکردم.فقط گفتم:مرسی.مبارک باشه.و غرق در تی وی شدم که منوتو برنامه داشت.از کاور در میاوردن ببین...خوبه..فلانه..بهمانه...تخفیف معلمی داشته...منم ی نگاهی مینداختم میگفتم خوبه..بابا:اینو تو میخای یا شرلی.فرقی نداره.چه اهمیتی داره....نون ادویه ای هم گرفته بودن که یکی کامل خوردم در همون حین:|همه اشو تک تک

    ذوق خرید 
    23  
    بسم الله الرحمن الرحیم 
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 
    خیلی دلم برات تنگ شده بابا
    خیلی
    خیلی 
    کاش میدونستم کجایی
    کاش میدونستم خوبی یا نه
    کاش بودی بابا
    کاش بودی
    چقدر ازت دورم 
    ببخش دختر بدتو که قَدرت رو ندونست 
    بهترین بابای دنیا 
    مظلوم ترین بابای دنیا 
    خدایا بابام خوب بابایی بود، هیچی برای من کم نگذاشت 
    خدایا تو براش جبران کن
    از سرتقصیراتش بگذر خدایا
    یافاطر بحق فاطمه آرامش رو نصیب روح پاکش کن

    23 
    دیدی نمردم...!  
    امروز بدترین حالت رانندگی رو داشتم، برام مهم نبود مامانینا نمیدونن و من تنها میرم، فقط میخواستم برم.... برام مهم نبود که بدون گواهینامه با سرعت 145 تا تو همت اگه بگیرنم چی میشه، فقط میخواستم برم... راستش یه دوره ای میترسیدم اگه بگیرنم، به هر علتی حالا، جلو بابا چی بگم، حتی اگه مینداختنم بازداشگاه و چند تا سیلی آبدار از سرگرد، سروان یا هرکوفت دیگه میخوردم برام مهم نبود،... فقط میترسیدم جلو بابا چی بگم و اصلا اون لحظه باید بمیرم... 
    از افتادن از ارت

    دیدی نمردم...! 
    آن مرد پدر است  
    دلم آروم نمی گرفت. منتظر بودم. آروم روی صندلی نشسته بودم و به دور و برم نگاه می کردم. یک پسر بچه چهار پنج ساله که حالا می تونست بعد از دو سال باباش رو ببینه.
     
    تصویری از پدر در ذهن نداشتم. دو ساله بودم که برای کار رفت ژاپن. همیشه سعی می کردم چهره اش رو در ذهنم بسازم: یک مرد قد بلندِ لاغرِ مهربون که لبخند از لبهاش نمی افته. این ایده من از یک پدر ایده آل بود.
     
    خوب یادمه چند بار مأمورهای اداره پُست رو با پدرم اشتباه گرفتم. فکر می کردم خود بابا اومده نام

    آن مرد پدر است 
        

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام



    جدیدترین مطالب

    خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
    تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%