• 200 عکس پروفایل
  • بلوگل

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    تبلیغات

    همت 110
    

    واژه شناسی کلمه مسیح مسیحیت

    واژه شناسی کلمه مسیح (مسیحیت)  
         واژه «مسيح»، عربی شده لغت عبری «ماشیا» بوده و بمعنای "مسح شده" و "متبرک آفریده شده" میباشد. بنابر نقل عهد عتیق، لغت «مسيح» برای تمامی پادشاهان بنی اسرائیل به کار رفته است، چرا که همه آنان پیش از تاجگذاری توسط پیغامبر پیشین و یا کاهن اعظم وقت و بوسیله روغن مقدس مسح میشدند. لیکن همین واژه بعنوان لقب حضرت عیسی بن مریم (ع) در متون مقدس استفاده شده است، زیرا مطابق اعتقاد یهودیان "مسيح بزرگی" برای نجات قوم یهود خواهد آمد.
        با این توصیف در کتب ع

    واژه شناسی کلمه مسیح (مسیحیت) 
    واژه شناسی «مزدَیَسنا»  
          واژه «مزدَیَسنا» (آیین زرتشتی) از دو کلمه "مزدا" و "یَسن" ترکیب یافته است. «مزدا» لغتی اوستایی است که بمعنای حافظه و به حافظه سپردن میباشد، و به تنهایی و یا در ترکیب با کلمه "اهوره" 155 مرتبه در بخش "گاتاها (گاثاها یا گاهان)" اوستا به کار رفته است. این واژه در زبان سانسکریت به صورت «مَذِس» و بمعنای دانش و هوش آمده است. واژه «یَسن» نیز در اوستایی از ریشه "یَزِش" بمعنای پرستش میباشد. «مزدَیَسنا» صفتی بمعنای "پرستنده اهورامزدا" است. متضاد لغت «مزد

    واژه شناسی «مزدَیَسنا» 
    خلاصه ای از درس نظريه‌هاي ارتباطات - کلاس دکتر تربتی  
    تعریف نقد و خلاصه‌ای از اندیشة انتقادی:
    ریشة واژه «کریتیک» که در تمامی زبان‌های اروپایی به معنای نقد بکار می‌رود، به واژه یونانی «Krites» به معنای جداسازی و گاه «داوری» است؛ می‌رسد. واژه‌ای که در دادرسی‌ها نیز بکار می‌رفت. جالب است که واژه «کریسیس» یا بحران نیز از همین کلمه است. هنوز هم در فیزیک بعضی از مواقع این دو کلمه را به جای هم بکار می‌برند.

    خلاصه ای از درس نظريه‌هاي ارتباطات - کلاس دکتر تربتی 
    واژه شناسی لغت «اسطوره»  
         لغت «اسطوره» را عربی شده واژه یونانی «هیستوریا» که بمعنی «جستجو، آگاهی و داستان» است، دانسته اند. کلمه «story» در زبان انگلیسی که بمعنای «داستان و حکایت» میباشد، و نیز کلمه «histoire» در زبان فرانسوی که بمعنای «تاریخ و حکایت» میباشد باقیمانده مستقیم لغت «هیستوریا» به حساب می آیند. 
         البته در زبانهای اروپایی برای بیان مفهوم «اسطوره» از بازمانده واژه یونانی «میتوس» استفاده میگردد. واژه «میتوس» به صورت «myth» در زبان انگلیسی و به صورت «mythe»

    واژه شناسی لغت «اسطوره» 
    هم سفره روزهای گرسنگی  
    این روزها 
    واژه ها، ذوب میشوند زیر دستهایم 
    تو که نگاه کنی 
    کلمه می بارد 
    واژه جوانه میزند
    یاد واژگان سبز بخیر
    که میخواستیم در نطفه عشق بارورشان کنیم 
    اما چشمانت همه ترس دنیا را در خود جای می داد 
    کلمات را دورت چیدم 
    تا بمانی 
    میدانی، میترسم 
    از نبودن کسی مثل تو میترسم 
    ای هم سفره روزهای گرسنگی 
    از دستانم واژه و اشک می ریزد...
    زهراسادات قاسمی

    هم سفره روزهای گرسنگی 
    ماهيت روان شناسي تربيتي Educational psychology  
    واژه روان‌شناسي، ترجمه psychology است. این كلمه مشتق از دو كلمه یونانی و به معنای علم روح یا علم نفس است. روان‌شناسي یكی از اركان مهم تعلیم و تربیت است كه به مطالعه علمی رفتار و فرایندهای ذهنی می‌پردازد و روان‌شناسي تربیتی امروزه به عنوان تعلیم و تربیت تجربی و یا شاخه‌ای از روان‌شناسي كاربردی شناخته شده است.
     

    ماهيت روان شناسي تربيتي Educational psychology 
    تراکتور  
    تراکتور
    واژه تراکتور یک کلمه خارجی است. و معنی آن «کشنده» می‌باشد. این واژه اسم فاعل ساخته شده از واژه
    (Tratiox) به معنی کشش است.
     
    دیدکلی
    این کلمه به ماشینهایی اطلاق می‌شود که جهت کشیدن یک بار یا یک وسیله بکار می‌ر‌وند. ‌در واقع تراکتور وسیله ایست که برای تامین قدرت مورد نیاز جهت کشیدن وسایل و تجهیزات مورد استفاده قرار می گیرد. شاید اکثریت مردم با شنیدن کلمه تراکتور ذهنشان به کشاورزی و کاربرد این وسیله در کشاورزی معطوف گردد، لیکن لازم است بدا

    تراکتور 
    واژه شناسی کلمه یهود (یهودیت)  
         واژه «یهود»، از لغت «یهودای» که یک لغت "آرامی یهودی بابلی" (*) میباشد، گرفته شده است. و لغت «یهودای» خود ریشه «عبرانی» دارد. همچنین این واژه ریشه در نام "یهودا" چهارمین فرزند یعقوب (ع) داشته و به معنای "حمد و ستایش خداوند" میباشد.
    بنابراین تعریف، «یهودیت (به عبری: Yahudat)» دین و آئین قوم یهود میباشد. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که در کتاب مقدس به قوم "یهودا" «یهودیم» اطلاق میشود.
    *) "آرامی یهودی بابلی" یکی از سه لهجه اصلی آرامی شرقی میباشد. خود زبا

    واژه شناسی کلمه یهود (یهودیت) 
    اقنوم مسیحیت  
    مسيحیان
    بعد از آن‌که به قبح مبانی کلامی و اعتقادی خود پی بردند درصدد توجیه
    آن‌ها برای دیگران برآمدند. ازجمله کسانی که به توجیه اعتقادات باطل در
    مسيحیت پرداخته، توماس میشل متکلّم معروف مسيحی است. او در کتاب خود به نام
    کلام مسيحی می‌گوید: «اندیشمندان مسيحی در طول نسل‌ها برای بیان راز خدای
    سه‌گانه به مفاهیم و مکاتب فلسفی زمان خود متوسّل شده‌اند... نخستین
    شوراهای کلیسا که در نیقیه، اَفَسُس، کالْسِدون و قسطنطنیه تشکیل شد، اعلام
    کردند که

    اقنوم مسیحیت 
    هرهفته معرفی یکی از واژه های تشریفات  
    سمپوزیوم:
    کلمه ای لاتین است واژه ای است فرانسوی معمولا به جلسات رسمی اطلاق میشود که درآنجا گروهی متخصص درباره یک موضوع باهمدیگر به مباحثه می پردازند یایک یاچند نفر برای افراد هم ردیف خود سخنرانی ایراد میکند وبه پرسش وپاسخ نیز می پردازد احتمالا جنبه عام تری نیز پیدا میکند که دراینصورت ورود برای عموم آزاد است ومعمولا دانشگاهها،سازمانها ،وزارتخانه ها،سمپوزیوم هایی راتشکیل میدهند معمولا دراین سمپوزیوم ها مطالب علمی برای اولین بار عرضه میش

    هرهفته معرفی یکی از واژه های تشریفات 
    معنای یک کلمه  
    اینکه یک کلمه از دهان چه کسی گفته میشه معنای متفاوتی داره.یک کلمه رو وقتی مامانم تلفظ کنه ی  معنی داره،دوستم ی معنی،پدرم و همینطور بقیه.نمیدونم به این دقت کردین یا نه؟ولی واقعیتهشنیدن ی کلمه از شخص تو من و ساعت ها به فکر فرو میبره ی کلمه عادی که همه به هم میگن.و من چقدر می اندیشم به معانی که میتوانه داشته باشه.

    معنای یک کلمه 
     
    ازنده ترین کلمه" گذشت" است... آن را تمرین کن
    ♦ پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.
    ♦ عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.
    ♦ بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.
    ♦ سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن.
    ♦ خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.
    ♦ ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.
    ♦ بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.
    ♦ با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.
    ♦ پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.
    ♦ سازنده ت

     
    سیار 3  
    امشب آرامش خوابم را چیزی به هم ریخته بدنم را کرخت کرده حالم را بد کرده  و مثل  یک خوره ذهنم را آزار می دهد، یک کلمه، یک واژه سخیف و زشت و پست و پلید و بد و بی ریخت و ناهنجار و بدریخت و کثیف و لجن و ملعون و بد طینت و ... هر چه در نکوهش این واژه بگویم بازهم کم است موقعی وقحات و پستی این واژه بیشتر آزارت می دهد که با کلماتی ناب و زیبا و پاک و آرامش بخش ترکیب می شود، تصورش برایم سخت است مگر می شود که پاکی را با چنین واژه ای ترکیب کرد چگونه بعضی انسانه

    سیار 3 
    السلام علیک یاابوالحسن  
    گاهی واژه ها کلید هستند و گاهی شاه کلید. اما باید اهل فن باشی تا کلید را از شاه کلید تشخیص بدهی تا شاه کلید به کارت بیاید. "سلام" یکی از آن شاه کلید هاست. گاهی کلمه ای، کار یک کتاب را می کند، منتهی باید اهل بشارت باشی که اشارت را بدانی و کلمه ای را بگویی که با یک کتاب برابر باشد. سلام یکی از آن کلمه هاست که به اندازه یک کتاب است. گاه واژهای نشان صلح است، اعلام"من دوستت دارم" است. نشان"با تو هستم و با دشمنان تو نیستم" است. آن وقت باید حواست خیلی جمع باش

    السلام علیک یاابوالحسن 
    زیباترین ها  
    زیباترین کلمه؟...... عشقزشت ترین کلمه؟....بی وفاییپاک ترین کلمه؟.................اشکبی همتاترین کلمه؟............تنهاییبی معناترین کلمه؟.......جداییجذاب ترین کلمه؟....آشنایی زیباترین کلمه؟...... عشقزشت ترین کلمه؟....بی وفاییپاک ترین کلمه؟.................اشکبی همتاترین کلمه؟............تنهاییبی معناترین کلمه؟.......جدایی

    زیباترین ها 
    یاسریع الرضا  
    گاهی وقت‌ها به این فکر میکنم که "کلمه‌ها"، عجیب‌ترین آفریده های خلقتن. با "کلمه"ست که میشه آدمی رو شکست و با کلمه‌ست که میشه روی زخم‌هاش مرحم گذاشت. کلمه‌ها آفریده های عجیبی اند وقتی بزرگترین معجزه پیامبر(ص) ما کلمه‌ست. کلمه هان که دل ها رو لو میدن...
    اما این عجیب ترین خلقت، با لشگر میلیونی و میلیاردیش، گاهی در مقابل یک سکوت و یک نگاه، سلاح از دست می‌اندازه و تسلیم میشه.  عجیب تر اینکه خدا راه رسیدن به سکوت رو از میون کلمه‌‌هاش عبور داده.
    ما

    یاسریع الرضا 
    بحران  
    نوشتن را نمیتوانم، ننوشتن را هم.قلم به دست . . . واژه و عبارت و جمله . . . و باز هم نمی کنند آنچه را که باید و نیستند آنچنان که شاید.غوغای حرف و فکر و خیال، هیاهوی واژه و لفظ و عبارت، طوفان می کند وجودم را، آشوب می کند دلم را اما . . .افسوس که راهی نیست به ساحل امن نوشتن، مجالی نیست برای گفتن و مأوایی نیست برای آرام گرفتن. که معنای درون را ظرف برون شایسته نباشد و کیل واژه را، به میزان فکر و خیال راه نی.و مرا باید که نوشتن . . .قلم به دست . . .حرف به حرف . . .واژ

    بحران 
    تدبیر شناسی به عنوان اصطلاح علمی  
    به علم شناسایی و اعمال مدیریت و تدبیر، علم تدبیر شناسي
    و کسی که دارای این علم است تدبیر شناس گویند.
    لطفا دنبال این واژه(تدبیر شناسي) در لغت نامه ها نگردید چون این
    اصطلاح علمی از تولیدات بنده هست و از همین الان درباره ی آن فکر
    می کنم و امیدوارم به زودی وارد ادبیات علمی در جوامع دانشگاهی
    گردد از واژه تدبیر بیشتر بحث شده اما هیچ جایی از تدبیرشناسي
    بحث نشده است.
    دنبال مشابه انگلیسی اش گشتم جز اندازه گیری چیزی نیافتم
    که آن هم می شود
    Measure of=اندازه گ

    تدبیر شناسی به عنوان اصطلاح علمی 
    هم‌دلی از هم‌زبانی چون سر است؟  
    این جا و گاهنامه‌ام که گهگاه در آن می‌نویسم برایم دو تفاوت مهم دارند. تا امروز نشده که با گاهنامه‌ام احساسِ بیگانگی کنم، حتّی اگر ماه‌ها در آن ننویسم یا از آن دور باشم. روزنه امّا این طور نیست، چند  بار که چیزی به ذهنم می‌آید و از نوشتن صرفِ نظر می‌کنم یا در نوشتن تنبلی، دیگر سیاه کردنِ این صفحه‌ی سفید یا پر کردن این فضای خالی برایم سخت است.
    واژه‌ها هم مانندِ هوا هستند. تمایل دارند از فضای پرفشارِ ذهن به این خالیِ بی‌پایانِ کم‌فشار بگری

    هم‌دلی از هم‌زبانی چون سر است؟ 
    مینویسم  
    از نی بینوا مینویسم. ؛ از شب و گریه ها. مینویسم ؛ از من و تو به ما
    مینویسم ؛ بی تو بیهوده را مینویسم؛ در شگفتم چرا مینویسم ؛ صبر سنگم ؛
    صبوری صدا. نیست ؛ مرگ سنگینم ؛ از من جدا نیست ؛ جز شکستم مرا ماجرا نیست ؛
    میخلد خفتم این هم روا نیست ؛ واژه واژه ؛ واژه واژه ؛ ترا مینویسم ؛ بوی
    تو بوی گلهای خانه ؛ بوی سبزینه در جوانه بوی دلتنگی محرمانه ؛ من ترا در
    غزل و ترانه از رفقات جدا مینویسم !

    مینویسم 
    شهر ارومیه  
    شهر ارومیه در هزاره دوم قبل از میلاد مسيح تاسیس شده و بیش از سه هزار سال قدمت دارد.
    ارومیه را در زبان سریانی اورمیا و اورمی و در ارمنی اورمی و در عربی ارمیه و در فارسی و ترکی عثمانی ارومیه نوشته اند.
    پورداود نام اورمیه را ترکیبی از دو واژه آرامی "اور" به معنای شهر و "میاه " به معنای آب نوشته است.
    اور در زبان آشوری به معنای شهر است و میه بمعنای آب – هم ریشه با ماء عربی – و اورمیه یا ارومیه در زبان آشوری بمعنای شهر آب است. و باید در نظر داشت که هیچگاه

    شهر ارومیه 
    تصامد  
    خواهم گفت به شرح ذیل:غزل غزل شعرهایم سوخت،آرزوهایم واژه واژه پرید، گفتندتمام معنایش توبودی،غزل واژه قصیده سرودم تابسوزی،همین ک خاکسترشعرم شدی شاعری آواره گشتم وبی معنا، خواهم گفت من درمیان اشعارم فرودآمدم،باسقوط سنگین واژه ها ورودامدم،طنین شدکه اینجاشعرام همه معناشدند، از بزم شادی فرودبه سرورامدم،همه زمزمه میکنند نزول شعرهایم را،مدتی آواره بودم حال ازسقوط به صعودآمده ام "سعیداعظامی

    تصامد 
    کلمه‌بازی  
    یک کانال درست کردم برای کلمه‌بازی. برای ثبت کلمه‌هایی که صبح تا شب می‌شنویم و می‌خوانیم و گاهی بدجور ازمان دل می‌برند. کلمه‌هایی که گیر می‌کنند به قلاب ذهن و نمی‌شود ساده از کنارشان رد شد. کلمه‌هایی که رهامان نمی‌کنند و حیف است که ما هم رهاشان کنیم.
    telegram.me/kalamebazi

    کلمه‌بازی 
    نویسندگی = کلاسِ پنجم  
         تبدیل شدنِ یک نویسنده به یک محاوره ی عُرفی قوام یافته کاری بس صعب و گاهاَ غیر ممکن است؛ به چشم می بینم که اکثر نویسندگان در جا می زنند و از عُرف، فقط واژه ی عُرفی را می شناسند و لاغیر؛ واژه ی عُرفی آن است که مردم روزانه به کرّات آن را استعمال می کنند و برای آن ها تبدیل به عادت شده است؛ مثالی برای واژه ی عرفی، خریدِ روزانه، رفتن به ادارجات و امثالهم؛ نویسنده های فعلی فقط این واژه ها را در نوشته های خود به کار می برند و بدون آن که آن ها را تبدی

    نویسندگی = کلاسِ پنجم 
    نویسندگی = کلاسِ دهم  
    من خود یکی از واژه های عُرفی هستم که غذا می خورم، فکر می کنم، کار می کنم، این واژه های عُرفی در رابطه با اصول معنایی عمل می کنند و خالق اثر باید واژه های عرفی را با اصول معنایی هر واژه ای پیوند دهد و در وَرزِ این دو، محاوره ی عرفی شکل می یابد؛ بهتر بگویم، بذرِ محاوره های عرفیِ قوام یافته در اینجا پاشیده می شود. 

    نویسندگی = کلاسِ دهم 
    فسایی فاتح بغداد و آبادگر حرمین عسکریین- ارسلان بساسیری  
    وبلاگ فسا شناسي نوشت:
    یکى از حوادث تاریخى بسیار مهم، در اوایل تشکیل دولت سلجوقى و در طول حکومت عباسى، قیام ابوالحرب (ابوالحارث) ارسلان بساسیرى است. این مرد، ایرانى دلاورى است که اگرچه به اقدامى خطیر در مخالفت با خلفاى بغداد مبادرت ورزیده است، ولى قدرش را چندانکه باید نشناخته‏ اند.
    ارسلان که با نام های ابوالحارث و ابوالحرب خوانده می شود . پسر عبدالله بساسیری است و کلمه بساسیرى از سه جزء بسا، سیر و یاء نسبت ترکیب یافته است. کلمه، "بسا" همان کل

    فسایی فاتح بغداد و آبادگر حرمین عسکریین- ارسلان بساسیری 
    پسردایی-ام پارسی را پاس میدارد!  
    یادم هست قبل-تر از اینها، روی پارسی نوشتن و پارسی حرف زدن تعصب داشتم. یعنی تمام تلاشمو میکردم که از کلمات بیگانه استفاده نکنم. ولی بعضی وقتا نمیشد. یعنی مثلا به Email میگفتم رایانامه یا مثلا به SMS میگفتم (و البته هنوز هم میگم) پیامک؛ ولی بیشتر اوقات معادل مناسب پیدا نمیکردم. مثلا نمیدونستم به تلویزیون چی بگم؟ یا به کنترل تلویزیون چی بگم؟ این شد که تعصبم روز به روز کمتر و کمتر شد.
    امروز تو همین دید و بازدیدهای عید با یکی از پسردایی-هام صحبت میکردم

    پسردایی-ام پارسی را پاس میدارد! 
    هشتاد سال از نامگذاری ایران می گذرد!  
    هشتاد سال از نامگذاری ایران می گذرد!در فروردین سال 1314 خورشیدی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه و تقاضای دولت وقت ، نام رسمی ایران ( به جای پرس ، پرشیا و غیره ) برای کشور ما انتخاب شد . در مغرب زمین از قرون وسطی ، ایران به نام هایی از قبیل : پرس ( فرانسوی ) ، پرشیا ( انگلیسی ) ، پرسیس ( یونانی ) نامیده شده است . اسمی که امروز" ایران " گفته می شود بیش از 600 سال پیش " اران " Eran تلفظ می شد .سعید نفیسی در دی ماه 1313 نام " ایران " را به جای " پرشیا " پیشنهاد کرد . این نامگذ

    هشتاد سال از نامگذاری ایران می گذرد! 
    پیش گفتار  
    بسم الله
    اولین دست نوشته ای که در این وبلاگ مینویسم
    در این وبلاگ سعی داریم که نوشته هایی که صرفا دست نویس هستند یعنی کپی نیستند رو قرار دهیم
    بدون هیچ منظور سیاسی و در کل بدون هیچ منظوره خاصی
    اینجا 
    فقط واژه ها فرمانروایی می کنند
    هر واژه داستانی در پشت پرده اش نهفته است
    روحیه ای دارد 
    و تصویره ذهنی رو برای خواننده تجسم میکند
    شاید بهترین نویسنده کسی باشه که همیشه دنبال الک کردن بهترین واژه هاست
    واژه ها رو دست کم نگیریم
    نقطه سر خط 
    پایان

    پیش گفتار 
    *  
    اندوه مونالیزا - شاهرخ گیوا•••••خواب به چشم هام نمی آید... روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست...شعر، شعر حافظ است به گمانم؛ یا یکی از شعرای قرن شش و هفت. غم پرست! ترکیب عجیبی دارد این واژه. نمیدانم مردم سایر کشور ها هم چنین واژه دلگزایی دارند یا نه.واژه ها و ترکیب های این چنینی به فراخور حال آدم ها خلق میشوند.غم پرستی حال وروزمان بوده است؛ حال و روزمان است.

    * 
    واژگانِ بی‎صدا..  
    برا باز کردنِ سر صحبت و یا حتی نوشتنِ یه پستِ ناچیز که دوستات بدونن زنده‎ای هنوز، یه وقتایی هیچ واژه‎ای«های» پیدا نمیشه! بعضی وقتا حتی یه فاجعه خفن هم کفاف باز کردن سر صحبت رو به آدم نمیده . دقیقاً همون موقعی که میخوای حرف بزنی، همه واژه‎ها برات بی‎معنی میشن! کاش میشد کلمه‎ها رو هُل داد و بهشون گفت اینقدر بچرخید تا حرفای منو پیدا کنید و بنویسید. دلمان یه روستا میخواهد اونم بدونِ تکنولوژی..:دی
    دسته: {مونولوگ}

    واژگانِ بی‎صدا.. 
    عشق، واژه ی ممنوع!  
    می دونی… کسی به من یاد نداد عشق چیه. کسی برای من عشق را معنی نکرد. فقط گاهی می شنیدم چیز خوبی به نام عشق وجود داره. برای من کلمه ی عشق کلمه ای ممنوع بود. البته کسی به من نگفته بود عشق چیز بدیه یا نباید حرفش رو بزنم اما چون کسی از عشق حرف نمی زد فکر می کردم چیز خجالت آوریه! عاقبت تصمیم گرفتم دنبالش برم و ببینم چیه… همه جا دنبالش گشتم از توی سطل آشغال بگیر تا کنار دریا، ولی باز هم نفهمیدم چیه… خجالت هم می کشیدم از کسی بپرسم. هر وقت می خواستم

    عشق، واژه ی ممنوع! 
    هشتصد کلمه  
    دو شب پیش بعد از دیدن دو قسمت از فصل دوم سریال The Affair ، ناخودآگاه صفحه مایکروسافت ورد را باز کردم و شروع به نوشتن کردم :
     « تلفن زنگ می‌خورد. از ترس زانوهایم را بغل کرده‌ام و... »
    حدود چهارصد کلمه نوشتم ؛ ساعت سه بعد از نصف شب بود. سوزش چشمانم مرا مجبور به خوابیدن کرد و از نوشتن ادامه‌ی داستان باز ماندم.
    احساس درونی‌ام میگوید باید داستان را در هشتصد کلمه تمام کنم.
    ( بین هشتصد تا پانزده هزار کلمه ، داستان ، کوتاه محسوب می‌شود )

    هشتصد کلمه 
    خوابگاه  
    روزهای اول خوابگاه از توی اتاق ها،راهرو ها،حیاط،آشپزخانه و حتی از در و دیوار دو کلمه مکرر و مدام و با یک لحن تکراری به گوش می رسد و یکی دو هفته ای طول می کشد تا همه برسند و این بساط تمام شود؛و آن دو کلمه همین دو کلمه ی ساده ی همیشگی هستند که فقط با لحنی کشدار و بی صبر و مشتاق و پر انرژی و پر از خنده ادا می شوند:سلاااااااااااااااااااااااااااام!چطوووووووووووووری؟حوصله ام سر رفته...

    خوابگاه 
    دانلود کتاب The Garden Of English Words گلستان واژه های انگلیسی – جلد 1 تا 3  
    کتاب گلستان واژه‌های انگلیسی The Garden Of English Words (کتاب ۴۰۰۰ واژه ضروری با ترجمه فارسی) احتمالاً شما هم موافقید که ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی بهترین و کامل‌ترین منبع واژگان زبان انگلیسی است. حال برای اولین بار ترجمه فارسی ۴۰۰۰ واژه ضروری انگلیسی در مجموعه ای با نام « گلستان واژه‌های انگلیسی » در اختیار فارسی‌ زبانان قرار می‌گیرد . کتاب ۴۰۰۰ واژه ضروری زبان انگلیسی کتابی است که به‌خوبی سایر کتاب‌های زبان  ازجمله ۵۰۴

    دانلود کتاب The Garden Of English Words گلستان واژه های انگلیسی – جلد 1 تا 3 
    کلمات فارسی درفرهنگ انگلیسی  
    کلمات فارسی که انگلیسی‌ها استفاده می‌کنند
     
    به وقت سال ۲۰۱۶میلادی در میان سیل کلماتی که هر روز از زبان های خارجی به زبان فارسی راه پیدا می کنند این بار به سراغ کلماتی رفتیم که از زبان فارسی به زبان های دیگر صادر شده اند. «نان داغ، شکلات داغ»آخرین عبارتی بود که فرهنگستان زبان و ادب فارسی آن را جایگزینی برای «نوتلا بار»در نظرگرفت که سر و صدای زیادی را هم به پا کرد و واکنش های زیادی را به دنبال خودش داشت. عده ای همیشه معتقدند در مقابل هجمه زیاد

    کلمات فارسی درفرهنگ انگلیسی 
    پالیندروم چیست؟  
    پالیندروم (واروخوانه یا قلب مستوی هم گفته می شود) به کلمه، جمله (رشته ای از کلمات) یا اعدادی گفته می شود که از دو طرف (راست به چپ و چپ به راست) دقیقا به یک شکل خوانده می شوند. (در واقع از دو طرف متقارن هستند.)


    مثلا واژه "رادار" یا "بابک و کباب" و عدد "1456541" همگی مثالهایی از پالیندروم هستند. واژه پالیندروم، از دو کلمه با ریشه ای یونانی بوجود آمده است: پالین (πάλιν)، به معنای مجدد، تکرار، و دروموس (δρóμος) به معنای راه و مسیر. یکی از طولانی ترین متون پا

    پالیندروم چیست؟ 
    200 فاکتور رنک دهی و رتبه بندی گوگل  
    احتمالا شما نیز می دانید که گوگل از 200 فاکتور برای رتبه بندی سایت ها در الگوریتم خود استفاده می کند…
    در این مقاله لیست کاملی از عواملی که باعث رتبه بندی سایت شما می شود جمع آوری شده است.
    برخی از آن ها ثابت شده اند و برخی نیز جای بحث دارند. همه ی آن ها را می توانید در اینجا پیدا کنید.
    1- سن دامنه : مت کاتز در  ویدئو منتشره شده می گوید:
    تفاوت بین دامینی که 6 ماه تا یک سال دارد، زمان زیادی نیست، این مورد شاید اهمیتی نداشته باشد ولی سن دامنه نیز یکی از

    200 فاکتور رنک دهی و رتبه بندی گوگل 
    چگونه شما مسیحی می شوید  
     
    اگر شما زندگی خود را به دست عیسی مسيح بسپارید مسيحی شده اید اگر او را بانام خداوند و نجات دهنده یاد کنی این اولین رابطه ای است که بین شما و خدا شروع می شود .تجدید حیات قلب ویک زندگی دوباره است خداوند ما عیسی مسيح در کتا ب یوحنا 3:3 در رابطه با تولد دوباره چنین می گوید :« اگر تولد تازه پیدا نکنی هرگز نمی توانی ملکوت خدارا ببینی این که می گویم عین حقیقت است.» مسيحی شدن در حقیقت درک این حقیقت است که شما خدا را انتخاب نمی کنید بلکه اوست که شما را انتخ

    چگونه شما مسیحی می شوید 
    انسان با یک کلمه سقوط می کند و با یک کلمه به معراج می رود  
    و انسان با یک کلمه سقوط می کند و با یک کلمه به معراج می رود:
    کلمه می تواند تو را مشتاق کند مثل
    "دوستت دارم"
    تو را ویران کند مثل "از تو بیزارم"
    تو را تلخ کند مثل "خسته ام"
    تو را سبز کند مثل "خوشحالم"
    تو را زیبا کند مثل. "سپاسگزارم"
    تو را سست کند مثل. "نمی توانم"
    تو را پیش ببرد مثل. "ایمان دارم"
    تو را خاموش کند مثل. "شانس ندارم"
    کلمه می تواند تو را آغاز کند مثل:
    از همین لحظه شروع میکنم،،حالا که بعد از ماه مبارک انرژی مثبت گرفتیم،
    ازهمین نقطه تغییر میکنم،
    ازه

    انسان با یک کلمه سقوط می کند و با یک کلمه به معراج می رود 
      

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام



    جدیدترین مطالب