• 200 عکس پروفایل
  • بلوگل

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    تبلیغات

    همت 110



    

    نوشتن و نویسندگی

    چرا هنوز کتابهای قدیمی پر فروش هستند  
    به نام الله
    به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ نویسندگی، هنری است كه با احساس و روح مخاطب سر و كار دارد. افراد زیادی هستند كه شور نویسندگی در سر دارند و قلم بر دست می گیرند و نوشتن را آغاز می كنند، اما هر كس كه پای در این راه گذاشت، قلم بر دست گرفت و مكنونات ذهنی اش را بر كاغذ جاری كرد، نویسنده نام نمی گیرد.نویسندگی تخصصی است كه علاوه بر ویژگی‌های ذاتی همانند قدرت تخیل بالا، باریك‌بینی، نوآوری و ذوق و استعداد ویژ

    چرا هنوز کتابهای قدیمی پر فروش هستند 
    یک - آری آغاز دوست داشتن است  
    یک زمانی وبلاگ می نوشتم، یک زمانی شور و هیجانی بود برای نوشتن، آنقدر که می گفتم حتی اگه ننویسم وبلاگ حذف نمیشه می مونه تا یه زمانی برگردم و بخونمش، اما از اون شور افتادم، حرفی برای نوشتن نبود، یا شاید حالی برای نوشتن 
    دلم اما برای نوشتن تنگ شده، مخصوصا حالا که شعر هم نمی نویسم، دوباره شاید شروعی لازم باشه، شروع شد 
    سلام، من ابرم 

    یک - آری آغاز دوست داشتن است 
    ذهن مشوش  
    از دوران دبستان یادم میاد که درس انشا که هر موقع داشتیم هیچ وقت خودم ننوشتم،همیشه دختر خاله یا دختر عمو....الان هم که قراره این وبلاگ رو شروع کنم خیلی برام نوشتن سختهنوشتن از چیزهایی که هیچ وقت نگفتم....نوشتن از ذهن مشوش و بهم ریخته...نوشتن از ثانیه ثانیه روزهای خوب و بدی که پشت سر گذاشتمهمیشه شروع یه چیزی خیلی سخته و اینم دقیقا همینجوری هستنمیدونم از چی ، از کی ، از کجا و ...... بگم و بنویسم

    ذهن مشوش 
    دلتنگ صدای کیبورد  
    دلم حسابی برای نوشتن تنگ شده. مخصوصا این روزهایی که بخشی از کارهایم - در کنار این ماراتن مسخره ی زندگی که درس بخوان تا تهش! و این ته هیچ وقت نمی رسد! - مرتبط با کتاب شده است. اولین آرزوی جدی ام نوشتن بود. نوشتن کتابی که خودم نویسنده اش باشم. حتا در طی این سال ها، که از پیچ و خم دانشگاه و ازدواح و کار گذشتم، هنوز هم علاقه ام به نوشتن از دست نرفته است.
    شاید گاه گاهی از آرزوی قصه نویسی رسیده باشم به آرزوی کتابِ اقتصادی نوشتن. اما آرزوی نوشتن فصل مشترک

    دلتنگ صدای کیبورد 
    نوشتن  
    ایک زمانی برای نوشتن خاطرات احتیاج به یک دفتر و قایم کردن آن در گوشه و کناری بود تا دست بقیه به آن نرسه تا رسوایت کنند الان به لطف اینجور فضاها نوشتن بیشتر کمک میکنه به ادم
    بعلت کمبود وقت گاها کوتاه مینویسم، و نوشته هام نشان از حالت درونی و افکارم دارد.
    قدم زدن در سنگفرش های کیبورد رو دوست دارم...
    برایم بیش از اندازه دعا کنید

    نوشتن 
    وبلاگنویسی:-)  
    بعد از مدت ها دوری از وبلاگنویسی دوست داشتی فرصتی است تا از خلوتی اینجا استفاده کنم.. برای نوشتن.. نوشتن آنچه که نمی توانم جاهای دیگری بنویسم.. یعنی احساس میکنم نوشته های بیهوده و وقت تلف کنی باشد برای دیگران.. اما برای خودم و برای نوشتن دوست داشتنی

    وبلاگنویسی:-) 
    نوشتن مقاله  
    وبلاگی را که الان دارید مطالعه میکنید حاصل تلاش چندین تن از مهندسین اب مقطع ارشد دانشگاه تبریز است که تحقیقات فراوانی انجام دادند در زمینه مهندسی اب.اگر کسی قصد نوشتن مقاله در مجموعه رشته اب را دارد می تواند از تجارب این مهندسان استفاده بکند.برای راهنمایی و نوشتن مقاله در زمینه های ابیاری زهکشی ،ساز های ابی ،منابع اب و سایر زمینه ها تماس بگیرید. meysamnouri71@gmail.com

    نوشتن مقاله 
    علائم های اختصاری در نوشتن آدرس  
    abbreviations یا علائم اختصاری کلمات چند حرفی می باشند که مخفف یک یا چند جمله هستند  و برای سهولت در نوشتن و یا بیان آن کلمه از آنها استفاده می شود.در نوشتن آدرس نیز علام اختصاری یا همان abbreviations هایی وجود دارد که در ادامه مطالب به آن اشاره شده است.جهت مشاهده ادامه مطالب کلیک نمایید
     

    علائم های اختصاری در نوشتن آدرس 
    یکم  
    این وسوسه ای که می دانی تا آخرین لحظه  همراهت خواهد بود. این واژه های فراوان در به در. می نویسم. می نویسم و هزاران بار می نویسم. اما می ترسم کاغذ بردارم. می ترسم کسی مرا در حال نوشتن ببیند. می ترسم نوشته هایم دیده شود. روزهایم باترس آغاز می شود و با ترس به خواب می روم..درفضای مجازی نوشتن یعنی در فضا نوشتن. یعنی هیچ. کاغذ را دوست دارم اما این ترس نمی گذاردم. ترس بزرگ  من. شاید حتی از خودم هم در هراسم.اینجا را امتحان خواهم کرد. شاید آسوده تر باشم.

    یکم 
    حیف وبلاگ ها!  
    سلام
    وبلاگ کجا ، تلگرام و غیره کجا؟خدا وکیلی حیف وبلاگ ها که جوان مرگ شدند.
    هرچند هنوز وبلاگم را دوست دارم و همسایه های وبلاگم برایم محترمند و به همین علت باز هم به اینجا سر میزنم اما وقتی مخاطب نباشد، دیگر نوشتن در وبلاگ از روی احساس وظیفه نخواهد بود و شاید تنها بیانگر حس و حال باشد.

    غرض  از نوشتن این چند خط صرفا نوشتن حرف دل بود و زدن تیک حاضری سال 95.
    ان شالله بزودی امتحانات سوادآموزان دوره نهضت شروع می شود. امیدوارم همگی قبول شوند تا مرحله د

    حیف وبلاگ ها! 
    بحران  
    نوشتن را نمیتوانم، ننوشتن را هم.قلم به دست . . . واژه و عبارت و جمله . . . و باز هم نمی کنند آنچه را که باید و نیستند آنچنان که شاید.غوغای حرف و فکر و خیال، هیاهوی واژه و لفظ و عبارت، طوفان می کند وجودم را، آشوب می کند دلم را اما . . .افسوس که راهی نیست به ساحل امن نوشتن، مجالی نیست برای گفتن و مأوایی نیست برای آرام گرفتن. که معنای درون را ظرف برون شایسته نباشد و کیل واژه را، به میزان فکر و خیال راه نی.و مرا باید که نوشتن . . .قلم به دست . . .حرف به حرف . . .واژ

    بحران 
    مینیمال هایی برای زندگی  
    ....
    دست به قلم شدم شاید نوشتن چند خط بتواند آرامم کند.. 
    از کودکی نوشتن را دوست داشتم... 
    شاید هم دست به قلم شدن را حالا مهم نیست برای چه کاری برای نوشتن،کشیدن یا....
    روزها می گذرند و من این گذر زمان را دوست ندارم دلیلش را نمی دانم ولی این را خوب میدانم که گذر زمان شاید از نظر من جالب نیست .....
    مینویسم از خانه ام می نویسم از پنجره چوبی خانه ام در قرمز رنگش از..... 
    فقط وفقط می نویسم ...
    ادامه مطلب

    مینیمال هایی برای زندگی 
    باطلاق تنهایی  
    من تنهایی را دوست دارم چون می دانم تنها کسی که تنهایم نمی گذارد تنهاییست آری تنهایی در من ریشه دوانده و نمیشد هیچ جوره این ریشه ها را قطع کرد می نویسم چون اگر ننویسم انگار چیزی از بدنم کم است این نوشتن هم جزعی از بدنم یا شایدم وعده ای از غذا در طول روز شده همان طور که جسم نیاز به غذا دارد روح هم نیاز به غذا دارد غذای جسم مشخص است آن چیزی که غذای روح است خواندن و نوشتن است با خواندن است که روح رشد می کند و پرورش میابد و با نوشتن است که روح پرورش یاف

    باطلاق تنهایی 
    تی تی وبلاگی  
    اولین مطلبم رو توی تیمی که تازه واردش شدم کامل کردم... چقد حس خوبی داره نوشتن.. و چقد حس بزرگتری داره حرفه ای نوشتن و تخصصی نوشتن برا یموضوعی خاص که باعث میشه حواستو همه جوره جمع کنی و تحلیل کنی.... و یه لایه هایی از وجود آدمو بیرون میکشه که حس جدیده
    هووووم و حالا یه عکس

    تی تی وبلاگی 
    آغازی بر پایان شاید ...  
    می خواهم بنویسم
    اما
    اما دستم به نوشتن یاری نمی کند
    دلم هوای نوشتن کرده
    اما فکرم یاری نمی کند ...
     
    بر خواهم گشت شاید اگر عمری بود
    برخواهم گشت اما با دنیایی متفاوت از گذشته
     
    دل نوشت:
    تموم سهمه من برای تو باشه
    قشنگی دنیا به زشت و زیباشه ...
     

    آغازی بر پایان شاید ... 
    آغازی بر پایان شاید ...  
    می خواهم بنویسم
    اما
    اما دستم به نوشتن یاری نمی کنه
    دلم هوای نوشتن کرده
    اما فکرم یاری نمی کنه ...
     
    بر خواهم گشت شاید اگر عمری بود
    برخواهم گشت اما با دنیایی متفاوت از گذشته
     
    دل نوشت:
    تموم سهمه من برای تو باشه
    قشنگی دنیا به زشت و زیباشه ...
     

    آغازی بر پایان شاید ... 
    نوشتن هم انگیزه میخواد  
    بیشتر از دو ماه از زمانی که آخرین مطلب رو نوشتم گذشته، خب اتفاق خاص که متحولمون کنه که نیوفتاده ولی نوشتن همون روزمرگی ها هم دل و دماغ میخواد و البته انگیزه. خب درسته اینجا حکم یه دفتر خاطرات رو برای من داره اما همچین بدم هم نمیومد چندتا بازدید کننده‌ داشته باشه که برای نوشتن بهم انگیزه بدهند.
    بگذریم
    صبح امروز اولین چیزی که توجه ام رو جلب کرد برگ جریمه ای بود که تا 28 آبان مهلت داشت و با وجود اینکه همسر چند دفعه تذکر داده بود من فراموش کردم پرد

    نوشتن هم انگیزه میخواد 
    و القلم  
    قسم به قلم، به نوشتن؛ وقتی تمام غوغای درونت با آن آرام می گیرد.
    قسم به قلم به نوشتن؛ وقتی آخرین راه برون رفت است از تمام فکرهایی که مسیرهای ذهنی زمینی را هزار بار نرفته، برگشته اند.
    قسم به قلم به نوشتن؛ وقتی خوب یادت می آورد چگونه باید از خودش مدد بگیری و به کنج کتاب پناه ببری. 
    ****
    *آه از جان هایی که تشنه نفس های به شماره افتاده شان را در خلا شیرین از نو زاده شدن، یکی یکی شمردند....

    و القلم 
    روزای خوبتون مبارک  
    حس نوشتن نبود این مدت کلی اتفاق داشتم
    دختر دایی مادرم که سرطان داشت فوت کرد و خودمم با ماشین تصادف کردم و .....
    ولی بازم حس نوشتن نبود گاهی دوست دارم بنویسم اما خب وقتی اون حس نباشد تا سر چهار کوچه را هم به سختی میری امان از وقتی حسش باشد تا سر کوه قافم میری و میای
    امیدوارم حالتون خوب بوده باشد عیدتون مبارک البته خیلی ازش گذشته 
    روز زن مبارک خدمت خانوما و ابچی های گلم
    روز مرد هم خدمت داداشا و اقایون گلم مبارک
    به هر حال روز مادر و پدر به همه مادر و

    روزای خوبتون مبارک 
    از عنوان نوشتن بیزارم من که همچین آدم خلاقی نیستم آخه  
    عجب وبلاگ نامرتبی دارم مثل احوالات این مدت ام اما تغییرش خواهم داد 
    اینجا رو مرتب می کنم و دوباره شروع خواهم کرد  به نوشتن روزهایی که از زیبایی شون در عجبم گاهی به من و این همه خوشبختی محال ه فکر می کنم گاهی می ترسم که همه اینها آرامش قبل از طوفان باشه اما هرچی که هست برای من بسیار روز های فوق العاده ایی دارن رقم می خورند

    از عنوان نوشتن بیزارم من که همچین آدم خلاقی نیستم آخه 
    باطلاق تنهایی  
    من تنهایی را دوست دارم چون می دانم تنها کسی که تنهایم نمی گذارد تنهاییست آری تنهایی در من ریشه دوانده و نمیشد هیچ جوره این ریشه ها را قطع کرد می نویسم چون اگر ننویسم انگار چیزی از بدنم کم است این نوشتن هم جزعی از بدنم یا شایدم وعده ای از غذا در طول روز شده همان طور که جسم نیاز به غذا دارد روح هم نیاز به غذا دارد غذای جسم مشخص است آن چیزی که غذای روح است خواندن و نوشتن است با خواندن است که روح رشد می کند و پرورش میابد و با نوشتن است که روح پرورش یاف

    باطلاق تنهایی 
    سال نو و باقی قضایا ...  
    سال نو با تاخیر مبارک راستش همین الان کلی مطلب نوشته بودم برای این پست که بر اثر اشتباه پرید و متاسفانه حال نوشتن هم پرید ، حالی که پس از ماه ها آمده بود سراغم که چیزکی بنویسم که اینجا از سوت و کوری در بیاد ، بهر حال تا دوباره حوصله پیدا کنم برای نوشتن ، سالی خوب و آرام برای هرکس که از اینجا گذر میکند آرزو دارم .

    سال نو و باقی قضایا ... 
    [ again ]  
    در طول این سال ها که وبلاگی بوده برای نوشتن احوالاتم، اتفاقات زیادی افتاده. اوایل که نوشتنم قابل خواندن نبود! بعد، یک سالِ تمام ننوشتن بوده. بعد هم سعی برای بهتر و بیشتر نوشتن.
    ترک کردن پرشین بلاگی که چندین سال دیوار افکارم بوده، سخت بود. واقعا سخت بود.
    اینجا، دیواری جدید، برای نصب آگهی های مغزی ام. 
    بسم الله الرحمن الرحیم.

    [ again ] 
    آنالیز برند  
    اندازه گیری دارایی برند صحبت می کردیم موردبحث قرار گرفت. به خاطر داشته باشید اساسا این تلقی برند است که دارایی برند را ایجاد و حفظ می کند و این ارتباطات بازاریابی، بویژه پیام های تبلیغ گونه، است که به شکل دهی تلقی برند کمک می نماید. در بحث جایگیری اشاره شد که تلقی برند بین برند و مزایای مرتبط با آن شاید دهها برابر بیش از نوشتن مشخصات تخصصی و بی روح در مورد دستگاه باشد.پس از نوشتن متن مناسب ، نوبت به نوشتن مزایای کلیدی محصول می شود.بسیار مهم اس

    آنالیز برند 
    شروع بلاگ نویسی  
    همیشه صحبت کردن در جمع، دلهره آور است. چرا؟ چون اگر اشتباه کنی، صدها نفر قضاوت اشتباه خواهند کرد و دیگر فرصت این وجود ندارد که تک تک سوء تفاهم ها را برطرف کرد. نوشتن بر روی سرورهای اینترنت مثل صحبت کردن در جمع است. اما چه کسی هست که از اشتباه مصون باشد؟ تنها دو راه باقی می ماند یا سکوت کرد و تماشا، یا نوشت و خطر را پذیرفت. 
    نوشته ها همیشه مقدس بوده اند. چکیده فهم یک انسان برای انسانی دیگر. راز آفرینش و تکامل در همین چکیده هاست. رشد بشر با اختراع خ

    شروع بلاگ نویسی 
    رزق 5  
    باور کنیم رزق می رسد...
    حتی نوشتن رزق می خواهد. این روزها که به درخواست عزیزی برای مجله ای قلم می زنم، موضوعات نوشتن می آیند. موضوعاتی که سال ها بود که دلم می خواست به اصطلاح خودمان تهش را دربیاورم، اما فرصت نبود...
    هر چند مقاله روزنامه ای، نیازی به ته درآوردن ندارد، اما خیلی از ابعاد را برایمان روشن می کند...
    رزق نوشتم درباره تاریخ، خیلی زیاد شده، درباره علما... درباره همه چیزهایی که بشود برایم کوه تجربه...
    الحمدلله علی کل حال

    رزق 5 
    فعالیت هایی که دوست دارم...  
    ۱. نوشتن. خیلی دوست دارم خیلی بنویسم، اما گشادی و توهم کمبود وقت نمی گذارن که زیاد بنویسم.
    بیشتر وقت هایی که هوس نوشتن به سرم می زند، ذهنم خالی می شود. چند کلمه ای به ذهنم می آید و فکر می کنم چرت و پرت هستند. اگر کسی آن ها را بخواند خوشش نمی آید. حتی می ترسم نتوانم حرفم را ادامه دهم و در بن بست گیر کنم. 
    چرا نوشتن را دوست دارم؟ شاید چون نوشتن کار باکلاسی است. شاید چون کسانی که الگوی من هستند یا بهشان حسرت می ورزم و دوست دارم جای آن ها باشم، نویسنده ی

    فعالیت هایی که دوست دارم... 
    چرا نوشتن مهم است؟  
    این که هر احمقی نوشتن تواند نه تنها نوشتن بلکه اندیشین را تباه خواهد کرد! 
    نیچه
    روزگاری نوشتن در دسترس همه نبود، نه کاغذ به این شکل در دسترس بود، نه سواد سهل الوصول بود! 
    واد" کالایی "لوکس" و مختص اغنیا جامعه بود.  نوشتن اگر در کار بود باید روی پوست آهو یا پاپیروس انجام می شد و پر زحمت بود. 
    تکثیر کتاب ها با زحمت زیاد و با گرفتاری همراه بود. 
    همین مساله باعث شده بود برای هر موضوع پیش پا افتاده ای انسان دست به قلم نبرد و  این زحمت را به خودش هموار

    چرا نوشتن مهم است؟ 
    ابتدای آشتی  
    سالهای زیادی شاید نزدیک به 14 سال از وبلاگ نویسی من میگذره
    یک روز دخترکی پر شر و شور از خاطرات عنفوان جوانی اش می نوشت،
    یک وبلاگ برای نوشتن شعرهای طنزش
    یکبار وبلاگی برای نوشتن احوالات درونی اش
    صفحه ای برای گفتن از عشق و ثبت روزهای التهاب و انتظار
    وبلاگی برای روزهای وصال
    وبلاگی برای روزهای انتظار مادر شدن
    و حالا در اواسط سی سالگی، یک صفحه اینترنتی برای نوشتن روزهای مادر بودنم...
    همیشه می نوشته ام و حالا قریب به یکسال ننوشتن منو دچار یاس و بی ان

    ابتدای آشتی 
    دریافت تکالیف دکتر سلاجقه  
    سلام لطفا نمایندگان ترم سوم  تا 15 اسفند برای دریافت تکالیف درس جناب دکتر سلاجقه اقدام بفرمایید
     
    تکالیف:
    1-نوشتن دو پروپوزال دکتری
    2- یک نقد پروپوزال دکتری
    3- یک نقد پایان نامه دکتری
    4- نوشتن مقاله
                                                موفق باشید دوستان عزیزم

    دریافت تکالیف دکتر سلاجقه 
    شروع دوباره  
    مدت هاست که به اینجا نیامده ام.تقصیر ی هم نداشتم. نوشتن وبلاگ خیلی وقت است که فراموش شده و جای خود را به کوتاه نویسی های شبکه های اجتماعی همچون فیس بوک و اینستاگرام و تلگرام داده است.اما کسی نمی تواند منکر اصالت این فضا شود.وبلاگ یک مجله ی کوچک است برای کسانی که همچون من عاشق نوشتن هستند. برای همین از نو می نویسم.درباره ی فیلم ها کتاب ها و روزمرگی هایی که دوستشان دارم. این به معنی عدم فعالیت من در سایر شبکه های اجتماعی نیست. اما به معنی یافتن

    شروع دوباره 
    چیده مان واژه 80 - نوشتن  
    سال هاست می نویسم..
    همیشه دستگاه های تایپ قدیمی را دوست داشتم..
    یک بار از نزدیک دیدمش و علاقمندتر شدم..
    الان دیگه با سیستمم رفیقم و سال های متمادی است که با این می نویسم..
    دلم برای دفترهایم که بسیار در آن ها نوشته ام تنگ شده..
    و البته وقتی که به مرگ فکر میکنم به این فکر میکنم که چیا نوشتم؟ و کاش محو بشه از صفحه کاغذها و کسی نتونه بخونه..
    نوشتن حال ادم خوب میکنه.. حالا هر مدلش..
    انگار یه سری جمله و واژه است که باید برون ریزیش کنی بدون اینکه مخاطبی داشته

    چیده مان واژه 80 - نوشتن 
    حرف اول  
    یک زمانی عشقم نوشتن بود. مرز نداشت لذت بردن
    از نوشتن. اصلا هر چه بی سر و ته تر لذتبخش تر! نوشته های دلی، نوشته های تحقیقی،
    داستان، شعر و خلاصه هر چیز که روی کاغذ می آمد، بوی خوب می داد.
    بعدترها که نوشتن جدی شد، لذتش هم بیشتر شد.
    مطلب می نوشتم و منتشر می شد. کلی آدم می خواندند و من ذوق می کردم.
    لذت به همین جا ختم نشد! نوشتن شد شغل. انتشار
    در سطح وسیع تر و نقل شدنش این طرف و آن طرف عالی بود، عالی. سوژه پیدا می کردم و
    سرم درد می کرد برای پیگیری های ماجراج

    حرف اول 
    به بچه ها کد نوشتن را بیاموزیم  
    کد نوشتن فقط مخصوص خوره‌های کامپیوتر نیست، برای همه است، این سخن میچ
    رسنیک (Mitch Resnick) سازنده ی برنامه ی اسکرچ از آزمایشگاه رسانه‌ای در دانشگاه اِم‌آی‌تی است. در یک سخنرانی شاد و
    پر از مثال، رسنیک فواید آموزش کد نوشتن به بچه ها را به ما نشان می‌دهد،
    تا آنها بتوانند کارهایی بیش از فقط «خواندن» (استفاده) از تکنولوژی‌های
    جدید انجام دهند و در واقع بتوانند آنها را ایجاد کنند.دیدن این ویدئو را توصیه می کنم :لینک دانلود (حجم 115 مگ)(زیرنویس فارسی د

    به بچه ها کد نوشتن را بیاموزیم 
    تلخند  
    + هیچ وقت دوست نداشتم برای نوشتن وسواس ب خرج بدم. 
    + اینکه بنویسی و یکی بخونه و دوست داشته باشه، فقط موقعی پیش میاد که بی ترس نوشته باشیش. 
    + همیشه از موضوع دار نوشتن بیزار بودم. 
    + امشب بازم رفتم توو جلد کودک 5 ساله درونم. 
    + فقط؛ ی حرفایی ک میشه،  به هم میریزم. 
    + سخته یه چیزایی رو فراموششون کنی. وقتی سعی کنی چیزی رو از یاد ببری، سعیت برای از یاد بردنش، بهونه دوباره ای دستت میده که بازم یادش بیفتی و..

    تلخند 
    پارادوکس  
    چند روزه که میام صفحه مدیریت وبلاگو باز میکنم و فقط نگاهش میکنم.هم میخوام بنویسم هم نمیخوام بنویسم. هم میتونم بنویسم هم نمیتونم بنویسم. دقیقا همینطور متناقض..انگار با نوشتن غریبه شدم. کلا ساکت شدم. چه اینجا و چه وبلاگ های دوستان.نمیدونم چرا در عین حال که دوس دارم بنویسم، دست و دلم به نوشتن نمیره. تا میام بنویسم ذهنم خالی میشه و فقط به صفحه نگاه میکنم.این چند خطو اگه نمینوشتم دیگه منفجر میشدم.+ من میترسم. حس و حال مضخرفیه..

    پارادوکس 
    پست اول، سراغاز  
    سلام به دوستام
     پس از کندوکاو های فراوان و بسته شدن های متعدد بلاگ هایی که زده بودم به بلاگ بیان رسیدم.
     سرویس بلاگ دهی کاملی داره البته سیاستشون را درست نمیدونم اما اگر بنا باشه که پست بنویسم و حذف ناخواسته بشه، خب چه کاریه. البته فکر خریدن هاست را هم از سرم بیرون انداختم چون با این زمونه و دوران و گردش ایام که مارا تا سال 95 به بعد درگیر خودش میکنه امکانش نیست و منم معتاد به نوشتن.
     خب این وبلاگ را خیلی منظم از اول شروع به نوشتن میکنم.

    پست اول، سراغاز 
    چه سخت است شکستن بغض سکوت  
    خوب به یاد دارم که 5 سال پیش روزهای خوب من در اینترنت گردی و راه اندازی وب سایت و انتشار مطالب گوناگون بود به طوری که بعضی دغدغه هایی که داشتم لحظه ای راحتم نمی گذاشت و مدام مرا وادار به نوشتن مطالب گوناگون میکرد بطوری که فقط کافی بود جمله ای را شروع کنم و پشت سر آن سیل جملات متنی درخور را برایم تحویل میداد.
    نوشتن (از ته دل نوشتن) برایم خیلی آسان بود و لذت بخش اما بعد از دو سه سال اتفاقاتی افتاد که بکل همه چیزهایی که داشتم رها کردم و در این وبلاگ م

    چه سخت است شکستن بغض سکوت 
    روش ثبت و نوشتن دفاتر روزنامه و کل  
    قبل از بیان روش ثبت و نوشتن دفاتر روزنامه کل لازم می بینیم اشاره کوچکی به اختلاف دفتر داری و حسابداری داشته باشیم.اگرچه دفتر داری لازمه حسابداری است اما دفتر دار تنها کار تحریر دفاتر و تهیه صورت حسابها را به عهده دارد و لیکن در حسابداری موضوعاتی نظیر شناسایی و تجزیه و تحلیل معاملات مد نظر می باشد و یک حسابدار باید بتواند وقایع پیچیده اقتصادی را تجزیه و تحلیل نماید پس باید نتیجه بگیریم که هر کس که در بخش حسابداری کار کند و به نوعی فقط در نوش

    روش ثبت و نوشتن دفاتر روزنامه و کل 
    هشتصد کلمه  
    دو شب پیش بعد از دیدن دو قسمت از فصل دوم سریال The Affair ، ناخودآگاه صفحه مایکروسافت ورد را باز کردم و شروع به نوشتن کردم :
     « تلفن زنگ می‌خورد. از ترس زانوهایم را بغل کرده‌ام و... »
    حدود چهارصد کلمه نوشتم ؛ ساعت سه بعد از نصف شب بود. سوزش چشمانم مرا مجبور به خوابیدن کرد و از نوشتن ادامه‌ی داستان باز ماندم.
    احساس درونی‌ام میگوید باید داستان را در هشتصد کلمه تمام کنم.
    ( بین هشتصد تا پانزده هزار کلمه ، داستان ، کوتاه محسوب می‌شود )

    هشتصد کلمه 
    چگونه مشکل قطعه قطعه نوشتن متن در فتوشاپ را حل کنیم ؟  
    امروز هم قصد دارم یکی دیگر از مشکلاتی که ممکن است در کار با فتوشاپ با آن مواجه بشیم را براتون توضیح بدم ، مشکل تکه تکه نوشتن متن فارسی . 
    اصلا کار سختی نیست ، به این آدرس رفته و تغییرات را انجام دهید تا مشکل برطرف گردد . 
    edit>preferences>general 
    حال در صفحه ی باز شده ، از منوی سمت چپ ، type را انتخاب کرده و گزینه ی  middle Eastern and south asian  را انتخاب کنید . تمام .

    چگونه مشکل قطعه قطعه نوشتن متن در فتوشاپ را حل کنیم ؟ 
    دفتر لوکس  
    همان طور که می دانید فعل نوشتن به کمک قلم و بر روی بستری مناسب صورت می گیرد. بنابراین برای نوشتن و نگاشتن، نه تنها انتخاب قلم، که انتخاب دفتری باکیفیت و مرغوب نیز از اهمیت بسیار برخوردار است و نوشتن بر روی دفتری لوکس و با کیفیت، درست به اندازه ی نوشتن با قلمی مرغوب و منحصر به فرد لذت بخش می باشد. همین مساله باعث شده است تا افراد به خرید انواع دفتر لوکس با کاغذ مرغوب علاقه مند شده و به دنبال شناخت برندهای معتبر دنیا در عرصه ی تولید دفتر باشند. گ

    دفتر لوکس 
    شروعی نو  
    سلام...
    سلامی به خنکی هوای امروز بهار...
    سلامی به شفافیت قطرات باران امروز...
    سلامی به گرمی شمع های روی کیک تولدت...
    سلامی به محکمی گره دستانمان...
    سلام...
    الان حدود 40 دقیقه از 25فروردین گذشت، روزی که شروعش را با هم بودیم، و پایانش را هم با هم به اتمام رسوندیم...
    نشد که جلوی خودم را بگیرم تا ننویسم... 
    نشد که نوشته هایم را در ذهن خودم نگاه دارم و به متن نکشم...
    دستم هوس نوشتن کرده بود... و چه چیزی بهتر از تو... که برای تو به تحریر بیاید...
    همیشه نوشتن جرقه میخو

    شروعی نو 
    نحوه ساخت وبلاگ  
    در این مطلب یه این جمله میپردازیم 
    چطوری وبلاگ بسازم 
     
    ولی قبل از این که بگم چجوری بسازین بهتره که اول بدونین چرا باید وبلاگ بسازید
     
    هدف از ساختن وبلاگ فقط یه چیزه : نوشتن مطلب
     
    چرا ؟            اولا که وبلاگ فقط همین قابلیت رو داره ، دوما ما هدف های دیگه رو مثل کسب در آمد و محبوبیت و ...
    رو انجام دادیم ولی به نتیجه نرسیدیم 
     
    ولی وبلاگ برای نوشتن خیلی مناسب و پاسخ گو هست 
    برای مطالعه ادامه مطلب روی لینک ادامه مطلب یا عنوان این پست کلیک کنید

    نحوه ساخت وبلاگ 
    بسم الاول  
    بسم الله الرحمن الرحیماین بلاگ برای نوشتن حرفهایی که در دل می ماندایجاد شده تا در دل نمانددر زمانی که مدرنیته می رود تا ما را تلگرامیته و اینستا گرامیته کندشاید نوشتن از درد های دل سخت باشدو زایش کلمات درد از  ذهنی که تلاش دارد بیمار نماند  و یااگرم هست بیمار چشمهای یار باشدتا مست اغیار.... به قول جناب بیدل
    بر نعمت دنیا چه هوسهاکه نپختیم


    هرچند غذا جز قسمی نیست در اینجا
    دارم امید که که مقبول یار افتد

    بسم الاول 
    نوشتن  
    دوست دارم روندِ نوشتن این طور باشد که من بیایم اینجا و یک چیزهایی بنویسم.شما هم هی بیایید بخوانید و تعریف کنید و به دیگران نشانش دهید.خیلی راحت.خیلی بی دغدغه.من هم به بهتر شدنِ داستان فکر نکنم.
    دوست دارم دوست داشتن هم همین طور باشد.همین طور بی دغدغه راحت.همه چیز همین طوری باشد.

    نوشتن 
    جملات جالب برای نوشتن در دفتر خاطرات دوستان  
    یوهوو!
    یه عالمه جمله جالب تا باهاشون تو دفتر دوستاتون یادگاری بنویسید!
    ۱ـ می دونی چرا خورشید قرمزه؟چون وقتی دوستی من و تو رو میبینه آتیش می گیره!        ۲ـ دیشب به تک تک ستاره ها سر زدم اما هیچ کدام تو نبودی.وقتی به آخرین ستاره رسیدم در گوشم گفت:اونی که دنبالش میگردی ماهه نه ستاره!  ۳ـ شما طبق تبصره ی۱۳۷قانون اساسی سرزمین دوستی محکوم  هستید همیشه در قلب ما بمانید. ۴ـ زیباترین سلام دنیا طلوع خورشید است که آن را بی غروبش به تو تقدیم می کنم. ۵ـ زن

    جملات جالب برای نوشتن در دفتر خاطرات دوستان 
    این روزها هم میگذرد.... :)  
    عادت ندارم غم را بنویسم. عادت ندارم از روزهای سخت زندگی بنویسم از گریه ها و اشک ها قلم بزنم، روزهای سخت را باید با سرعت عبور کرد و پرونده اش را بست و تمام کرد روزهای سخت را، روزهایی که قلبت را فشار میدهد را باید به دست تندترین بادها سپرد تا ببرد و دیگر نیاورد.  روزهای گریه را باید  سوزاند و جزعمر حساب نکرد. غم را نوشتن تثبیتش می کند. شاید بعضی ها معتقد باشند نوشتن از این روزها یادآورم میشود که چه روزهای سختی داشته ام. ولی من میگویم نوشتن جایش را

    این روزها هم میگذرد.... :) 
    اثبات های خوب یا چگونگی بهتر نوشتن اثبات ها  
    درود
    یک متنی بود که قبلن از یک جایی ترجمه کرده بودم ولی الان حتی یادم نیست که کجا بوده؟ و حتی چی بوده؟ امروز به طور اتفاقی به نسخه لاتکش بر خوردم و تصمیم گرفتم بعد از کمی ویرایش منتشرش کنم. قسمتی که ترجمه کردم، چند تا توصیه خوب برای نوشتن بهتر اثبات هاست. باشد که از این پس بهتر اثبات هایتان را بنویسید(م).
    دریافت اثبات های خوب
    یا حق!

    اثبات های خوب یا چگونگی بهتر نوشتن اثبات ها 
    به نام خدا  
    این اولین مطلب نیست که در بلاگ بیان ارسال می کنم در واقع تغییر مطلب قبلی هست بلاگ بیان یه حس واقعی وبلاگ نویسی رو داره به دور از چیز های دیگه صرفا نوشتن مطالب در صورتی زیبا و دلنشین یه جوری حس نجیب بودن رو می ده .فعلا هدفم نوشتن وبلاگ نیست 
    ادامه مطلب

    به نام خدا 
    یکمین پست برای شروع چندباره  
    دلم نوشتن خواست ،یکهویی  توی ساعت 10 دقیقه به 9 شب امتحانی که یک عالمه اش مونده و حوصله خوندنش نیست ،
    نوشته های بچه ها ،حرفای تلنبار شده ای که دلم میخواست گاهی یکی بخونشون ،حتی غرغر کردن ،خواستنو به دلم انداخت .
    مهم نیست که مئل اون اولا بازدید کننده ندارم ،اصلا غیر از یکی دونفر کسی نمیدونه وبلاگ دارم ،وبلاگ داشتن دیگه خیلی خز شده !از بعضی دیدگاه ها ،و حتی من خیلی وبلاگ نویس خوبی نیستم ،
    اما نیاز بود به نوشتن توی خودم ،
    و نتیجه تمام این ها شد ،باز

    یکمین پست برای شروع چندباره 
    این تنهایی لعنتی  
    وقتی تنهایی تا مغز استخوانت نفوذ می کنه تمام روز از درد به خودت می پیچی و در حالتی نیمه هوشیار ، شروع می کنی به هذیان گویی ...
    آنوقت نهایت محبت اطرافیان بهت اینه که بگن : حالت چطوره ؟ 
    .
    .
    .
    و تو آرام آرام اشک بریزی 
    نه از سر درد ، بلکه از سر " درد "

    پ.ن: 
    اهل رو نوشتن نبودم ، اما هم این درد لعنتی امان بریده و هم خلوتی و خاک مرگی که اینجا پیچیده ، جسارت نوشتن داده /
    * امروز اربعین است ... یاد 88/8/8 افتادم ... روزی که همه در شادی بودند و من باز هم در این تب وحشتن

    این تنهایی لعنتی 
    نگاهی که به بخشنده ترین دستها مانده است  
    مدت هاست که ننوشته ام، که کم کاری کرده ام، که خودم را غرق کرده ام و دل خوش به عکس نوشته های اینستاگرامی  و اینکه مثلا حس ها و نگفته ها را آنجا می نویسم.و ا لبته خودم هم می دانم که این نوشتن ها کجا و آن نوشتن ها کجا.خب روزگار است دیگر!امروز اما حس خوبی دارم. از مولود امروز دلم خوش است. از اینکه صبح اول صبحی کلی برایش خرده فرمایش کرده ام و سفار ش کرده ام و درگوشی حرف زده ام، خوش خوشانم می شود.سال جدید آمده و حال جدید هنوز نیامده.کاش در آخرین روزهای

    نگاهی که به بخشنده ترین دستها مانده است 
    بازگشت به وبلاگ نویسی  
    خیلی وقت بود که منظر فرصتی بودم برای نوشتن تا اینکه تصادفا این بلاگ رو که چند سال پیش ساخته بودم، دیدم. با چند تا آزمایش و خطا رمزش رو بازیابی کردم(ایمیل فراموشی رمز عبور ارسال نشد:)).
    از این به بعد اینجا یک بلاگ شخصی خواهد بود که در اون از همه چیزهایی که برای من ارزش نوشتن دارند، از مطالب فنی مرنبط با کار و فعالیت هام تا بیان دغدغه ها و برنامه های آینده ام و حتی درددل ها و حس-نگاری هام خواهم نوشت. خلاصه هر چیزی که ارزش رجوع کردن در آینده رو (صرفا

    بازگشت به وبلاگ نویسی 
    تجربه نوشتن 2  
    وقتی داری چیزی رو ترجمه میکنی موظفی مطلب رو به صورت واقعی تر و طبیعی تر به خواننده ها انتقال بدی... مسئولیتی که نوشتن ایجاد میکنه و تعهدی که تو نسبت به انتقال هر کلمه تو ذهنت خوانننده ات میتونی داشته باشی نوشتن رو سخت میکنه 
    برای منی که ابتدای راه هستم  توی برخورد به هر کلمه ایست میکنم ببینم واقعا چی میگه در جمله چطور بکاربرده شده شدت پیام چقدره ایا اصلا نیاز به بیانش هست! و  ... و  . و خیلی و های دیگه..... 
    هنوز مسئله ارتباط برقرار کردن با نوشته ها

    تجربه نوشتن 2 
    آسان درست است و درست آسان  
    }




    ب- آسان درست است و درست آسان است.(تائو ته چینگ) هیچ کاری نباید سخت باشد. حتی تمرین روزانه. اگر روزی یک ساعت ورزش کردن سخت است، فعلا روزی دو دقیقه ورزش کنید. اگر نوشتن لیست ده نفر که نسبت به آنها سپاسگزار هستید کار سختی است، می توانید برای شروع نسبت به شلنگ توالت که آب از آن بیرون می آید سپاسگزار باشید. دویست سال پیش آدمها برای چنین نعمتی یکدیگر را می کشتند. اگر نوشتن روزی ده ایده کار سختی است، با نوشتن یک ایده شروع کنید. همیشه مرز بین ناحیه راح

    آسان درست است و درست آسان 
    انشالله درست است یا ان شالله؟  
    در نوشتن بعضی از کلمات باید دقت زیادی به خرج داد!مخصوصا کلمات عربی که در بین مردم ایران به صورت عامیانه نوشته و گفته می شود!کلماتی که شاید اشتباه نوشتن آن ها کاملا معنی و مقصود ما را تغییر دهد.این بار به سراغ کلمه انشالله و ان شالله می رویم که در مقاله ای کامل این تفاوت را توضیح می دهیم!
    از بین این الفاظ (ان شاء الله) در بعضی اوقات انشاء الله نوشته می شود,با كمی دقت به معانی این دو متوجه می شویم که این دو لفظ با هم تفاوت دارند
     اماسپی 12

    انشالله درست است یا ان شالله؟ 
    آنیما می نویسد  
    من فکر می کنم قبل از اینکه هر چیز دیگری باشد، نوشتن، نوشتن، نوشتن، یک ویژگی زنانه است. حتی وقتی که مردها می نویسند، از هرچه و با هر لحنی که بنویسند، تمام خود نیستند. «آنیما» می نویسد. 
    من وقتی فهمیدم از نوشتن ناگزیر شده ام که در سالهای عطف جوانی، دوراس و وولف خواندم. دو زن، بی آنکه بدانم پیش از شناختن آنها، نوشتن را از مادرم دارم. مادری که هیچ وقت نمی دانستم می نویسد تا این حوالی.
    حدود یک ماه پیش بود، یکی از اساتید مادرم از آنها خواسته بود قطعه ا

    آنیما می نویسد 
    درود بر وبلاگستان  
    بعد از چهل پنجاه روز اختلال، بلاگفا بالاخره در هایش را به روی ما باز کرد. هر چند آرشیو دو سال اخیر و سیستم نظردهی هم رفته روی هوا اما همین که می شود دوباره اینجا نوشت ، خوب است. (سطح مطالبات به کف خودش رسیده!)
    در این مدت کلی مطلب و سوژه برای نوشتن پیش آمدند که اگر می شد نوشت هم ممکن بود نوشته نشود، اما چون نمی شد نوشت ما به شدت حسرت خوردیم که چرا نشد...
    این اختلال خیلی ها را تشویق کرده به راه انداختن یک وبلاگ جدید که دیگر وابسته به هیچ سرویس دهنده ای

    درود بر وبلاگستان 
    دریغ  
    نه که اینجا را یادم رفته باشد، یا با زیاد شدن دل‌مشغولی ها از خیالِ نوشتن گذشته باشم.نه! هم حرف برای زدن زیاد است و هم هنوز هر چند روز یک بار به اینجا سر می‌زنم و دیوارهایش را می‌بینم. هنوز هم برایم «نویسنده بودن» شیرین ترین کار دنیاست و چه حیف که گاهی وقت‌ها باید روی نفس پا گذاشت و از خیر شیرینی‌ها گذشت.
    بیشتر از همه تقصیر خودم است. به روز کردن وبلاگ با نوشته های شخصی شاید روزانه نیم‌ ساعت هم وقت نگیرد، اما همین را هم از خودم بی رحمانه دریغ م

    دریغ 
    9تکنیک برای نوشتن مقاله عالی  
    اختصاصی از حامی فایل 9تکنیک برای نوشتن مقاله عالی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

    اگر شما دانشجو یا علاقمند به پژوهش هستید حتماً می‌دانید که این روزها تنها راه طی کردن مسیر تحصیلات تکمیلی تسلط به مقاله نویسی است. ما با استفاده از تجربیات تمام اساتید و پژوهشگران موسسه که رزومه پژوهشی آن‌ها بی‌نظیر است و مقالات بیشماری در مجلات معتبر ISI دارند این مطالب را برای شما آماده کرده‌ایم.
    دانلود با لینک مستقیم9تکنیک برای نوشتن مقاله عال

    9تکنیک برای نوشتن مقاله عالی 
    بگو، هر آنچه بگویی می شنوم  
    حال خوبی دارم که بعد از کلاس داستان به سراغم میاد.شیرینی نوشتن و بیشتر یاد گرفتن و راهنمایی شدن بدجوری رفته زیر زبونم.شنبه ها فوق العاده هستن. نمی دونم تجربه ای مشابه داشتین یا نه. من شنبه ها که نتیجه ی مدتها فکر و خیال پردازی هام رو روی کاغذ می برم و می خونم، حس خیلی خوبی بهم دست میده. ذهنم پویاست و هر آن ایرادی که بهم می گیرن رو با جون و دل گوش میدم، می نویسم و شب شنبه تا صبح بهش فکر می کنم.خدایا آقای سناپور و همکلاسی های ایرادگیرم رو ازم نگیر. ا

    بگو، هر آنچه بگویی می شنوم 
    روش نوشتن نامه اداری و رسمی  
    نامه اداریوقتی برای اداره و یا ارگان یا شخص مهمی نامه می نویسیم که رابطه کاری با او داریم از نامه اداری استفاده می کنیم در چنین مواردی نمی شود از نامه دوستانه استفاده کرد و این کار نوعی توهین به شخص گیرنده محسوب می شود .نوشتن نامه اداری چیزی نیست که بتوان به صورت گام به گام آن را آموزش داد بلکه می شود با ذکر نکاتی چند و نشان دادن مثال به نوشتن صحیح آن کمک کرد.همه ما در سال اول متوسطه با نوشتن نامه اداری آشنا شده ایم اما در اینجا با ذکر نکات بیشت

    روش نوشتن نامه اداری و رسمی 
    انگار کن که حوصله نوشتن هم نیست، حتی......  
    یک دنیا حرف هست برای نوشتن: از کلی گله و شکایت از کار تا تغییرات باور نکردنی خودم، از یادآوری خاطرات هفت، هشت ساله تا روز مرگی ها، از روزهای خوب و دیدار دوستان و آشنایان قدیمی و سرخوشی پس از آن تا نمایشگاه نرفتن و کتاب نخواندن، از سنگ صبور بودن و گوش شنوایی نداشتن، تا غامض ترین درگیری ذهنی این روزها و تفکراتی که به هیچ کجا نمی رسد - خیانت- ......اما معلوم نیست از بی حوصلگی است یا بی وقتی، که حتی تیترش را هم نمی توانم بنویسم! فعلا هم که دلخوشم به چند

    انگار کن که حوصله نوشتن هم نیست، حتی...... 
    چرااینجا نوشتن سخت شده..  
    خرداد هم آمد و این سکوت کلافه کننده هنوز با من مانده...شاید بهتر باشه برای رسیدن به جواب سوال فوق از خودم بپرسم چی شد که وبلاگ نویسی رو آغاز کردم ..اون روزا حالم خوش نبود حرفایی بود که توی دلم می چوشید وبه دنبال راهی به بیرونجهیدن بود..حرفایی نه برای شنیده شدن...و اینجا همان جایی بود که میشد راحت و بی خیال ساعت ها حرف زد...جایی که صادقانه با خودم روبرو بشم و بدون ترس و ملاحظه بگم و بنویسم..و این کوه یخی که سرمایش  داشت زندگی را در جانم می خشکاند رو

    چرااینجا نوشتن سخت شده.. 
    زبان  
    مرا زبان دیگری می باید برای گفتن، برای نوشتن، برای سرودن.زبانی برآمده از دل،برآمده از جان.زبانی که واژه هایش، آینه دل نماست.زبانی که عباراتش، مفتاح جان گشاست.زبانی که دستورش، تفسیر نفس های سنگین و آه های جان فرساست.مرازبان دیگری می باید،برای گفتن، برای نوشتن، برای سرودن . . .

    زبان 
    دل نوشته  
    خیلی وقته چیزی ننوشتم، نه دست و دلم به نوشتن می رفت نه دل خوشی از به اشتراک گذاشتن مطالبم داشتم. نمی دونم شاید بهتر بود بلاگفا خودش این وبلاگ رو غصب می کرد. مثل مخابرات که اگر یه مدت از یه سیم کارت استفاده نکنی غصبش می کنه، جالب می شد. یه سری به وبلاگم می زدم و می دیدم همین آدرس تبدیل شده به یه وبلاگ آشپزی، یا شاید یه بچه دبیرستانی داره توش از پیچ و خم اولین عشقش می نویسه، یا شاید یه دانشجو توش جزوه های استاد فلانی رو به اشتراک گذاشته... خوب در هر ح

    دل نوشته 
    می خواهم بعد از به دنیا آمدنم چگونه شوم؟  
    می خواهم بعد از به دنیا آمدنم چگونه شوم؟ - نکته این است که ما بعد از مردن، به دنیا می آییم. زندگی الان ما حکم نوشتن فیلمنامه ست. بعد از مردن شروع به اجرای همان فیلمنامه ای می کنیم که الان در حال نوشتن و اصلاح کردن آن فیلمنامه نهایی هستیم. بعد از مردن معلوم می شود که الان، من کدام درخت هستم. اگر الان طرز فکر ما، به درخت کاج می ماند، بعد از مردن، ما درخت هلو بودن را نمی بینیم.

    می خواهم بعد از به دنیا آمدنم چگونه شوم؟ 
    برای نوشته ها امیدوارم...  
    برای نود و پنج نوشتن سخت است، این روزهای آغازین سال نو، سال نویی که هر چند برای من چند روز قبل تر از روز اول بهار شروع شده بود، دلم را به رعشه انداخت، من برای نود و پنج خیالات زیادی بافته ام، اما نوشتن نود و پنج، نوشتنی که هیچ رنگی نو به تن نداشته باشد، و چنگ زده باشد به بوی نوشته های کهنه، نوشته هایی که از هشتاد ونه آغاز شده اند، هیچ خرسندم نمی کند، امروز جمله ای خواندم، گفته بود، هر چه در گذشته، تلخی و شکست دارید بگذارید همانجا بمانند، هی با خ

    برای نوشته ها امیدوارم... 
    زندگی روزهای خوبت را به من بده ..  
    میل به نوشتن همیشه در من وجود داشته اما ..
    واقعا بعد از خراب شدن بلاگفا انگیزه ام برای مرتب نوشتن خدشه دار شد ..
    توی بلاگ اسکای هم یه وبلاگ ساختم: "وبلاگ قدیمی"
    اما آخر سر تصمیم گرفتم که اگر میخوام مداوم بنویسم باید
    یه جای مورد اعتماد باشم ..
    احتمالا در روزهای آینده هروقت امکان مهاجرت از بلاگ اسکای باشه وبلاگ چندپستی اونجارو
    به اینجا انتقال میدم و به عادت همیشه مینویسم ..
    از فردا شب مرتب نوشتن و شرح حال نویسیم رو شروع میکنم ..
    به امید روزهای خوب ب

    زندگی روزهای خوبت را به من بده .. 
    همه چیز درباره یک مقاله ISI  
     اگر دانشجوی کارشناسی ارشد باشید و مقاله آی اس آی داشته باشید حتما می دانید نانتان برای ورود به مقطع دکتری در روغن است و می توانید به راحتی خوردن یک لیوان آب خنک مصاحبه دکتری را طی کنید. غیر از این هم که باشد نوشتن مقاله آی اس آی معنی اش این است که شما در رشته خودتان بسیار موفق بوده اید و حتی توانسته تولید علم هم بکنید. اما واقعا مقاله آی اس آی چیست؟ آیا نوشتن مقاله آی اس آی یعنی رسیدن به آخر خط دانش و علم در یک رشته. یا اینکه این تنها یک استاندار

    همه چیز درباره یک مقاله ISI 
    #تغییر...  
    چندیست مفهوم نشاط،
    از خاطر نوشته‌هایم محو شده‌است...
    مرا ببخش،
    که سهم نگاه تو،
    از روزهای سبز بهاری‌ام،
    دقایق غم‌زده‌ای بیش نبود...
    - پ.ن:
    اگر خدا بخواد، تصمیم دارم برای مدتی از نوشتنِ پست‌های غمگین و ناامیدکننده پرهیز کنم.
      # حقیقتاً زندگی انقدر تلخ و غمناک نیست! :)
    همچنین با توجه به اینکه نوشتن برای من، در اکثر مواقع، ابزاری برای درددل یا ابراز عقاید بوده؛ آشنایی چندانی با چگونگیِ سبک‌های شاد و انرژی‌بخش ندارم! خوشحال می‌شم اگر کمی در ان

    #تغییر... 
    جامع ترین نمونه گزارش کتبی درس پژوهی پایه سوم با رویکرد it + راهنمای کلی نوشتن گزارش کتبی درس پژوهی با رویکرد it  
    اختصاصی از هایدی جامع ترین نمونه گزارش کتبی درس پژوهی پایه سوم با رویکرد it + راهنمای کلی نوشتن گزارش کتبی درس پژوهی با رویکرد it دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

    با سلام خدمت دوستان همکار 1 نمونه گزارش کتبی از انجام درس پژوهی با رویکرد it  که سال های گذشته حائز کسب مقام استانی شده است بهمراه راهنمای کامل و جامع گزارش نویسی درس پژوهی براساس it گذاشتم دانلودآن خالی از لطف نیست. درس پژوهی برای تمامی پایه ها... کلیک کنید
    دانلود با لینک

    جامع ترین نمونه گزارش کتبی درس پژوهی پایه سوم با رویکرد it + راهنمای کلی نوشتن گزارش کتبی درس پژوهی با رویکرد it 
    وبلاگ‌نویس باید بنویسد  
    یکی از چیزهایی که خیلی مهمه وبلاگ‌نویسا انجام بدن، نوشتن پی‌در‌پی، پشت‌سر‌هم، بی‌وقفه و مسلسل‌واره (چه هجوی شد!) وبلاگ‌نویس باید بنویسه بدون اینکه به توجه توجه‌کنندگان و یا به بی‌توجهی‌ی بی‌‌توجه‌ان توجهی داشته باشه. چراکه اگر به توجه توجه‌کنندگان و یا به بی‌توجهی بی‌توجه‌ان توجه کنه جسارت و خلاقیت خودشو از دست میده و ممکنه بعد از یه مدت، کار به جایی برسه که اصلا دستش به نوشتن نره. به همین خاطر، بهتره وبلاگنویس، هرچیز کوچک و پیش

    وبلاگ‌نویس باید بنویسد 
    خاطرات من - خاطره از انشا نوشتن در مدرسه  
    خاطرات من - خاطره از انشا نوشتن در مدرسه - یکی از خاطره های جالبی که
    در دوران راهنمایی در مدرسه طرف مزار به خاطر میارم خاطره ای مربوط به
    نوشتن انشا بود. معمولاً موضوع انشاها در دوران ابتدایی و راهنمایی در مورد
    فصلها بخصوص فصل بهار و فصل تابستان  و شغل که درآینده می خواهیم چه کاره
    شویم، علم و ثروت و والدین بخصوص درباره مادر، یا ایام خاصی مثل سیزده بدر و
    شب یلدا، و حتی انشا درباره خاطره و خاطراتی که تلخ و شیرین بودند، بود.
    اما گاهی هم معلم ها ا

    خاطرات من - خاطره از انشا نوشتن در مدرسه 
    آموزش تصویری مایکروسافت ورد برای نوشتن پایان نامه  
    در اینجا آموزش تصویری مایکروسافت ورد برای نوشتن پایان نامه  به صورت کاملا فارسی و کاربردی در اختیار دوستان قرار می دم.
    دوستان محترم توجه داشته باشند که فایل آپلود شده یک فایل زیپ است شامل یک فایل پی دی اف و چندین فایل ویدیویی که فایل های ویدیویی باید هنگام مطالعه فایل پی دی اف در زمان خودش اجرا گردد.
     
    دانلود 

    آموزش تصویری مایکروسافت ورد برای نوشتن پایان نامه  
    طریقه نوشتن نامه اداری و رسمی  
    طریقه نوشتن نامه اداری و رسمی
     
     
     
     
     
     
     
     
    نامه اداری
    وقتی برای اداره و یا ارگان یا شخص مهمی نامه می نویسیم که رابطه کاری با او داریم از نامه اداری استفاده می کنیم در چنین مواردی نمی شود از نامه دوستانه استفاده کرد و این کار نوعی توهین به شخص گیرنده محسوب می شود .نوشتن نامه اداری چیزی نیست که بتوان به صورت گام به گام آن را آموزش داد بلکه می شود با ذکر نکاتی چند و نشان دادن مثال به نوشتن صحیح آن کمک کرد.همه ما در سال اول متوسطه با نوشتن نامه ادار

    طریقه نوشتن نامه اداری و رسمی 
    نوشتن......  
    نوشتن نا می خواهد و حرف و هنر 
    من هیچکدامشان را دیگر ندارم...


    یاد جنون نامه افتادم..
    یادتان هست ؟
    قلم باز اهنگ خون می کند جنون زاده غزم جنون می کند ...

    اه که چقدر دلم تنگ است برای نوشتن .

    راستی مولا سلام...
    اینروز ها اوضاع کشورمان بهم ریخته ...اوضاع دل هامان و اوضاع جوان هایی که اقا نامیدنشان افسران این جنگ نرم
    اقا این جنگ خون مارا در شیشه کرده ...این جنگ مارا پشت همین لب تاپ ها و کامپیوتر ها میکشد...این چنگ همه رفیق هایم را ترکش زده ...

    آه


    نزدیک این ر

    نوشتن...... 
    گره خورده‌ام  
     کمی سردرگمم. نه خب راستش را بخواهید خیلی بیشتر از کمی.دو ساعتی میشود که یک آهنگ آرام فرانسوی دارد گوش‌هایم را می‌نوازد، که البته هیچ سر در نمی‌آورم دارد چه می‌گوید :/
    و هنوز حوصله‌ام نکشیده بروم از عمو گوگول ترجمه‌اش را بپرسم.
    اما مگر درک موسیقی را کلام لازم است؟موسیقی غنی‌ترین کلام و فراگیرترین زبان است.آخ حتی حوصله‌ی نوشتن را هم ندارم. هوووم… دارم فکر میکنم که انگاری من هیچ‌وقت حوصله‌ی نوشتن را هم نداشتم!
    اصلا انگاری من هیچوقت حوصل

    گره خورده‌ام 
    دوباره  
    وبلاگ نویسی های من برای سالهای دانشجویی است. سالهایی که دانشجوی کارشناسی روزنامه نگاری دانشگاه علامه طباطبایی بودم. سالهایی که هرگز تکرار نمی شوند. دو وبلاگ پر از نوشته دارم که هنوز هم هستند. به هیچ وجه دلم نمی آید آن همه موضوعات و احساساتی را که در موردشان نوشته ام و حسهایم را ثبت کرده ام، حذف کنم. آن دو وبلاگ قبلی، محلی است برای ثبت لحظه های خوب و بدی که گذشته اند. واقعا گدشته اند. و من برای درک این « گذشتن » احتیاج دارم به آنها رجوع کنم.   راس

    دوباره 
        

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام



    جدیدترین مطالب

    خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
    تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%