دانلود سریال مانکن

دانلود سریال مانکن
  • دانلود آهنگ
  • بلوگل

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    مطالب جذاب

    

    مادر راهو گم کرده گرگ کوچه نامرده ترسم اینه برگرده

    بغض  
    چشمام غرقِ بارونه
    لب هام از تو میخونه
    عالم چه پریشونه
    سوخته درِ این خونه
    زینب مرثیه خونه
    مادر دیگه نمیمونه
    مادر راهو گم کرده
    گرگه کوچه نامرده
    ترسم اينه برگرده
    اینجا آخرِ دنیاست
    بابا بی کس و تنهاست
    این شهر، شهرِ نامرداست
    ابری رو صورتِ ماهش
    هم از دردش آگاهه
    بغضی تو گلویِ چاهه
    خونه بی تو ویرونه
    کوچه رنگی از خونه
    عالم چه پریشونه
    رفتی تو از این دنیا
    حیدر غریب و تنها
    توی مدینه مهمونه
    دوریت کجا آسونه
    چشمام همش بارونه
    زینب بری نمیمونه
    اینجا آخرِ دن

    بغض 
    من از  
    من از اشکی که میریزد ز چشم یار میترسماز آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسمهمه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوسمن از خوابیدن منجی درون غار می ترسم !رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزندمن از گرداندن یوسف سر بازار می ترسمهمه گویند این جمعه بیا اما درنگی کناز اینکه باز عاشورا شود تکرار می ترسم !سحر شد آمده خورشید اما آسمان ابریستمن از بی مهری این ابر های تار می ترسم!تمام عمر خود را نوکر این خاندان خواندماز آن روزی که این منصب کند انکار می ترسم!طببی

    من از 
    مادر  
    تهوع دارم همچنان. خوشحالم که امروز از جام تکون نخوردم. پابلو نرودا. تهوع. پیتزا ی نیمه هضم که می دونه که می تونه برگرده به عالم ماده. و آهنگ میم مثل مادر تا قبل از اونجایی که گلشیفته بغض می کنه که مادر. دلم تنگ شده. زین پس فقط پس خواهیم رفت. این بار ولی آرام. 

    مادر 
    اجرا شده توسط کربلایی جواد مقدم  
    شب تاره گریه داره تو سکوت ماه و مهتاب و ستاره
    توی قلبم غم یاره دردی از یه اتفاق ناگواره
    روزی صد بار در و دیوار به یادم میارن اون روزو دوباره
    که لگد زد زد و بد زد جوری که اشک علی رو دربیاره
    ******
    خانونمم راستی بگو که درد پهلوت خوب شده یا نه
    ورم بازوت خوب شده یا نه
    گوشه ابروت خوب شده یانه اره یا نه
    فاطمه راستی بگو کبودی روت خوب شده یا نه
    چشای کم سوت خوب شده یا نه لرزش زانوت خوب شده یا نه اره یا نه
    ****************
    (امشب شده اروم جونم انا الیه راجعونم)
    سرده

    اجرا شده توسط کربلایی جواد مقدم 
    گدای نیمه شب  
    آقا تا حالا شده ساعت 23/30 دقیقه شب یه گدای سمج با صدای نکره بیاد تو محلتون؟...جلوی
    در یکایک خونه ها حداقل 2دقیقه بایسته و تمام مقدسات رو قسم بده که بهش
    کمک کنین؟....همینجوری تا ته کوچه آرام آرام بره و بعد برگرده سر کوچه و بعد دوباره برگرده
    تا ته کوچه..دیشب یه همچی گدایی به کوچه ما یورش برده بود و من کور بشم اگه دروغ بگم...
    الهی به گوله ی گرم بیام اگه دروغ بگم...الهی خیر از جوونیم نبینم اگه دروغ بگم!

    گدای نیمه شب 
    قبلی  
    مطلب قبلی خیلی تو فاز بودم ، خدایا نمیخوام برگرده ، اونجا تو فاز عکسی که گذاشته بود اینستا بودم و جو گیر شده بودم ،قبلا هم گفتم ، نمیخوام برگرده .
    مطلب قبلی رو هم پاک نکردم چون یه طور سانسور میبینمش ، از سانسور خوشم نمیاد هیچجوره ، و اینکه باید گاهی این حماقت هارو داشته باشم (نوشتن مطلب قبلی منظورمه)
    نمیخوام برگرده ، فقط عشقشو از دلم ببر
    خدایا شکرت
    کمکم کندلنوشته های یک نفر

    قبلی 
    قصه...  
    قصه اول :
    یه شهر...یه کوچه...یه مادر با قباله...قنفذ با مغیره...
    قصه دوم :
    یه شب...یه تشییع...گریه های بی صدا...یه مزار مخفی...
    قصه سوم :
    یه مردتنها...بدون یار...هنوز شمشیرش روی دیواره...
    قصه چهارم :
    یه دختر... حالا شده مادر... شده یار... شده تنها...
    قصه پنجم :
    یه پسر...تماشاگر بود تو کوچه...همراه بود تو کوچه...
    قصه ششم :
    یه پسر...تو گودال...صدای غریب مادر...
    قصه آخر :
    یه مرد از نسل خورشید...
    همون شهر ، همون کوچه ، همون قباله ، فرزند همون مادر ، همون شمشیرِ روی دیوار...

    آن مرد

    قصه... 
    کوچه بنی هاشم  
    ظهر یک روز گرم تابستان در کجاکوچه بنی هاشمکوچه باریکتنگ فرش کوچه ز سنگخاطرات کبود یک مادرچادرش خاکی قامتش هم خمکوچه اینک فرو شده در غم مادر مهربان یک امتکه به وقت قدم زدن بایددست بر  شانه ی پسر گیردسر به مغرب خمیده شد خورشید گوهر عصمت از کمر بشکستباید از سنگ فرش کوچه شنید شرح جانسوز قصه را اینکدیده اند سنگهای آن کوچهماجرا را یکایک از نزدیکمادری  قامتش کمان چون دال گونه هایش ولی شده نیلیخورده از بس که مادر امت از عدوی خدا و دین سیلیمی چکد خ

    کوچه بنی هاشم 
    مادرشهید  
    به نام خدا"
    شنیدم تو ساری یه مادر پیری زندگی میکنه که بچه اش تو جنگ مفقود شده... 
    هنوز بعد 30 سال وقتی از خونه میره بیرون، کلید خونشو میده به همسایه اش.... 
    میگه شاید بچه م برگرده... پشت در نمونه....
    +میلاد باسعادت حضرت فاطمه سلام الله علیها و روز مادر مبارک.
    قدر مادراتونو بدونید....
    یاعلی. التماس دعا
     

    مادرشهید 
    هنوز می ترسم از این ساکنان شهر خراب  
    داراب 19 اردیبهشت 95**هنوز می ترسم از این ساکنان شهر خراب**هنوز می ترسم از این ســـاکنان شهر خرابهنوز آب می شود احساس گرد چشم پرآبهنوز می کشد جـسد تشـــــنه در بیابان هانــــــوادگان عـــــــدالت و منـــــکران شراباز فتاح بحرانیhttp://fbahrani.blogsky.com

    هنوز می ترسم از این ساکنان شهر خراب 
    آمبولانس سواری!  
    امروز طی مراسمی،از آمبولانس به جای سرویس استفاده کردم!
    دو تا مریض عقب آمبولانس نشسته بودن و من و یه خانم بهیار در آغوش هم! نشسته بودیم بغل دست راننده،حالا نگید از اموال عمومی سوء استفاده کردم!
    بدین علت که مریض اورژانسی نبود و منم سر راه باید پیاده میشدم!
    تازه سر کوچه انداختنم پایین مجبور شدم کل راهو بدووم دیر نرسم:-D
    دو نقطه دی هستم الان:-D

    آمبولانس سواری! 
    هر چه به اردیبهشت نزدیک تر میشویم دیوانه تر میشوم  
    امروز سیزده به در بود و من هیچ جا نرفتم. علی رغم مخالفت همه موندم خونه تا درس بخونم. و البته کمی با خودم خلوت کنم.
    از فردا کار و دانشگاه شروع میشه!
    چقدر مشتاقم برای درس خوندن..
    من عاشق درس خوندنم و فکر اینکه یه روزی دیگه درسی نداشته باشم که بخونم آزار دهنده است! دوست دارم تا آخر عمر پیشرفت کنم و بعد از اتمام تحصیلات در رشته ی فعلیم رشته ی دیگری یا مطالعات دیگه ای داشته باشم. صد البته به اضافه ی مطالعات به روز در رشته ی خودم.
                          

    هر چه به اردیبهشت نزدیک تر میشویم دیوانه تر میشوم 
    دلم برای باغچه می سوزد  
    من از زمانی 
    که قلب خود را گم کرده ام می ترسم
    من از تصور بیهودگی این همه دست
    و از تجسم بیگانگی این همه صورت می ترسم 
    من مثل دانش آموزی 
    که درس هندسه اش را
    دیوانه وار دوست می دارد تنها هستم
    و فکر می کنم که باغچه را می شود به بیمارستان برد
    من فکر می کنم...
    من فکر می کنم...
    من فکر می کنم...
    و قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است
    و ذهن باغچه دارد آرام آرام 
    از خاطرات سبز تهی می شود.

    قسمتی از شعر"دلم برای باغچه می سوزد "فروغ فرخزاد.

    دلم برای باغچه می سوزد 
    یکم  
    این وسوسه ای که می دانی تا آخرین لحظه  همراهت خواهد بود. این واژه های فراوان در به در. می نویسم. می نویسم و هزاران بار می نویسم. اما می ترسم کاغذ بردارم. می ترسم کسی مرا در حال نوشتن ببیند. می ترسم نوشته هایم دیده شود. روزهایم باترس آغاز می شود و با ترس به خواب می روم..درفضای مجازی نوشتن یعنی در فضا نوشتن. یعنی هیچ. کاغذ را دوست دارم اما این ترس نمی گذاردم. ترس بزرگ  من. شاید حتی از خودم هم در هراسم.اینجا را امتحان خواهم کرد. شاید آسوده تر باشم.

    یکم 
    عشقم منو ببخش  
    یه عشق دارم که خیلی نامرده بامن قهر کرده خیلی دوستش دارم من دوست دارم فقط داشته باشمش نه چیزی ازش می خوام نه فقط دوست دارم که همیشه باهام باشه اگرچه هیچوقت به هم نرسیم قربونش برم ازش خبر ندارم نمیدونم چی شده کجاس حالش خوبه با نه.

    عشقم منو ببخش 
    بوی کاغذ رنگی  
    از عید نوروز می‌ترسم! از سوال‌های عیدنوروز می‌ترسم! از
    «چه‌قدر عیدی گرفتی؟» عید نوروز می‌ترسم! آخر بی‌انصاف‌ها مگر از خانواده‌ای که با
    نصف بیش‌تر فامیل‌هایش قهر است، چه‌قدر عیدی در می‎آید که شما به من می‌خندیدید!

    بوی کاغذ رنگی 
    سرشماری  
    مامور سرشماری: سلام. مادر جان میشه لطفا بیای دم در؟
    سلام پسرم - بفرما؟
    از سرشماری مزاحم می شم
    مادر تو این خونه چند نفرید؟ اگه می شه برو شناسنامه هاتونو بیار بنویسمشون
    مادر لای در رو بیشتر باز کرد و با سر گردنش سر و ته کوچه رو یه نگاهی انداخت...
    چشماش پر شد از اشک و گفت : پسرم قربونت برم میشه مارو فردا بنویسی ؟؟
    مادر چرا؟ مگه فردا می خواید بیشتر بشید؟!! برو لطفا شناسنامتو بیار وقت ندارم
    آخه پسرم 31 سال پیش رفته جبهه هنوز برنگشته شاید فردا برگرده.

    سرشماری 
    مادر  
    ای آن که تویی صبور خانه ، مادرای شمع تویی فروغ خانه ، مادر
     
    ای عطر تو عطر هر بهار است ، مادروای (وی) مهر تو در حد کمال است ، مادر
     
    ای نام تو  ملک ،چه بی ریایی ، مادرهم شاه غم و ملک  وفایی  ، مادر
     
    ای آن که بهشت  بود تو را ، ای مادر
    كآن وعده ی اوست ، خدا ، تورا ای مادر
     
    ای افضل و ای سرور و  ای شاه کلیدم ، مادرزآن لحظه ی کودکی تویی امیدم ، مادر
     
    ای خواب تو بی خواب شده ، هر شب و روز    زآن لحظه خدا تو را صدا زد ، مادر
     
    این نام تو ، نام توست زآن روز نخست

    مادر 
    بعضی شعر ها عنوان ندارند  
    « یا حبیب التوابین »
     
    وقتی به شهرت پا می گذارم
             وقتی در همان خیابان همیشگی قدم می زنم،تنها
      به دختران بزک کرده خیره تر می شوم...!
     
    بیمار نیستم...
         چشم چران هم نیستم...
     
    فقط می ترسم...
     
    می ترسم مبادا بعد از ازدواج، چادرت را هم زیر پا گذاشته باشی...
     
     
    رضا سهرابی
    18 مرداد 1394
    در حال پرسه در اطراف دانشگاه تهران

    بعضی شعر ها عنوان ندارند 
    جدايي  
    وقتی هوا ابری وقتی هوا صافه وقتی چشام داره رویاتو میبافه دلم برات تنگ میشه وقتی دلم تنگه وقتی دلم گیره وقتی یکی داره از زندگیم میره دلم برات تنگ میشه برگا که میریزه بارون که میباره وقتی یکی میگه خیلی دوستم داره دلم برات تنگ میشه روزای بارونی وقتی هوا سرده وقتی یکی میگه میره که برگرده دلم برات تنگ میشه وقتی پره بغضم وقتی غروب میشه وقتی که دلتنگیم با گریه خوب میشه وقتی یکی رو من چشماشو میبنده وقتی یکی داره مثل تو میخنده دلم برات تنگ میشه هر موق

    جدايي 
    یا محسن ابن علی علیه السلام  
    نو سروده ای تقدیم به محسن بن علی علیه سلام
     
    آخر برای غربت بابا فدا شدی
    آخر فدای سوز دل و گریه ها شدی
     
    آخر نشد نفس بزنی بهر مرتضی
    مادر فدای بی کسی مرتضی شدی
     
    مادر کبوتری و دوبالت شکسته شد
    مادر کبوترانه ز دنیا رها شدی
     
    آخر میان کوچه و نا محرمان شهر
    عالم نظاره کرد و پر از رد پا شدی
     
    دنیا نیامدی و ندیدی حسین را
    دنیا نیامده تو خودت کربلا شدی
     
    سیدمحمدحسن ظفرجو

    یا محسن ابن علی علیه السلام 
    روز مادر مبارک  
    مادر یعنی: ناز هستی در وجودمادر یعنی:یک فرشته در سجودمادر یعنی: یک بغل آسودگیمادر یعنی: پاکی از آلودگی مادر یعنی: هدیه ی مرد از خدامادر یعنی:همدم و یک هم صدامادر یعنی: عشق و هستی؛ زندگیمادر یعنی: یک جهان پایندگیمادر یعنی:لطیف؛ فصل بهارمادر یعنی:زندگی در لاله زارمادر یعنی: عاشقی؛ دلدادگیمادر یعنی: راستی و سادگیمادر یعنی: عاطفه؛ مهر و وفامادر یعنی: معدن نور و صفامادر یعنی: راز؛ محرم؛ یک رفیقمادر یعنی: یار یکدل؛ یک شفیقمادر ی

    روز مادر مبارک 
    راستی فاطمیه آمد باز  
    نام:راستی فاطمیه آمد بازخواننده:علی فانیمتن:زیر باران دوشنبه بعد از ظهراتفاقی مقابلم رخ دادوسط کوچه ناگهان دیدمزن همسایه بر زمین افتادسیب‌ها روی خاک غلطیدندچادرش در میان گرد و غبارقبلا این صحنه را… نمی‌دانمدر من انگار می‌شود تکرارآه سردی کشید، حس کردمکوچه آتش گرفت از این آهو سراسیمه گریه در گریهپسر کوچکش رسید از راهگفت: آرام باش! چیزی نیستبه گمانم فقط کمی کمرم…دست من را بگیر، گریه نکنمرد گریه نمی‌کند پسرمچادرش را تکاند،

    راستی فاطمیه آمد باز 
    ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود  
    ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود
    وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
     
    گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
    آری شود ولیک به خون جگر شود
    خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
    کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
     
    از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان
    باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
     
    ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو
    لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
     
    از کیمیای مهر تو زر گشت روی من
    آری به یمن لطف شما خاک زر شود
     
    در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
    یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
     
    بس ن

    ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود 
    کوچه هارا آب و جارو کرده ام  
    ترجمه ی یکی از زیباترین اهنگای ترکی
    ...
     
    کوچه ها را آب و جارو کرده امکوچه هارا آب و جارو کرده اموقتی یار می آید گرد و خاک نشودطوری بیاید و برودکه بین ما حرفی ( دلگیری ) نباشدداخل سماور آتش انداخته امداخل استکان قند انداخته امیارم رفته تنها مانده امچه عزیز است جان یارمچه شیرین است جان یارم

    کوچه هارا آب و جارو کرده ام 
    بهاری نیست این ایام، بهار را کجاست ؟  
    هر سال شیوه های جدیدی از بی تو بودن را تجربه می کنم. سالِ قبل دانشجو، امسال سرباز...من از سال های پیشِ رو می ترسم، می ترسم از شیوه هایی که هر سال بدتر می شوند! می ترسم از این همه بی خبری، می ترسم از این همه تغییر. می ترسم از این زمستانی که ختم ـش بهار نیست...اصلن به من چه دخلی دارد که ترسو ام؟ به من چ ربطی دارد که بینِ این همه روز و فصل، تو باید درست در اولین روزِ بهار به دنیا بیائی؟ به من مربوط نیست که تو نیستی و من بهارم را گم کرده ام و نمی دانم اولین

    بهاری نیست این ایام، بهار را کجاست ؟ 
    دانلود فیلم کوچه بی نام  
    دانلود فیلم کوچه بی نام www.pelanhaa.ir › دانلود-فیلم-کوچه-بی... دانلود رایگان فیلم کوچه بی نام با حجم پایین, دانلود فیلم کم حجم کوچه بی نام, دانلود فیلم ایرانی کوچه بی نام, دانلود فیلم ... دانلود فیلم کوچه بی نام | دانلود روزانه dlroozane.ir › دانلود-فلیم-کوچه-بی-نام ۲۷ بهمن ۱۳۹۴ ه‍.ش. - دانلود فیلم کوچه بی نام با لینک مستقیم دانلود رایگان فیلم ایرانی کوچه بی نام با کیفیت عالی حجم کم ... دانلود فیلم کوچه بی نام با کیفیت بالا و حجم کم و لینک مستقیم - دانلو

    دانلود فیلم کوچه بی نام 
    جملات زیبا ( سیمین بهبهانی )  
    رها کردیم خالق را ، گرفتاران ادیانیم !
    تعصب چیست در مذهب ؟! 
    مگر نه این که انسانیم !
    اگر روح خدا در ماست... 
    خدا گر مفرد و تنهاست ...
    ستیزه پس برای چیست ؟!
    برای خود پرستی هاست .. 
    من از عقرب نمی ترسم ولی از نیش می ترسم
    از آن گرگی که می پوشد لباس میش می ترسم
    هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست
    من از سوزاندن اندیشه در آتیش می ترسم...
    ( سیمین بهبهانی)

    جملات زیبا ( سیمین بهبهانی ) 
    کاش مینوشتم...  
    به نام خدا
    آنگاه که...
    دلم میخواد یه شب خیلی خاص اینجا باشم فقط گریه کنم.
    کاش مینوشتم... کاش "قلم در کف من همچو عصا در ید موسی" میشد اما...
    زیر باران دوشنبه بعد از ظهراتفاقی مقابلم رخ دادوسط کوچه ناگهان دیدمزن همسایه بر زمین افتادسیب ها روی خاک غلطیدندچادرش در میان گرد و غبارقبلا این صحنه را... نمی دانمدر من انگار می شود تکرارآه سردی کشید، حس کردمکوچه آتش گرفت از این آهو سراسیمه گریه در گریهپسر کوچکش رسید از راهگفت: آرام باش! چیزی نیستبه گمانم فقط

    کاش مینوشتم... 
    حاشیه  
    مردم از اتوبان که رد میشوند
    یا رهگذر هستندیا به محل کار خود می روندیا خودرو شان را آب بندی میکنندیا مسافر نوروزیندتوقف در حاشیه اتوبان جریمه به دنبال دارداز گوشه و کنار که می پرسممیگویند چند سال پیش در همین گوشه و کنارهاکه هنوز آسفالتش نکرده بودنددر همین اتوبانی که نبودکوچه ای بودو خارج از حاشیه ها حساب میشدکوچه ای بود که خاطره های اندوه بار را در خودش جا میدادوقتی ناشناسی از مادر ناتنی اش می گریختیا سقف آرامشی فرو می ریختیا میوه ی دلی آ

    حاشیه 
    شعر زیبای عاشقتم  
    عاشقماهل همین کوچه ی بن بست کناری ،که تو از پنجره اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی ،تو کجا ؟کوچه کجا ؟پنجره ی باز کجا ؟من کجا ؟عشق کجا؟طاقتِ آغاز کجا ؟تو به لبخند و نگاهی ،منِ دلداده به آهی ،بنشستیمتو در قلب ومنِ خسته به چاهی...... گُنه از کیست ؟از آن پنجره ی باز ؟از آن لحظه ی آغاز ؟از آن چشمِ گنه کار ؟از آن لحظه ی دیدار ؟کاش می شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت ،همه بر دوش بگیرمجای آن یک شب مهتاب ،تو را یک نظر از کوچه ی عشاق ببینم..به كسی كینه نگیریددل بی

    شعر زیبای عاشقتم 
    مادر مرو مادر مرو مادر  
    مادر چرا چشمات یکی اشک و یکی خونهر وقت نگاهت میکنم هستی پریشونچی به روزت اومده مادر افتادی اینجوری تو بسترای ضربان قلب حیدرلبخند رو لبهات تلخه و سردهنگو کهرفتن علاج دردهالهی زینت دورت بگرده اشکات و پاک از گونه نکردیموهامو مادر شونه نکردیچند روزه کار خونه نکردیمادر مرو مادر مرو مادر مادر مرو مادر مرو مادرمادر مرو مادر مرو مادر مادر مرو مادر مرو مادر مادر مرو مادر مرو مادر هم سیلی خوردی ، هم لگد زدن به پهلوت صورتتم کبودِ مثل دست و بازوت زخمی

    مادر مرو مادر مرو مادر  
    بهارونه  
    دارم با سال جدید دوست می شم. آخر هفته ی پیش یه سفر خیلی فشرده و خیلی خنده دار داشتیم با یازده نفر دوستای خل و چل.رفتیم  تو دل گل و گیاه.تو دل تاریخ. تو دل خوشی ها و خنده های خل خلکی. رفتیم کاشون و قمصر.هوا خوبه . یه جور خیلی خوبی که دلت می خوادهی پیاده گز کنی . ولی من تنبل تن نمی دم به پیاده روی و هی امروزو فردا می کنم.دلم می خواد تمام روزای باقی مونده تا آخر اردیبهشت رو تو خیابونا ول بچرخم و بوی بهارو بدم تو ریه هام و ذخیره کنم برای روزای گرم تابستو

    بهارونه 
    می ترسم  
    زیاد گفتم می خوام برم تهران.یعنی حتی به جایی رسیدم که اعلام کردم حتی اگر تهران قبول نشم هم باز می خوام برم تهران! (آی نو، اوج بی منطقی) امروز بابا گفت مسخره است اگر تهران قبول نشی بازم بری تهران. بری چکار کنی؟من می ترسم. از اینکه درس نمی خونم. از اینکه نمی دونم فوق لیسانس چی باید بخونم. از اینا می ترسم.ادبیات انگلیسیزبان شناسیجامعه شناسیروانشناسیمددکاری اجتماعیاگر هر رشته ای به غیر از ادبیات انگلیسی رو انتخاب کنم کارم خیلی سخت میشه. تابستون ام

    می ترسم 
    آدم های خوب  
    هوالحکیم

    همیشه از دیدن آدم های خوب هری دلم می ریزد.آدم هایی که فقط تنفس در
    هوایی که آن ها نفس می کشند به تو آرامش می دهد. کنار این آدم ها همیشه حس
    ترس و آرامش توامان دارم. می ترسم از آرامشی که می دانم ماندنی و آدمی که
    می دانم زمینی نیست.کنار این آدم ها زود گریه ام می گیرد ....زود فکر می کنم به لحظه ای که دیگر نباشند.به لحظه ای که مرگ ... نه ... شهادت آن ها را برای همیشه از ما بگیرد.

    پ.ن: خیلی وقت پیش این متنو نوشتم .... هنوز می‌ترسم!

    آدم های خوب 
    می ترسم، می ترسی؟  
    من از مرگ می ترسم. برای این حرفم دلیل دارم، کابوس های شبانه.بله! تا همین الان که این متنو می نویسم باور داشتم و دارم که مردن رخداد بدی نیست، نه برای اینکه دور می بینمش یا از سر یک بیماری روانی به اسم توهّم خوب بودن، فکر می کنم چیزهای بهتری در انتظارم هستن. به این دلیل که معتقدم هر شروعی اگه پایانی درست و قاطع نداشته باشه، قطعاً نمیشه از مسیرش لذّت برد.حالا چرا میگم از مرگ می ترسم، اگه اينهمه خوبه برام؟
    میگن مغز انسان، میتونه همه خاطراتو نگه دار

    می ترسم، می ترسی؟ 
    هی خدا ....  
    یه روزی از یه جایی شروع میکنی که نمیدونی کجاست راهو میری ولی بعدا میفهمی یه جاهایی که قشنگ بود نباید میرفتی شاید خوب و لذت بخش بود اما دردش سنگین تر
    هر چیز خوب بعدا یا قبلش بهایی داره و اگر بخاهی به دست نیاوری راحتره  و زندگی آسون تر
     
     
    یوسف / 1394/5/20

    هی خدا ....  
    مادر مرو مادر مرو مادر  
    مادر چرا چشمات یکی اشک و یکی خونهر وقت نگاهت میکنم هستی پریشونچی به روزت اومده مادر افتادی اینجوری تو بسترای ضربان قلب حیدرلبخند رو لبهات تلخه و سردهنگو کهرفتن علاج دردهالهی زینت دورت بگرده اشکات و پاک از گونه نکردیموهامو مادر شونه نکردیچند روزه کار خونه نکردیمادر مرو مادر مرو مادر مادر مرو مادر مرو مادرمادر مرو مادر مرو مادر مادر مرو مادر مرو مادر مادر مرو مادر مرو مادر هم سیلی خوردی ، هم لگد زدن به پهلوت صورتتم کبودِ مثل دست و بازوت زخمی

    مادر مرو مادر مرو مادر 
    تسلیت  
     گفتن ندارد ...!کوچه شلوغ و جای یک سوزن ندارد...!نامـرد مَردم! حقِ علی و فاطمه خوردن ندارد ...!مادر به خود گفت ، شاید کسی کاری به کار‍ِ زن ندارد!من از نبی ام؛ حتما کسی کاری به کار‍ِ من ندارد ...!گفتن ندارد!کوچه شلوغ و جای یک سوزن ندارد!افتادنِ زن در پیشِ چشمِ دیگران دیدن ندارد ...!برخیز مادر... زینب پناهی غیر این دامن ندارد ...!وقتی حسین ات در لحظه گودال پیراهن ندارد ...
    شهادت ام ابیها حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد

    تسلیت 
    پس مردمک‏های نگاه ما عقیم‏اند تو حاضری بی‏ آنکه غیبت کرده باشی!  
    گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی 
    از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی 
    گاهی اگر در چاه مانند پدر آه 
    اندوه مادر را حکایت کرده باشی 
    گاهی اگر زیر درختان مدینه 
    بعد از زیارت استراحت کرده باشی 
    گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا 
    آیینه‏ای را غرق حیرت کرده باشی 
    در سال‏های سال دوری و صبوری 
    چشم‏انتظاری را شفاعت کرده باشی 
    حتی اگر بی آنکه مشتاقان بدانند 
    گاهی نمازی را امامت کرده باشی 
    یا در لباس ناشناسی در شب قدر 
    از خود حدیثی را روایت کرده باشی 
    یا در می

    پس مردمک‏های نگاه ما عقیم‏اند تو حاضری بی‏ آنکه غیبت کرده باشی! 
    کوچه شهر دلم  
    کوچه شهر دلماز صدای پای تو خالیهنقش صد خاطره از روزایدور عابر این کوچه خیالیهبه شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیادتوی حجله چشام عروسه خواب نمیادکوچه شهر دلم بی تو کوچه غمههمه روزاش ابریه روز آفتابیش کمهغم تنهایی داره کوچه دل بدون توهمه شعر دفترمن مال تو برای توبوی دستای تو داره غربت دستای منیاد قصه های تو داره مونس لحظه های من
    فریدون فروغی    

    کوچه شهر دلم 
    ویندوز ۱۰ برای ایکس باکس وان تا دو هفته دیگر منتشر خواهد شد  
    به نظر می رسد که رویای یک پلفرم برای تمامی گجت ها ، در حال محقق شدن است و این به لطف ویندوز ۱۰ مایکروسافت فراهم شده.ویندوز ۱۰ سیستم عاملی برای تمام ابزارهاست ، از موبایل و تبلت و لپ تاپ گرفته تا حتی کنسول بازی ایکس باکس !
    فیل اسپنسر، مدیر بخش ایکس باکس، امروز اعلام کرد که تجربه جدید ایکس باکس وان (داشبورد جدید و محیطی به مانند ویندوز ۱۰) در تاریخ ۲۱ آبان برای تمامی کاربران ایکس باکس وان منتشر می شود، یعنی تنها دو هفته دیگر.
    این تجربه جدید ایکس ب

    ویندوز ۱۰ برای ایکس باکس وان تا دو هفته دیگر منتشر خواهد شد 
      

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام



    جدیدترین مطالب