• 200 عکس پروفایل
  • بلوگل

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    تبلیغات

    همت 110
    

    قطره ارتلاک بوش ان لومب

    لنز طبی بوش اند لومب پیورویژن PureVision 2H  
    لنز طبی پیورویژن PureVision 2H :لنز طبی پیورویژن PureVision 2H محصولی از کمپانی بوش اند لمب Bausch & Lomb آمریکا .ویژگی ها :1. با استفاده از فن آوری Comfort Moist لنز طبی بوش اند لومب پیورویژن راحتی فوق العاده ای را برای چشمان شما فراهم می کند .2. لنز طبی بوش اند لومب پیورویژن در شرایط نوری کم دید دقیقی را برای چشمان شما فراهم می کند .3. لنز طبی بوش اند لومب پیورویژن چشمان شما را مرطوب نگه می دارد .4. لنز طبی بوش اند لومب پیورویژن یک لنز اُپتیک با کیفیت بسیار بالا می باشد .
     

    لنز طبی بوش اند لومب پیورویژن PureVision 2H 
    نکاتی درباره مدت زمان استفاده از لنز رنگی و طبی رنکی  
     
    مصرف کنندگان لنز رنگی از کلماتی مانند لنز دائمی،لنز شش ماهه، لنزهای 500 روزه و لنزهای چند ساعته و  جملاتی از این دست استفاده می کنند که تمامی این جملات که اغلب از زبان فروشندگان غیر حرفه ای رواج پیدا کرده است اشتباه هستند.
    مدت زمان استفاده از لنز:
    لنزهای تماسی رنگی و طبی به چند دسته تقسیم می شوند:
    لنزهای روزانه،لنزهای دو هفته ای، لنزهای ماهانه، لنزهای سالانه
    نوعی از لنزهای طبی وجود دارند که به لنزهای شبانه روزی(لنزهایی که میتوان با آنها شب

    نکاتی درباره مدت زمان استفاده از لنز رنگی و طبی رنکی 
    مقام شهید و شهادت  
    مقام شهید و شهادت
    امام سجّاد علیه‏السلام :ما مِن قَطرةٍ أحَبَّ إلى اللّه عز و جل مِن قَطْرَتَینِ : قَطرةُ دَمٍ فی سبیلِ اللّه ، وقَطرةُ دَمعَةٍ فی سَوادِ اللّیلِ ، لا یُریدُ بها عبدٌ إلاّ اللّه‏َ عز و جل ؛هیچ قطره‏اى نزد خدا محبوبتر از این دو قطره نیست : قطره خونى که در راه خدا ریخته شود و قطره اشکى که براى خدا در دل شب فرو افتد .بحار الأنوار : 69 / 378 / 31 منتخب میزان الحکمة : 78

    مقام شهید و شهادت 
    کاش تو بارونت گم میشدم  
    میدونی خدا جونهرجور حساب کنی فقط قدر بارون این آخر هفته بارون یه روزشنه بارون یه ساعتشاصلا بارون یه لحظش اونم خیلیه یه قطره فقط یه قطرش اگه قده یه قطره بارون بم نگاه کنیقدر اون قطره معجزه کنی زندگیمون از این رو به اون رو میشهخدایا فقط چشم به آسمونت دوختمبلگه نظر کنی...

    کاش تو بارونت گم میشدم 
    قطره باران  
    قطره بارانی از ابر چکید. چون به زمین نگاه کرددریای پهناور را دید و از کوچکی و حقارت خود شرمنده شد و گفت:“جایی که دریا هست وجود من بی مقدار به حساب می آید.”چون قطره باران خود را کوچک دیدصدف او را درون خود جای داد و بعد از مدتی تبدیل به گوهر شد.پس از مدتی نصیب ماهیگیری شد و او آن گوهر را به بزرگی هدیه کرد.بلندی از آن یافت کو پست شددر نیستی کوفت تا هست شد

    قطره باران 
    عجیب تر از علم  
     برش قطره آب توسط جسم آب گریز  قطره آبی که روی سطح یخ زده قرار میگیرد و به قطره یخی تبدیل میشود. معلق شدن در فضا با خاصیت ابر رساناها   قطره آبی که به دور میله بافتی میچرخد - ناسا   کوچکترین انیمیشن ساخته شده بشر با استفاده از اتم ها بصورت فریم به فریم 

    عجیب تر از علم 
    31- مرا به نام کوچکم صدا زد  
    مرا به نام کوچکم صدا زدآنکه برایم هدیه ای آورده بودهمچون افسانه هاصندوقچه ای پر از نور--------------------------------------چه کسی می ستاید  آوار خورشید را بر سر بیابانیا آوار باران رابر سر سیل زدگان؟!--------------------------------------هراس من از تشنگی نبود، آبانهراسم از سرمای تنهایی نبود، آذردلم مهر تو را کم داشت مهربان----------------------------------------چند قطره باران برای بیابان بس استچند قطره مهربانی برای دلهای غمزدهچند قطره نور برای تاریکیفروردینماه 95

    31- مرا به نام کوچکم صدا زد 
    رنگ عشق  
    دردو سوی تنها میز این کافه
    خدا و من به تماشای رفتنت نشسته ایم
    او با قهوه ای سرشار از عسل
    و من بی هیچ نوشیدن
    که گام های رفتنت
    هر کدام چون خنجر تیزی بر قلب فروخورده ام می تازد
    و قطره قطره خون خویش می نوشم
    رنگ عشق
    رنگ قطره های خون من در قهوه ی خداست
    و تو چشم به فردایی دوختی
    که خدایش مست خون من است !
    از من می نوشد تا فردای تو را
    مملو از پرستیدن منت باشد.
    سرگذشت عشق
    تنهایی مدام خداست
    در این هم نشینی پایان هر عاشق
    و باز تنها خداست که می ماند
    با انتظار همنش

    رنگ عشق 
    سرمایی ...  
    سرد تر می شود هر روزهوای رابطه هامثل سوز ِ سرمای ِ یک شبکه صبحشبیدار می شویمی بینی توی حیاطیک قد برف نشسته...بعد از برفهوا انگار گرم تر می شودآسمان دق دلش را خالی می کند روی گلدان های بیچاره ی دور حوضکه حواس هیچکداممان نبوده آنهارا بگذاریم یک جای امنو حواسمان نبودهچشمهامان از حرفهای دلمان پرده برمی دارندحواسمان پرت است این روزهای سرد....لوله های آب یخ بسته اندحتی یک قطره هم نمی چکد از شیر یک قطره هم حتی از چشمیک جایی گریه های آدم تمام می شوداش

    سرمایی ... 
    قطره ای، که دلش دریا می خواست  
    قطره ، دلش دریا می خواستخیلی وقت بود که به خدا خواسته اش رو گفته بودهر بار خدا میگفت : از قطره تا دریا راهیست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری ... هر قطره را لیاقت دریا نیست!قطره عبور کرد و گذشتقطره پشت سر گذاشتقطره ایستاد و منجمد شدقطره روان شد و راه افتادقطره از دست داد و به آسمان رفتو قطره ، هر بار چیری از رنج و عشق و صبوری آموخت ...تا روزی که خدا به او گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن!خدا قطره را به دریا رساندقطره طعم دریا را چشیدطعم

    قطره ای، که دلش دریا می خواست 
    سیستم آبیاری قطره ای(System Drip Irrigation ) :  
    یاری قطره ای یکی از روش های پیشرفته و تکامل یافته ی آبیاری تحت فشار است که در آن آب بصورت قطره توسط قطره چکان به میزان لازم در اختیار درختان و انواع محصولات قرار می گیرد وفقط منطقه اطراف ریشه را آبیاری می کند و در واقع با مصرف حداقل آب، نیاز آبی گیاه تامین می گردد. یعنی رساندن آب به گیاهان به مقدار کم و دفعات زیاد . مشخصات فنی سیستم کنترل مرکزی : 1) هیدروسیکلون 2) فیلتر شن 3) مرکز کنترل 4) تانک کود 5) فیلتر دیسکی * در سیستم آبیاری قطره ای آب از مرکز

    سیستم آبیاری قطره ای(System Drip Irrigation ) : 
    که بی تو تمام چاه ها خشکیده اند...  
     انگار
     چیزی مرا دل تنگ تو می کند...
     هر چه هست از چشمان عباس می آید...
     تا یاد کهف العباس می کنم؛
     انگار کسی در گوشم نجوا می کند:
     حیدر
     حیدر
     حیدر...
     و
     این نجوا شور می گیرد...
     مستم می کند
     و
     قطره قطره از چشمانم می بارد...
     +به یاد اربعین بی خواب شده ام...

    که بی تو تمام چاه ها خشکیده اند... 
    دو قطره اشک  
    این چند قطره اشک برای شما کم استاین حال زار ما برای شما کم است...شادی به روز تولد، ای امام ماوقتی توان نمود که باشی کنار ما...هستید در کنار ما، ولی این حواس مارفته به سوی غیر شما ای امام ما...روز تولد و گریه، این چه سان شود؟!غفلت که بگذرد از حد، آیا جز این شود؟!

    دو قطره اشک 
    بارانی تر  
    این هوا را دوست دارماز آن وقت هاییست که میشود قطرات بارانی را که به آسفالت خاک گرفته میخورند شمردمیشود برگ های درختان را سبزتر و تمیز تر از همیشه دید از دوراین هواهمان هوایی است که میشودزیر قطره قطره ی بارانش نرم نرمک رفتبی هیچ حرفیاین وقت ها میتوان مردم را مهربان تر نگاه کردبارانی تر بود...ع.پ (رهگذر)

    بارانی تر 
     
    درخت سایه‌اش را بی‌دریغ به تو می‌بخشدو خورشید گرمایش راو گل شمیم خوشش راو باران طراوتش راو آسمان برکتش راو رود قطره قطره آبش راو پرنده نوای دل انگیزش را …و همه و همه بخشیدن را از خدایی آموخته‌اند که آن‌ها را زیبا آفریده.زیباترین آفریده خدا انسان است.تو برای بخشیدن چه داری؟چرا از گنج بی‌پایانی که در وجودت داری خرج نمی‌کنی؟محبت …

     
    بارانی تر  
    این هوا را دوست دارماز آن وقت هاییست که میشودقطرات بارانی را که به آسفالت خاک گرفته میخورند;شمرد.میشود برگ های درختان را سبزتر و تمیز تر از همیشه دید از دوراین هواهمان هوایی است که میشودزیر قطره قطره ی بارانش نرم نرمک رفت ،بی هیچ حرفی .این وقت ها میتوان مردم را مهربان تر نگاه کردبارانی تر بود...

    بارانی تر 
    499.5اُمین  
    پلکهای بهم چسبیده .. سوزش چشمها .. دستمال کاغذی های درون مشتم .. نشستنم در راهروی دستشویی و های های گریه کردنم .. دل خودم را سوزاند .. دکتر میگفت گریه نکن تا چشمهایت بهم نرود .. تا بخاطر کم شدن اشک چشمت زجر نکشی ولی باور کن نمی شود .. باور کن ..+قطره قطره اشک بریز تو چشام تا بتونم بازم گریه کنم ..

    499.5اُمین 
    سنگی که سر مبارک امام حسین (ع) روی آن قرار گرفت  
    در نزدیکی آن «مشهد النقطه» واقع در کوه جوشن است. مشهور است وقتی که اسرا و کاروان شام به این منطقه رسیدند، خانواده امام حسین (ع) که اسیر شده بودند و سرهای مبارک در آن مکان مستقر شدند و سر مبارک امام حسین (ع) در سنگ مرتفعی قرار داده شد و یک قطره از خون پاک ایشان روی آن سنگ ریخته شد.این‌قطره خون مورد اهتمام مسلمانان قرار گرفت و از آن سنگ محافظت کردند تا اینکه «سیف الدوله الحمدانی» شام را فتح کرد و او را از مکان این قطره خون آگاه ساختند.

    سنگی که سر مبارک امام حسین (ع) روی آن قرار گرفت 
    اردیبهشت و داستان عشق به باران...  
    هوای امشب گرم شده دقیقا مثل اردیبهشت 8سال پیش تو تهران ...گرم گرم بدون حتی یه قطره باران تو هوای اردیبهشت سالها پیش یک قطره هم نبارید نه تو تهران نه تو جاهای دیگه...اما وقتی شروع به بارش کرد من عاشق شدم عاشق نگاه تو...عاشق لبخندات... تو با لبخندت به همه مون آرامش میدادی درسته نمی دیدی ولی می شنیدی همین یه قوت قلب بود ...ادامه دارد...

    اردیبهشت و داستان عشق به باران... 
    نگاه کن  
    ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻏﻢ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡﭼﮕﻮﻧﻪ ﻗﻄﺮﻩ ﻗﻄﺮﻩ ﺁﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩﭼﮕﻮﻧﻪ ﺳﺎﯾﻪ ﺳﯿﺎﻩ ﺳﺮﮐﺸﻢﺍﺳﯿﺮ ﺩﺳﺖ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦﺗﻤﺎﻡ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩﺷﺮﺍﺭﻩ ﺍﯼ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﻡ ﻣﯽ ﮐﺸﺪﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﻣﯽ ﺑﺮﺩﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﺍﻡ ﻣﯿﮑﺸﺪﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦﺗﻤﺎﻡ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻣﻦﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻬﺎﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩﺗﻮ ﺁﻣﺪﯼ ﺯ ﺩﻭﺭﻫﺎ ﻭ ﺩﻭﺭﻫﺎﺯ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻋﻄﺮ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻮﺭﻫﺎﻧﺸﺎﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﻣﺮﺍ ﮐﻨﻮﻥ ﺑﻪ ﺯﻭﺭﻗﯽﺯ ﻋﺎﺟﻬﺎ ﺯ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺑ

    نگاه کن 
    بیقرار  
    خدایا هر کار کردم دیگه ننویسم نشد دلم گاهی خیلی بیتابت میشه .و جز با نوشتن ارووم نمیگیره .پروردگار مهربوونم عشقت داره دیووونم میکنه .از عشق تو دارم مجنون میشم و چقدر زیباست این جنون.خدای من چه غریب است این عشق در حالیکه که چون شمع میسوزی و آب میشی و قطره قطره میچکی لذت وصف ناشدنی میبری.هم درد است و هم درمان .هم زخم است و هم مرهم.هم نیش است و هم نوش.خیلی حس غریبی است این عشق .فقط این عشق است که تمام قانونها رو بهم میریزه.و این عقل است که سر تعظیم در

    بیقرار 
    زمان  
    همین دقیقه هایی که داره میگذره بهش میگن عمر...عمر ما مجموعه ی تمام این سالهایی هست که در این دنیا هستیم.همین روزهایی که میگذرونیم..همین ساعتها.همین دققیه ها.همین ثانیه ها.شنیدین وقتی یک نفر میمیره میگن:عمرش تمام شد؟دیگه مُرد...کسی که میمیره دیگه جونی نداره...در واقع جونش تموم شد که مُرد.عمرش تموم شد که مُرد و دیگه بین ما نیست و رفت.
    در واقع عمر ما همون جان ماست.و جان ما همون عمر ماست...
    پس جان یعنی همین ثانیه ها..همین دقیقه ای که گذشت.در طول روز نگاه

    زمان 
    گلچین شعر های کوتاه 11  
    دستانم برایت نقشه کشیدو لبانم اجرا کردنه اینکه آواز بخواندنهتنها فقط خندیدلیلا بهادری
     
    دنیابزرگترین دروغی استکه واقعیت داردتو هنوز عاشقی...و منبسیار ... خوشبختلیلا بهادری
     
    دل را قرار نیستمگردر کنار تو...حسین منزوی
     
    دوستت دارم از دهان آسمان می افتدشاید,نم بارانی قطرهقطرهقطره شعر عاشقانه از بر می کند...امیرمحمد مصطفی زاده
     
    تو را وقت بارانبوسیدمتشعرمنفسنفسپر از دلتنگی توستدور نشو... امیرمحمد مصطفی زاده
     
     
    از عشق نگاه اول برایم بگوهنوز هم

    گلچین شعر های کوتاه 11 
    دستگاه بسته بندی لبگیر قلیان، قطعات، قطره چکان، مسائلی  
    ماشین سازی مسائلی تولیدکننده دستگاه های بسته بندی با برنامه plc قدرتمند باهسته قوی با کیفیت بالا بصورت دستگاه بسته بندی لبگیر قلیان، دستگاه بسته بندی قطعات، دستگاه بسته بندی قطره چکان، دستگاه بسته بندی لبی قلیان، دستگاه بسته بندی دوسرپرس، دستگاه بسته بندی چهارطرف دوخت، دستگاه بسته بندی قطره چکان، دستگاه بسته بندی شیشه آزمایشگاهی، دستگاه بسته بندی دستگش، دستگاه بسته بندی ماسک، دستگاه بسته بندی لوازم آزمایشگاهی، دستگاه بسته بندی تجهیزا

    دستگاه بسته بندی لبگیر قلیان، قطعات، قطره چکان، مسائلی 
    چشم‌انداز قیام حضرت مهدی(عج) در سرزمین شام  
    در روز جمعه و هنگام برگزاری نماز، عیسی بن مریم(ع) از آسمان فرو می‌آید و دو لباس قرمز بر تن دارد كه از سرش روغن قطره قطره می‌چكد و او مردی خوش‌منظر و سفید چهره است و بسیار به ابراهیم(ع) شباهت دارد.بوشهرکده | پایگاه خبری و اطلاع رسانی طلاب استان بوشهر

    چشم‌انداز قیام حضرت مهدی(عج) در سرزمین شام 
    آدم برفی عجیبی ام  
    ﺁﺩﻡ ﺑﺮﻓﯽ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﻡ
    ﺑﻐﺾ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻭ ﺑﺮﺩﻡ
    ﺗﺎ ﮐﻪ ﭼﺸﻤﻢ ﺑﻪ ﺁﻓﺘﺎﺑﺖ ﺧﻮﺭﺩ
    ﻗﻄﺮﻩ ﻗﻄﺮﻩ ﭼﮑﯿﺪﻡ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ
    ﺩﻭﺩ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻬﺮﻡ ﺭﺍ
    ﻣﺜﻞ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺗﺨﺘﻢ
    ﻭﺳﻂ ﻋﺸﻖ ﺁﺗﺸﻢ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ
    ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺪﺑﺨﺘﻢ
    ﺩﺍﺧﻞ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺩﻭﺩﯾﺪﯼ
    ﺑﺎ ﺗﺒﺮ ﻗﻄﻌﻪ ﻗﻄﻌﻪ ﺑﺸﮑﺴﺘﻢ
    ﭼﻮﺏ ﯾﮏ ﻣﯿﺰ ﻣﯿﺸﺪﯾﻢ ﺁﺧﺮ
    ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﯿﻢ ﻫﺴﺘﯽ ﻭ ﻫﺴﺘﻢ
    ﺷﺐ ﺩﺭﻭﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﺧﺪﺍﯾﯽ ﮐﺮﺩ
    ﺟﺮﻡ ﻫﺮ ﻋﺸﻖ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪﻥ ﺑﻮﺩ

    آدم برفی عجیبی ام 
    آمیـــن  
    باز باران با ترانه....===============باران می آید...نگاهی به شر شر اش می اندازم...اندکی فکر...میدوم....میدوم همچون کودکی که ترسی از خیس شدن ندارد...میدوم و میخندم.... فارغ از تمام اتفاق ها و روزها و گذشته ها و آینده ها...تنها همین کافی ایست, " من اکنون زیر بارانم"...زیر رحمت حق...پس شاد میشوم...دستانم را میگشایم و قطره قطره اش را در آغوش میگیرم...بدون چتری که خودم را زیرش مخفی کرده باشم...و آرزو میکنم... آرزوهایی به وسعت رحمتش....آمیـــــن به تمام آرزوها...

    آمیـــن 
    بهار  
    در خیابان، با بهار مسابقه گذاشتم. او به اندازه ی آسمان شهر بارید. من به اندازه ی دلتنگی در یک ایستگاه خلوت اتوبوس...این فصل ها چه میخواهند از جان ما؟ چرا پاییزش جان می ستاند؟ زمستانش در سکوت بغض میکند؟ بهارش به عشق کدام گل دلش می گیرد و در آسمان تیره، قطره قطره بر سرمان آب می شود؟ حتما آن گل هم خسته از ابرهای سیاه، چشم انتظار نوازش های گرم آفتاب بوده. گفته آفتاب اگر نیاید من می روم... گفته گور پدر هر آسمان دلمرده... هر فصل افسرده... [ادامه مطلب را

    بهار 
    خواستند سرش را ببرند  
    می خواستند سرش را ببرند. خودش این را می دانست. او معنی کاسه آب و چاقو را می فهمید. با مادرش هم همین کار را کردند. آبش دادند و سرش را بریدند. ترسیده بود. گردنش را گرفته بودند و می کشیدند. قلب قرمزش تند تند میزد. کمک می خواست. فریاد میزد و صدایش تا آسمان هفتم بالا می رفت.خدا فرشته ای فرستاد تا گوسفند بی تاب را آرام کند.فرشته آمد و نوازشش کرد و گفت: "چقدر قشنگ است این که قرار است خودت را ببخشی تا زندگی باز هم ادامه پیدا کند. آدم ها سپاسگزار توان و قوت

    خواستند سرش را ببرند 
    4اردیبهشت  
    خدایا شکرت باشه که بهم بیشتر ازونیکه لیاقت داشتم کمک ولطف ورحم کردی...امروز تونستم یه سپرده هرچند اندک داشته باشم .ولی قطره قطره که جمع میشه خودمم باورم نمیشه..فقط دوسدارم وامیدوارم خدا منو مستحق یه زندگی مستقل بدونه.ومنو به رضای قلبی خودم برسونه.خیلی لذت بخشه برام که فک کنم میتونم یه واحد مستقل بگیرم و کلی لوازم خونه براش بخرم با یه جهیزیه تمام عیار!!امیدم فقط خودتی خداااجوون.این بهترین آرزوی قلبی منه.سپرده هامو فقط به نیت اونروز دارم روهم

    4اردیبهشت 
    3_هم سنگ این روزای من  
    هر شب تو رویای خودم
    آغوشتو تن میکنم
    آینده ی این خونه رو 
    با شمع روشن میکنم...

    دیشب بود که داشتم با خودم فکر میکردم چقدر میتواند بودن ادم ها حجم داشته باشد . بودنشان که پر حجم باشد، نبودنشان میشود خلا! میشود کمبود! 
    حالا فکر کن حجم بودن ادم ها، جدا از حس بی خلایی،   تو را وابسته کنند. تو وابسته ی یک حجم بزرگ بودن شوی. 
    بعد فکر میکنی نبودنش با تو چه میکند؟ تو را از خودت میکاهد... ذره ب ذره از خودت میکاهد.
    از خودت کم میشوی. تمام میشوی. در خلا نبودن  کسی

    3_هم سنگ این روزای من 
    اولین عشق  
    در جلسه امتحان عشقمن مانده ام و یک برگه سفید!یک دنیا حرف ناگفتنی و یک فعل تنهایی و دلتنگی . . .درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود!در این سکوت بغض الودقطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند!و برگه سفیدم عاشقانه قطره را به آغوش میکشد!عشق تو نوشتنی نیست . . .در برگه ام،کناران قطره یک قلب کوچک میکشم!وقت تمام است.برگه ها بالا . . .

    اولین عشق 
    دنیای اعصاب خورد کن  
    دنیا اگر دنیا بود
    هیچ وقت از سر بازیش؛
    پوز خندی به تو تحویل نمی داد
    هیچ وقت بهت نمیگقت
    چرا در دیزی بازه
    چرا دم خر درازه
    هیچ وقت غیبتتو از سر این که داری ارزش نمی کرد
    که خدا میدونه
    آبروت رو قدر
    پیش کیا برده
    رفیق ...
    رفیق؟
    هه
    به قول فریدونهر حبابی، دیده ای در جستجوست،چون رسد هر قطره گوید: ــ " دوست! دوست ..."می کنند از عشق هم قالب تهیای خوشا با مهرورزان همرهی!با تب تنهایی جانکاه خویش،زیر باران می سپارم راه خویش.سیل غم در سینه غوغا می کند،قطرهء دل م

    دنیای اعصاب خورد کن 
    عاشقانه زیستن  
    عاشقانه زیستنساعتها تلاش، ترسیدن، لرزیدن، لیز خوردن، حرص خوردن، با شک ابزاری بین راه زدن، نیش تبر را با خواهش در شکاف قرار دادن، درد کوله سنگین بر کمر کشیدن. میتواند دلیلی خوبی باشد برای آب کم آوردن و لب متورم شدن، وقتی از رو لبه ی سرد کوه سرک می کشی طرف گرم تر، خوشایند ترین صدا بعد از صدای هن هن نفس دوست تیک تاک زندگی است. همان نوای قطره اب روی صخره ی سرد.سر که نزدیک میکنی و لب لای شکاف انگار شهد حیات نصیبت می شود.انگار قطره قطره عشق وارد رگ ها

    عاشقانه زیستن 
    روش زندگی  
    دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قطره بزرگتر میدهند
    اما دوتکه سنگ هیچگاه با هم یکی نمی شوند !
    پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم ،فهم دیگران برایمان مشکل تر، و در نتیجه امکان بزرگتر شدنمان نیز کاهش می یابد
    آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ،به مراتب سر سخت تر، و در رسیدن به هدف خود لجوجتر و مصمم تر است.
    سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد.
    اما آب... راه خود را به سمت دریا می یابد.
    در زندگی، معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را، در دل نر

    روش زندگی 
    یاری کردن  
    درخت سایه اش را بی دریغ به تو می بخشد
    و خورشید گرمایش را  و گل شمیم خوشش را
    باران طراوتش را و آسمان برکتش را و رود قطره قطره آبش را
    و پرنده نوای دل انگیزش را و همه و همه بخشیدن را
    از خدایی آموخته اند که آنها را زیبا آفریده
    زیباترین آفریده خدا انسان است
    تو برای بخشیدن چه داری ؟ ثروتت ؟ دانشت ؟ جانت ؟
    همه این‌ها خوب است اما چرا از گنج بی پایانی که در وجودت داری خرج نمی کنی ؟
    محبت !
    حاضری آنرا ببخشی ؟
    با خنده ای بر لبت یا اخلاقی خوش یا دستان پرمهری که

    یاری کردن 
    مرگ  
    بر لبانم می افتاد قطره قطره اشکهایم
                         طعم دریا را بر گونه هایم احساس میکردم
    و دریا را انقدر کوچک خواهم کرد
                        که در چشمهای تو جا شود
    اتفاقی نو هفته دیگر خواهد افتاد
                      این تازه ترین اتفاق زندگی من خواهد بود
    نگاه میکنی میخندی می گویی
                   تازه گی چفقدر عوض شدی
    به گمانم این حس را سالهاست که دارم
                   حس رفتن شاید هفته دیگر در سفر باشم
    از هم اکنون خدانگهدار عزیزم


    مرگ 
    هدیه ای از دوست...  
    باز غصه.... در پی حرفی نهفتهبا سکوت بی ترانه.... بی بهانه.... بی دلیل و شاید از حرف زمانه.... می چکد بر بام قلبم..... باز گریه...ذره ذره چکه چکه.... ر وی سردی زمستان  زیر باران    قطره قطره     دردهارا میشمارد        سازهارامی نوازد بازدورم  ازهوای گرم خانه........... از نوای یک سکوت سبز و دل پاکروشن اما پر صلابت       باز دورم..... از محبت ..... از دل گرم صداقت..........   از نفس های رفاقت    باز دورم........باز دورمگ

    هدیه ای از دوست... 
    گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست  
    دو قطره آب كه به هم نزدیك شوند، تشكیل یك قطره بزرگتر میدهند...اما دوتكه سنگ هیچگاه با هم یكی نمی شوند !پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم،فهم دیگران برایمان مشكل تر، و در نتیجهامکان بزرگتر شدنمان نیز كاهش می یابد...آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ،به مراتب سر سخت تر، و در رسیدن به هدف خودلجوجتر و مصمم تر است.سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد.اما آب... راه خود را به سمت دریا می یابد.در زندگی، معنای واقعیسرسختی، استواری و مصمم بودن را،در دل نرمی

    گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست 
    نمونه سؤال دی ماه نوبت اول سال دوم تجربی و ریاضی  
    شماره صفحه :  1

    باسمه تعالی

                            تعداد صفحات : 2


    نام و نام خانوادگی :
    عنوان درس : عربی
    نام دبیر : بهروزی

    اداره  کل آموزش و پرورش شهرستانهای استان تهران
    اداره آموزش و پرورش .........................
    آموزشگاه  ..................................
    نوبت امتحانی : دی ماه 94

    پایه تحصیلی :  دوم
    رشته تحصیلی : تجربی
    تاریخ امتحان : 19/10/94  
    مدت امتحان : 70 دقیقه


    ردیف

    "دولت و ملت ، همدلی و هم زبانی"

    بارم

     
     
     
     
     


    .


    5

    تَرجِم العباراتِ التالیةَ بالفارسیةِ ( عبارات زی

    نمونه سؤال دی ماه نوبت اول سال دوم تجربی و ریاضی 
      

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام



    جدیدترین مطالب