• 200 عکس پروفایل
  • بلوگل

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    تبلیغات

    همت 110



    

    ساز باران

    این بار  
    این باربر روی کاغذزیر بارانمینویسم عاشقانه هایم راباران که می بارددلم برایت تنگ می شودپر می شوم از هوای توبلند بلند برایت شعر می خوانماشک هایم در باران گم می شوندتو می آیی اما در خیال منو دستانت بوی باران می دهدو من جوری غریبدلم برای داشتنت درزیر باران تنگ می شود هنوز هم .. فدات بشه مامان 

    این بار 
    ببار باران  
    ببار باران 
    که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم 
    ببار باران 
    کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد 
    که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد 
    ببار باران 
    بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن 
    که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد 
    ببار باران 
    که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش 
    ببار باران 
    درخت و برگ خوابیدن 
    اقاقی....یاس وحشی....کوچه ها روزهاست خشکیدن 
    ببار باران
    جماعت عشق را کشتن 
    کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن 
    ولی باران ، تو با من بی وفایی 
    توهم ت

    ببار باران 
    باران  
    باران می
    بارد. باران نعمت و رحمت الهی است. باید قدر این نعمت را بدانیم. روزهای
    بارانی همیشه زیباست. کافی است به صدای باران گوش کنید، به قطرات زیبای
    باران فکر کنید. در دل هر قطره هزار قصه است. می توان پاکی ، بی آلایشی ، عشق و شفافیت را در دل قطره ی آب دید. باران می بارد که دنیای ما را پر طراوات کند. وقتی کنار پنجره باشیم باران به پنجره می بارد. رد باران بر روی پنجره می نشیند. به باران فکر کنید. به طراواتش بیندیشید. شما چون رنگین کمان باشید برای انسا

    باران 
    باران اسیدی  
    باران اسیدی
     
    دید کلی
    در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران ، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت این پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال می‌توان به این موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران می‌شوند؟ منشا این عناصر چیست؟ این پدیده در کجا رخ می‌دهد؟معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دی‌اکسید کربن هوا در آن و تشکیل
    اسید کربنیکبطور ملایم اسیدی هستند و PH ب

    باران اسیدی 
    گزارش هوای مشهد  
    هم اکنون صدای باران می آید...صدای باران از دریچه کولر میشنوم...باران بر روی کولر میکوبد و میگوید من آمده ام..و گاهی صدای این باران در بین صدای بادی ک از پنجره می آید گم میشود...گاهی جهت باد را میتوان از روی تغییر کوبش باران روی کولر تشخیص داد...هم اکنون رعد و برقی آمد ک مرا ترساند....میوزد این باد..میریزد این باران.... باد میپیچید درهم...از باد گذشته..ب طوفان می ماند...یادم است کودک و نوجوان ک بودم...هنگام بارش باران و رعد و برق... می لیستادم و رعد و برق

    گزارش هوای مشهد 
    هوای دونفره  
    هر وقت هوا اینجوری ست لبخند می زند و می گوید ؛ هوا دونفره ست . بعد هم دست از سرم بر نمی دارد تا بزنیم بیرون و زیر باران تفرج کنیم . من هم که تا یاد دارم باران "محول الحال و ابصار"م بوده است دنبالش راه می افتم و تا جان در بدن دارم خیابان های باغ شهری که همه اش خاطره است را از پاشنه در می کنم . غافل از اینکه اگر چه باران همان باران است اما چیزی در من با یادگاری ها تصعید شده و به جایش حفره مهیبی به وجود آمده است . با شوق چریدن به علف های باران خورده می زنم

    هوای دونفره 
    باران، گمگشتگی  
    باران ببار به حس بی علاقه ام...باران ببار به اشک های تازه ام...باران ببار به غبار زندگی...باران ببار به حال بر آشفته ام..==================================باران، باران، باران....بخشش، بخشش، بخشش...تردید، تردید، تردید....=================================حسی که مطمئن نیستم عشقه... تصمیمی که مطمئن نیستم درسته...دلتنگی های همیشه ام برای خدا.... فرار کردن از فکر کردن به آینده و هر روز...فرار کردن از زندگی...نمیدونم آینده چه شکلیه... نمیدونم من تو آینده چه شکلی ام...و نمیفهمم چرا برای آینده

    باران، گمگشتگی 
    ای باران... از غصه ام آگاهی...  
    هوالودود
    پنجره را باز بگذار. باید عطر خاک باران خورده و موسیقی قطره ها اتاق را پر کند. باید کمی به خودت استراحت بدهی، مثلا دراز بکشی و چشمانت را ببندی و به هیچ چیز جز باران نیندیشی. نه در دل شعر بخوانی نه برای خودت فکر و استدلال کنی و نه در خاطرات غوطه ور شوى. 
    دل بسپار به عطر بهاری این بارش... بهار دارد مى رسد. این را من نمى گویم...تقویم نمی گوید... شکوفه ها نمی گویند...امشب این قطره های معجزه گر، که هر یکی رزق جوانه ای لطیف و تازه شکفته اند، نوید بها

    ای باران... از غصه ام آگاهی... 
    بی حضور گرم او قلبت زمستان می شود  
    فکر کن عاشق شدی ناگه که باران می شودبی حضور گرم او قلبت زمستان می شودهمزمان با چتر تو باران به قلبت می زندبا صدای چک چکش اشکت فراوان می شوددر هجوم یاد او از بس که درگیرش شدیخانه ات از غصه ات مانند زندان می شودزل به عکسش می زنی اما ز یادش ناکهانقلب تو از دیدنش مانند طوفان می شودپشت پرچین اطاق وقتی که باران می زنداز غمت غمگین ترین باران تهران می شودمحمدصادق رزمی

    بی حضور گرم او قلبت زمستان می شود 
    باران میبارد...  
    باران میبارد امشب
    دلم غم دارد امشب
    آرام جان خسته
    ره میسپارمت امشب
    در نگاهت مانده چشمم
    شاید ار فکر سفر برگردی امشب
    از تو دارم یادگاری
    سردی این بوسه را پیوسته بر لب
    قطره قطره اشک چشمم
    میچکد با نم نم باران به دامن
    بسته ایی بار سفر را
    با تو ای عاشق ترین بد کرده ام من
    رنگ چشمت رنگ دریا
    سینه من دشت غم ها
    یادم آید زیر باران
    باتو بودم با تنها
    زیر باران با تو بودم
    زیر باران با تو تنها
    باران میبارد امشب
    دلم غم دارد امشب
    آرام جان خسته
    ره میسپارمت امشی
    این ک

    باران میبارد... 
    باران و برف ...  
    پرنده آواز خوان را بگو
    این باران ها ساختگی‌‌ست
    دلخوشی‌ها استیجاری‌ست
    آبی كه از آسمان می‌بارد باران نیست
    سرشار از سیاهی‌ست
    زیر این باران
    شیطان نیز شاعر شده است، گاه تنهایی‌ست
    كنج قفس برای تو رهایی‌ست
     
    پ.ن:
    آسمان دلبری می‌كند، گویا میداند دلم در مقابل برف‌های سفید پولكی كم می‌آورد، پرده‌ها را باید كشید، پرها را باید چید ...
    نوزدهمین روز از بهمن ماه 94 بارانی كه آمد برفی كه ننشست

    باران و برف ...  
    باران....  
    قبلِ خوابش یک نفر تنها شد و باران گرفتدر خیالش غرقِ در رویا شد و باران گرفتخاطراتِ تلخ قبلی آمد و او را ربود"من چه بدبختم" در او نجوا شد و باران گرفتدر خودش گم شد که شاید عاقبت پیدا شودشورشی در جانِ او برپا شد و باران گرفتمشکلاتِ شهرِ او آمد گریبانش گرفتدزدکانه غرقِ در دنیا شد و باران گرفتکودکی در حالِ گشتن توی سطلِ بازیافتبازیِ فقرش در آن پیدا شد و باران گرفتآن امانت هم شده شکلِ خیانت یا دروغعشق نه اما هوس معنا شد و باران گرفتپس به دنبا

    باران.... 
    در زیر باران هق هقم، آتش به باران می زند  
    در انتهای قلب خود، از بس که عاشق گشته امدست نیاز و التماس، بر پای خالق گشته اماز بس که دلتنگت شدم، در لحظه های بی کسیدر پیش چشم دیگران، آیینه دق گشته اموقتی که مرگم می رسد، شادی به قلبم می زنداز درد دوری در دلم ،با او موافق گشته امدر زیر باران هق هقم، آتش به باران می زندوقتی دوباره عاشقِ، ایام سابق گشته اممعنا ندارد شادی ام، در زندگی بی چشم تواز بس با چشمان تو، من زار و عاشق گشته اممحمدصادق رزمی

    در زیر باران هق هقم، آتش به باران می زند 
     
    باران که می بارد 
    خلاصه می شوم 
    زیر پالتوی مشکی چروکم 
    نقطه ای مبهم 
    که دست چپش دود می کند 
    بلوار کشاورز را 
    باران که می بارد 
    تو پشت پنجره بخار گرفته ات 
    قهوه ای چشمانت را هم می زنی 
    و موهای آشفته ات را شانه می کشی
    باران که می بارد 
    قلبم ناقوس زنگ زده ای می شود 
    که ریتم ناکوک رفتن را ورق می زند 

     
    غُد و یه‌دنده!  
    می‌گفتم: بالان
    می‌گفتند: باران کوچولو! باران!
    و به‌خدا قسم از آسمان فقط بالان می‌بالید!
    باران می‌بارد
    درست مثل بالان
    ابرها
        اما
    هنوز با همان زبان همیشگی‌شان حرف می‌زنند . . .

    حمیدرضا شکارسری
    +می‌خواستم چیز دیگه پست کنم ولی هرچی کلنجار رفتم نشد . . .

    غُد و یه‌دنده! 
    باران  
    همینطور که باران شدیدی میباره خیلی کثافتی ها رو با خودش میبره. ته سیگارها، پاکتهای آبمیوه مصرف شده، دستمال کاغذی های کثیف و گرد و خاکهای چسبیده به رنگ و روی شهر. اما ای کاش باران می تونست آدمهای آشغال توی شهر و اونایی که کثافت از ذهنشون میباره و هرزه هایی که زیر همین باران مشغول امور نکبتی خودشون هستند رو با خودش ببره به فاضلاب. نشدنیه اما کاش حداقل می تونست چهره نقاشی شده و رنگ و رو دار این آشغالها رو پاک کنه که بشه تشخیصشون داد.

    باران 
    باز باران...  
    باز باران بی ترانه …باز باران با تمام بی‌كسی‌های شبانه…میخورد بر مرد تنها… میچكد بر فرش خانه…نمیدانم…نمیفهمم.. كجای قطره‌های بی‌كسی زیباست؟نمیفهمم چرا مردم نمیفهمند.. كه آن كودك كه زیر ضربه شلاق باران سخت میلرزد؛كجای ذلتش زیباست؟!کهورستان جوان

    باز باران... 
    باران  
    باران !
    واژه غریبی که حتی نشستنِ حرف هایش کنارهم
    حسِ خیسیُ خنکی به دست هایم می دهد..
    باران..
    یعنی حس زنده بودن! 
    باران یعنی دلتنگیِ دوباره ..
    باران یعنی تو هنوز عاشقی می دانی !
    باور کن که باران، یعنی عطر دست هایِ تو 
    باور کن که باران، یعنی عطر لبخند تو ..
    ..
    باران! قبلِ آمدنت باید میگفتی... باید خبر می دادی..
    که کتاب شعرهایم را جمع میکردم..
    که آهنگ های غمگینـَم را از حافظه گوشی که هیچ! از حافظه اَم delete ! می کردم..
    باران! بی مقدمه آمدی..
    آمدنت مبارک .

    باران 
    باران  
    چه زیباست نوازش باران به روی شیشه ها
    و چه زیباست صحنه ای که از پشت پنجره می بینیم 
    و طبیعت خدادادی که هر صحنه اش پی بردن به وجود خود خداست 
    و چه زیباتر است قطرات بارونی که از لابلای برگ درختان پائیزی به زمین می خورد و باز می گردد
    صدای دلنشین باران به گوشم میرسد و این صدا صدای زندگیست آری زندگی

    باران 
    دانلود اهنگ جدید باران تظاهر  
     














    Search Results


    دانلود آهنگ جدید باران به نام تظاهر

    pardismusic.org › دانلود تک آهنگ جدید

    Translate this page3 days ago - دانلود آهنگ جدید باران به نام تظاهر دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای باران به نام تظاهر به همراه تکست آهنگ متن آهنگ جدید تظاهر با صدای باران.

    Images for ‫باران تظاهر‬‎Report images






    Image result for ‫باران تظاهر‬‎
    2 days ago



    Image result for ‫باران تظاهر‬‎
    4 days ago



    Image result for ‫باران تظاهر‬‎



    Image result for ‫باران تظاهر‬‎
    5 days ago



    Image result for ‫باران تظاهر‬‎


    Mo

    دانلود اهنگ جدید باران تظاهر 
    مسافر باران  
    از سفر،
    نصیبم جز باران و باز باران چیزی دیگر نبود،
    از ورای تنهایی
    وقتی به مرور خویش می پردازم
    حس تازه‌ای در رگهای تنم 
    انگار‌ میان ابرها می دوم
    اگرچه روی زمین تنم،کاشته ام نهال عشقت را
    اما ببین:
    «دستهایم بوی باران می‌دهند!»
    چند گاهیست ندیده ام تو را؟
    چه‌‌ دور شده ام از خود
    باید به خویشتن خویش بازگردانی مرا!
    چون باد،
    باید برگردم به آغوشت،
    من جاده های شهرم را‌ حتی در خواب می شناسم!
    ای گم کرده مرا در سفر،
    مرا به خودت بازگردان،
    اگرچه تنم بوی سف

    مسافر باران 
    مادرانه 206  
    دختر عزیزم ستایش : 
    مواظب حرفهایت باش:
    حرفها به باران می مانند
    میتوانند سیلاب به پا کنند
    بشورند و بشورانند
    ببارند و ببرند ...
    حرفها به باران می مانند
    میتوانند سیراب کنند
     آب دهند، آباد کنند....
    حرفها به باران می مانند
    میتوانند نم بزنند 
    عطری بیاورند و بروند
    راستی...
    باران حرفهایت چگونه است؟
    ... .. مواظب باش! 
    حرفهایت تگرگ نباشد؟!!

    مادرانه 206 
    بارون  
    امروز داره بارون میاد ....خدااااااااااااااااااااااا خداااااااااااااااا دوست دارن  وای  وای، باران بارانشیشه ی پنجره را باران شستاز دل من اما،چه کسی نقش تو را خواهد شست؟!آسمان سربی رنگ،من درون قفس سرد اتاقم دلتنگمی پرد مرغ نگاهم تا دور،وای، باران، بارانپَرِ مرغان نگاهم را شست...

    بارون 
    باران وخاک ومن  
    خدایا ناشکری نمیکنم اما باران را دوست ندارم من هروقت که باران می بارد دلم را غم می گیرد واندوه، درست که زیرباران میروم دوستانم وعزیزان رادعامی کنم که می گویند زیرباران دعا می گیرد ،اما ازهوای بارانی بیزارم ازآن ابرهای سیاه که کل پهنای اسمان رادربرمیگرند، امابوی خاک باران خورده رادوست دارم برایم شادی آوراست انگارکه اصل وجودی آنسان رابیشتر به رخمان می کشد ویاد آورمیشود که از چه آفریده شده ایم ودوباره آخرسربه آغوش گرمش بازخواهیم گشت .

    باران وخاک ومن 
    باران...  
    باران که شدى مپرس ، این خانه کیستسقف حرم و مسجد و میخانه یکیستباران که شدى، پیاله ها را نشمارجام و قدح و کاسه و پیمانه یکیستباران ! تو که از پیش خدا مى آییتوضیح بده عاقل و فرزانه یکیست...بر درگه او چونکه بیفتند به خاکشیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیستبا سوره ى دل ، اگر خدارا خواندىحمد و فلق و نعره ى مستانه یکیستاین بى خردان،خویش ، خدا مى داننداینجا سند و قصه و افسانه یکیستاز قدرت حق ، هرچه گرفتند به کاردر خلقت حق، رستم و موریانه یکیستگر درک کنى خود

    باران... 
    به یاد او...  
    فیزیک بعدترها ثابت میکند
     در روزهای بارانی 
    جای خالی آدم ها بزرگتر میشود 
    مادر عزیزم روحت شاد ، یادت گرامی ...
    +
    وقتی به معشوق رسید ، آسمان هم بارید...
     زمان خاکسپاری او که هنگام تلاوت اذان بود ، باران بهاری دقایقی آرام گرفت...
     بعد از خاکسپاری کاملش ، آسمان بارید...
    باران (من )اینگونه بود که عاشق باران شد ...

    به یاد او... 
    سکوریت باران نما  
    سکوریت باران نما با کادر مجرب در سال 1380 اقدام به فعالیت در عرضه خدمات تهیه و نصب انواع شیشه سکوریت ،رفلکس،دوجداره،و شیشه ساختمان و اجرای مدرن ترین سقفهای کاذب و دیوارپوش نموده است ،سکوریت باران نما با 15 سال سابقه مفید توانسته سلیقه تک تک مشتریان خود را به مرحله ظهور برساند 

    سکوریت باران نما 
    بارش باران درسنان  
    بارش باران پس از مدتها به چهره سنان طراوت خاصی بخشید بارندگی که از نیمه شب دیشب آغازشده بودتاظهرامروزادامه پیدا کرد بارش رحمت الهی باعث شادی مردم به خصوص کشاورزان و دامداران گردید بارش باران همچنین باعث تخریب دیوار منزلی درسنان وهمچنین سبب آبگرفتگی کوچه ها وخیابانهای سنان شد باران مسابقه امروز تیم فوتبال سهند سنان در جام نوروز روستای خورنگان را لغو کرد میزان بارش سنان ۲۱میلیمتربود.
    سایت روستای سنان

    بارش باران درسنان 
    اعمال ما  
    طلبه ای از دنیا رفت چون او را در خواب دیدندپرسیدند: حالت چطور است؟او گفت : مواظب اعمال و گفته های خود باشید ،زیرا؛ حساب و کتاب خدابسیار دقیق است روزی که باران می باریدمن گفتم: به به عجب باران به موقعی !هنوز سر آن یک جمله گرفتارم وبه من می گویند : مگرما باران بی موقع هم داشته ایم ؟ .....
    منبع:آداب الطلاب آیه الله مجتهدی تهرانی ص129

    اعمال ما 
    باران می بارد  
    باران می بارد. 
    و زمین را زنده می کند,غبار را از برگ های سبز,و گلبرگ های افسرده, و زمین غم زده, و جان چرکین شده,و آسمان اندوه گرفته می گیرد و می شوید و می برد.باران می بارد. ننشین زیر سدی که مانع شستن و رفتن غبارها تز جان و روی توست. بیرون بزن,  زیر باران پاک خدایی بیا تا شسته شوی, پاک شوی. باران می بارد. و تو زیر بارش باران گام بردار با نشاط خواهی شد, تازه خواهی شد.و شسته می شود و پاک می شود, و پلیدی ها دور ریخ

    باران می بارد 
    قول دادم که دگر بی تو پریشان نشوم  
    قول دادم به خودم بی تو پریشان نشوماز غم انگیزی این درد چو باران نشومبس که آتش زده بر سینه ی من پاییزشبی تو از غصه ی تو عابرتهران نشومعابری خیس شدم بی تو که باران بزندچون که با چتردگر سوی خیابان نشومچه غمی بیشتر از عکس تو و باران هاکاش می شد که دگر عاشق و نالان نشومبی تو هر شب به دلم خاطره ها می آیندقول دادم که دگر بی تو پریشان نشوممحمدصادق رزمی

    قول دادم که دگر بی تو پریشان نشوم 
    باران تویی...  
    +++ اعلمو أن الله یحی الارض بعد موتها: بدانید که خدا زمین را پس از مرگ آن زنده می سازد/سوره حدید-17
    ++امام موسی کاظم:(در تفسیر آیه) خداوند زمین را به وسیله عدل و داد زنده می کند، نه بارش باران.
    + هذا یوم الجمعه

    امروز باز هم باران بارید. مثل هفته ی پیش. مثل جمعه ای که سیزده بدر بود و آن باران بی موقع به زعم خیلی ها سیزده بدرشان را خراب کرد.
    امروز باز هم باران بارید. امروز نه از صبح، از بعدازظهر آسمان شروع کرد رحمتش را باریدن روی سر مردم. امروز باز عده ای

    باران تویی... 
    ببار باران  
    ببار باران مگر ز حرمت حضور تو و به شکوت بارش تو دست تطاول بی فرهنگان شود کوتاه ز جنگلی که به حضور تو نفسی می کشد ببار باران بی امان چو شلاقبر سر نادان ها آنها که ندارند بهره ای ز شعور ز خانواده نیاموختن آن چه باید روش بی فرهنگی به جایش آموختند خوشا باران و آواز شغالا که ز خوشحالی کم شد شر اشرار درخت خوار نغمه هاشان دل جنگل را می کند شاد و رودخانه چه خروش دل انگیزی و چه نیروی پر ابهتی که می لزاند دل بیماران را ز خشمی که نهفته دارد در خویش ز بغضی که

    ببار باران 
    کاش باران بودم...  
    کاش باران بودم...
    و غم پنجره را میشستم...
    به هر کس که پس پنجره غمگین مانده...
    از سر عشق ندا میدادم...
    پاک کن پنجره را از دلتنگی...
    که هوا دلخواه است...
    گوش کن باران راکه پیامی دارد...
    دست از غم بردار زندگی کوتاه است...
    باز کن پنجره راروز نو در راه است... 

    کاش باران بودم... 
    دوستت دارم  
    باران که شدى مپرس ، این خانه ى کیست..سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست..باران که شدى، پیاله ها را نشمار...جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست...باران ! تو که از پیش خدا مى آییتوضیح بده عاقل و فرزانه یکیست...بر درگه او چونکه بیفتند به خاکشیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیستبا سوره ى دل ، اگر خدارا خواندىحمد و فلق و نعره ى مستانه یکیستاین بى خردان،خویش ،  خدا مى داننداینجا سند و قصه و افسانه یکیستاز قدرت حق ، هرچه گرفتند به کاردر خلقت حق، رستم و موریانه یکیستگر در

    دوستت دارم 
    چقدر این شعر زیباست.......  
    باران که شدى مپرس ، این خانه کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست باران که شدى، پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست باران ! تو که از پیش خدا مى آیی توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست... بر درگه او چونکه بیفتند به خاک شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى حمد و فلق و نعره ى مستانه یکیست این بى خردان،خویش ، خدا مى دانند اینجا سند و قصه و افسانه یکیست از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست گر درک

    چقدر این شعر زیباست.......  
    دانلود آهنگ : شهر باران, از محمد علیزاده.  
    با سلام.
     
    شما میتوانید آهنگ بسیار زیبای شهر باران از محمد علیزاده را از لینک زیر دریافت نمایید.
    دانلود آهنگ شهر باران محمد علیزاده با کیفیت 128
     
     
    متن آهنگ محمد علیزاده شهر باران
    منم مثل تو مات این قصه ام تو هم مثل من امشبو دعوتیدرست توو همین ساعت و ثانیهسزاوار زیباترین رحمتیتوو این حس و حال عجیب و غریبدو تا بال می خوای که روو شوونتهتو از هر مسیری بری می رسیتو از هر دری بگذری خوونتهاز این سفره ها معجزه دور نیستببین دست دنیا توو دست منهدعا می ک

    دانلود آهنگ : شهر باران, از محمد علیزاده. 
    ....  
    آن فصل که پژواک بغض میزبان تبسم میشود ، مژده میدهد ظهور آفتاب را خواب عاشق دریا....جاری شدن حکومت عشق در نگاه باران خبر از سجده ی آب میدهد که عاشق شده است به آوای ایمان ....باوری سبز که جان داد به عشق ، لطف بی منت حضرت احساس بود ...عبرتکده ی آدم ...وعمری که به یغمای یاس درگذشت....اندوه اسارت را باران نگاهی از دل ایمان شست...وبه فردای نگاهت بسته امید آدم ....که در آن معجزه ها خوابیدند وبه بیداریشان ایستاده است قنوت ها وسجده ها ...وبرای دل بی قرار مهتاب میب

    .... 
    مدیر کل هواشناسی لرستان خبر داد  
     
    بی‌نظیر بودن بارش باران طی 30 سال گذشته در لرستان/بارش پراکنده باران تا فردا

    مدیر کل هواشناسی لرستان گفت: بارش باران طی 30 سال گذشته در لرستان در این مدت بی‌نظیر بوده است.
     

    به گزارش خبرگزاری فارس از خرم‌آباد، ناصر هاشمی عصر امروز در جلسه ستاد بحران لرستان که با حضور دبیرکل جمعیت هلال‌احمر کشور و استاندار لرستان برگزار شد، اظهار داشت: بارش باران طی 30 سال گذشته در لرستان در این مدت بی‌نظیر بوده است.
    وی عنوان کرد: طبق هشدارها و اخطاریه‌ها

    مدیر کل هواشناسی لرستان خبر داد 
    بزن باران...  
     
    باران که میزند قاعدتا باید بوی خاک بلند شود...اما اینجا بوی خاطرات بلند میشود...
    وقتی شب را باران میشوید از پنجره ی نگاه شهر,شهر دلم تو را فریاد میزند
    از عمق سکوت,پنجره های چشمم ,خیس باران است.
    شهر غرق باران است...
    و عبور تند قدمهای لرزان پای این سرمای پاییزی,وجودم از شراب خیال تو گرم است
    و من دوست دارم مسیر 80 کیلومتری بین العشق را نیز زیر باران بروم...ان شاالله...
     

    بزن باران... 
    باران میاد بی حضور تو....  
    باران صدای پای اجابت است....
    بارووووووووووو بارووووو باروووووون هی...
    در اولین روز از نبودنت داره بارون میاد 
    خیلیییییی شدید...
    بقول مامانم شهر واسه خودش شمالی شده

    باران میاد بی حضور تو.... 
    باران  
    باران ڪه ئەبارێ
    هەست ئەڪەم
    لەگەڵ بارانا
    پڕ به باوەشے خۆزیاڪانم  ئەبارے بە سەرما
     
    باران ڪه ئەبارێ 
    هەست ئەڪەم
    گۆناے  ویشڪے
    بێ ماچـے دڵداریم 
    تەڕ ئەڪەیت و
    ئاڵ ئەبمەوە
     
    ئەزانم لەگەڵ  بارانا 
    ئەبارـے
     ئەزانم لەگەڵ بارانا 
    چەترے تەنیاییم 
    پڕ ئەەڪەے 
    تۆ بارانے 
    بارانیش تۆ 
    پڕ به باوشے تامەزرۆے 
    چرڪەڪانم بۆتۆ
    به سەرما ببارە

    باران 
    اف ام چت | میهن باران چت | وی چت | اواز چت | فریاد چت  
    چت روم تهران,چت,تهران اف ام چت | میهن باران چت | وی چت | اواز چت | فریاد چتچت,چت فارسی,چت روم ایرانی,ناقلا چت,مرام چت,گلین چت,راف-ام-چت-میهن-باران-چت-وی-چت-اواز-چت-فریاد-چتز ... چت,احساس چت,لیلی چت,چت روم لیلی ومجنون,چت نا,امریس چت,پگاه چت,ایرانسلی چت ...

    اف ام چت | میهن باران چت | وی چت | اواز چت | فریاد چت 
    به یاد او...  
    بهشت دور :ثروتی را که 8سال است به تو سپردیم قدر بدان! دارمان بود و ندارمان ...بزرگمان بود و باعث سربلدیمان ...تمام هستیمان بود...عزیزش بدار و سربلند باش از این هدیه ای که سپردیمش به تو...فخر بفروش که داشته هایت کامل شد .مامان عزیزم روحت شاد ، یادت گرامی تاریخ فوت : نهم اردیبهشت 87+وقتی به معشوق رسید ، آسمان هم بارید ... زمان خاکسپاری او که هنگام تلاوت اذان بود ، باران بهاری متوقف شد بعد از خاکسپاری کاملش ، آسمان بارید...باران (من )اینگونه بود

    به یاد او... 
    باران کوثری تصادف کرد و در بیمارستان بستری می باشد لوکی loki  
    باران کوثری که روز گذشته دچار حادثه شده است, امروز تحت عمل جراحی قرار می گیرد. افراد زیادی به صفحه شخصی این بازیگر سر زده و کامنت های مختلفی گذاشته و جویای حال او شده اند. در صفحه شخصی باران کوثری مطلب زیر منتشر شده است:
    ***
    پیرو پیگیریهای شما عزیزان
    وضعیت عمومی و نتیجه آزمایشها و عکس های باران خوبه و فقط فردا یک جراحی پیش رو دارن .
    براش دعا کنیم که زود زود مثل قبل شه و هممون از نگرانی در بیایم
    ماشینی که باران کوثری در آن حضور داشته است
    باران کو

    باران کوثری تصادف کرد و در بیمارستان بستری می باشد لوکی loki 
    باران که شدی....  
    باران که شدی مپرس این خانه ی کیست؟
    سقف حرم و مسجد و می خانه یکیست...!
    باران که شدی پیاله ها را نشمار.......!
    جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست...!
    باران! تو که از پیش خدا می آیی......!
    توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست.....!
    بر درگه او چونکه بیفتند به خاک.....!
    شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست..!
    با سوره ی دل اگر خدا را خواندی....!
    حمد و فلق و نعره ی مستانه یکیست..!
    این بی خردان خویش را خدا می دانند...!
    اینجا سند و قصه و افسانه یکیست.....!
    در خلقت حق رستم و موریانه یکیست...!
    گر درک

    باران که شدی.... 
    33- باز باران  
    باران که می زند،
    همه ی حس های خوب دنیا سرازیر می شود انگار
    با خودش می شوید و می برد
    غم و غصه ها را
    می شوید و می برد
    صاف می کند و زلال
    شیشه ای و شفاف
    شفاف و آینه
    صیقلی و ...
    کلمه های مترادف دیگر پیدا نمی کنم.
    برای بار چندهزارم اعتراف می کنم
    کلمه ها قاصرند
    بیان احساس آدمی را
    اصلا باران که می آید
    می شوم سراپا احساس،
    می شوم
    یک عدد موجود از جنس حس!
    زیر قطره هایش
    نفس می کشم زندگی را ...
    ریه هایم را فقط پر می کنم
    از احساس باران
    دیگر فکر نمی کنم
    به اینکه
    زندگی

    33- باز باران 
    باران که میبارد باید آغوشی باشد...  
    باران که میبارد⇣
     
    ♛باید آغوشی باشد♛
     
    پنجره ای نیمه باز
     
    ♪موسیقی♪
     
    ⇜بوی خاک⇝
     
    ◢سرمای هوا◣
     
    باران که میبارد⇣
     
     باید کسی باشد
     
    از جنسِღ توღ
     
    ⇩زیر یک چتر⇩
     
    با قدم های آهسته
     
    محو یکدیگرسایت عاشقانه عشقولیا

    باران که میبارد باید آغوشی باشد... 
    باران  
    بالاخره در نیگنان هم باران امد  شب گذشته از حوالی ساعت ۳بعدازمدتها اسمان نیگنان شاهد رعد وبرق شدید و ریزش اولین باران بهاری درسال ۹۵بودهرچند این باران. در حدی نبود که باعث سیلاب وابگرفتگی شود ولی بعد از مدتها جان تازه ای به طبیعت بخشید هم اکنون اسمان نیمه ابری و دمای هوا ۹ درجه بالای صفر می باشدبرج وطبیعت زیبای باران خورده ده سفید   

    باران 
    بیراهه  
    تصمیمم راگرفتم، مثل ابری سیاه وخشن،امانمیدانم تاکجایم ناکجاست، مثل تگرگی سخت وخشن،بارش خاطراتی هرکجا، تادهکده من کوچه ام راشست،شبیه گردبادی مست، باران راکشت وجست،بازم ابری مسموم به جانشست،من باگرد بادی هم صدا، تصمیم باران دارم،گاه ازافتاب برفی محالست،اگر معماری کندنوح نبی،بالغزش دیوارباران،ازبادصفتان تعمیرزوالست، باکشتی نوح میروم،منوباران باتصمیم باد،سفری نافرجام حال امواج ناخداست،ازکویری گرم وفرط.سایه ابری وبادی درگذر،تصمیم

    بیراهه 
    صبحِ شب  
    بسم الله الرحمن الرحیم...
           صبحی بود ،            
                             او ،
                             آمد به دنبالم،
                                          نرفتم...
                   حیف شد ، ای کاش...
         ............         
               حالا حسرت یک عمر بر دوشم،
               و  بغضی که نمی دانم چه موقع، اوج می گیرد ، سودای شکفتن در سرش؟؟
          ...........
                       سال ها بعد،امّا...
                       شبی که آسمان باران فرو می ریخت
                                  روی غنچه های شوق د

    صبحِ شب 
    مهدي فاطمه، خود ابر باران خيز، باران بهاري وچشمه جوشان است.  
    یکی از ویژگی‌های بهار، باران فراوان، جوشش نهرها وچشمه‌ساران است:
     
    الامام السحاب الماطر والغیث الماطل والشمس المضیئه والسماء الظلیله والارض البسیطه والعین الغریزه والغدیر والروضه.(1)
    امام، ابر بارنده، باران پیاپی، آسمان سایه افکن، زمین گسترده، چشمه جوشان، برکه وگلزار است

    مهدي فاطمه، خود ابر باران خيز، باران بهاري وچشمه جوشان است. 
    غزلی قافیه اش دوست ، ردیف اش باران  
    .
    .. «« غزلی قافیه اش دوست ، ردیف اش باران »» ..
    .
    "ابر به دوش" آمـده از جانب دوست ، بارانعطر بهار از چمدان اش چه نکوست ، باران
    .
    آمــــده تــا گــرد و غبــــار از دلتـــان بشــویدجانِ شما .. جانِ شما .. مزرعِ اوست ، باران
    .
    گوش کن ای تشنه ی شعر تَـر و پُـر ترنّــم !در نَفَس اش از نفحاتِ حق و هوست ، باران
    .
    سیــرت نیکـــو نـه بـه حُســـن است و جمـــال ، آریزاده ی دریاست _ چه خوش سیرت و روست _ باران
    .
    یــار سمــاواتی تــان دلبـــر آسمــان هاستگرچه مسافرکد

    غزلی قافیه اش دوست ، ردیف اش باران 
    نمان خاموش گریان شو به باران  
    دلتنگی احساس عجیبی است.میشود دلتنگ کسی شد که درست رو برویت ،چشم در چشمت ایستاده.میشود دلتنگ کسی شد که کیلومتر ها از تو فاصله دارد در حالی که هرگز به جز چندخط از او نخواندی.میشود دلتنگ شد و ندانست دلتنگ چه؟ دلتنگ که؟دلتنگی واژه ی عجیبی است.  دل آدم مثل لباس کودک در حال رشدی تنگ شود منتها از درون و آدم را به درون بکشد.نفس آدم را بند  آورد.نفس آدم که بند بیاید گیر میکند در گلویش و پشت پلک هایش که هر لحظه داغ تر میشوند.داغ که بشوند نفس های گیر کرده م

    نمان خاموش گریان شو به باران 
    باران...  
    چشمهاى خسته ى من بدرقه قدمهاى سست رفتنت...
    لبخندم گم شددرصداى قدمهاىی که برمیداشتى
    واشکم دعاگوى راهت بودوقتى کاسه آبى میشدم پشت سرت...
    ندیدى وقتى همه وجودم خیس باران شد....
    ونبودى وقتى که دیگرقدمهایم یاراى برگشتن نداشت ومن مجسمه اى یخ زده بودم درمسیر کوچه اى که پایانش محو شده بود

    باران... 
    برگزاری دوره کاراموزی کوه پیمایی توسط گروه باران  
    اولین دوره آموزشی گروه کوهنوردی باران، دوره مقدماتی کوهپیمایی با حضور 11 نفر از بانوان گروه کوهنوردی باران از 25 تا 27 فروردین ماه 95 در محل دفتر گروه تشکیل شد. مربی این دوره سرکار خانم لیلا مالکی بوده و کلاس عملی آن در محل شیرکوه  برگذار شد.
    ادامه عکسها را در ادامه مطلب ببینید.

    برگزاری دوره کاراموزی کوه پیمایی توسط گروه باران 
    هدیه باران را از چشمانم نخواهم گرفت...!  
    از دیشب چقدر دلم هوای باران کرده...
     
    ای کاش اکنون می توانستم طنین قطرات باران را بشنوم
     
    چفدر پر از عطش هستم و تشنگی..
     
    شاید بارشی لطیف از آسمان سیرابم کند ...اما!
     
    به این ابر هایی که آسوده بر پهنای آسمان خفته اند امیدی نیست...
     
    هر ابری که مثل ابرهای دلم آماده به بارش نیست..
     
    برف هم که نمی بارد تا به دانه های سپید آن .. آه ای برف
     
    ای هستی ما یکسرآ شوب و بلا دریا
     
    با زمزمه ی باران در پیش تو می گریم
     
    خدایم باران که برای

    هدیه باران را از چشمانم نخواهم گرفت...! 
    باران رحمت  
    ✨⇄ باران محبت ⇆✨

    باران رحمت 
    186 میلیمتر باران در بروجرد بارید  
     

    رئیس سازمان هواشناسی بروجرد گفت: از ابتدای بارش باران تا کنون 186 میلیمتر باران در بروجرد بارید.

     
     

    "بهروز یاراحمدی" رئیس سازمان هواشناسی بروجرد در گفت و گو با بازتاب بروجرد گفت: بارش باران از شش روز پیش در بروجرد آغاز شده و همچنان ادامه دارد که طبق نقشه های هواشناسی بارش باران به صورت متناوب تا روز سه شنبه هفته آینده ادامه خواهد داشت.وی اضافه کرد: طی 24 ساعت گذشته میزان بارش باران در بروجرد 18 میلیمتر ثبت شده که پیش بینی می شود میزان بارشها

    186 میلیمتر باران در بروجرد بارید 
    دلم بابونه و باران...  
    دلم بابونه و باران...دلم یک دشت بی پایان...دلم یک هم سرایی با صدای آب..دلم انگیزه می خواهد...دلم رفتن..دلم تغییر می خواهد...دلم دریا...دلم یک ساحل از شنهای سرگردان...دلم باد و هوای ابری و موج خروشان...و من بنشسته در ساحل...دلم یک خواب می خواهد..دلم شوقی به یک رویا..دلم پرواز می خواهد!!

    دلم بابونه و باران... 
    از عشق تو بودش به دلم رونق اشعار  
    از رفتن تو در دلم من غصه زیاد استاحساس دلم از غم تو رفته به باد استاز عشق تو بودش به دلم رونق اشعاربعد از تو دگر شعر و غزل رو به کساد استاز شدت دلتنگی من شعر به راه استدر معنی شعرم غم تو لحظه مراد استگوید به همه حرف دلم نم نم بارانباران و غمت در دل من مثل نماد استگر گریه گذارد به دلم با تو و چشمتدر کنج دلم از غم تو حرف زیاد استمحمدصادق رزمی

    از عشق تو بودش به دلم رونق اشعار 
    دلم بابونه و باران...  
    دلم بابونه و باران...دلم یک دشت بی پایان...دلم یک هم سرایی با صدای آب..دلم انگیزه می خواهد...دلم رفتن..دلم تغییر می خواهد...دلم دریا...دلم یک ساحل از شنهای سرگردان...دلم باد و هوای ابری و موج خروشان...و من بنشسته در ساحل...دلم یک خواب می خواهد..دلم شوقی به یک رویا..دلم پرواز می خواهد!!

    دلم بابونه و باران... 
    عید آن سال ها  
    32 یا 33 سال پیشیادم می آید کودکی 8یا 9 ساله بودم. روز اول بهار بود. از ساعتی پیش بارش باران شروع شده بود. در اتاق نشیمن خانه پدری که پنجره ای بزرگ به حیاط داشت، دور هم جمع شده بودیم. سال تحویل شد اما همچنان باران می بارید.خوب یادم هست افتادن قطرات باران درون آب زلال حوض را.مدت زیادی پشت پنجره به حیاط و باغچه و حوض نگاه می کردم. منتظر بودم باران قطع شود تا همه با هم به خانه آقابزرگم برویم اما باران خیال بند آمدن هم نداشت...این خاطره از روشن ترین خاطرا

    عید آن سال ها 
    از تو وام می گیرد، هر بهار این همه زیبایی را  
    وای، باران؛
    باران؛
    شیشه پنجره را باران شست.
    از دل من اما،
    چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
    آسمان سربی رنگ،
    من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ.
    می پرد مرغ نگاهم تا دور،
    وای، باران،
    باران،
    پر مرغان نگاهم را شست.
    خواب رویای فراموشی هاست!
    خواب را دریابم،
    که در آن دولت خاموشی هاست.
    من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم،
    و ندایی که به من می گوید :
    گر چه شب تاریک است
    دل قوی دار،
    سحر نزدیک است
    ادامه مطلب

    از تو وام می گیرد، هر بهار این همه زیبایی را 
    آن‎سوی ابرها | «باران» در بمبئی!  
    نقد فیلم آن‎سوی ابرها ، آخرین ساخته «مجید مجیدی» • حمید خرمی فیلم «آن‌سوی ابرها» یک ملودرام کلاسیک و سمبولیک جهانی است با امضای شخصی و ساده مجید مجیدی که آن را از ملودرام شریف فیلم «باران» عاریت گرفته است. در آن فیلم و سایر آثار مجیدی، یک جوان در محور داستان قرار دارد که [...]
    نوشته آن‎سوی ابرها | «باران» در بمبئی! اولین بار در نقدسینما. پدیدار شد.

    آن‎سوی ابرها | «باران» در بمبئی! 
    باران که ببارد....  
    می خواهم رها باشم.جسمم گنجایش روحم را ندارد.دیدن کوه و دشت و صحرا از پشت پنجره صفایی ندارد.پرواز!پرواز می خواهم.این روزها هوای آسمان چقدر شبیه هوای حال من است.ابرهای پر بغض آسمان را پوشانده اند.و حتی بارش باران هم سبکشان نمی کند.ای اشک جاری شو و ببار! باران را ببین!دلنوشته ای در یک عصربهاری....

    باران که ببارد.... 
    خانه ی دل...  
    " کلاس دوم دبستان شیفت بعدازظهر بودم،باران تندی می‌بارید، آن روز صبح یک چتر هفت رنگ خریده بودم، وقتی به مدرسه رفتم دلم می‌خواست با همان چتر زیبایم زیر باران بازی کنم اما ...زنگ خورد.هر عقل سالمی تشخیص می‌داد که کلاس درس واجب‌تر از بازی زیر باران است. یادم نیست آن روز آموزگارم چه درسی به من آموخت، اما دلم هنوز زیر همان باران توی حیاط مدرسه مانده. بعد از آن روز شاید هزار بار دیگر باران باریده باشد و من صد بار دیگر چتر نو خریده باشم، اما ... آن

    خانه ی دل... 
    بی تو نمی خواهم  
    بسم الله الرحمن الرحیم
    باران را نمی خواهم.
    وقتی تو نیستی ، باران تمام اشک های دلتنگ را همنوا با خویش جاری می کند و بغض ها می شکند.
    وقتی تو نیستی باران همان نبودن توست که قطره قطره گریه می شود در جای جای زندگی!
    باران را بی تو نمی خواهم،
    وقتی که نمی دانم در کجای زمین، بر خطاهای من اشک می ریزی و گناهان مرا
    دلنگرانی.
    باران را نمی خواهم،
    که باران اشک توست برای شستن زمین از تمام بدی ها و زشتی ها.
    من اشک تو را نمی خواهم.......راستش طاقت ندارم.
    وقتی تو نیستی

    بی تو نمی خواهم 
    نمایشگاه نقاشی  
    باران مهر توی نمایشگاه نجوم به نقاشی کشیده بودکه برنده شد و بعد ازش خواستن یه نقاشی برای نمایشگاه بکشه. در نمایشگاه گالری سیتی سنتر. موضوع نقاشی باران مهر شهربازی بود. امروز افتتاحیه بود که با مامان باباجون خاله مژگان و علی رفتیم. دختر من یه هنرمنده کوچولو ه.

    نمایشگاه نقاشی 
    بارانِ سرگردان..  
    باور کنید خبری نشده همه چیز آرام است...همین چند روز را تحمل کنید...فقط کمی باران باریده است...مانده بودم که چقدر ابرها این روزها دلتنگند و تو گاه دریغ می کنی از باران؛ تا بغض کال این ابرها هم به گلویشان نرسیده بخشکد...اما من؛ مردم شهر کویر را، هر صبح این پاییز ابری می نگرم ..._ دست هایش را تکان می دهد و از عبور هر خودریی ملتمسانه تمنای دربست دارد، که مبادا خیس باران شود..._ از کنارش عبور می کنم چادرش را جمع می کند و چنان بالا می گیرد که حس می کنم چادری

    بارانِ سرگردان.. 
    باران شب  
    آنجا که آسمان به جای باران شب را ببارد در زمین مرگی از جنس جهنم ظهور خواهد کرد وبه یغما خواهد برد آرامش خواب این آدم صفتان را ...وآن زمان آسمان به جای باران شب را خواهد بارید که از نگاه آدمها به جای عشق بغض وتنفر ، به جای معرفت خیانت ،به جای محبت کینه وبه جای انسانیت خباثت ببارد ....وبا ظهور مرگ جهنمی این آدمیت ها زنده زنده درون خود خواهند سوخت در حالی که به ظاهر خوب وآرامند ....واین مرگ خاموش آنان را به نقطه ای خواهد رساند که آرزو کنند مرگ خود را ....

    باران شب 
    باران  
    ببینمت . . .گونه هایت خیس اســـت . . . باز با این رفیق نابابت . . . نامش چی بود؟ هان! باران . . . باز با “باران” قدم زدی ؟ هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . . همدم خوبی نیست برای درد ها
    فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد . . 
     

    باران 
    باران می آمد  
    باران می‌آمد مردمان در خوابِ خانه از آبِ رفته به جوی ... سخن می‌گفتند، همهمه‌ی یک عده آدمی در کوچه نمی‌گذاشت لالاییِ آرامِ آسمان را آسوده بشنوم ...
    اصلا بگذار این ترانه همین حوالیِ بوسه تمام شود! من خسته‌ام می‌خواهم به عطرِ تشنه‌ی گیسو و گریه نزدیکتر شوم، کاری اگر نداری ... برو! ورنه نزدیکتر بیا می‌خواهم ببوسمت.
    سید علی صالحی

    باران می آمد 
    برای بارانم  
    باران آمدباران در باران آمدباران در باران با گل آمد... بی نهایت سپاسگزارم بارانم. وظیفه من بود خدمت شما و خانواده محترمت برسم. میدانستم مهمان داشتید ولی آمدی. میدانستم مسیر دور بود ولی آمدی. میدانستم دیر وقت بود ولی آمدی.  آمدی و مرا خرسند کردی که افتخار کنم به داشتن چنین دوستان با مرام و پرمهر و باصفایی. یقین کنم و بدانم در این دنیای بی رحم و بی عاطفه مجازی هنوز هستند کسانی که معنای دوستی و محبت را می فهمند. هنوز هستند آدم هایی که وجودش

    برای بارانم 
    چیست باران؟  
    قطرات عروس گونه هنوز در حال سرخوردن از برگ رز بود،
    نسیم صبحگاهی میان نرده های ریحان در تردد بود،
    ناگهــــانـــ.. صدای مخوف رعد تنم را به لرزه درآورد...
     
    گویی همه چیز دست به دست هم داده تا باران شروع به بارش کند،
    همه در حیاط ها، پشت بام ها، کوچه ها منتظرش مانده اند...
     
    هوای تاریکِ دلِ ظهر و آسمانِ زیبا با دل ها بازی می کردند،
    همچون نقاشی‌ای زیبا همه مست نگاه شده بودند،
    کاسه های خود را به آسمان گرفتند...
     
    باران شروع به بارش کرد...
    با

    چیست باران؟ 
    یادداشتی برای همه  
           از صفر تا صد. از زمین تا اسمان. هوا ابری است و ابرها سرتاسر اسمان را پوشانده اند. شرشر باران شروع به باریدن می کند. مردم توی کوچه ها و خیابانها حرکت می کنند. در این هنگام من که چتری به دست دارم در کناری ایستاده ام و مردمان در حال حرکت و بارش باران را نگاه می کنم. 

    یادداشتی برای همه 
    اولین باران پاییز 94  
                  >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<
                       بارش اولین باران پاییز 1394 در روز یکشنبه 12مهر در روستای علی آباد دامن
         **********************************************************

    علی آباد دامن

    اولین باران پاییز 94 
    هنوز هم عاشقم  
    غروب یک روز بهاری،صدای برخورد دانه های باران بر زمین باد خنکی در حال وزیدن.خاطره پنجره ای باز و خواهری که هنوز هم دوستش دارمبا ظرف آلوچه ای در دست.و من...دلتنگ کودکی که گذشت و شاد از جوانی که می گذرد در کنار عشقی پاک.هنوز هم باران می باردو من ...هنوز هم عاشقم.

    هنوز هم عاشقم 
    دانلود آهنگ جدید صهیب مرادی و سیروان کرمی به نام باران  
    دانلود آهنگ کردی جدید صهیب مرادی و سیروان کرمی به نام باران Download New Kurdish Music By Soheyb Moradi & Sirvan Karami Called Baran               آهنگ کردی جدید صهیب مرادی و سیروان کرمی به نام باران
    نوشته دانلود آهنگ جدید صهیب مرادی و سیروان کرمی به نام باران اولین بار در دانلود آهنگ کردی جدید و شاد پدیدار شد.

    دانلود آهنگ جدید صهیب مرادی و سیروان کرمی به نام باران 
    بارش باران رحمت الهی 12 فروردین در جهرم/ تصاویر  
    باربدنیوز: به حمدالله بارش باران رحمت الهی در جهرم طراوت و زیبایی خاصی به را به ارمغان آورده است. فروردین امسال بارش باران در جهرم برای چندمین بار است که صورت می گیرد و موجبات خوشحالی و شکرگزاری را بوجود آورده است. امروز و امشب(دوازدهم فروردین) نیز باران رحمت الهی شامل حال جهرم و زمین های تشنه شد و مناظر زیبا و شگفت انگیزی از هنرنمایی خداوند زیبا آفرین را به نمایش گذاشت.   تصاویر زیبایی های باران رحمت الهی در جهرم(12 فروردین)

    بارش باران رحمت الهی 12 فروردین در جهرم/ تصاویر 
        

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام



    جدیدترین مطالب

    خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
    تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%