• 200 عکس پروفایل
  • بلوگل

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    تبلیغات

    همت 110



    

    داستان مرد عاقل ستمگر از عزیز نسین

    تازه های نشر مجموعه داستان های عزیز نسین  
    بازگشت یك نویسنده محبوب به بازار كتاب ایرانفرهنگ > كتاب - نویسنده‌ای كه داستان‌های طنزش طرفداران زیادی در بین مردم ایران داشت، حالا دوباره به بازار كتاب ایران بازگشته‌ است.مهری سادات صفوی: عزيز نسين برای بسیاری از ایرانیانی كه به ادبیات و كتاب علاقه دارند، نامی آشناست. نویسنده‌ای اهل كشور تركیه كه زبان طنز را برای روایت داستان‌هایش انتخاب كرد.او با همین زبان و نگاه بود كه توانست شهرتی فراتر از مرزهای سرزمین خودش بیاید و خیلی زود آوازه‌

    تازه های نشر مجموعه داستان های عزیز نسین 
    داستان دیوانه عاقل  
    با عرض سلام خدمت یکایک شما خوانندگان گرامى ؛
    امروز قصد دارم یکى از قدیمى ترین داستان هاى خود را قرار دهم. این داستان چهارمین داستان من است.
    موضوع داستان:  تاثیر برخورد اشتباه یک خانواده با فرزندشان است
    ژانر داستان : عاشقانه و درام و تراژدى
    اسم داستان:  دیوانه عاقل
    خلاصه داستان:  یک مرد که مهندس فیزیک هسته اى است دچار یک بیمارى ناشناخته مى شود و تمامى اشخاص داستان به دنبال یافتن دلیل این بیمارى هستند. 
    این داستان چندین قسمت دارد که قسمت اولش د

    داستان دیوانه عاقل 
    نامه اى براى تو٢  
    عزيزدل شب دومیست که تورا میخوانم 
    شب حال دیگرى دارد و روزها کسل کننده اس دلم قاب عکس تورا میخواهد که بغل بگیرم و هاى هاى به داستان هاى عاشقانه اشک هدیه دهم دلم تورا میخواهد شب ها صدایت کنم و تا طلوع چشم از چشمانت بر ندارم 
    باید بیدار بمونم و فکر کنم هرلحظه به تو و خودم و تو و عشق تا عاقل شوم عشق دیوونه رو عاقل و عاقل و دیوونه میکنه و من هر لحظه براى تو دیوونه ترین عاقل میشوم 
    این مرد خوشبخت ترین مرد روى زمین میتواند باشد وقتى چشمان تورا در خاطر

    نامه اى براى تو٢ 
    صبر پرید از دلم  
    اگه فقط یه موقعیت مکانی بدی خودمو زود میرسونم ..اصلا تو یه چشمک بزن!یه اشاره !باور کن میام ...اصلا تو فقط بگو بیا..من میام همونجایی که تو میگی ..خریت محضه ولی صبرم لبریز شده ..گفتی خیلی دیووووووونه ام خیلییییییییی ..راست میگی دیونه ام ..منم یه روز عاقل میشم مثه همه که عاقل میشن :))

    صبر پرید از دلم 
    سوگواری صحیح از دیدگاه مام موسی صدر  
     من حسینی که به رنجدیدگان اهتمام نورزد نمی‌‌شناسم. به حسینی که شهیدِ گریه می‌‌نامندش ایمان ندارم. من به گریه و زاری برای سبک شدن و تخلیۀ هیجان و ناراحتی ایمان ندارم. ایمان من این است که امکان ندارد امام حسین جز برای احقاق حق کشته شده باشد. مگر او نبود که می‌‌فرمود: «ألا تَرَونَ الحَقَّ لایُعمَلُ بِهِ وَ الباطِلَ لایُتَناهَی عَنهُ لِیَرغَبَ المُؤمِنُ فی لِقاءِ اللهِ.» (مگر نمی‌‌بینید که به حق عمل نمی‌‌کنند و از باطل باز نمی‌‌ایستند؟

    سوگواری صحیح از دیدگاه مام موسی صدر 
     
    حدیثی ازامام حسین(ع)درموردمرگ می فرماید:«مرگ باعزت بهتراز زندگی باذلت است».
    امام محمد باقر(ع)درموردزکات علم می فرماید:«زکات علم این است که آن رابه بندگان خدابیاموزی».
    امام محمدباقر(ع)درمورددروغ می فرماید:«دروغ بدترازشراب است».
    امام موسی کاظم(ع)درموردانسان عاقل می فرماید:«انسان عاقل دروغ نمی گوید هر چند دروغ وسیله برآوردن خواهشهای نفسانی او باشد».
    امام رضا(ع)درموردبرادر بزرگترمی فرماید:«برادر بزرگتر در مقام پدر است».
    امام جواد(ع)درمورداخ

     
    کتاب قسمت محله  
    کتاب قسمت محله نوشته شده به دست عزيز نسين است .مَحمَت نُصرَت مشهور به عَزیز نَسین یکی از نویسنده ها و مترجمان و طنزنویس که اهل ترکیه می باشد.
    قبل از خدمت کردن  افسری به صورت حرفه‌ای و نسين سردبیری شماری گاهنامه طنز را بر عهده گرفته است. اندیشه و دیدگاهای سیاسی او موجب به چند بار به زندان افتادنش شد. خیلی از نوشته های نسين به هجو دیوان‌سالاری و نابرابری‌های اقتصادی در جامعهٔ مختص زمان ترکیه می باشد. نوشته های او به بیشتر از سی سخن مختلف ترج

    کتاب قسمت محله 
    رابطه عقل و گفتار (برگرفته از نهج البلاغه)  
    اذا تم العقل نقص الكلام .ترجمه :هنگامى كه عقل انسان كامل گردد، گفتارش كوتاه مى شود.شرح : انسان ، هر اندازه كه عقل و شعورش بیشتر شود و به سوى كمال برود، به همان نسبت ، كمتر حرف میزند و در عوض بیشتر فكر مى كند.كسانیكه زیاد حرف مى زنند و جلوى زبان خود را نمیگیرند، عقلشان كم و فكرشان كوتاه است . بهمین دلیل ، هنگام سخن گفتن ، درباره آنچه مى گویند، فكر نمى كنند، و هر چه به زبانشان آید بدون فكر و اندیشه ، بیان مى كنند.اما برعكس ، افراد عاقل ، تا زمانى كه م

    رابطه عقل و گفتار (برگرفته از نهج البلاغه) 
    رویای نیمه شب  
    رویای نیمه شب اثر مظفر سالاری.
    لطفا اول این کلیپ رو ببینید. تیزر سینمایی کتاب
    داستان عاشقانه ی دختر شیعه و پسر سنی ای که به هم دل میبازن ولی بخاطر تفاوت های بین شیعه و سنی مشکلات و موانعی سر راه ازدواجشون وجود داره. داستان اصلی کتاب از روایت شفای فردی به اسم ابوراجح توسط امام زمان گرفته شده که به علت جذابیت های داستانی، تم عاشقانه بهش داده شده.
    یه جورایی بنظرم کتاب ناشیانه ای بود!!! به زور یه تم عاشقانه رو به قالب یه کتاب مذهبی داده بودن. یهو خیل

    رویای نیمه شب 
    خوش به حال دیوانه ها  
    وقتی دیوانه ای اشتباه می کند می گوییم عقل ندارد
     
    نمی تواند فکر کند نمی دانم ما که ادعای عاقل بودن
     
    و دانایی می کنیم چرا این همه اشتباه و گناه می کنیم
     
     پس خوش به حال دیوانه ها که حداقل بهانه و دلیلی برای
     
     اشتباه خود دارند ما که دانسته دروغ می گوییم و...
     
    نه می توانیم اسم عاقل بر خود بگذاریم و نه اسم دیوانه.

    خوش به حال دیوانه ها 
    نشست داستان خوانی طنز  
    بعد از پنج سال قراره توی همون کتاب‌فروشی که قبلا کار می‌کردم و اسم و فضای کتابم رو هم از اونجا گرفتم، نشست داستان‌خوانی طنز برگزار کنیم :)
    پ.ن: البته کتاب‌فروشی جدید خیلی تغییر کرده و یه کافه هم توی حیاطش زدن که قراره نشست رو اونجا برگزار کنیم. 
    پ.ن.ن: ممنون از «پدرام ابراهیمی» عزيز برای طراحی پوستر

    نشست داستان خوانی طنز 
    عاشق همسر  
    در یک جایی یک پیرزنی اما عاقل و دانا زندگی میکرد که خیلی زیاد شوهرش را دوست میداشت و بهش عشق میورزید

    عاشق همسر 
    میان یک دوراهی بس ناجوانمردانه !  
    وقتی بهت خبر میدن آخر هفته میتونی ببینیش تقریبا میمیری ... :(
    خدایا چه مرگمه که فقط جلوی این نمیتونم خودمو نگه دارم ...
    که فقط نمیتونم بگم اینو دوستش ندارم ... :(
    ولی حداقل میخوام برای خودم آسونش کردم
    آره خب قراره دو روز آخر هفته به مدت 20 ساعت ببینمش ، ولی توی این 20 ساعت میخوام کم نگاش کنم ، میخوام خیلی خیلی کم نگاش کنم
    میخوام باهاش خشک و مغرورانه و متعصب حرف بزنم
    انقدر که فکر کنه ازش بدم میاد
    انقدر که بفهمه از اونم میگذرم ...
    خدایا میشه کمکم کنی ؟ ب

    میان یک دوراهی بس ناجوانمردانه ! 
    دارم میرم سفر سربه سرم نذارید...  
    همین حالا که وسط خانه تکانی های عیدیم،همین گیر و ویر آزمون های رنگ و وارنگ سمپاد...اصلا بیخیال اینها.همین حالا که ابر ها انقدر قشنگ شده اند من باید بروم یک جای دیگر.یعنی ابرهای آنجا هم قشنگند مثل اینجا؟نمیدانم.در هر صورت باید بروم مشهد و اگر عاقل باشم همان جا خودم را زیر ریل های مترو خواهم کشت یا شاید بی هوا بروم توی دل یکی از خانم های چاقی که دارند همه را هل می دهند تا دستشان به ضریح برسد.در هر صورت هوای ته دیگم را داشته باشید و اینها.
    +.یک چیزی ب

    دارم میرم سفر سربه سرم نذارید... 
    زاهد-داستان کوتاه  
    پادشاهی را مهمی پیش آمد.نذر کرد تا به زاهدان درهم ببخشد.چون مشکل از بین رفت وفای نذرش شرط لازم بوجود آمد یکی را از بندگان خاص کیسه درهم داد تا صرف کند بر زاهدان گویند غلامی عاقل و هوشیار همه روز برفت و شبانگاه بازگشت و کیسه را بوسه داد و نزد ملک نهاد و گفت زاهدان را چندان که گردیدم نیافتم گفت این چه حکایت است آنچه من دانم در این ملک چهارصد زاهد است گفت ای خدای جهان آنکه زاهد است نمیستاند و آنکه میستاند زاهد نیست ملک بخندید و ندیمان را بگفت چندا

    زاهد-داستان کوتاه 
    داستان های یک خطی  
    داستان های کوتاه یک خطی هم داریم که به آنها مادر داستان های دیگر مادرِ داستان های بزرگ و یا کوچک می گویند که در دنیا کم نظیر یا بی نظیر هستند وبسیار مشهور . شاید شما آن داستان های بسیار کوتاه را شنیده یا خوانده اید  . شما هم می توانید آنها را برای ما بنویسید یا آدرس آن ها برایمان بفرستید . آدرس ما : www.yasmahzyar@gmail.com 

    داستان های یک خطی  
    روز جمهوری اسلامی  
    جمهوری اسلامی ما جاوید است دشمن ز حیات خویشتن نومید است آن روز که عالم ز ستمگر خالی است ما را و همه ستمکشان را عید استامام خمینی(ره): #جمهوری‌اسلامی ، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد???????? یوم الله ۱۲ فروردین، مصادف با سالروز #جمهوری‌اسلامی بر تمام ملت ایران گرامی باد. 

    روز جمهوری اسلامی 
    من یک ورودی ام  
    هفته ی پیش یادم رفته بود غذا رزرو کنم بعد این هفته کلا روز خرید می کردم. دیروز رفتم تو سلف پای اون کامپیوتر ایستاده که روز خرید کنم، دیدم خاموشه، رفتم به مسئول تغذیه ها گفتم و اونا رفتن از بالا روشنش کردن ولی هنوز روشن نشده بود هی الکی باهاش ور میرفتم که روشن شه، کاملا الکی انگشتمو گذاشتم روی جای اثر انگشتش که یهو یه دختره ای که اونم داشت تلاش می کرد روشنش کنه یه نگاه عاقل اندر سفیهی به  من کرد و گفت این واسه یه انگشت مشخص تعریف شده ... بعد زد روی

    من یک ورودی ام 
    داستان کوتاه زری خانوم یزدی  
    ازری خانوم داستان خواندنی سرگذشت یک بانوی ایرانی از کتاب شازده حمام    جامعه داستان همه مطالب 

    داستان کوتاه زری خانوم یزدی 
    کوتاهترین داستان پیامکی  
    در نخستین جشنواره داستان کوتاه کوتاه پیامکی که در اندیمشک برگزار شد، پس از دو مرحله داوری 40 اثر و در مرحله سوم 10 اثر برگزیده انتخاب شد که در پایان داستان «بیست سال بعد» نوشته «عادل حیاوی» به عنوان داستان برگزیده این جشنواره معرفی شد. این داستان علاوه بر اینکه به‌عنوان داستان برگزیده جشنواره در میان 428 اثر رسیده انتخاب شد، یکی از کوتاه‌ترین داستان‌ها به شمار می‌رفت. متن این داستان به این شرح است:  بیست سال بعد. ترکش حرکت کرد. مَرد مُرد.

    کوتاهترین داستان پیامکی 
    انتشار داستان های شما  
    سلام 
    دوستان نازنینم از امروز می توانید داستان هاویا خاطرات ومطالب ادبی به قلم خود را برایم ارسال کنید
    تا با نام خودتان  در این وبلاگ  فرهنگی _ادبی انتشاربدهم
    توجه:
    داستان های  شما رو ویرایش می کنم
    از مخاطبین محترم نظر خواهی می کنم
    سعی کنید مطالب ارسالی از خودتان باشد
    راهنمایی های لازم در تقویت داستان نویسی  به شما داده خواهد شد
    باتشکر 

    انتشار داستان های شما 
    اطلاعیه  
    با سلامتصمیم گرفتم که داستان های فن فیکیشن یا دست نوشته هاتونو از این به بعد براتون اینجا قرار بدم.اگه داستان مینویسین به ایمیلم ارسال کنید و اسم خودتون و اسم داستانتونو هم قرار بدیدمثلا:
    نویسنده:.........نام داستان:..........داستان.........حتی خودم قصد دارم داستان خودم رو اینجا بزارم به نام REVENGE ANGELS یعنی فرشتگان انتقامجو.یه جورایی کراس اوور مارول و دی سیه (شخصیتام تو دنیای مارولند و با یه دستگاه به دی سی وصل میشن)و زیاد مربوط به جنگ نیست و بیشتر زندگی خ

    اطلاعیه 
    دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم  
    چیزی که این مدت فهمیدم این است که خواندن هزار تاکتاب «اصول داستان نویسی» و « نکاتی درباره داستان نویسی» و «چگونه داستان بنویسیم» و « بیا با هم داستان بنویسیم» هیچ کدام به اندازه خواندن یک داستان خوب روی نوشتن من تاثیر نمی گذارد. وقتی یک داستان خوب با استخوان بندی عالی می خوانم ناخودآگاه تمام اتفاقات و توانمندی های نویسنده را درک می کنم داستان هایش را دوباره و سه باره می خوانم ... هرچند تعداد زیادی کتاب برای یادگیری چهارچوب داستان نویسی برای

    دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم 
    داستان کوتاه زیبا  
    داستان کوتاه زیبا
    ------------------------
    پادشاهی بر سر سفره نشسته بود و می خواست ناهار بخورد. خدمتكار او با سینی غذا وارد شد. اما ناگهان پایش به لبه فرش گرفت و دستش لرزید و مقداری آش روی سر پادشاه ریخت.
     
    پادشاه خشمگین شد و خواست خدمتكار را مجازات كند. خدمتكار بی درنگ سینی را روی زمین گذاشت و كاسه آش را بر داشت و همه را روی سر پادشاه خالی كرد.
     
    پادشاه از شدت خشم از جا پرید و فریاد زد: این چه كاری بود كه كردی احمق؟
     
    خدمتكار با خونسردی پاسخ داد: ا

    داستان کوتاه زیبا 
    ديوانه، ديوانه را مي يابد  
    از زمانی كه عقلم را كم كم در حال از دست دادنم- یعنی از زمان آشنایی ام با فلسفه- هر چه دیده ام شوریدگی بوده است و با هر كه  آدم حسابی این واژه بوده است ( فلسفه را می گویم) جز دیوانه نبوده است و جز دیوانگی نكرده است.اخیراً با هر كه سروكار دارم، دیوانه است. راست می گویند كه دیوانه، دیوانه را می یابد و عاقل، عاقل را.هر كه را می بینیم دلدار است و صاحب قسمی از این شوریدگی ها و ایده آل گرایی ها. امروز غمگینم. چرایی غم را در این می یابم كه سطح هوشی كمتر انسان

    ديوانه، ديوانه را مي يابد 
    داستان عاشقانه غمگین  
    فضای دانشگاه روی نازنین و داستان عشق او و امیر حسین تاثیر گذاشته بود هر وقت از دانشگاه بر می گشت و امیر حسین می رفت پیشش یا می گفت خسته ام یا درس دارم یا به بهانه های مختلف امیر حسین رو بی محلی می کرد تا یک سال امیر حسین رو دور داد تا این که تو جمع پیش همه گفته بود این داستان عاشقی رو باید تموم کنیم من قصد ازدواج ندارم و بهتر هستش امیر حسین ازدواج کنه و فکر من رو از سرش بیرون بکنه ….. ادامه این داستان عشق واقعی را در ادامه مطلب بخوانیدداستان عا

    داستان عاشقانه غمگین 
    داستان دیوانه از کتاب خدایان زمین و سر گشته  
    به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ دلم برای كتابی كه لحظاتی با آن به محیط پیرامون خود و درونم بیندیشم تنگ شده بود، ناخودآگاه به سراغ «خدایان زمین و سرگشته» اثر «جبران خلیل جبران» با ترجمه «مهدی سرحدی» رفتم. در میان انبوه داستان‌های كتاب، داستان‌هایی چون «اشك و لبخندها»، «غزل عشق»، «در بازار»، «دو ملكه»، «روح و جسم»، «پادشاه»، «صلح و جنگ» و «عشق و نفرت» دیده می‌شود.در این میان داستان «دیوانه» به نظرم جذاب بو

    داستان دیوانه از کتاب خدایان زمین و سر گشته 
    شعری از حاتم گویا درباره کوروش  
    سلام ای روح پاک آریایی ............................................................................................................................................
    اهورا مرد قوم پارسهایی
    .........................................................................................................................................
    سلام ای شهریار عقل و تدبیر
    .........................................................................................................................................
    ز منشورت رهایی گشته تعبیر
    .........................................................................................................................................
    جهان مبهوت کردار نکویت
    ........................

    شعری از حاتم گویا درباره کوروش 
    داستان کوتاه: پوست خر(The donkey skin) زبان انگلیسی  
    می خوام یه داستان کوتاه براتون میزارم که تا حالا هیچ کسی براتون نگفته و نخوندید.
    امیدوارم بخونید و لذت ببرید فقط یک نکته میمونه که باید بگم. این داستان به زبان انگلیسی هست و یکی از داستان های مشهور اروپایی مانند سیندرلا و زیبای خفته و ملکه برفی هست اما بخاطر اصل داستان تا حالا توی ایران نه ترجمه و نه چاپ شده.
    شما میتوانید داستان را در ادامه مطلب دریافت کنید

    ادامه مطلب

    داستان کوتاه: پوست خر(The donkey skin) زبان انگلیسی 
    چارشنبه سوری  
    یه سلامیم میکنیم به چارشنبه سوری و یک سوال
    چارشنبه سوری عزيز قدمت روی چشم ولی بگو تو چرا اینقدر زود زود میای باور کن من هیچ کدوم از روزای سال رو اینقدر زودزود نمیبینما
    هربار که میای میگم اومدی خوش اومدی
    ولی  من یه سال پیرتر شدم
    و نه اینکه فکر کنی بزرگتر یا عاقل تر:|
    پیییییییییییییرتر
    فرسوده تر:))
    و اینکه تو این یک سال هیچ کار مفیدی نکردم
    چارشنبه سوری جان بدت نیادا ولی تو منو به حالت غم و واقعیتای زندگی نزدیک میکنی
    مرسی اومدی
    حالو هوام عوض شد
    ای

    چارشنبه سوری 
    داستانی در دل هزاران تردید  
    هفته گذشته استادم جناب آقای سیامک گلشیری خواست داستان کوتاهی بنویسیم.
    طبق معمول من مراجعه کردم به یادداشتهایی  که در دفتر همیشه همراهم نوشته بودم.
    نتوانستم از میان آن هم سوژه که داشتم یکی را برای داستان کوتاهم انتخاب کنم.
    تا اینکه کودتای نافرجام ترکیه جرقه اولیه را در ذهنم شعله ور ساخت. کودتایی که باعث شد تا من یک داستان را از دل آن بنویسم.
    داستان مربوط به کودتای 1980 ترکیه است و من درون مایه داستان را بر اساس این کودتا شکل داده‌ام.
    تا یک هفته

    داستانی در دل هزاران تردید 
    خیبر2040  
    باعرض سلام خدمت شما همراهان عزيز که از هیچ تلاشی برای تقویت شیعیان و برادران اهل سنت کم نمی گذارید.
    و اما خیبر 2040!!
    اسم داستانی است که به نظر حقیر می تواند با بسیاری از داستان های آمریکایی که از کمپانی های بزرگی چون مارول هستند رقابت کند و آن هارا شکست دهد.
    این داستان که دستپخت یکی از افراد گروه ما می باشد،قرار است فردا برای اولین بار منتشر شود.
    نظرات شما عزيزان باعث دلگرمی ما می شود.
    در پناه خدا باشید.

    خیبر2040 
    قهرمان بودن  
    وقتی دیدم عکسشو قیافش خیلی اشنا اومد انگار قبلا تو خواب دیده بودمش 
    نمیدونم چرا اوایل ک از این قضیه بو بردم انقد شل گرفتم چون شاید فک میکردم انقد عاقل باشه ک خودش به این قضیه سرو سامون بده ولی بعد بدتر شد ... 
    با دروغایه بیشتر ... اون واسم ت و زندگی یه قهرمان بود و این برام خیلی گرون تمومو شد بیشتر از همه احمق فرض کردن ما .... 
     نمیدونم دارم سختگیریه اشتباهی انجام میدم ؟؟؟، واقعا بعضی وقتا تو شک میوفتم تو درس بودن این فشار .... 
    خدایا وا

    قهرمان بودن 
    آدولف هیتلر چه کسی بود؟  
    سایت فرادید: رهبر آلمان نازی تنها هیولای قرن بیستم نبود، اما چه دلیلی وجود دارد که با گذشت 125 سال از تولد هیتلر، داستان زندگی‌اش بیش از هر ستمگر دیگری ما را جذب خود می‌کند؟ به نقل از BBC Knowledge، جایگاه آدولف هیتلر در طول تاریخ تنها منحصر به خودش است. 125 سال پیش در تاریخ 20 آوریل 1889، هیتلر در روستای «براوناو آم این» در اتریش به دنیا آمد. حالا پس از گذشت این همه سال نام هیتلر هنوز بر زندگی همه ما سایه انداخته است. همه ما مایلیم بیش از هر فرمانروای دی

    آدولف هیتلر چه کسی بود؟  
     داستان کوتاه؛ سگ ها و آدم ها  
    داستان زیر از کتاب داستان کوتاه “باران و خشت و چند داستان دیگر” نوشته ی “حسین مقدس انتخاب شده است.پورتال جامع فان توس شامل مسائل زناشویی،اس ام اس،گالری عکس،اندروید،موزیک،فیلم و سریال،آرایش و زیبایی،دیدنی و شنیدنی،سرگرمی

     داستان کوتاه؛ سگ ها و آدم ها 
    خالی م  
    شب ک میاد ؛ اون قهرمان عاقل و باهوش و منطقی ، جاشو میده به یه دختر ترسوی نگران و احساساتی ک خلع سلاح شده
    و حالا...
    شب و روزم قاطی اشکه و تو برزخی افتادم ک نمیدونم کدوم طرفش بهشته و کدوم طرفش جهنم.


    : با نو هیج کس جز من ، بی سپر نمیجنگه..

    خالی م 
    سیب  
    بی سبب نیست زمین سینه ی پر پر داردبه خدا چشم تو یک فاجعه در بر داردبا نسیم سحری شعله نکش می ترسمکلبه ی حوصله ی شهر ترک برداردگر چه از بودن با تو تن ِ من می لرزدفکر تو خواب و خیالی ست که در سر داردبوی خوش می وزد از سینه ی عطرآگینتدل ِمن میل به دروازه ی قمصر داردیا به آتش بکش و یا به دلم راه بدهکوچه ی چشم تو یک مشت ستمگر داردفاصله درد عجیبی ست میان ِ من و تو ...عابری در قفس تنگ ، کبوتر داردگرچه تشویش دل و دین مرا سوزانده ....پدر عشق بسوزد .......به تو باور

    سیب 
    داستان ارسالی...  
    داستان ارسالے از علی صابری نسب

    داستان ارسالی... 
    خاطره  
    سلام خدمت شما دوستان عزيز و گرامی این پستی که گذاشتم مربوط میشه به داستان های خودم که نوشتم و چیزی که تجربه کردم داستان های من بیشتر ناولتن اگه انتقادی یا پیشنهاد و چیزی در مورد داستان بود لطفاا بگید چون نظرات باعث بهتر شدن داستان هام میشه
    یه چیز مهمتر وقتی این داستانا رو میخونید اون اتفاق رو حس کنید و مهمتر اینه که خودتون رو مخاطب قرار بدید چون بیشتر میتونید درکش کنید امیدوارم خوشتون بیاد
    برای خوندن برین ادامه مطلب
     

    خاطره 
    داستان وزیر و ترک وزارت  
    پادشاهی را وزیری عاقل بود از وزارت دست برداشتپادشاه از دگر وزیران پرسید وزیر عاقل کجاست؟گفتند از وزات دست برداشته و به عبادت خدامشغول شده استپادشاه نزد وزیر رفت و از او پرسید از من چه خطا دیده ای که وزارت را ترک کرده ای؟گفت از پنج سبب:اول: آنکه تو نشسته می‌بودی و من به حضور تو ایستاده می‌ماندم اکنون بندگی خدایی می‌کنم که مرا دروقت نماز هم ، حکم به نشستن می‌کنددوم: آنکه طعام می‌خوردی و من نگاه می‌کردم اکنون رزاقی پیدا کرده‌ام

    داستان وزیر و ترک وزارت 
    فروش پروژه رمزنگاری تصویر با کد کانونیکال هافمن با نرم افزار MATLAB  
    كد: 1493
    عنوان پروژه: فروش پروژه رمزنگاری تصویر با کد کانونیکال هافمن با نرم افزار MATLAB
    قالب بندی: m
    دسته: MATLAB
    قیمت: 15.000 تومان
    قابلیت اجرا در نرم افزار: MATLAB
    شرح مختصر:
    فروش پروژه رمزنگاری تصویر با کد کانونیکال هافمن با نرم افزار MATLAB
    عكس خروجی برنامه
    عکس 1
     
     
    عکس 2
     
     
     
    برای خرید این پروژه با شماره 09360703858
    یا آدرس ایمیل namira-matlab@yandex.com در تماس باشید.
    N: 2413

    فروش پروژه رمزنگاری تصویر با کد کانونیکال هافمن با نرم افزار MATLAB 
      

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام



    جدیدترین مطالب

    هر هفته 7 فیلم رایگان !!
    دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)