• 200 عکس پروفایل
  • بلوگل

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    تبلیغات

    همت 110
    

    حکایت سعدی

    جاودانه بر سپهر فرهنگ و ادب ایرانی سعدی سخن دان  
    نوشتن درباره سعدي مشکل است. سعدي بی‌شک یکی از معماهای ادبیات جهان است. اصلی در ادبیات هست که در آن هر کسی در قالبی به اوج می‌رسد. بر اساس همین اصل نانوشته است که حافظ که در غزل در اوج و دوردست‌ها نشسته در رباعی شاعری در دسترس است که عظمت غزلش را ندارد. اخوان با آن زبان فاخر و توانایی شگرفش در داستان‌سرایی در شعر نو، هنگامی‌که به داستان‌نویسی می‌نشیند، پایین‌تر از خیلی‌های دیگر است و شاملو که خداوندگار شعر سپید است در فیلم‌نامه نویسی ضعی

    جاودانه بر سپهر فرهنگ و ادب ایرانی سعدی سخن دان 
    انديشه سياسي سعدي  
    زمینه و زمانه‌ی سعديسعدي شیرازی ( 606- 690 ه. ق) در دوره‌ای پای به عرصه‌ی حیات نهاد، که ایران زمین از هر سو عرصه‌ی تاخت و تاز نیروهای ویران‌گرحیات اجتماعی قرار گرفته بود. از سوی غرب صلیبیان حکومت در حال زوال سلجوقیان را هر چه بیش‌تر به سوی نابودی می‌کشاندند. از سوی شرق مغولان از کشته‌ها پشته می‌ساختند، و از درون نیز، امیران و حاکمان محلی با باج و خراج و در گیری‌های خون‌بار داخلی، عرصه‌ی زیست اجتماعی را به جهنمی سوزان تبدیل کرده بودند. سعدي

    انديشه سياسي سعدي 
    حکایت از گلستان (1)  
    چند تا حکايت از گلستان خوندم گفتم بد نیست دو سه تاشم اینجا بنویسم.
    -------------------------------
    لقمان را گفتند ادب از که آموختی گفت از بی ادبان هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم.
    نگویند از سر بازیچه حرفی           کزان پندی نگیرد صاحب هوش

    و گر صد باب حکمت پیش نادان          بخواند آیدش بازیچه در گوش
    گلستان سعدي - باب دوم (در اخلاق درویشان) - حکايت 21
    ************
    عابدی را حکايت کنند که شبی ده من طعام بخوردی و تا سحر ختمی در نماز
    بکردی صاحب دل

    حکایت از گلستان (1) 
    حکایت سعدی  
    عابدی را حکايت کنند که شبی ده من طعام بخوردی و تا سحر ختمی در نماز بکردی.صاحبدلی شنید و گفت: اگر نیم نانی بخوردی و بخفتی، بسیار از این فاضل تر بودی.
    اندرون از طعام خالی دارتا در او نور معرفت بینی
    تهی از حکمتی به علت آنکه پُری از طعام تا بینی!
    "گلستان سعدي، باب دوم: در اخلاق درویشان، ویرایش هوشنگ گلشیری، انتشارات ققنوس"
    «استفاده از مطلب با ذکر منبع»

    حکایت سعدی 
    سعدیا، عن کرگدن در دهانت آلویز  
    ینی دهنتو سعدي. دهنتو.
    به هرجا بنگرم، نشان از قامت عنی‌ات بینُم
    ینی چی آخه؟ لامصب اینا چی‌ان می‌نویسی؟ فردا امتحان دارم، اگه بیفتم، تابستون می‌آم شیراز، سر قبرت می‌شاشم تا آدم شی. مرتیکه پفیوز. دیوث (از اونجایی که آقایان فراستی و جوادی آملی از دیوث در انظار و رسانه‌ی عمومی استفاده می‌کنن، فحش محسوب نمی‌شه.). هر جا نثره، سعدي. شعره، سعدي. مناظره اس، سعدي. مدرسان شریف می‌رفتی؟
    ینی مطمئنم ادبیات آنگولا رو هم بخونم یا تو کنکور بورکینافاسو ه

    سعدیا، عن کرگدن در دهانت آلویز 
    زندگی نامه و حکایات سعدی شیرازی  
    اختصاصی از سورنا فایل زندگی نامه و حکایات سعدي شیرازی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

                نوع فایل:ورد قابل ویرایشتعداد صفحه:74قیمت: 2 هزار توماندانلود و خرید به صورت آنلاین    وزارت آموزش وپرورش عنوان مقاله:زندگی نامه و حکایات سعدي شیرازی تهیه وتنظیم: فهرست مطالبعنوان صفحهچکیده 5زندگی نامه سعدي 7ویژگی سخن سعدي 9معرفی آثار 9معلمعات و مثلثات 10غزلیات 12حکایات 13حکايت 14سعدي از نگاه

    زندگی نامه و حکایات سعدی شیرازی 
    حکایتی از سعدی  
    حکايتی از سعدي
     
    با کاروان یاران به سوى دمشق رهسپار شدیم. به خاطر موضوعى از آنها ملول و دلتنگ شدم. تنها سر به بیابان بیت المقدس نهادم و با حیوانات بیابان مانوس شدم. سرانجام در آنجا به دست فرنگیان اسیر گشتم. آنها مرا به طرابلس (یکى از شهرهاى شام) بردند و در آنجا در خندقى همراه یهودیان به کار کردن با گل گماشتند. تا اینکه روزى یکى از رؤساى عرب که با من سابقه اى داشت از آنجا گذر کرد، مرا دید و شناخت.
     
    پرسید: اى فلان کس! چرا به اینجا آمده اى؟ این چه حال

    حکایتی از سعدی 
    سعدیا  
    دوستی دارم که درباره سعدي عزیز حرف های جالبی می زنه. مثلاً درباب سفرهای سعدي ان قلت های جالب و ناشنیده ای مطرح می کنه.
    این تک بیت را هم از من هدیه داشته باشید(با صدای شهرام ناظری بخوانید!)
    سعديا گر بکند سیل فنا خانه عمر
    دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست

    سعدیا 
    سعدی  
    دبیرستان که بودم عاشق مولوی بودم و عطار. صبح‌ها زودتر می‌رفتیم مدرسه تا بتوانیم چند غزل از دیوان شمس بخوانیم. بعدها اپرای عروسکی شمس و مولوی به اجرا درآمد و من هم فایل ضبط‌شده‌ی آن را یافتم. تقریبا هر روز یک بار نگاهش می‌کردم. تقریبا ۲ ساعت بود. کاملا از بر بودمش. در همین زمان‌ها بود که تصحیح شفیعی از دیوان شمس در دو جلد در آمد. گران بود و نخریدم و از معلم ادبیاتمان به عاریه گرفتم تا بتوانم در ۳ روز نگاهی کنم. پانوشت‌های بسیار جذابی داشت که

    سعدی 
    می گشت  
    خیال روی توام دوش در نظر می گشت
    وجود خسته ام از عشق بی خبر می گشت
    همای شخص من از آشیان شادی دور
    چو مرغ حلق بریده به خاک بر می گشت
    دل ضعیفم من از آن کرد آه خون آلود
    که در میانه خونابه جگر می گشت
    چنان غریو بر آورده بودم از غم عشق
    که بر موافقتم زهره نوحه گر می گشت
    ز آب دیده من فرش خاک تر می شد
    ز بانگ ناله من گوش چرخ کر می گشت
    قیاس کن که دلم را چه تیر عشق رسید؟
    که پیش ناوک هجر تو جان سپر می گشت
    صبور باش و بدین روز دل بنه سعدي
    که روز اولم این روزا در نظر می گ

    می گشت 
    برگزاری انجمن ادبی"سخن دوست" با شرکت اعضای مراکز 1 و 2 بوشهر  
    طی پیش بینی های برنامه ادبی سال 1395، اولین انجمن ادبی تحت عنوان "سخن دوست" با حضور اعضا مراکز 1 و 2 بوشهر و با هدف آشنایی بیشتر با شخصیت و آثار استاد سخن "سعدي"و پرورش و تقویت خلاقیت  اعضا  برگزار شد.این برنامه با خوانش شعری از کتاب "بوستان سعدي" آغاز گردید و طی برگزاری این بزرگداشت اعضا کارگاه ادبی دو حکايت از حکایات کتاب "گلستان " را بصورت نمایش خلاق و حکایاتی  رو بصورت قصه گویی اجرا نمودند. از دیگر برنامه های اجرایی

    برگزاری انجمن ادبی"سخن دوست" با شرکت اعضای مراکز 1 و 2 بوشهر 
    حکایت سعدی  
    سعديدو
    شاهزاده در مصر بودند ، یکی علم اندوخت و دیگری مال اندوخت . عاقبته الامر
    آن یکی علّامه عصر گشت و این یکی سلطان مصر شد . پس آن توانگر با چشم
    حقارت در فقیه نظر کرد و گفت : من به سلطنت رسیدم و تو همچنان در مسکِنت
    بماندی . گفت : ای برادر ، شکر نعمت حضرت باری تعالی بر من واجب است که
    میراث پیغمبران یافتم و تو میراث فرعون و هامون . که در حدیث نبوی (ص) آمده
    : العلماء ورثـة الانبیاءمن آن مورم که در پایَم بمالند --- نه زنبورم که از دستم بنالندکجا خود شک

    حکایت سعدی 
    روز سعدی  
    با توجه به اینکه دیروز روز سعدي بوده و سعدي خیلی آدم خفنی است و ما خیلی دوسش می داریم و اساسا این زبانی که صحبت می کنیم همه اش تقصیر سعدي است و دیگر مزایایی که سعدي دارد، خدمتتان یک غزل از سعدي تقدیم می نماییم(یه روزی هم بیاد که ما فک نکنیم طبله ی عطارای خارجکی از حکمت پُر تر از دکان ترکان پارسی گوی نیست و ادبامون همه شون بخشندگان عمرند)روحش شاد و راهش پر رهرو بادشب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشدتو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
    عجبست اگر توانم که

    روز سعدی 
    سعدی ؛ زمینی ترین شاعر عاشق ایران  
    عصر ایران؛ سروش بامداد-   نخستین روز اردیبهشت به نام سعدي شاعر بزرگ ایرانی نام گذاری شده است. سعدي را ما بیشتر به عنوان شاعری ناصح می شناسیم و آن قدر که به مفهوم حکایات و اشعار او توجه نشان داده ایم به اصل سخن دانی او نپرداخته ایم. حال آن که مقام اول سعدي همان «استادی سخن» است و این که زبان او را می توان زبان معیار درست نویسی در پارسی دانست تا جایی که اگر در «گلستان» از واژه «‌اولی تر» استفاده می کند در زبان فارسی این واژه را درست بدانیم ولو در

    سعدی ؛ زمینی ترین شاعر عاشق ایران 
    شعر سعدی  
    شعرهای سعدي


    من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم
    حیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم
    تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آری
    که من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم
    خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندم
    که تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم
    ادامه مطلب

    شعر سعدی 
    هر روز با یک حکایت سعدی  
    گلستان سعدي
    باب پنجم: در عشق و جوانی


    حکايت 
    حسن میمندی را گفتند
    سلطان محمود چندین بنده صاحب جمال دارد که هر یکی بدیع جهانی اند، چگونه افتاده
    است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد چنانکه با ایاز که حسنی زیادتی
    ندارد؟ گفت: هر چه به دل فرو آید در دیده نکو نماید. 
    ادامه مطلب

    هر روز با یک حکایت سعدی 
    يك ارديبهشت ماه روز بزرگداشت سعدي  
    یاداشت: یك اردیبهشت ماه روز بزرگداشت سعدي
    تالیف : نوید قائدی: 95.2.1
         گرچه در كشور بزرگ ایران ادیبان و سخنوران بزرگی حضور داشته اند كه امروز تمامی ایرانیان و پارسی زبانان دنیا به آنان تعلق خاطر دارند و به زبان خودمانی تر به وجود آنان می نازند اما امروز مفاخری همچون حافظ و سعدي و فردوسی جز اسطوره های این زبان پرآوزه جهانی محسوب می گردند كه این بزرگان توانسته اند موجب غنای متنی و محتوایی آن باشند و قدرت فصاحت و بلاغت و معنایی در اشعار آنان آنچ

    يك ارديبهشت ماه روز بزرگداشت سعدي 
    حکایت سعدی  
    پر واضح است که سعدي، حکایات گلستان را جهت سرگرم کردن و پر کردن اوقات فراغت ما ننوشته است . سعدي در پسِ هر حکايت به دنبال القاء کردن مطلبی مهم به مخاطب است ، لذا خوب است که پس از خواندن هر حکايت ، حدّاقل برای چند لحظه به پیام های آن فکر کنیم . 
     کاروانی در یونان بزدند و نعمت بی قیاس(1) ببردند . بازگانان گریه و زاری کردند و خدا و پیمبر شفیع آوردند اما فایده نکرد .چو پیروز شود دزد تیره روان --- چه غم دارد از گریه کاروان ؟لقمان حکیم اندر آن کاروان بود ،

    حکایت سعدی 
    یار با ما بی‌وفایی می‌کند...  
    یار با ما بی‌وفایی می‌کندبی‌گناه از من جدایی می‌کندشمع جانم را بکشت آن بی‌وفاجای دیگر روشنایی می‌کندمی‌کند با خویش خود بیگانگیبا غریبان آشنایی می‌کندجوفروش است آن نگار سنگدلبا من او گندم نمایی می‌کندیار من اوباش و قلاش است و رندبر من او خود پارسایی می‌کندای مسلمانان به فریادم رسیدکان فلانی بی‌وفایی می‌کندکشتی عمرم شکسته‌ست از غمشاز من مسکین جدایی می‌کندآنچه با من می‌کند اندر زمانآفت دور سمایی می‌کندسعدي شیرین سخن در راه عشقا

    یار با ما بی‌وفایی می‌کند... 
    کتاب صوتی بوستان سعدی  
    نویسنده: سعدي شیرازی

     
     
    با تصحیح محمد علی فروغی
    زمان کل: ۱۱ ساعت و ۱۳ دقیقه
     بوستان سعدي یا سعدي‌نامه نخستین اثر سعدي است که کار سرودن آن در سال ۶۵۵ هجری قمری پایان یافته است. سعدي این اثر را در زمانی که در سفر بوده است، سروده و هنگام بازگشت به شیراز آن را بر دوستانش عرضه داشته است. این اثر در قالب مثنوی و در بحر متقارب سروده شده است، و از نظر قالب و وزن شعری حماسی است هر چند که از نظر محتوا به اخلاق و تربیت و سیاست و اجتماعیات پرداخته است.بوست

    کتاب صوتی بوستان سعدی 
    ساقی، بده آن شرابِ گلرنگ - سعدی  
    ساقی، بده آن شرابِ گلرنگمطرب، بزن آن نوایْ بر چنگ
    کز زُهد ندیده ام فُتوحیتا کِی زنم آبگینه بر سنگ
    عشق آمد و عقل همچو بادیرفت از برِ من، هزار فرسنگ
    اِی زاهدِ خرقه‌پوش، تا کِیبا عاشقِ خسته‌دل کنی جنگ
    گِردِ دو جهان بگشته عاشقزاهد بِنِگر، نشسته دلتنگ
    من خرقه فکنده ام زِ عشق‌اتباشد که به وصلِ تو زنم چنگ
    سعدي، همه‌روزه عشق می‌بازتا در دو جهان شوی به یک رنگ
    ــــــ غزلیّات سعدي/ از روی نسخۀ تصحیح‌شدۀ محمدعلی فروغی - تهران: ققنوس، ۱۳۸۲
    پ. ن. این تن

    ساقی، بده آن شرابِ گلرنگ - سعدی 
    همه عمر برندارم سر از این خمار مستی-سعدی-دکلمه رضا پیربادیان  
    همه عمر برندارم سر از این خمار مستیکه هنوز من نبودم که تو در دلم نشستیتو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتددگران روند و آیند و تو همچنان که هستیچه حکايت از فراقت که نداشتم ولیکنتو چو روی باز کردی در ماجرا ببستینظری به دوستان کن که هزار بار از آن بهکه تحیتی نویسی و هدیتی فرستیدل دردمند ما را که اسیر توست یارابه وصال مرهمی نه چو به انتظار خستینه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجاتو که قلب دوستان را به مفارقت شکستیبرو ای فقیه دانا به خدای بخش ما رات

    همه عمر برندارم سر از این خمار مستی-سعدی-دکلمه رضا پیربادیان 
    نرم افزار اندروید بوستان سعدی صوتی + شرح لغات  
    بوستان سعدي صوتی + شرح لغات:
    بوستان سعدي اثری ماندگار و شیرین از زبان شیخ اجل سعدي شیرین زبان است و نمونه کامل شعر پارسی می باشد که پس از گذشت بیش از هفتصد سال، از شیرینی و حلاوت آن کاسته نشده است.
    در این برنامه متن کامل بوستان سعدي همراه با صوت کامل و شرح لغات مشکل، در محیطی زیبا گنجانده شده است.


    نرم افزار "بوستان سعدي صوتی + شرح لغات" دارای محتوای زیر است:• متن کامل بوستان سعدي.
    • شرح کامل لغات مشکل کتاب بوستان (در نسخه گوگل پلی) • قابلیت

    نرم افزار اندروید بوستان سعدی صوتی + شرح لغات 
    حکایت ۱: ملک و پارسا  
    یکی از ملوک بی انصاف پارسایی را پرسید از عبادت‌ها کدام فاضل تر است گفت تو را خواب نیم روز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.
    ظالمی را خفته دیدم نیم روز
    گفتم این فتنه است خوابش برده به
    ***

    وآنکه خوابش بهتر از بیداری است
    آن چنان بد زندگانی مرده به
    *برگرفته از گلستان سعدي

    حکایت ۱: ملک و پارسا 
    حکایت  
    سعدي گوید:
    هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم. به جامع کوفه درآمدم، دل تنگ. یکی را دیدم که پای نداشت. سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.

    حکایت 
    حکایت (شیخ سعدی) در اخلاق درویشان  
    یکی از بزرگان گفت : پارسای را چه گویی در حق فلان عابد که دیگران در حق وی بطعنه سخنها گفته اند؟ گفت بر ظاهرش عیب نمی بینم و در باطنش غیب نمی دانم. 
    هر که را جامه پارسا بینی
    پارسا دان و نیکمرد انگار 
    ور ندانی که در نهانش چیست
    محتسب را درون خانه چه کار؟

    حکایت (شیخ سعدی) در اخلاق درویشان 
    ادبیات  
    ویزگی های نثر و نظم اثار سعدي را بیان کنید؟ظرافت بیان2استواری سخن3شیوایی و راسایی.سادگی و لطف کلام و عظمت واعتدال از ویزگی های شعرو نثر است
     
    ویژگی های غزل سعدي را بیان کنید؟غزل سعدي شیرن و شنیدنی است صمیمی و تاثیر گذار است و ساخت و بافتی روان و دل نواز داردادبیات

    ادبیات 
    امشب سبک‌تر می‌زنند این طبلِ بی‌هنگام را - سعدی  
    امشب سبک‌تر می‌زنند این طبلِ بی‌هنگام را
    یا وقتِ بیداری غلط بوده ست مرغِ بام را
    یک لحظه بوده یا شبی کز عمرِ ما تاراج شد
    ما همچنان لب بر لبی نابرگرفته کام را
    هم تازه‌روی ام؛ هم خجل؛ هم شادمان؛ هم تنگدل
    کز عهده بیرون آمدن نتوانم این انعام را
    گر پای بر فرق‌ام نهی، تشریفِ قربت می‌دهی
    جز سر نمی‌دانم نهادن عذرِ این اقدام را
    چون بختِ نیک‌انجام را با ما به‌کلّی صلح شد
    بگذار تا جان می‌دهد بدگویِ نافرجام را
    سعدي، عَلَم شد در جهان صوفیّ و عام

    امشب سبک‌تر می‌زنند این طبلِ بی‌هنگام را - سعدی 
    زاهد-داستان کوتاه  
    پادشاهی را مهمی پیش آمد.نذر کرد تا به زاهدان درهم ببخشد.چون مشکل از بین رفت وفای نذرش شرط لازم بوجود آمد یکی را از بندگان خاص کیسه درهم داد تا صرف کند بر زاهدان گویند غلامی عاقل و هوشیار همه روز برفت و شبانگاه بازگشت و کیسه را بوسه داد و نزد ملک نهاد و گفت زاهدان را چندان که گردیدم نیافتم گفت این چه حکايت است آنچه من دانم در این ملک چهارصد زاهد است گفت ای خدای جهان آنکه زاهد است نمیستاند و آنکه میستاند زاهد نیست ملک بخندید و ندیمان را بگفت چندا

    زاهد-داستان کوتاه 
    کاغذ یاچاقو؟؟!!!  
    دیدى وقتى دستت رو با كاغذ میبرى
    اذیتت میكنه و میسوزه،،
    از فكرت بیرون نمیره ،،،
    اما مثلا وقتى با چاقو میبرى،،
    ،بعده چند دقیقه فراموش میكنى،،،
    در واقع كاغذ از چاقو برنده تر نیست،،،
    فقط تو انتظار آسیب دیدن از کاغذ رو نداشتی...
    حکايت بعضی آدماس !!!

    کاغذ یاچاقو؟؟!!! 
    باران شبیه من  
    حکايت بارانِ بی امان استاین گونه که مندوستت می‌دارم ...شوریده وار و پریشان باریدنبر خزه ها و خیزاب‌هابه بی‌راهه و راه‌ها تاختنبی‌تاب ٬ بی‌قراردریایی جستنو به سنگچین باغ بسته دری سر نهادنو تو را به یاد آوردن ..حکايت بارانی بی‌قرار استاین گونه که من دوستت می‌دارم ...

    شمس لنگرودی

    باران شبیه من 
    بیا بیا که مرا با تو ماجرایي هست - سعدی  
    بیا، بیا، که مرا با تو ماجرایی هست
    بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست
    روا بوَد که چنین بی‌حساب دل ببَری؟
    مکُن، که مظلمه‌یِ خلق را جزایی هست
    توانگران را عیبی نباشد ار وقتی
    نظر کنند که در کویِ ما گدایی هست
    به کامِ دشمن و بیگانه رفت چندین روز
    زِ دوستان نشنیدم که آشنایی هست
    کسی نمانْد که بر دردِ من ببخشاید
    کسی نگفت که بیرون از او دوایی هست
    هزار نوبت اگر خاطر-ام بشورانی
    از این طرف - که من ام - هم‌چنان صفایی هست
    به دودِ آتشِ ماخولیا دماغ بسوخت
    ه

    بیا بیا که مرا با تو ماجرایي هست - سعدی 
    حکایت (شیخ سعدی) در اخلاق درویشان  
    یکی پرسید از آن گم کرده فرزند 
    که ای روشن گهر پیر خردمند 
    زمصرش بوی پیراهن شنیدی
    چرا در چاه کنعانش ندیدی؟
    بگفت :احوال ما برق جهان است 
    دمی پیدا و دیگر دم نهان است 
    گهی بر طارم اعلی نشینیم 
    گهی بر پشت پای خود نبینیم 
    اگر درویش در حالی بماندی
    سر دست از دو عالم بر فشاندی

    حکایت (شیخ سعدی) در اخلاق درویشان 
    سعدی شیرازی  
    مشرف الدین مصلح بن عبدالله نویسنده و گوینده قرن هفتم. وی در شیراز به کسب علم پرداخت و سپس به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تعلم مشغول شد. وی سفرهای بسیاری کرد و در زمان سلطان اتابک ابوبکربن سعد زنگی 668-623 به شیراز بازگشت و به تصنیف سعدي نامه یا بوستان و گلستان پرداخت. علاوه بر این قصاید و غزلیات و قطعات و ترجیع بند و رباعیات و مقالات و قصاید عربی دارد که همه در کلیات وی جمع شده است. وفات وی بین سالهای 691 و 694 در شیراز اتفاق افتاد.بزرگان

    سعدی شیرازی 
    ریشه ضرب‌المثل‌: دختر سعدی  
     ریشه ضرب‌المثل‌: دختر سعدي
    کسی که بیشتر ساعات شبانه روز را در خارج از خانه به سر ببرد دوستان و بستگان کنایتاً او را دختر سعدي می‌نامند و در لفافهٔ طنز و هزل می گویند: "فلانی دختر سعدي است. همه جا هست جز خانه‌اش".
    باید دید شیخ اجل دختری داشت یا نه، اصولاً چه عاملی موجب گردیده که چنین شوخی طنزآمیز و در عین حال دور از نزاکت اخلاقی در ساحت مقدسش انجام گیرد تا به حدی که صورت ضرب‌المثل پیدا کند.
    افصح المتکلمین ابوعبدالله مشرف بن مصلح ش

    ریشه ضرب‌المثل‌: دختر سعدی 
    شبي دودِ خلق آتشي برفروخت - سعدی  
    شبی دودِ خلق آتشی برفروخت
    شنیدم که بغداد نیمی بسوخت
    یکی شُکر گفت اندر آن خاک-و-دود
    که «دکّانِ ما را گزندی نبود!»
    جهان‌دیده‌ای گفت‌اش، «ای بوالهوس!
    «تو را خود غمِ خویشتن بود و بس؟
    «پسندی که شهری بسوزد به نار
    «وگرچه سرای‌ات بود بر کنار؟»
    به‌جز سنگدل، ناکند معده تنگ
    چو بیند کسان بر شکم بسته سنگ
    توانگر خود آن لقمه چون می‌خورَد
    چو بیند که درویش خون می‌خورَد؟
    مگو تن‌درست است رنجوردار -
    که می‌پیچد از غُصّه رنجوروار
    تنُک‌دل، چو یاران ب

    شبي دودِ خلق آتشي برفروخت - سعدی 
    غزل  
       غزل ملمع زیبا از :  ابومحمّد مُشرف‌الدین مُصلح بن عبدالله سعدي شیرازی (ره)
    سل المصانع رکبا تهیم فی الفلواتی                           تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی
     شبم به روی تو روز است و دیده‌ها به تو روشن             و ان هجرت سواء عشیتی و غداتی
     اگر چه دیر بماندم امید برنگرفتم                               مضی الزمان و قلبی یقول انک آتی
     من آدمی به جمالت نه دیدم و نه شنیدم                   اگر گلی به حقیقت عجین آب حیاتی


    غزل 
    می‌برزند زِ مشرق شمعِ فلک زبانه - سعدی  
    می‌برزند زِ مشرق شمعِ فلک زبانه
    ای ساقیِ صبوحی، دَردِه میِ شبانه!
    عقل‌ام بدزد لَختی - چند اختیارِ دانش؟
    هوش‌ام ببَر زمانی - تا کی غمِ زمانه؟
    گر سنگِ فتنه بارد، فرقِ من‌اش سپر کن!
    ور تیرِ طعنه آید، جانِ من‌اش نشانه!
    گر می به‌جان دهند-ات، بستان! که پیشِ دانا
    زآبِ حیات بهتر خاکِ شراب‌خانه
    آن کوزه برگرفتم، کآبِ حیات دارد؛
    هم رنگِ نار دارد؛ هم طعمِ ناردانه
    صوفی چگونه گردد گِردِ شرابِ صافی؟
    - گنجشک را نگنجد عنقا در آشیانه
    صوفی و کنجِ خلوت

    می‌برزند زِ مشرق شمعِ فلک زبانه - سعدی 
    دانلود مقاله رسانه های اجتماعی  
    ترجمه مقاله رسانه های اجتماعی و ارتباطات راهبردی: نگرش ها و برداشت ها در بین دانشجویان
    رسانه های اجتماعی و ارتباطات راهبردی نگرش ها و برداشت ها در بین دانشجویان رسانه های اجتماعی به عنوان ابزار ارتباط با جوامع راهبردی ، از همان ابتدا با استقبال شاغلان روابط عمومی، تبلیغات و بازاریابی مواجه شدندرایت و هینسون(2009) ثابت کردند که متخصصان روابط عمومی با توجه به ارتباطات راهبردی، مسلما از رسانه های اجتماعی آگاهی دارند با توجه به اینکه

    دسته بند

    دانلود مقاله رسانه های اجتماعی 
      

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام



    جدیدترین مطالب