• 200 عکس پروفایل
  • بلوگل

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    تبلیغات

    همت 110
    

    حسین تهی اندی اهنگ وای وای دلت خواست منم دلم خواست

    داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): حضرت موسى در مناجات  
    حضرت موسى (ع ) در مناجات خود از پروردگار متعال براى یكنفر از بنى اسرائیل در خواست آمرزش نمود.خداوند تبارك و تعالى فرمود: اى موسى هر كس از من در خواست آمرزش ‍ و بخشش كند من او را مى بخشم و مورد عفو خود قرار میدهم ، مگر قاتلین حسين (ع ).

    داستانهایی از گریه بر امام حسین (ع): حضرت موسى در مناجات 
    آیا اینگونه کارهای منفی  
    آیا اینگونه کارهای منفی که عده کوچکی دارند ، در مملکت ما  کراراً انجام می دهند ، دستور خدا و انبیای الهی و کتب آسمانی و ائمه (ع)  یا امام خمینی (ره) یا قانون است؟
    یعنی ، هر کسی دلش خواست سیگار و قلیان و مواد مخدر و روانگردان مصرف می کند یا می فروشد.
    هر که دلش خواست ، کالاهای قاچاق و بنجل و ضد سلامتی و ضد اخلاقی و ضد فرهنگی وارد می کند یا تولید و توریع می کند یا می فروشد.
    هرکه دلش خواست گرانفروشی و کم فروشی و بد فروشی و دزدی در روز روشن می کند.
    هرکه دل

    آیا اینگونه کارهای منفی 
    پیدایم کن ...  
    من لایق بهترین ها هستم و خدا همیشه همراه من است .آن چه خواست خدا باشد از راهی جادویی به انجام می رسد و آنچه خواست خدا نباشد هم سنگ آن و یا بهتر از آن روی خواهد داد .+چشمی بگشا بشکن شب را   تابا تو بگذرم از این همه غوغا پیداااایم کن شیداااایم کن    آزاااادم کن از این سکوت بی پرواآهنگ های سنتی رو بسیار دوس دارم :)

    پیدایم کن ... 
    حقیقت زندگی  
    روز مرد را به همه مردان سرزمینم تبریک میگویم .
    روزی استاد روانشناسی وارد کلاس شد و به دانشجویان گفت:" امروز می خواهیم بازی کنیم! "
    سپس از آنان خواست که فردی به صورت داوطلبانه به سمت تخته برود. خانمی داوطلب این کار شد.
    استاد از او خواست اسامی سی نفر از مهمترین افراد زندگی اش را روی تخته بنویسد.
     آن خانم اسامی اعضای خانواده، بستگان،دوستان، همکلاسی ها و همسایگانش را نوشت.
    سپس استاد از او خواست نام سه نفری را پاک کند که کمتر از بقیه مهم بودند. زن اسا

    حقیقت زندگی  
    حاتمان طائی دروغین  
    وقتى که حاتم طایى از دنیا رفت، برادرش خواست جاى او رابگیرد. حاتم مکانى ساخته بود که هفتاد در داشت. هر کس از هر درى که مى خواست وارد مى شد و از او چیزى طلب مى کرد و حاتم به اوعطا مى کرد.
    برادرش خواست در آن مکان بنشیند و حاتم بخشى کند! مادرش گفت: تو نمى توانى جاى برادرت را بگیرى، بیهوده خود رابه زحمت مینداز.برادر حاتم توجه نکرد. مادرش براى اثبات حرفش، لباس کهنه اى پوشید و به طور ناشناس نزد پسرش آمد و چیزى خواست. وقتى گرفت از در دیگری رجوع کرد و باز چی

    حاتمان طائی دروغین 
    آرایشگر  
    در شهری در آمریکا،آرایشگری زندگی می‌کرد که سالها بچه‌دار نمی‌شد.او
    نذر کرد که اگر بچه‌دار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح
    کند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یک شیرینی فروش ایتالیائی
    وارد مغازه شد. پس ازپایان کار، هنگامیکه قناد خواست پول بدهد،
    آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را
    باز کند، یک جعبه بزرگ شیرینی و یک کارت تبریک و تشکر از طرف قناد دم در
    بود. روز دوم یک گل فروش ه

    آرایشگر 
    حقیقت_زندگی  
    روزی استاد روانشناسی وارد کلاس شد و به دانشجویان گفت:" امروز می خواهیم بازی کنیم! "سپس از آنان خواست که فردی به صورت داوطلبانه به سمت تخته برود. خانمی داوطلب این کار شد.استاد از او خواست اسامی سی نفر از مهمترین افراد زندگی اش را روی تخته بنویسد. آن خانم اسامی اعضای خانواده، بستگان؟، دوستان، همکلاسی ها و همسایگانش را نوشت. سپس استاد از او خواست نام سه نفری را پاک کند که کمتر از بقیه مهم بودند. زن اسامی همکلاسی ها یش را پاک کرد. سپس استاد دوب

    حقیقت_زندگی 
    حقیقت زندگی  
    روز مرد را به همه مردان سرزمینم تبریک میگویم .
    روزی استاد روانشناسی وارد کلاس شد و به دانشجویان گفت:" امروز می خواهیم بازی کنیم! "
    سپس از آنان خواست که فردی به صورت داوطلبانه به سمت تخته برود. خانمی داوطلب این کار شد.
    استاد از او خواست اسامی سی نفر از مهمترین افراد زندگی اش را روی تخته بنویسد.
     آن خانم اسامی اعضای خانواده، بستگان،دوستان، همکلاسی ها و همسایگانش را نوشت.
    سپس استاد از او خواست نام سه نفری را پاک کند که کمتر از بقیه مهم بودند. زن اسا

    حقیقت زندگی  
    لیست اهنگ ها و موزیک ویدیو های بعد از ویدیو شهدا  
    خوب بچه ها بعد از ویدیو تعادل این اهنگ ها و موزیک ویدیو ها در اومدن :
    موزیک ویدیو تو همه جا بودی 
    موزیک ویدیو ممنوع 
    موزیک ویدیو بغلم کن 
    موزیک ویدیو تعادل 
    اهنگ بغلم کن 
    اهنگ توداری به چی فکر می کنی ؟
    اهنگ اگه حالیت بود 
    اهنگ دنیا 
    اهنگ الکل اینجا ممنوعه 
    اهنگ به من چه هان؟
    اهنگ نوبت منه 
    اهنگ تو همه جا بودی 
    اهنگ تعادل 
    به دلیل زیاد بودنشون نمیتونم بزارم شرمنده 
    توی گوگل سرچ کنید اگه ندارید  
    ممنونم

    لیست اهنگ ها و موزیک ویدیو های بعد از ویدیو شهدا 
    مدارا  
    من از تو میترسم و فراری ام.گاهی من خیلی بی اعتمادم به حسم و اونچه که فلبم بهم میگه.نشستم و فکر میکنم بارها و بارها به خودم و به اتفاقات اطرافم.نمیدونم گاهی حتی خواسته هامم نمیدونم.من خیلی خواست تو برام مهمه خدایا.الان و تو این نقطه از زندگی خواست تو برای من بالاترین اولویت و داره.کاش همینطورم بمونه کاش تو هم با من کمی مدارا کنی

    مدارا 
    بهار بدون بی بی  
    بی بی که ناز کردن بلد نبود ..خییییلی که بخواست سیاست به خرج بدهد،می نشست پای خمیر و یواشکی گریه میکرد..بعد هی چانه می گرفت و می گذاشت چانه اش هر چقدر می خواهد بلرزد و چشمهاش بشود زغالهای گداخته ی توی تنور.بعد بچه ها یکی یکی می آمدند و به روی خودشان نمی آوردند و می رفتند مدرسه..آن وقتها هنوز عشوه اختراع نشده بود.بابابزرگ که از خستگی و آفتاب برمی گشت،فقط کاسه ای شربت سکنجبین می خواست و سکوتی که بتواند کمی چشم روی هم بگذارد..بی بی که حرفی نداشت برای

    بهار بدون بی بی 
    چه قطارای دیگه‌ای تو زندگی می‌شناسید؟  
    طی روند جالبی امروز باعث شد اینجا رو ببینم. ایستگاه علی آباده. خیلی حس جذابی برام داشت این منظره. دلم می‌خواست بشینم‌ نگاش کنم و فکر کنم به تموم قطارایی که سوارشون می‌شیم تا ما رو به ایستگاهی که می‌خوايم برسونن، به قطارایی که دیر بهشون می‌رسیم، به قطارایی که زود بهشون می‌رسیم، به قطارایی که توش عذاب می‌کشیم، به قطارایی که توش از ته دل می‌خندیم، به قطارایی که مجبوریم سوارشون بشیم، به قطارایی که به خواست خودمون سوارشون می‌شیم، به قطارای

    چه قطارای دیگه‌ای تو زندگی می‌شناسید؟ 
    چه عالمی داره بچگی...  
    دختر کوچولوی سه چهارساله ی همسایه یک جفت دمپایی ورنی قرمز خریدهاز این دمپایی های ورنی پاشنه داربعد انگار دقیقا روی ابرهاستبرای خودش راه میره و از صدای تق تق پاشنه های کفش ذوق میکنهروی یه پا میچرخه و کیف میکنهدامن پلیسه ش توی باد تکون میخوره و برای خودش داره خیال می بافهچه حسی داره این عالم کودکیمن یک جفت صندل پاشنه چوبی توی سنین سه چهار سالگی داشتم مامانم این صندل را برای من و خودش عین هم خرید بودنمن و مامان ، صندل قرمز ....با پاشنه های چوبیبا

    چه عالمی داره بچگی... 
    وقتی سرسخت ترین دشمنان اهل بیت نیز با مرثیه های ام البنین گریه می کردند!  
    سلام، مادر شهامت، مادر رشادت و مادر شهادت! چه نیک آرمیده ای! چقدر آسوده، صورت به خاک نهاده ای! انگار همین دیروز بود! علی علیه السلام به عقیل فرمود: برایم از قبیله ای رشید و شجاع، همسری بیاب!
    و تو، برگزیده این انتخاب بودی تا قدم به خانه وحی بگذاری
    تا سایه مهربانی ات را مادرانه، بر خانه وحی بگسترانی.
     
    که تو هم فاطمه بودی؛ فاطمه ای که می خواست جگر گوشه های بانویش فاطمه علیهاالسلام را پناه باشد!
    فاطمه ای که می خواست زینبِ فاطمه علیهاالسلام را مادر

    وقتی سرسخت ترین دشمنان اهل بیت نیز با مرثیه های ام البنین گریه می کردند! 
    چرا خدا خواست واقعه عاشورا در ماه محرم باشد؟  
    خواست خدا وقوع حادثه عاشورا در ماه محرم نبوده تا از فلسفه آن سؤال شود، بلکه خواست خدا این بوده که این حادثه در ماه محرم واقع نشود، زیرا خداوند از وقوع جنگ و خونریزی در ماه‌های حرام از جمله محرم کلاً منع فرموده است.
     
     یکی از سؤالاتی که پیرامون عاشورا مطرح می‌شود، این است که محرم جزو ماه‌های حرام است، پس چرا امام حسين(ع) در این ماه جنگ کرد؟ اصلاً فلسفه اینکه خدا خواست تا واقعه عاشورا در این ماه باشد،  چیست؟
     
     
     

    چرا خدا خواست واقعه عاشورا در ماه محرم باشد؟ 
    آیا لیله الرغائب شب آرزوهاست؟!  
       امروزه لیله الرغائب (اولین شب جمعه در ماه رجب) را شب آرزوها می نامند. آیا این عنوان صحیح است؟ در ترجمه که مطمئناً سهو و تسامح وجود دارد چرا که رغبت دقیقاً به معنای آرزو نیست. در ترجمه مضمون هم دقت کافی به کار نرفته است. تغییر در ترجمه لیله الرغائب متناسب با تلقی بشر معاصر از خواست و آرزو است. رغبت به معنی تمایل و کشش است و هر کششی لزوماً همراه با خواست مشخص نیست. در نگرش توحیدی ربط و نسبت با وجود مقدم بر خواست او است. لیله الرغایب شب یاد دوست اس

    آیا لیله الرغائب شب آرزوهاست؟! 
    دستور وزیر ورزش به هیأت مدیره استقلال برای پرداخت مطالبات مظلومی  
    وزیر ورزش و جوانان از اعضای هیأت مدیره استقلال خواست به هر شکل ممکن از پرویز مظلومی تقدیر شود.به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری فارس، نشست امروز هیأت مدیره استقلال در حالی برگزار شد که چند نفر از اعضای هیأت مدیره استقلال به همراه افشارزاده و منصوریان با وزیر ورزش و جوانان دیدار و گفت‌وگو کردند.در این نشست وزیر ورزش بعد از موافقت با قرارداد علیرضا منصوریان از اعضای هیأت مدیره استقلال خواست تا هر چه سریع‌تر از پرویز مظلومی تقدیر و مطالبات و

    دستور وزیر ورزش به هیأت مدیره استقلال برای پرداخت مطالبات مظلومی 
    ۷۴۳  
    سلام علیکمخیلی موتوشکرم که توی نظرسنجی شرکت کردین. نظراتتونو نخوندم اما یه دور مرور کردم دیدم اکثریت نوشتین دستبند. من ۶تا دستبند طلا دارم. خواستم این النگو تکی رو بفروشم جاش انگشتر بخرم. دوتا انگشتر دارم که قلمبه ان و نمیشه تو کافه دستم کنم. یه دونه حلقه اون موقعهاس که طاقت ندارم دستم باشه. یه دونه هم انگشتر دم دستی که حسش نیست. فاکتور النگو رو نگاه کردم دیدم نزدیک ۱۵ گرمه. یهو پاهام شل شد. دیدم حیفه اگه بخوام ۱۵ گرم طلا بدم و معادل پولش نهایت

    ۷۴۳ 
    منتشر کردن اهنگ دیسلاو در وبلاگ ما با قیمت فوق کم  
    سلام خدمت همه دوستانخوانندگان عزیز دیسلاوی میتونند برای انتشار اهنگ خودشون در وبلاگ ما با بازدید روزی 200نفر با شما ره های زیر تماس بگیرندنرخ قیمت ها نیز به صورت زیر میباشد اهنگ اول :رایگان اهنگ دوم :دو هزار تماناهنگ سوم :چهار هزاراهنگ چهارم :پنج هزار اهنگ پنجم :شیش هزارو اهنگ پنجم به بالا هر دو اهنگ :ده هزار تومنقیمت فوق العاده کم میباشد این پول نیز صرف اپلود و اینترنت مصرفی اهنگ خودتون میشه تماس بگیرید فرصت اندک هستاااااااپیا

    منتشر کردن اهنگ دیسلاو در وبلاگ ما با قیمت فوق کم 
    پروژه سی شارپ و سی پلاس پلاس درخواست سریع  
    در خواست سریع پروژه سی شارپ و سی پلاس پلاس و انواع پروژه های دانشجویی , کاربردی از طریق کانال تلگرام و یا آی دی @imanvaez قابل انجام است.
     https://telegram.me/imanvaez
    لطفا درخواست های خود را از طریق تلگرام بدون محدودیت ارسال و سریع جواب در خواست را دریافت کنید.

    پروژه سی شارپ و سی پلاس پلاس درخواست سریع 
    65-  
    دلم بغل میخواهد!سالهای سال است که هیچکس مرا در آغوش نگرفته.کسی از روی دوست داشتنم،نبوسیده اتم.اصلا هیچوقت شونه ای نبوده که سرم را روی آن بگذارم و های های گریه کنم.من همین امشب،دلم یکهو! آغوش خواست! شونه خواست! و کسی که از روی دوست داشتنِ من ببوستم!که بغلم کند! که بگذرد سرم را بگذارم رو ی شونه هایش... اجازه دهد اشک هایم لباسِ سر شونه هایش را خیس کندحتی!

    65- 
    خواست اکثریت مردم ایران تعامل با دنیاست نباید اتفاقات ناگوار گذشته تکرار شود  
    رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ضمن اشاره به اینکه نباید اتفاقات ناگوار گذشته تکرار شود، خواست اکثریت مردم را تعامل و ارتباط با دنیا دانست و تاکید کرد: مردم آگاه و هوشیار کشور با حضور در صحنه‌های مختلف از جمله انتخابات نشان داد‌ه‌اند که راه خود را پیدا کرده‌اند

    خواست اکثریت مردم ایران تعامل با دنیاست نباید اتفاقات ناگوار گذشته تکرار شود 
    شفا یا شفاعت؟  
    شفا یا شفاعت؟
     
    نام شفایافته: محمد
    نوع بیماری: جانباز- نابینا
    اهل: مشهد
     
     
    زیارت حال می‌خواهد.
    دلی پر از صفا.
    سینه‌ای صاف و بی کینه و حسد.
    پاک و بی آلایش.
    بی غلّ وغش.
    سبز مثل بهار.
    سپید مثل برف.
    آبی هم‌چون آسمان.
    بی لک.
    زیارت حالی می‌خواست خاصّ، که داشتم.
    دلی می‌خواست بی غلّ و غش که از خدا طلب کردم و راهی شدم.

    شفا یا شفاعت؟ 
    وفات حضرت ام البنین  
    حضرت ام البنین در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشیر به مدینه بازگشت و ام البنین را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنین گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‏هایم و آنچه زیر آسمان است فداى ابا عبد الله علیه السلام، از حسين برایم بگو
    مجمع مهدیون تبریز

    وفات حضرت ام البنین 
    عشق سال های سبز  
    " به یاد دارم که هوا گرم بود و راه خاک آلود و غبار از شکاف های کف اتوبوس بالا می زد و پیش پای من زنبیل خوراک جا بر پاهای او تنگ کرده بود و من آن را آهسته کنار می سراندم تا جا بر پاهای او تنگ تر شود. ما با خواهران و برادرانمان، و با مادر دوستم و با عمه او که پهلوی من نشسته بود به باغ می رفتیم، و من دلم می خواست عاشق خواهر کوچکش شوم اما دوست من که می گفتند خواهرش عاشق من شده است عاشق او شده بود و من نمی دانستم چه کنم چون یک خواهر من می خواست من عاشق آن خو

    عشق سال های سبز 
    برای ابد  
    #برای_ابد
    دیروز
    روز خوشی بود
    از شکوفه ها، 
    ترانه بر می خواست
    نسیم مدام می وزید
    و بالای صخره ها،
    باران، نم نم در گوش ردیفی از نرگس های نو رس آواز می خواند...
    با آخرین روزهای سرد،
    خبر دیدار،
    بر قلب های خسته ما،
    پیام های عاشقانه بهار را،
    صدای رودخانه  می آورد!
    دیروز،
    روز خوشی بود
    از شکوفه ها، 
    ترانه بر می خواست
    نسیم مدام می وزید
    من بی خیال حرف های سرد مردمان بیهوده،
    انگار گل سکوت را می توانستم بچینم از دامن کوه!
    مثل یک اتفاق ساده 
    کاش می شد درون قلب

    برای ابد 
    عسلم  
    تو آمدی وخدا خواست دخترم باشی

    و بهترین غزل توی دفترم باشی

    تو آمدی که بخندی خدا به من خندید

    واستخاره زدم گفت عسلم باشی

    خدا کند که ببینم عروس گلهایی

    خدا کند که تو باغ صنوبرم باشی

    خدا کند که پر از عشق مادرت باشی

    خدا کند که پر از مهر مادرم باشی

    همیشه کاش که یک سمت مادرت باشد

    تو هم بخندی و در سمت دیگرم باشی

    تو آمدی که اگر روزگارمان بد بود

    تو دست کوچک باران باورم باشی

    بیا که روی لبت باغ یاس می رقصد

    بیا گلم که خدا خواست دخترم باشی

    تو آمدی و خدا خ

    عسلم 
    تکیه و اعتماد بر غیر خدا  
    چرا دعایمان گاهی مستجاب نمی شود؟
     
    پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم خداى عز و جل مى فرماید:
    «هیچ مخلوقى نیست که به غیر من چنگ زند، مگر آن که اسباب آسمان ها و اسباب زمین را از او قطع مى کنم. پس اگر از من خواست، به او نمى دهم و اگر مرا خواند، پاسخش نمى دهم؛ و هیچ مخلوقى نیست که به من، و نه خلق من، چنگ زند، مگر آن که آسمان ها و زمین را ضامن روزىِ او مى گردانم. پس اگر مرا خوانْد، پاسخش مى دهم و اگر از من خواست، به او مى دهم و اگر از من آمرزش طلبید، او

    تکیه و اعتماد بر غیر خدا 
    دریاباش  
    به گزارش وبلاگ  خاش بیدار(مرجع شهرستان خاش)
     
    روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که بهش  یه درس به یاد موندنی بده راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه .شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت .استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟"شاگرد پاسخ داد : " بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش"پیر هندو از شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اون

    دریاباش  
    نازنین من  
    به نام الله بهترین نام ها
    سلام عزیز دل، پروردگار من.....امروز هواي دلم کمی ابری شد و دلش خواست که مثل طوفان زده ها به هر طرف برود....ابرهایی پراکنده در دشت...اخرش هم در جایی می بارید....اما هر باریدنی بذرها را بارور نمی کند....گاهی شیطان است که ابر دلمان را هوايی می کند....هوايی آرزوهایمان.....امروز من اینگونه بودم ...تا همین دقایقی قبل....تکه ابرهای دلم را سپرده بودم به دست های کثیف شیطان و آن لعین هی در آنها می دمید ...داشت ابر دلم بزرگ می شد و می خواست ببا

    نازنین من 
    یا ابوالفظل العباس  
    مشک را پر آب کرد ؛ از خوشحالی حتی حواسش نبود که دستانش را بریده اند !بعد از ریخته شدن آب هم آنقدر ناراحت بود که فرصت نکرد سراغی بگیرد از بازوانش !وقتی که برادرش حسين (ع) آمد بالای سرش ؛ تا می خواست مانند همیشه دست به سینه سلام دهد ، تازه فهمید که دستانش نیستند

    یا ابوالفظل العباس  
    سروده بسیجی جهرمی در در وصف شاه‌بیت خلقت؛ علی(ع)  
    برادر بسیجی دانیال بهادرانی مسئول شورای راهبردی و نظارت بسیج دانش آموزی شهرستان جهرم ، شاعر جوان و خوش آتیه شهرستان جهرم که تاکنون در چندین جشنواره شعر نیز خوش درخشیده، اشعار زیبایی را در وصف مولای متقیان، امام علی (ع) سروده است که آن را در روز میلاد این امام خوبی‌ها و روز پدر تقدیم به مردم جهرم به ویژه پدران آسمانی این شهر می‌کنیم.
    -----------------------------------------------------------------------
    عجیب نیست دلم بی دلیل بسته به تونگاهِ خسته هر کس دخیل بسته به تو
    زمانِ

    سروده بسیجی جهرمی در در وصف شاه‌بیت خلقت؛ علی(ع) 
    حواسم نبود  
     حواسم به خودم نبود که عقلمُ کلا تعطیل کردم و گذاشتمش تو انباری و چراغاشو هم خاموش کردم ... گفتم بزار فقط دل باشم بزار هرکاری "دلم خواست" بکنم و کردم .... هرچی دلم خواست بگم و گفتم... هیچوقت فکر نکردم اذیت شدم و اذیت کردم ... اما خیلی چیزا به دست آوردم ... وقتی خودم حواسم نبود خدا حواسش بهم بود ... خودم حواسم نبود که با خدا هم قهر کردم اما اون اینقدر مهربون بود که منُ ول نکرد... دستمُ گرفت و هیچوقت رها نکرد و با خودش آورد آروم آروم اورد تا رسوند به اینجا ،

    حواسم نبود 
    دانلود اهنگ من فقط بلد نبودم من فقط بلد نبودم بخدا من بد نبودم  
    دانلود اهنگ من فقط بلد نبودم من فقط بلد نبودم بخدا من بد نبودم
    دانلود آهنگ رامین فروغی من فقط بلد نبودم
     
    تیتراژ فیلم سینمایی کریستال
     
     
    دانلود لینک مستقیم
     
     
    متن آهنگ رامین فروغی من فقط بلد نبودم
    من فقط بلد نبود
    من فقط بلد نبودم
    به خدا من بد نبودم
    عشق و من بلد نبودم
    عاشقی بلد نبودم
    به خدا من بد نبودم
    اما من دلم می خواست
    که جونم و فدات کنم
    قطره قطره خون بشم من
    پیشکش رگ هات کنم
    مثل یک پروانه بودم
    گرد شمع عشق ت
    یک نظر نگاهم

    دانلود اهنگ من فقط بلد نبودم من فقط بلد نبودم بخدا من بد نبودم 
    دانلود اهنگ من فقط بلد نبودم من فقط بلد نبودم بخدا من بد نبودم  
    دانلود اهنگ من فقط بلد نبودم من فقط بلد نبودم بخدا من بد نبودم
    دانلود آهنگ رامین فروغی من فقط بلد نبودم
     
    تیتراژ فیلم سینمایی کریستال
     
     
    دانلود لینک مستقیم
     
     
    متن آهنگ رامین فروغی من فقط بلد نبودم
    من فقط بلد نبود
    من فقط بلد نبودم
    به خدا من بد نبودم
    عشق و من بلد نبودم
    عاشقی بلد نبودم
    به خدا من بد نبودم
    اما من دلم می خواست
    که جونم و فدات کنم
    قطره قطره خون بشم من
    پیشکش رگ هات کنم
    مثل یک پروانه بودم
    گرد شمع عشق ت
    یک نظر نگاهم

    دانلود اهنگ من فقط بلد نبودم من فقط بلد نبودم بخدا من بد نبودم 
    دولت فره باغ خواستار مسلح شدن مردم شد  
    زمان دریافت خبر: شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۱۹:۱۷منبع خبر: عصر ایرانطبقه بندی: خارجیتلویزیون دولتی قره باغ از مردم این منطقه خواست هر کس توانایی در دست گرفتن سلاح را دارد مسلح شود. - به گزارش میزان، تلویزیون دولتی قره باغ از مردم این منطقه خواست هر کس توانایی در دست گرفتن سلاح را دارد مسلح شود. - ماریا زاخاروا سخنگوی وزارت خارجه روسیه در سخنانی تاکید کرد: مسکو از همه طرف های مناقشه قره باغ می خواهد تا خویشتنداری خود را نشان داده و فورا خشون

    دولت فره باغ خواستار مسلح شدن مردم شد 
    داستان  
     از لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشۀ بی پایانی را ادامه می دادند.
     زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند... از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است . 
    در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم . یک خانوادۀ روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می خواند و تمام

    داستان 
    دانلود اهنگ حنا از اندی  
    - با لینک مستقیم + متن ترانه + پخش انلاین+ کد پخش انلاین اهنگ در وبلاگ - سایت
    سبک: شاد -جدید - پاپ
    دانلود اهنگ اندي به نام حنا
    download song Hana From Andy
                                                                 گلچین اهنگ

    دانلود اهنگ حنا از اندی 
    ازخدا نباید جز خدا خواست  
     
    روز قسمت بود.
    خدا هستی را قسمت می کرد. خدا گفت :
    چیزی از من بخواهید. هر چه که باشد‚ شما را خواهم داد.
    سهمتان را از هستی طلب کنید زیرا خدا بسیار بخشنده است.
    و هر که آمد چیزی خواست. یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن.
    یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز.
    یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را.
    در این میان کرمی کوچک جلو آمد و به خدا گفت : ....
    من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ.
    نه بالی و نه پایی ‚ ن

    ازخدا نباید جز خدا خواست 
    که چی؟از دیدگاه یک همسفر  
    به نام خالق یکتا
    همسفری که وارد کنگره می‌شود همیشه سؤالی از خود می‌پرسد که چرا من باید همراه مسافرم به کنگره بیایم؟ و در ابعاد وسیع‌تر از خودش می‌پرسد اصلاً چرا باید در زندگی من شخص مصرف‌کننده‌ای باشد؟در پاسخ به این سؤال عده‌ای که به شانس معتقدند بدشانسی و عده‌ای هم که اعتقادی به خداوند دارند خواست خدا را علت این اتفاق می‌دانند.ولی اگر این اتفاق را خواست خداوند بدانیم سؤالی که دستور جلسه این هفته کنگره60 هم است تحت این عنوان مطرح می‌ش

    که چی؟از دیدگاه یک همسفر 
    زندگی همینه  
    حقیقت زندگی
    روزی استاد روانشناسی وارد کلاس شد و به دانشجویان گفت:" امروز می خواهیم بازی کنیم! "سپس از آنان خواست که فردی به صورت داوطلبانه به سمت تخته برود. خانمی داوطلب این کار شد.استاد از او خواست اسامی سی نفر از مهمترین افراد زندگی اش را روی تخته بنویسد. آن خانم اسامی اعضای خانواده، بستگان؟، دوستان، همکلاسی ها و همسایگانش را نوشت. سپس استاد از او خواست نام سه نفری را پاک کند که کمتر از بقیه مهم بودند. زن اسامی همکلاسی ها یش را پاک کرد. س

    زندگی همینه 
    ادبیات  
    الف) معنی شعر ونثر(6)نمره1-ذکر اومرهم دل مجروح است.2-نوطئه ما دارد می ماسد.3-نشد هیچ کس را هوس رزم او4-پیاده بیاموزمت کارزار5-بر مصطفی بهر رخصت دوید     از او خواست دستوری اما ندید6-مابقی را نقدا خط بکش و بگذار سماق بمکند.7-من مدتی یاغی بودم وبه اندازه موهای سرت آدم کشته ام.8-چو نازش به اسب گران مایه دید          کمان را به زه کرد و اندر کشید9-بیامد به دشت و نفس کرد راست        پس آن گه باستاد و همرزم خواست

    ادبیات 
    ویژگیهای فنی برخی از انواع ساندویچ پنل ها  
    ویژگیهای فنی برخی از انواع ساندویچ پنل ها
    ویژگیهای فنی ساندویچ پانل دیواری اتاق تمیز ماموت ( Clean Room)  :
    مدل: صاف
    ضخامت : ۴ ، ۵ ، ۶ ، ۸ ، ۱۰ ، ۱۲٫۵ و ۱۵ سانتیمتر
    عرض : ثابت ۱۶/۱ متر (۲ سانتیمتر اورلپ) مفید ۱۴/۱ متر
    طول : ۱ الی ۱۳ متر طبق در خواست مشتری
    ضخامت : ۴ ، ۵ ، ۶ ، ۸ ، ۱۰ ، ۱۲٫۵ و ۱۵ سانتیمتر
    عرض : ثابت ۱۶/۱ متر (۲ سانتیمتر اورلپ) مفید ۱۴/۱ متر
    طول : ۱ الی ۱۲ متر طبق درخواست مشتری
    ویژگی های فنی پانل دیواری سردخانه ای ماموت ( Wall Sandwich Panel Cold storage)
    مدل : شیار

    ویژگیهای فنی برخی از انواع ساندویچ پنل ها  
    هرچه خدا خواست همان میشود  
    خیلی وقت ها می شود که ما دنبال یک هدف هستیم. تلاش زیادی هم در راه رسیدن به آن می کنیم و به هدفمان هم میرسیم چون خدای متعال قول داده است که لیس للانسان الا ماسعی(1)
    اما صحبتمان درباره ی مطلب دیگری است
    گاهی اوقات  یک خواسته ها یک اتفاق هایی در زندگی ما قرار است رخ که فکر می کنیم اگر اینطور شد من به یکی از خواسته های خود رسیدم و یک حس پیروز مندانه در وجودمان بیدار می شود و نشاط خاصی پیدا می کنیم البته بعضی ها شاید با ما هم احساس شوند بعضی ها هم خلاف حس

    هرچه خدا خواست همان میشود 
    روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت.  
    روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت. همه ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند. اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند، چون او عاشق جزیره بود.وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت، عشق از ثروت که با قایقی باشکوه جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت:« آیا می توانم با تو همسفر شوم؟»
    ثروت گفت:« نه، من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم هست و دیگر جایی برای تو وجود ندارد.»پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود،

    روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت.  
    روحانی: اینکه چه تعداد زبان بیاموزیم به امکانات و خواست مردم مرتبط است  
    حسن روحانی، رئیس جمهور ایران با تاکید بر لزوم آموزش چندین زبان خارجی در ایران گفته است این که چه زبان‌هایی آموزش داده شوند به امکانات موجود و خواست مردم مرتبط است. آقای روحانی همچنین خواهان اختصاص بودجه فرهنگی دیگر نهادها به آموزش و پرورش شده است.
    آقای روحانی گفته است که در شورای عالی انقلاب فرهنگی بحث آموزش زبان‌های خارجی مطرح شده و دولت در پی این است که جوانان ایرانی با چند زبان خارجی آشنا شوند.
    رئیس جمهور ایران در عین حال گفته است: "البت

    روحانی: اینکه چه تعداد زبان بیاموزیم به امکانات و خواست مردم مرتبط است 
    دانلود آهنگ احسان خواجه امیری به نام تب تلخ  
    دانلود آهنگ فوق العاده زیبای احسان خواجه امیری به نام تب تلخ با لینک مستقیم
    بهمراه متن ترانه از آلبوم فصل تازه
     
    دانلود در ادامه مطلب
     
     
    » دانلود آهنگ تب تلخ «
     
     
    متن آهنگ تب تلخ احسان خواجه امیری
     
    خدا ما رو برای هم نمی ‏خواستفقط می ‏خواست هم رو فهمیده باشیمبدونیم نیمه ی ما ، مال ما نیستفقط خواست نیمه ‏مون رو دیده باشیمتموم لحظه‏ های این تب تلخخدا از حسرت ما با خبر بودخودش ما رو برای هم نمی ‏خواستخودت دیدی دعامون بی ‏اثر بودچه سخته مال ه

    دانلود آهنگ احسان خواجه امیری به نام تب تلخ 
    خواهرانه  
    این چند وقت بین خونه جدید و خونه قدیمی امون عین یو یو در حرکتیم. هر بار که تو ماشین مایده می شینم بهش می گم اهنگ هات چرته و گوشی خودم و وصل می کنم به ضبط و از بین اهنگ های خودم یکی رو می گذارم دیروز که اولین آهنگ پلی کردم مائده گفت ای بابا حالم بهم خورد هر بار می شینی تو ماشین این اهنگ رو اولین چیز می گذاریبهش می گم چون این اهنگ و که گوش می دهم یاد تو می افتم می گه وا کجاش یاد من می افتی می گم اون جایی که می گه با این که زیبایی ولی تلخییه دونه می

    خواهرانه 
    هر که مــَـــ  
    بیمار بودمدرگیر زمینشاید دل م کمی خدا می خواست کمی مــَـــ

    هر که مــَـــ 
    کلاغ و خرس  
    یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن. کلاغه سفارش چایی میده. چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار!
     
    مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟
    کلاغه میگه: دلم خواست، پررو بازیه دیگه پررو بازی!
    چند دقیقه میگذره... باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده، باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار.
    مهموندار میگه: چرا این کارو کردی؟
    کلاغه میگه: دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی!
    بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره، خرسه که اینو میبینه به سرش

    کلاغ و خرس 
    دانلود اهنگ جدید امیر علی بهار  
     
    دانلود جدید ترین اهنگ ها
     
    دانلود اهنگ جدید امیر علی بهار
     
     
     
    من یک زنم!
     
    نه جنس دوم ،
     
    نه یک موجود تابع ،
     
    نه یک ضعیفه،
     
    نه یک تابلوی نقاشی شده ،
     
    نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی،
     
    نه یک کارگر بی مزد تمام وقت...
     
    باور داشته باش
     
    من هم اگر بخواهم ،
     
    می توانم خیانت کنم ،
     
    بی تفاوت و بی احساس باشم ،
     
    بی ادب و شنیع باشم ،
     
    بی مبالات و کثیف باشم ....
     
    اگر نبوده ام و نیستم ،
     
    نخواسته

    دانلود اهنگ جدید امیر علی بهار 
    هنوز فراموش نکردم  
    هنوز گذشته را فراموش نکردم
    هنوز فصل خزان تردید را فراموش نکردم
    هنوز فراموش نکردم که گفته بودم ...
    نه انگار فراموش کرده ام تمام واژه های گذشته را 
    واژهایی که گفته بودم برای خداست
    کارهایی که خواسته بودم به خاطر معبود
    و عشق ابدی
    هنوز یادم هست که می خواستم چون خدا می خواست
    و نمی خواستم چون خدا نمی خواست
    هنوز یادم هست که من همیشه امتحان بلف هایی که زده ام را چقدر بد داده ام
    و چه کارنامه‌ای نصیبم شده
    و یادم هست که چقدر بی صبرانه منتظرم

    هنوز فراموش نکردم 
    چطوردزاین سایت اهنگ یافیلم دانلودکنید  
    برای دانلودفیلم یااهنگ محمدان آم به سمت چپ بروید
    ولینک دوستان روپیداکنیدوزیرلینک دوستان نوشته اهنگ
    فیلم یادانلوداهنگ یادانلودفیلم کلیک کنیدتابه طورخورکار
    اهنگ یافیلم دانلودبشهمحمدان آم(محمدزبری)خواننده دیس لاو

    چطوردزاین سایت اهنگ یافیلم دانلودکنید 
    دانلود انواع دادخواست  
    اختصاصی از سورنا فایل دانلود انواع دادخواست دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

    انواع دادخواستفایل مربوطه شاملارتشاء، ربا و کلاهبرداریجرایم علیه اشخاص و اطفالداد خواست مربوط به دعاوی خانوادگیداد خواست های مربوط به امور تجاری واداریداد خواست های مربوط به روابط موجر ومستاجردادخواست متفرقهغصب عناوین و مشاغلفرار محبوسین قانونی و اخفای مقصرین و ....تمامی فایل ها بصورت ورد بوده و قابل ویرایش می باشد   
    دانلود با لینک مستقیمدا

    دانلود انواع دادخواست 
    من الغریب الی الحبیب  
    نقل است در روزگار جوانی خانه‌شان میزبان علی و پسرانش بود. بر بام  به انتظار نشسته بود و راه را میکاوید. از دور که میهمانان را دید خواست به شوق بدود و خبر را برساند. افتاد و دیگر نفس نکشید. مرده بود. جوان را در اتاقی پنهان کردند محض خاطر میهمانان.میهمانان سراغش را گرفتند و ماجرا را فهمیدند. حسين کنارش نشست و صدایش کرد. جوان نفس نمی کشید. حسين دوباره صدایش کرد. جوان چشمهایش را گشود.***باران تیغ و شمشیر هم که بباردمرگ هزار بار از دهان شمشیر پیکرت را

    من الغریب الی الحبیب 
    رؤیا  
    داشتم خواب می‌دیدم که کنارش هستم. با هم هستیم. دستش را می‌گرفتم. با هم قدم می‌زدیم. می‌دویدیم در دشت، حرف می‌زدیم، می‌خندیدیم. خوشحال بودم. خیلی خوشحال. در کنارش آرام بودم، آرامش داشتم، سرمست بودم. کیف می‌کردم و هیچ غصه‌ای نداشتم.
    همان موقع، یک نفر داشت بیدارم می‌کرد. اصرار داشت که بیدار شوم. ولی من دلم نمی‌خواست از این رؤیای شیرین دل بکنم. دلم نمی‌خواست او را رها کنم، دلم نمی‌خواست از دست بدهمش.
    ولی یک نفر اصرار داشت که مرا بیدار کند...
    د

    رؤیا 
    اولویت های ذهن  
    خب بعد یه مدت طولانی ، یه تست ذهن شناسی آوردم بالاخره ... هر کی خواست می تونه توی قبلیا هم شرکت کنه ... اگه خواست !برای انجام این تست کافیست فرض کنید در خانه هستید و این پنج اتفاق به صورت همزمان برای شما پیش می آید.۱-  تلفن زنگ می زند . (تلفنش بی سیمی نیست)۲- بچه تان گریه می کند .۳-  یکی در خانه تان را می زند و صدایتان می کند .۴- لباس ها را بیرون روی طناب پهن کرده اید و باران می گیرد .۵- شیر آب را در آشپزخانه باز گذاشته اید و آب دارد سرریز می شود .خب حال

    اولویت های ذهن 
    درخواست پاپ از دولت فرانسه: با حجاب زنان مسلمان کاری نداشته باشید  
    شفقناانگلیسی نوشت رهبر کاتولیک های جهان از دولت فرانسه خواست اجازه دهد زنان مسلمان حجاب خود را رعایت کنند.
    پاپ فرانسیس از فرانسه خواست همانطور که مسیحیان مومن از صلیب استفاده می کنند، اجازه استفاده از حجاب را هم به زنان مسلمان بدهد.
    پاپ در مصاحبه با نشریه داخلی واتیکان با نام La Croix تاکید کرد اگر یک زن مسلمان در فرانسه دوست داشته باشد از روبنده استفاده کند، دولت باید به او اجازه دهد همانطور که اگر یک مسیحی دوست داشته باشد صلیب به گردن خود بین

    درخواست پاپ از دولت فرانسه: با حجاب زنان مسلمان کاری نداشته باشید 
    خانه ی دوست کجاست  
    بهم گفته بود «خانه ی دوست کجاست» سهراب سپهری رو بخونم.
    بهش گفته بودم کتابش رو ندارم.
    می خواست برام بیاره ولی نشد.
     هشت کتاب سهراب رو روی لپ تاپم دارم.
    چندین بار تا حالا این شعر رو خوندم.
    ولی نفهمیدم چی باید ازش بفهمم که نفهمیدم.
     از این حرفا بگذریم شعرای سهراب خیلی قشنگه. «صدای پای آب» ش حرف نداره.هر چقدر هم بخونی ازش خسته نمیشی. عاشق این تیکه ازشم:
    ...کــودکـی دیدم، مـاه را بـو مـی کـرد.          قفسی بی در دیدم که در آن، روشنی پرپر می زد.       

    خانه ی دوست کجاست 
    اهنگ ها  
    موسیقی جادوی عجیبی دارد حتی اگر زبانش را نفهمی  مثل این اهنگ که نمیفهمم چه میگوید و زن خواننده  چه فکری میکرده موقع ظبط اهنگ میدانم در کنار ریتم تندش غم عجیبی تو ی صدایش هست موسیقی با تو حرف میزند حتی اگر ندانی چه میگوید

    اهنگ ها 
    واقعا تاثیر داره؟  
    واقعا تاثیر داره؟یعنی اراده ی خداوند عوض میشه؟
    به یاد اون مادری افتادم که دختر بچه ی ناز 6 ساله اش بخاطر سرطان خونِ لعنتی از دنیا رفت!
    چه روزها و شب ها که اونها دعا و نذر و نیاز و گریه و زاری نکردند و زیارت مشهد و کربلا نرفتند!اما...
    آنچه باید اتفاق بیفتد،می افتد!
    ما میگوییم اگر خداوند داد رحمت،اگر نداد حکمت است!از آنور شنیدیم که یه برگ از درخت نمی افته مگر به اذن خداوند!
    من اینها رو کنار هم میگذارم خب؟
    حال که خداوند هیچوقت بدِ بنده اش رو نمیخواد

    واقعا تاثیر داره؟ 
    سنگر خاطرات ۸۱  
    [ سنگر خاطرات ]
    ~~ مریض را به بیمارستان رساند
    ∞ شهید محمد بروجردی
    شهر سنندج تازه آزاد شده بود. یک روز داشتم از ستاد به طرف باشگاه افسران (سپاه فعلی) می رفتم. در نیمه ی راه٬ یک جیپ ارتشی نگه داشت تا سوار شوم٬ حاجی بود. نمی خواستم مزاحمش شوم اما با اصرار از من خواست که تا باشگاه افسران مرا برساند. کمی جلوتر یک نفر جلوی ماشین را گرفت و حاجی نگه داشت. مرد مشکل داشت. سوال کردیم معلوم شد زنش مریض است و می خواهد او را بیمارستان برساند٬ اما وسیله ای پیدا نم

    سنگر خاطرات ۸۱ 
    خواستن یک زندگی لذت بخش  
    خواستن یک زندگی لذت بخش این که فردی در زندگی خود نمی تواند از لذتی که می خواهد بر خوردار شود،بسیار زیاد به اراده و خواست خود او بر می گردد.این اراده و خواست که به هر شکلی از زندگی خود لذت ببرد و تحت تأثیر دیگران قرار نگیرد.ابتدا خویش را جستجو کند و رضایت خود را بدست آورد زیرا بدست آوردن رضایت دیگران کاری عبس و ناشدنی است که سلیقه های گوناگون و متناقض با هم هم خوانی ندارند و هیچ یک از افراد با هم یکسان نیستند.این که من بخواهم خود را از قید دیگران

    خواستن یک زندگی لذت بخش 
    عظمت عشق  
    عظمت عشق
    علی دادفرما
    گویند روزی خبر رسد که بزودی جزیره زندگی به زیر آب خواهد رفت و همه به تکاپو افتادندو آماده ترک جزیره شدند ،اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند چون او عاشق جزیره بود، در آخرین لحظات وقتی جزیره به زیر آب می رفت بناچار عشق از ثروت خواست تا همراه او شود اما ثروت بار سنگین طلا و جواهرات را به او نشان داد و گفت جائی برای بردن تو ندارم .عشق ناامیدانه به سراغ غرور که قایقی زیبا را به آب انداخته و در حال ترک جزیره بود رفت و از او خواس

    عظمت عشق 
    عظمت عشق  
    عظمت عشق
    علی دادفرما
    گویند روزی خبر رسد که بزودی جزیره زندگی به زیر آب خواهد رفت و همه به تکاپو افتادندو آماده ترک جزیره شدند ،اما عشق می خواست تا آخرین لحظه بماند چون او عاشق جزیره بود، در آخرین لحظات وقتی جزیره به زیر آب می رفت بناچار عشق از ثروت خواست تا همراه او شود اما ثروت بار سنگین طلا و جواهرات را به او نشان داد و گفت جائی برای بردن تو ندارم .عشق ناامیدانه به سراغ غرور که قایقی زیبا را به آب انداخته و در حال ترک جزیره بود رفت و از او خواس

    عظمت عشق 
    ما داریم چیکار میکنیم؟  
    من شال های رنگی رنگی سرم نمیکنم دوست دارم روسریم راگره بزنم زیر گلویم اما مادرم دوست دارد که شالهای خوش آب و رنگ با طرحهای زیبا سرم کنم و من حرفش را گوش میکنم من مانتو و شلوار سرهم یک رنگ دوست ندارم دوست دارم جور دیگری لباسهایم را ست کنم اصلا دوست ندارم مانتوی گرون تومنی ، فاخر بپوشم اما پدرم دوست دارد که من مانتوهای فاخر گرون تومنی بپوشم و من حرفش را گوش میکنم من ....من خیلی چیزها را دوست ندارم ولی دوست دارم اطرافیانم شاد باشندبرای من که مهم نی

    ما داریم چیکار میکنیم؟ 
    دانلود آهنگ علی زند وکیلی به نام میان تاریکی  
    Download Music By Ali Zand Vakili Called Miyane Tariki
    دانلود آهنگ علی زند وکیلی به نام میان تاریکی با کیفیت بالا
     
    دانلود در ادامه مطلب
     
    متن آهنگ علی زند وکیلی به نام میان تاریکی
     
    میان تاریکی تو را صدا کردم سکوت بود و نسیم
    سکوت بود و نسیم که پرده را میبرد در آسمان ملول
    ستاره ای می سوخت ستاره ای می رفت ستاره ای می گفت
    ستاره ای می سوخت ستاره ای می رفت ستاره ای می گفت
    تو را صدا کردم تو را صدا کردم تو را صدا کردم تو را صدا کردم
    تمام شب انجا میان سینه ی من کسی ز نو امیدی نف

    دانلود آهنگ علی زند وکیلی به نام میان تاریکی 
    دل من........!  
     
     
     
    زمونه خواست بمیره این دل من
    دست غـــــمـو بگیره این دل من
    دنـــــــیا به این بزرگیه ولی حیف
    تو سینه امـ اســــیره این دل من
     
    دل من بگو گـناهت چـــــــــی بود
    که این روزا هی داری بــــد میاری
    تو لاک تـــــــــنهایی بازمـ تو رفتی
    حوصله هــــــــیچ کسی رو نداری
    + حس و حال این روزام اصلا خوب نیست :((

    دل من........! 
    برنامه ریزی  
    برنامه ریزیحضرت امیرالمومنین علی(ع) از مردم می خواست در انجام کارهایشان اولویت را رعایت کنند و در این باره می فرمود: بدترین چیزی که آدمی وقت خود را با آن پر می کند، پرکاری های بیهوده است. می فرمود: هر گاه بعد از مشورت و انديشیدن تصمیم به انجام کاری گرفتی آنرا انجام ده، کار آنروز را به روز دیگر نینداز و برنامه هر روز را همان روز انجام دهید. از افراد می خواست پیش از انجام هر کاری برنامه ریزی کنند تا از پشیمانی در امان مانند.  در مورد برنامه ریزی م

    برنامه ریزی 
    نجار و کار فرما ...  
    نجار پیری بود كه می خواست بازنشسته شود. او به كارفرمایش گفت كه می خواهد ساختن خانه را رها كند و از زندگی بی دغدغه در كنار همسر و خانواده اش لذت ببرد كارفرما از اینكه دید كارگر خوبش می خواهد كار را ترك كند، ناراحت شد. او از نجار پیر خواست كه به عنوان آخرین كار، تنها یك خانه دیگر بسازد. نجار پیر قبول كرد، اما كاملاً‌مشخص بود كه دلش به این كار راضی نیست. او برای ساختن این خانه ، از مصالح نامرغوبی استفاده كرد و با بی حوصلگی ، به ساختن خانه ادامه داد.

    نجار و کار فرما ... 
    پارلمان اروپا رفتار میانمار با مسلمانان روهینگیا را ظالمانه خواند  
    شفقنا- پارلمان اروپا رفتار میانمار و بودایی های افراطی این کشور با مسلمانان روهینگیا را تعقیب سیستماتیک و سرکوب ظالمانه و بی رحمانه خواند.
    به گزارش الجزیره پارلمان اروپا در قطعنامه ای ضمن محکوم نمودن رفتار تبعیض آمیز و ظالمانه با مسلمانان روهینگیا- به ویژه در استان راخین- از حکومت میانمار خواست به این روند خاتمه دهد.
    این پارلمان همچنین از دولت میانمار خواست بی درنگ و بدون هیچ تبعیضی اجازه دسترسی سازمان ملل و دیگر نهادهای بین المللی و حقوق

    پارلمان اروپا رفتار میانمار با مسلمانان روهینگیا را ظالمانه خواند 
    ۵ - من و اینجا  
    دارم سعی می‌کنم رابطه‌ام و مناسبتَم رو با این وبلاگ مشخص‌تر کنم. باید بیشتر قبول کنم که، این وبلاگ، مخاطب‌هایِ خودش رو سال‌هایِ سالِ دیگه پیدا می‌کنه:
    وقتی به مرحله‌یِ پرفکشِن رسیده‌ام؛ پُرم از "برچسب‌"هایِ درخشان، و یک "شکارچیِ" خیلی خوب شده‌ام -- این‌ها رو به زودی خواهم گفت که چی مُراد می‌کنم ازشون.
    همین یک خط - به سادِگی - می‌تونه معنیِ ۱۰ سال رو بده.
    ...
    در هر صورت. عملاً، تقریب رو قرینه‌ی معنوی بگیریم و حذف کنیم: تا ۱۰ سال دیگه کسی قرا

    ۵ - من و اینجا 
    مردی كه اندرز خواست  
    مردی از بادیه به مدینه آمد و به حضور رسول اكرم رسید . از آن حضرت‏ پندی و نصیحتی تقاضا كرد .رسول اكرم باو فرمود : " خشم مگیر " و بیش‏ از این چیزی نفرمود .آن مرد به قبیله خویش برگشت . اتفاقا وقتی كه به میان قبیله خود رسید ، اطلاع یافت كه در نبودن او حادثه مهمی پیش آمده ، از این قرار كه‏ جوانان قوم او دستبردی به مال قبیله‏ای دیگر زده‏اند ، و آنها نیز معامله‏ به مثل كرده‏اند ، و تدریجا كار به جاهای باریك رسیده ، و دو قبیله در مقابل یكدیگر صف آرائی كر

    مردی كه اندرز خواست 
    شنبه29اسفند  
    امروز
    آخرین روز سال1394 است.
    امروز خیلییییی دلم برا دوستام تنگ شده.
    دلم می خواست می رفتم مدرسه
    دلم برا دعواهاٖ٬
    دوستام :مخصوصا عسل و زهرا و ملیکاو.....
    خیییییییلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی تنگ شده.
    دعا می کنم این13 ٬ 14 روز زود تر بگذره

    شنبه29اسفند 
    دانلود آهنگ شاد دوست دارم مسعود سعیدی  
     
    نمیدونی تو قلبم پره از عشقو احساسآخه تویی همون که دلم همیشه می خواستچه حس خوبی دارم تو اومدی تو دنیامخودت اینو میدونی که خاطرتو می خواممی دونی چقد دوست دارم بجز با تو بودن خیالی ندارمتو رویام تو دستام دستاته تپش های قلبم برای چشماتهمی دونی چقد دوست دارم بجز با تو بودن خیالی ندارمتو رویام تو دستام دستاته تپش های قلبم برای چشماتهدانلود اهنگ

    دانلود آهنگ شاد دوست دارم مسعود سعیدی 
    شبهه مذاکره امام با عمرسعد  
    روحانی:«در شب تاسوعایی که شما مردم زنجان بزرگترین مراسم گرامیداشت را برای آن برگزار می‌کنید به طوری که مایه افتخار و غرور همه ایرانیان است، امام حسين(ع) خیمه‌ای برپا کرد و عمر سعد را به مذاکره دعوت نمود؛ امامی که آگاه است که فردا او و یارانش توسط همین عمر بن سعد و یاران نادانش به شهادت خواهند رسید، اما خواست که با دنیا اتمام حجت کند و از همین‌رو در آن شب، ساعت‌ها با عمر سعد مذاکره کرد، تا نتیجه رویارویی آنان به جنگ ختم نشود.»

    شبهه مذاکره امام با عمرسعد 
    عزت نفس، شاید یه تیکه از هوشِ هیجانی  
    جاستین خان در قسمتی از آهنگش میفرماد که!:
    Oh baby u should go and love yourself!
    حالا درسته منظورش اینه که من دیگه نیستمو الان تنهایی خودت و از این حرفا، ولی حالا مثلا فک کنین اشتباها! فقط یه تیکه شو نگه میدارم: لاو یورسلف! 
    دوس داشته باش خودتو....و این خیلی مهمه، خیلیم خوبه، عزت نفس خیلی لازمه، و رو رفتاری که بقیه باهامون دارن تاثیر داره و اتوماتیک اونام مارو ارزشمند میدونن....
    این موضوع از اونجا بهم یادآوری شد که امروز رادیو قدیمی رو راه انداختمو باصدای خیلی ک

    عزت نفس، شاید یه تیکه از هوشِ هیجانی 
    من خانه ی ویرانه ام و بی خبر از من  
    من خانه ی ویرانه ام و بی خبر از منهر روز خدا می گذرد صد نفر از منمثل خود شیطان فقط از دور مهیبمبیهوده گریزان شده نوع بشر از منچون صخره شب و روز رفیقش شدم امادریا به کسی مشت نزد بیشتر از مندر خاطر من هیچ به جز حزن نیاندوختآنکس که نمی خواست به جز شعر تر از منای عشق بیا آدمی از نو بتراشیمخوشبخت تر و خوب تر و شاد تر از من#غلامرضاطریقی

    من خانه ی ویرانه ام و بی خبر از من 
    گریه کردم ..  
    آقای پدر بزرگ ترین پسر خانواده است. بعد از پدربزرگ که به شدت ناتوان و فرتوت شده همه کاره خاندان است. حرفش برو دارد. کسی جرات ندارد روی حرفش حرف بیاورد. هر کدام از برادرهایش که می خواستند دست دخترشان را بگذارند توی دست بچه ی مردم اول از همه از او اجازه می گرفتند. خب این ها را گفتم که چه بگویم؟! هیچ. خواستم بگویم از من و عزیزدل هایم و دخترعموهایم تنها منی که از همه بزرگ ترم مانده ام که انگشت هایم بین انگشت های بچه ی مردم گیر نکرده است و عزیزدل هایم.

    گریه کردم .. 
    خردسال ترین شهید دفاع مقدس (شهید حسین صافی)  
    نامش حسين بود
    اهل شهرستان جم ' استان بوشهر '
    در دوازدهمین بهار عمرش دست پدر را می گیرد،
    به محل اعزام می برد تا رضایت دهد
    برای رفتن حسين
    عملیات بیت المقدس حسين را به آرزویش رساند
    شب عملیات گفتند حسين نیا
    حسين گفت : " من برای سقایی شما می آیم "
    حسين تیربارچی را به هلاکت رساند تا گردانِ در محاصره را نجات دهد
    رزمنده ای آب خواست؛ حسين آب آورد؛ سر حسين بالا آمد
    خمپاره ای ... اینگونه بود که حسين حسينی شد ...

    خردسال ترین شهید دفاع مقدس (شهید حسین صافی) 
        

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام



    جدیدترین مطالب