دانلود سریال مانکن

دانلود سریال مانکن
  • دانلود آهنگ
  • بلوگل

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    مطالب جذاب

    

    اندوه عقل در صحرای جهل

     
    دارم با خودم فكر می كنم ایا در این دنیا موجودی زخم خورده تر از انسان هم 
    وجود دارد یا نه؟ به هر طرف كه نگاه می كنی ادمهایی را می بینی پر از داغ و درد 
    و غم و اندوه و ناكامی. هیچ استثنایی هم در كار نیست و حداقل در این یك مورد خاص 
    همه انسانها با هم برابرند! واقعا در این دنیا چه قوانینی حاكم است كه انسانها باید این 
    حجم از غم و اندوه را تحمل كنند ؟ چرا هیچ كس در تمام این دنیا و در تمام این قرنها 
    نتوانسته راهی پیدا كند كه این غم و اندوه شناور در فضا نت

     
    اندوه بزرگ  
    تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی
     اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی
    آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
     از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی
    پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی
     ای باد سبک سار مرا بگذر و بگذار
    هشدار که آرامش ما را نخراشی
     هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
     اندوه بزرگی ست چه باشی، چه نباشی
     
    هروقت از بودنت به شکر خواهی سجده می کنم شروعی می شود برای نبودنت ....
     
     

    اندوه بزرگ 
    اندوه بزرگ  
    تو ماه ی و من ماهی این برکه کاشیاندوه بزرگی است زمانی که نباشیآه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و چشم تو و حجره فیروزه تراشیپلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بارفیروزه و الماس به آفاق بپاشیهرگز به تو دستم نرسد ماه بلندماندوه بزرگی است چه باشی ،چه نباشی ای باد سبکسار! مرا بگذر و بگذارهشدار که آرامش ما را نخراشی.........(اندوه بزرگی است که هستی و هم نیستی،اندوه بزرگی که صلیب وار در تنهایی خود به دوش میکشم و روح آواره ام همراه باد ،باد سبکسا

    اندوه بزرگ 
    اندوه عقل در صحرای جهل  
    دردناک ترین دردِ علی (ع) جهل مقدس مردمانی است که فرق ایمان را با نام خداوند و به قصد قربت می شکافند. من معتقدم همه وجوه دیانت در مکتب آزادی بخش خداوند محصول شیرین عقلانیت است. هیچ چیزی برای بشر ترسناک تر از انکار عقـل و اندیشــه در مقابل تعصّب مقدس نیست. هیچ موجـودی مخوف تر و درّنده تر از او نیست که ردای پر تکلّف و بی مغزی از ظواهر شریعت را می پوشد و آن را همه ی حقیقتِ دین و غایت اراده حق می انگارد. در غربت و اندوه علی همین بس که او دُرّ علم و اندیش

    اندوه عقل در صحرای جهل 
    نوشید خاک تشنه، اندوه صدایت را  
    نوشید خاک تشنه، اندوه صدایت راپیمود چشم آسمان، سمت دعایت را گم کرد دستاس زمین در گردشی غافلدستانِ با تقدیرِ گردش آشنایت را می چرخد این دستاس خالی، بعد از آن، بی خودمی جوید از انسان گندم گون، خدایت را می پرسد از خود، در سکوت نیمه شب هایشراز بقیع و راز ظهر کربلایت را یک صبح بعد از آن شب سنگین زمان گم شدبر شانه می بردند مرد خطبه هایت را                 دنیا به تنها مرد باقی مانده محتاج استمردی که در خود دارد اندوه صدایت را
    سید ضیاءالدین شفیع

    نوشید خاک تشنه، اندوه صدایت را 
    053  
    تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشیاندوه بزرگی ست زمانی که نباشیآه از نفس پاک تو و صبح نشابوراز چشم تو و حجره ی فیروزه تراشیپلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بارفیروزه و الماس به آفاق بپاشیای باد سبک سار مرا بگذر و بگذارهشدار که آرامش ما را نخراشیهرگز به تو دستم نرسد ماه بلندماندوه بزرگی ست چه باشی، چه نباشی {عاشقشششششششششممم} لینک اهنگش تو پست 037 هست  :) شاد باشید

    053 
    تصنیف ای دل  
    پرمی کشی ای دل کجامی  آیمت  من پا به پاسوی خدا سوی خدااندیشه ام را کن رهامن خسته ام از بی کسیاندوه دل دارم بسیبرگرد برگرد ای صبامی میرم از دل واپسیآشفته می بینم تو راچون زلف یار بی وفایا دستم از دامن بداریا کن گرفتارت مراچشمت چوچشم آهوانتیرافکن آیدسوی جانبس کشته بینی هرقدمافتاده در صحراي جانآهسته ای دل خسته امزندانی ای پابسته امبا خود ببر با  خود ببراین شیشه بشکسته ام

    تصنیف ای دل 
    برای زنی ...  
    برای زنی چون من بی‌میل به شُستن‌ها و رُفتن‌ها و سابیدن‌ها، وای اگر اندوه از راه برسد. تمام روز ترانه‌ی خاطره‌‌انگیز غمگینی را پشت هم خواهم‌شنید و ریز‌ریز خواهم گریست و بی‌تفاوت به حضور ماشین ظرفشویی، کوهی از ظرف‌ها را خواهم‌شُست و شیشه‌های بوفه را برق خواهم‌انداخت و سنگ‌های کف آشپزخانه و پذیرایی را خواهم‌سابید و غبار میزها و طاقچه‌های کتابخانه را خواهم‌گرفت و سراغ جاکفشی دم در خواهم‌رفت ... اندوه از من کدبانویی تمام عیار می‌سا

    برای زنی ... 
    66. اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی ...  
    صدای حجت اشرف زاده میپیچه توی کافه . همایون زیر لب میخونه "تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی ..." . نبات رو توی چایی حل می کنم و بهش میگم "میدونی مشکل کجاست ؟ اونجایی که یه وقتایی ما خودمون ماهِ یه ماهی ایم ... ولی انقدر همون بالای آسمون میمونیم که طفلکی مجبور میشه واس دیدنمون کج شه و روی آب بیاد ... کاش به موقعش برسیم به برکه ی کاشیِ ماهی مون که نبودمون اندوه بزرگ کسی نشه ."

    66. اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی ... 
    صداها  
    چند دقیقه ست یه بارون ریز شروع کرده باریدن و "چریک چریک" صدا می کنه. یه جورِ قشنگی "چریک چریک" میکنه که آدمو ساکت و خیره می کنه. چرا تهِ همه ی چیزای قشنگ، یه اندوه سر و کله ش سبز میشه؟ مثلِ موقعی که به صدای "تریک تریک- تق تق" صدای آتیش گوش میدم. بعدِ هر دوتاش، میرم تو خودم. به قولِ کافکا، ""کاش می شد آدم اندوه رااز پنجره بیرون بیندازد""

    صداها 
    اندوه  
    یکی دنیامو عاشق کردکه با حرفام موافق نیست اونی که عاشقم کردهخودش حالا یه عاشق نیست ازم رد می شه و هر شببرا من دور می سازه همون که از یه کاه دارهدوباره کوه می سازه سراب آرزوهامه همونکه عاشقم کرده هنوزم فکر دنیاشمبا اینکه بر نمی گردهیه وقتایی دلت گیرهنمی تونی ازش رد شیبهت بد کرده اما تونمی تونی باهاش بد شینمیدونی که تاوانکدوم بیراهه رو میدی کجا رو اشتباه رفتیچه روزای بدی دیدیپ.ن:آهنگ اندوه با صدای شاهرخ

    اندوه 
    غم و شادی شنا در دریای خزر  
    غم و شادی شنا در دریای خزر - نوروز 1395
     
    نوروز امسال سرخوش از بهاری دل انگیز و رویائی پای بر
    عرصه خطه سرسبز شمال حوالی شهر نوشهر گذارده
    و سرمست از هوای پاک و طبیعت زیبای این استان دلم را
    به شنای در خزر خوش نمودم و هر روز در چند نوبت به دریا
    رفته و به تنهائی مدتی شنا کردم دمای آب حدود 12 تا 14
    درجه متغیر بود و ورود آب رودخانه ها در ایامی که در ارتفاعات
    بارندگی  بود آب گل آلود را  وارد دریا کرده  و شنا
    را دچار مشکل میکرد اما دوستان این شادی حاصل از شنا


    غم و شادی شنا در دریای خزر  
    ماه و ماهی  
    تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی...
    اندوه بزرگی است زمانی که نباشی!
     
    آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
    از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی...
     
    پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
    فیروزه و الماس به آفاق بپاشی!
     
    ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار!
    هشدار! که آرامش ما را نخراشی...
     
    هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم!
    اندوه بزرگی است چه باشی... چه نباشی...
    #علیرضا_بدیع

    ماه و ماهی 
    لطفن ب کسی برنخوره  
    در کنار جاده زندگی هر آدمی دیوانگان کوچک دوست داشتنی ای هستند که یک روز که یادمان نیست وقتی تمام حواسمان متوجه پیچ تندی بوده که درحال رد کردنش بودیم ، خود را به داخل اتوموبیل مان انداخته اند و ناخواسته تا جایی هم مسیر مان شده اند. تا جایی در بین خاطراتمان حضور داشتند و تا لحظه ای که بیرون بروند خاطر مان را آنچنان نمی آزردند. اندوه نبودنشان درست لحظه ای شروع میشود که سعی کرده اند در را طوری باز کنند که صدایش ما را متوجه رفتن کسی نکند. اندوه آن ج

    لطفن ب کسی برنخوره 
    این دل چه تنگ است! (اندوه شاعر) شعر :محمدکدخدایی  
      این دل چه تنگ است! (اندوه شاعر)
    شعر :محمدکدخدایی
    This is the heart of what is tight! (Pain poet)
    Poetry: Mohammad Kadkhodaie
    این دل چه تنگ ست ، این دل شکسته ست
    گوئی که دیگر، آب از سر گذشته ست !
    در شهر، نامردی عُرف ست و فراوان .
    درد سازان می آیند کاروان به کاروان !
    ادامه مطلب

    این دل چه تنگ است! (اندوه شاعر) شعر :محمدکدخدایی 
    ماه و ماهی  
    تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشیاندوه بزرگی ست زمانی که نباشیآه از نفس پاک تو و صبح نشابوراز چشم تو و حجره ی فیروزه تراشیپلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بارفیروزه و الماس به آفاق بپاشیای باد سبک سار مرا بگذر و بگذارهشدار که آرامش ما را نخراشیهرگز به تو دستم نرسد ماه بلندماندوه بزرگی ست چه باشی چه نباشی
    علیرضا بدیع

    ماه و ماهی

    ماه و ماهی 
    شعر اندوه تنهایی از فروغ فرخزاد  
    پشت شیشه برف می بارد

    پشت شیشه برف می بارد

    در سکوت سینه ام دستی

    دانه اندوه می کارد

    مو سپید آخر شدی ای برف

    تا سرانجامم چنین دیدی

    در دلم بارید … ای افسوس

    بر سر گورم نباریدی

    چون نهالی سست می لرزد

    روحم از سرمای تنهائی

    می خزد در ظلمت قلبم

    وحشت دنیای تنهائی

    دیگرم گرمی نمی بخشی

    عشق، ای خورشید یخ بسته

    سینه ام صحراي نومیدیست

    خسته ام، از عشق هم خسته

    غنچه شوق تو هم خشکید

    شعر، ای شیطان افسونکار

    عاقبت زین خواب دردآلود

    جان من بیدار شد، بیدار

    بعد ا

    شعر اندوه تنهایی از فروغ فرخزاد 
    به پایت ریختم اندوه یک دریا زلالی را  
    به پایت ریختم اندوه یک دریا زلالی رابلور اشک ها در کاسه ی ماه هلالی راچمن، آیینه بندان می شود صبحی که می آییبهارا! فرش راهت می کنم گل های قالی رانگاهت شمع آجین می کند جان غزالان راغمت عین القضاتی می کند عقل غزالی راچه جامی می دهی تنهایی ما را؟ جلال الدّین!بخوان و جلوه ای بخشای این روح جلالی راشهید یوسفستان توأم؛ زلفی پریشان کنبخشکان با گل لبخند هایت خشک سالی راسحر، از یاس شد لبریز، دل های جنوبی ماننسیم نرگست پر کرد ایوان شمالی راافق هایی که خ

    به پایت ریختم اندوه یک دریا زلالی را 
    ماه و ماهی...  
    تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی....اندوه بزرگیست زمانی که نباشی..... آه از نفس پاک تو وصبح نشابور....  از چشم تو , چشم تو حجره ی فیروزه تراشی.... پلکی بزن ای  مخزن اسرار که هر بار فیروزه و الماس  به آفاق بپاشی... ای باد سبک سار مرا بگذر و بگذار... هشدار که آرامش مارا نخراشی...........              هرگز به تو دستم نرسد "ماه بلندم"....             اندوه بزرگیست چه باشی چه نباشی...............         

    ماه و ماهی... 
    شهادت امام هادی (ع) تسلیت باد  
    عرض تسلیت
    امروز زمین آغوش گشوده است تا بار دیگر انسان پاکی از سلاله خاندان پیامبر(ص) را در خود جای دهد و او را به حیاتی برتر از این دنیای دون و در کنار اولیا و انبیا نوید دهد. شهادت جانگداز آن امام همام، امام علی النقی(ع) را به عموم شیعیان جهان تسلیت می گوییم.
    سال غم و اندوه
    شهادت امام هادی(ع)، پیشوای دهم شیعیان، در ماه رجب و در ٤٢ سالگی اتفاق افتاد. عروج روح قدسی آن انسان وارسته جهان اسلام را غرق در ماتم و اندوه ساخت. شهادت مظلومانه آن بزرگوار شه

    شهادت امام هادی (ع) تسلیت باد 
    شهادت امام هادی (ع) تسلیت باد  
    عرض تسلیت
    امروز زمین آغوش گشوده است تا بار دیگر انسان پاکی از سلاله خاندان پیامبر(ص) را در خود جای دهد و او را به حیاتی برتر از این دنیای دون و در کنار اولیا و انبیا نوید دهد. شهادت جانگداز آن امام همام، امام علی النقی(ع) را به عموم شیعیان جهان تسلیت می گوییم.
    سال غم و اندوه
    شهادت امام هادی(ع)، پیشوای دهم شیعیان، در ماه رجب و در ٤٢ سالگی اتفاق افتاد. عروج روح قدسی آن انسان وارسته جهان اسلام را غرق در ماتم و اندوه ساخت. شهادت مظلومانه آن بزرگوار شه

    شهادت امام هادی (ع) تسلیت باد 
    سرمان راگرم کردند ! (اندوه شاعر) شعر: محمد کدخدایی  
     سرمان راگرم کردند ! (اندوه شاعر)
    شعر: محمد کدخدایی
    Entertain! (Gloom poet)
    Poetry: Mohammad Kadkhodaie
    به امید رسیدن به خدا
    ما را با خدایان سرگرم وهمدم کردند !
    به امید بر خورداری از مائده های آسمانی
    ما را با پیاز واشگنه زمینی به آسانی دلگرم کردند !
    ادامه مطلب

    سرمان راگرم کردند ! (اندوه شاعر) شعر: محمد کدخدایی 
    دل که اسلوب نمیشناسد  
    ما اسلوب هایی از احساسات در ذهنمان داریم که سعی میکنیم هر حسی را در آن ها جای دهیم. دوست داشتن را که کشف کردم، اسلوب ها گفتند باید او را برای خودت بخواهی!و چون وقت رفتن رسید، اسلوب ها گفتند برای از دست دادنش باید به گریستن و اندوه مشغول شوی.و هنگامی که فکر رفتنش با دیگری به ذهنم آمد، اسلوب ها گفتند از حسد و خشم باید بسوزی.اما من نمیخوام طرح و اسلوب های ذهنی ام را در زندگی پیاده کنم. وقتی هنگامه دوست داشتن رسید، من -بی توجه به اسلوب ها- دیدم که اقت

    دل که اسلوب نمیشناسد 
    گیرم اندوه تو خواب است  
    گیرم اندوه تو خواب است ونگاه تو خیالپس دلم منتظر کیست عزیز این همه سالپس دلم منتظر کیست که من بی خبرمکه من از آتش اندوه خودم شعله ورمماه یک پنجره وا شد به خیالم که توییهمه جا شور به پا شد به خیالم که توییباز هم دختر همسایه همانی که تو نیستباز هم چشم من و او که نمی دانم کیستباز هم چلچله آغاز شد از سمت بهارکوچه یک عالمه آواز شد از سمت بهارپیرهن پاره گل جمله تبسم شده استیوسف کیست که در خنده ی او گم شده استاین چه رازی است که در چشم تو باید گم شدباید

    گیرم اندوه تو خواب است 
    تعبیر خواب در مورد حلوا  
    دیدن حلوا در خواب ، غم و اندوه است و خوردنش بیماری . زیرا
    حلوا دارای زعفران است . جابر مغربی گوید :حلوا خوردن در خواب ، دلیل است که به
    قدر آن مال حاصل گردد اگر زردی زعفران در آن نباشد و حلوا سفید باشد بهتر است .
    حلوا فروش در خواب مردی لطیف زبان و خوش طبع است . محمد بن سیرین گوید : حلوا در
    خواب مال است و مال حرام می باشد .حلوای خشک دلیل بر مال و اندوه است ، به خاطر
    زعفرانی که در آن موجود است .  حضرت امام
    جعفر صادق می فرماید : حلوا در خواب مال بسیار است

    تعبیر خواب در مورد حلوا 
    اندوه  
    خودشان را آماده کرده بودند. هردو می دانستند تعطیلات و مسافرت ها و دید و باردیدهای نوروز آنها را از هم دور می کند. برای همین خداحافظی آخر سال با سختی همراه بود. در آن لحظات احساسی، ترانه ای برایش فرستاد و گفت: این هم تقدیم به تو.
    او هم گرفت ولی نمی دانست کجا پنهانش کرده تا در ایام کسل بار نوروز پیدایش کرد.
    وقتی هیچ کس نبود و دل تنگی مثل باران از در و دیوار شهر می بارید، آهنگ را پخش کرد:
    تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی
    اندوه بزرگیست زمانی که نباشی

    اندوه 
    غم دل/الیاس امیرحسنی  
     خواستم تا همدمی ومحرمی داشته باشم تا غم دل با او درمیان گذارم .به سراغ هرکه رفتم وبه طرف هر دوستی قدم بر داشتم به هم نشینی من دل نداد .من ماندم و غمم ، از شدّت غم و اندوه تمام بدنم می لرزید و از این که کسی را نداشتم تا عقده ی دل با بگشایم ، بر شدّت ناراحتی ام می افزود .ناچار چون مجنون ، دیوانه وار سر به سوی کوه و بحر و صحرا کردم و در اوّلین سر گشتگی ام سر از کوهی استوار در آوردم . بر روی تخته سنگی نشستم ، نا خود آگاه اشک از چشمانم جاری گشت ، یکباره

    غم دل/الیاس امیرحسنی  
    حماسه‌ی اندوه ؛ نزار قبانی  
    عشقت اندوه را به من آموخت 
    و من قرن‌ها در انتظارِ زنی بودم که اندوهگینم سازد!زنی که میان بازوانش چونان گنجشکی بگریمُاو تکه تکه‌هایم را چون پاره‌های بلوری شکسته گِرد آورَد!
    عشقت بدترین عادات را به من آموخت! بانوی من!به من آموخت شبانه هزار بار فال قهوه بگیرم،دست به دامن جادو شومُ با فالگیرها بجوشم!
    عشقت به من آموخت که خانه‌ام را ترک کنم،در پیاده روها پرسه زنمُچهره‌ات را در قطرات بارانُ نورِ چراغ ماشین‌ها بجویم!ردِ لباسهایت را در لباس غریب

    حماسه‌ی اندوه ؛ نزار قبانی 
    وز بهاران خبرم نیست  
    "گوئی تقدیر چنین بوده است.که حضور دوروزه ی من در دنیا باغم و اندوه عجین شود.هرچه بود گذشت و هرچه میبود میگذشت.و من میدانستم که تقدیر چگونه رقم خورده است.و میدانستم که غم,نان خورشت همیشه من است و اندوه,همسایه ی دیوار به دیوار دل من".*
    همه ی سال بیشتراز هروقت به انتظار این چند روز از ایام فاطمیه مینشینم.تا پارچه های سیاه را روی در و دیوار خانه بزنیمو ,این دهه را عزاداری بگیریم.اما نمیدانم از کم لطفى و گذر شتابزده ی اسفندماه است ,یابازهم مستى و پایب

    وز بهاران خبرم نیست 
    باده وحدت  
    از میان عوالمی که مخلوق خدای متعال است،دنیا پست ترین آنهاست! وطبیعتا بواسطه جایگاه نازل دنیا و فاصله گرفتن انسان از عالم ملکوت،در این دنیا دچار ظلمت و اندوه وحزن میشود.موجودات دنیوی بدلیل محدودیت و نقصانشان آدمی را با محرومیت دایمی مواجه میسازند.رمز بسیاری از حالات شکننده آدمی تکیه بر این اسباب موقتی و غفلت از مسبب الاسباباست. اسبابی که منشا توجه به کثرات وتشتت خیال و پراکندگی حالات ودرنتیجه غم واندوه است.درچنین شرایط و اوضاع واحوالی

    باده وحدت 
    ای پیچه  
    بهار و تاوْه کار و تومْ بجارَن
    تْرا جِخطِر بیشه او روزگارَنغم و غُرصه میانی غرقَ بوستیتِه چومانَ ای پیچه کْم بوْارَن#زهرا_موسی_پور★ترجمه ی دو بیتیِ گیلکی :بهار و فصل کار در مزارع شالیزارآن روزگاران از خاطرت رفته استدر اندوه غرق شده ایچشم هایت را کمتر ببار.

    ای پیچه 
    جمله های بی نقطه  
    دستش را ده سال نفشردم و بی صدا مرد، پدربیصدا من شد برای همه و فرسود، برادرمن نبودم و مادرانه اش کم شد، مادرچون نقطه ای سیاه بر دلشان، شادی نوشیدم و اندوه غی کردمبدنم اینجا کمندش برگردن جان، مادربه دل سیاه نقطه، ناتمام میشوم ...............................................

    جمله های بی نقطه 
    نهج البلاغه  
    قرآن ونهج البلاغه اى بندگان خدا ! همانا بهترین و محبوب‌ترین بنده نزد خدا، بنده‌اى است که خدا او را در پیکار با نفس یارى داده است ، آن کس که جامعه زیرین او اندوه ، و لباس رویین او ترس از خداست، چراغ هدایت در قلبش روشن شده و وسائل لازم براى روزى او فراهم آمده و دورى‌ها و دشوارى‌ها را بر خود نزدیک و آسان ساخته است... فرازی از خطبه ۸۷نهج البلاغه برداشتها  و یادداشت ها :❎ اول : پیکار با نفس نزد خدا محبوبیت می آورد پس هرچه پیکار بیشتر، محبوبیت بیشتر!

    نهج البلاغه 
    تو قاف قرار من و من عین عبورم  
    هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورمبا کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
    اندوه من انبوه تر از دامن الوندبشکوه تر از کوه دماوند غرورم
    یک عمر پریشانی دل بسته به مویی استتنها سر مویی ز سر موی تو دورم
    ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویشتو قاف قرار من و من عین عبورم
    بگذار به بالای بلند تو ببالمکز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم    قیصر امین پور  

    تو قاف قرار من و من عین عبورم 
    تعبیر خواب تقویم  
    تعبیر خواب تقویم تقویم یا گاه نامه در خواب حکم سرنوشت و تقدیر است. تقویم اعمال نیک و بد ماست که پیش روی ما در خواب شکل می گیرندو مجسم می شوند. تقویم اگر دیواری باشد و در خواب مشاهده کنیم تقویمی به دیوار چسبیده که به ما تعلق دارد و حفاظی برای آن نیست گویای آن است که رازی از ما فاش می شود. چنانچه تقویم به صورت دفتر باشد که آن را همراه داشته باشیم چیزی هست که سعی داریم بپوشیم و مخفی کنیم تا دیگران از آن مطلع نشوند. اگر تقویم کهنه باشد برای ما غم و

    تعبیر خواب تقویم 
    تعبیر خواب تقويم  
    تعبیر خواب تقویم تقویم یا گاه نامه در خواب حکم سرنوشت و تقدیر است. تقویم اعمال نیک و بد ماست که پیش روی ما در خواب شکل می گیرندو مجسم می شوند. تقویم اگر دیواری باشد و در خواب مشاهده کنیم تقویمی به دیوار چسبیده که به ما تعلق دارد و حفاظی برای آن نیست گویای آن است که رازی از ما فاش می شود. چنانچه تقویم به صورت دفتر باشد که آن را همراه داشته باشیم چیزی هست که سعی داریم بپوشیم و مخفی کنیم تا دیگران از آن مطلع نشوند. اگر تقویم کهنه باشد برای ما غم و

    تعبیر خواب تقويم 
    شعر تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی + دانلود آهنگ  
    تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی ..
    اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی !! 
     
    آه از نفسِ پاک تو و صبح نشابور
    از چشم تو و حجره ی فیروزهِ تراشی ..
     
    پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
    فیروزه و الماس به آفاق بپاشی !! 
     
    ای باد سبک سار، مرا بگذر و بگذار !! 
    هشدار، که آرامش ما را نخراشی ..
     
    هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم !! .. 
    اندوه بزرگی ست چه باشی، چه نباشی ..

    شعر تو ماهی و من ماهی این برکه کاشی + دانلود آهنگ 
    بعد تو تنها خدا هر شب نگهدارم شده  
    گریه هایم باعث اندوه خودکارم شدهدر دلم دنیا به من شادی بده کارم شدهمی نویسم یک غزل اما نمی دانم چراغصه ای در سینه ام  تشویش افکارم شدهاز تمام بودنت یک قاب عکسی مانده استقاب عکست مرهمی بر زخم دیوارم شدهمن شدم تنها ترین در زندگی بی چشم توبی تو تنها این غمت اینجا وفادارم شدهرفتی و دیگر کسی من را نمی خواهد دگربعد تو تنها خدا هر شب نگهدارم شدهمحمدصادق رزمی

    بعد تو تنها خدا هر شب نگهدارم شده 
    تعبیر خواب تقويم  
    تعبیر خواب تقویم تقویم یا گاه نامه در خواب حکم سرنوشت و تقدیر است. تقویم اعمال نیک و بد ماست که پیش روی ما در خواب شکل می گیرندو مجسم می شوند. تقویم اگر دیواری باشد و در خواب مشاهده کنیم تقویمی به دیوار چسبیده که به ما تعلق دارد و حفاظی برای آن نیست گویای آن است که رازی از ما فاش می شود. چنانچه تقویم به صورت دفتر باشد که آن را همراه داشته باشیم چیزی هست که سعی داریم بپوشیم و مخفی کنیم تا دیگران از آن مطلع نشوند. اگر تقویم کهنه باشد برای ما غم و

    تعبیر خواب تقويم 
    بدون شرح  
    نه تو می مانی و نه اندوه
    و نه هیچ یک از مردم این آبادی
    به حباب نگران لب یک رود قسم
    و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
    غصه هم خواهد رفت
    آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
    لحظه ها عریانند
    به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
    تو به آیینه،نه! آیینه به تو خیره شده ست
    تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
    و اگر بغض کنی
    آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد
    گنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف
    بسته های فردا همه ای کاش ای کاش
    ظرف این لحظه ولیکن خالی ست
    سا

    بدون شرح 
    اخرین اخبار  
    رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان و نمایندگان تشکل‌های دانشجویی
    اسلام رحمانیِ نشأت گرفته از لیبرالیزم نه اسلامی است نه رحمانی/کسانی که حوادث سال ۸۸ را به‌راه انداختند قابل اطمینان نیستند/ عصبانیت از نفوذ ایران علت بمباران یمن؛ از این عصبانیت بمیرید/ مبارزه با استکبار تعطیل پذیر نیست خود را برای ادامه مبارزه آماده کنید
    _______________________________
    استعفای ۱۶نماینده فارس به هیات رئیسه مجلس داده‌شد/درخواست استیضاح
    نماینده مردم شیراز با اش

    اخرین اخبار 
      

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام



    جدیدترین مطالب