• 200 عکس پروفایل
  • بلوگل

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    تبلیغات

    همت 110



    

    از این همسایه‌ها باشیم

    خوشبختم  
    فردا اولین چهارشنبه ست كه با همسر عزیزم طی میكنم
    مباركمون باشه عشق من امید اينو دارم كه سال ها بعد تو یه
    همچین جایی هر جایی هستیم باشيم مثل همین روز خوشبخت باشيم
    خونه دلامون چراغونی باشه ...
    - بقیشو بعدا مینویسم
    دوست دارم

    خوشبختم 
    نامبرده از آرزوهایش میگوید۱  
    از سری فانتزی هام اينه که بعد ازدواج یه همسایه که زوج باشن و هم سن و سال باشيم داشته باشيم بعد باب رفت و آمدمون باز بشه هی اون خانوم بیاد هی من برم...از سرگرمی هامونم اين باشه که بشینیم ساااعت ها پشت سر شوهرامون صفحه بزاریم و جیگرمون رو صفا بدیم و تازه وقت کم بیاد بقیشو بزاریم برای فردا:)))
    +نامبرده از دیرباز فانتزی هایش شبیه آدمیزاد نبود.
    +شکر خـــدآ

    نامبرده از آرزوهایش میگوید۱ 
    جدبد ترین جوک های خنده دار واتس اپ و تلگرام  
    بهترین محله دنیا و همسایه هارو ما داریم..!!!
    فكرشو بكن 2تا از همسایه هامون وای فایشون پسوورد نداره..!!!!!!
     
    جوک های لاين و واتس اپ جدید
    سوتی من و بقالی سر کوچمون رو داشته باشین…
    رفتم بقالی میگم هزار تومان خیارشور بده.وقتی خواستم پولشو بدم گفتم: چقدر میشه؟!!!!
    اونم که خنگ تر از من بود دو ساعت داره با ماشین حساب ور میره که ببینه هزار تومان خیار شور چقدر میشه.
     
    رمز موفقیت چیست؟
    سرگرمی،حاشیه،اخبار،همه عکس،ورزش،دانلود،تفریحی،و...

    جدبد ترین جوک های خنده دار واتس اپ و تلگرام 
    .  
    مادرم میگفت..
    شنیدم پسر همسایه خیلى مومن است
    نمازش ترك نمى شود!
    زیارت عاشورا می‌خواند!
    روزه می‌گیرد!
    مسجد میرود!
     
    خیلى پسر با خداییست!
     
    لحظه اى دلم گرفت..
    در دلم فریاد زدم:
    باور كنید من هم ایمان دارم!
     
    دستهاى پینه بسته پدرم را.. دستهاى خدا می‌بینم!
     
    زیارت عاشورا نمى خوانم..
    ولى گریه یتیمى در دلم عاشورا به پا میكند!
     
    به صندوق صدقه پول نمى اندازم..
    ولى هرروز از آن دخترك فال فروش، فالى را میخرم كه هیچ وقت نمیخوانم!
     
    مسجد من.. خانه مادر بزرگ پیر و ت

    . 
    از این همسایه‌ها باشیم  
    امروز صبح وقتی خواهرم با بچه‌هاش از خونه رفته بیرون، دزد به منزلشون حمله کرده!! چون در قفل بوده، فقط نردبون رو برداشته و برده. همسايه‌ها می‌بینن و با ماشین دنبالش می‌کنن و در نهایت تو کوچه بغلی می‌گیرنش. نردبون رو پس می‌گیرن ولی هرچی اصرار می‌کنن دزده باهاشون نمیاد :))) یعنی آقا دزده خیلی التماس می‌کنه و ولش می‌کنن! اين قسمتشو فاکتور بگیریم، همین که افتادن دنبال دزد و مال رو ازش پس گرفتن و واسه صاحبش آوردن، تا همینجاش زیبا نیست؟ :)

    از این همسایه‌ها باشیم 
    موفقيت  
    برای اينكه بتونیم موفق باشيم اول از همه باید از خودمون شروع كنیم.باید درونمون رو از هر گونه فكر و تفكر منفی پاك كنیم.باید بی ریا و پاك باشيم مثل آب.نباید هیچگونه حس تنفر و یا حسادت و مانند اينها در درونمون وجود داشته باشه.
    یادمه كه در كتابی خوندم كه همیشه موفقیت های عظیم در آرامش به سراغ انسان می آید .باید از هر گونه فكری آزاردهنده خالی باشيم.حس آرامش عمیقی داشته باشيم.بعد خودمون شاهد رسیدن موفقیتهامون هستیم.
    اين تجربه رو خودم به عینه دیدم.اول

    موفقيت 
    ماجرای شکست ما از غازها  
    نگهداری از حیوانات باعث محدودیتهای زیادی میشه که با نوع زندگی ما زیاد جور نیست. در اين یک سال و چند ماهی که اينجا هستیم نگهداری از حیوانات زیادی رو تجربه کردیم و به اين نتیجه رسیدیم که فقط میتونیم سگ داشته باشيم و نگهداری گوسفند و بز و پرندگان کار ساده ای نیست و بهتره ما بیشتر روی کشاورزی تمرکز داشته باشيم...بنابراين قرار شد اردکها و غازها و خروسها و آخر همه مرغها جهت کشته شدن به دست خانم همسایه سپرده بشن...اردکها و چندتا خروس به ترتیب کشته و خ

    ماجرای شکست ما از غازها 
    پروژه java بازی زندگی  
    اين بازی توسط کامپیوتر انجام می شود. تعدادی سلول بصورت یک ماتریس n*n وجود دارند. بعضی از سلول ها زنده (رنگ زرد) و بعضی مرده (رنگ خاکستری) هستند. بعد از گذشت یک واحد زمانی (مثلاً یک ثانیه) وضعیت سلولها ها طبق قوانین زیر عوض می شود. بازی با یک هسته ی اولیه شروع می شود و مراحل رشد و نمو و مرگ و میر سلول باید مرحله به مرحله نشان داده شود. 
    هر سلول با هشت سلول همسایه و همجوار خود به صورت افقی، عمودی و مورب، در تراکنش است. در هر مرحله زمانی از بازی، تحولات ز

    پروژه java بازی زندگی 
    شک-داستان کوتاه  
    مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین ، تمام روز اور ا زیر نظر گرفت.متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یک دزد راه می رود ، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند ، پچ پچ می کند ،آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض کند ، نزد قاضی برود و شکایت کند .اما همین که وارد خانه شد ، تبرش را پیدا کرد . زنش آن را جابه جا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره ه

    شک-داستان کوتاه 
    همسایه  
    تو با من قهری اما پیش من باش
    نزار اين خونه رو از هم بپاشیم
    من امشب خونه رو تقسیم کردم
    بزار همسایه ی همدیگه باشيم










    متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
    توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
    با اين حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش اين فایل را برای تان فراهم آورد.

    همسایه 
    عاقبت کدورت و دشمنی ها  
    عاقبت کدورت و دشمنی هاما همسایه ای داشتیم که خودش و بچه هایش خیلی قلدر و شرور بودند و دائما همسایه های خود را اذیت و آزار می دادند. به عنوان مثال همیشه سنگ به داخل خانه ها پرتاب می کردند، شیشه همسایه ها را می شکستند، با بچه های همسایه دعوا و زد و خورد داشتند، آشغال جلو در همسایه ها می ریختند، در خونه ها را می زدند و فرار می کردند. خلاصه اينکه هیچکدام از همسایه ها از دست آنها آسایش نداشتند. اگر مقابله به مثل می کردیم اوضاع بدتر می شد و نمی توانستی

    عاقبت کدورت و دشمنی ها 
    تحليل آخرين وضعيت روابط جمهوري اسلامي ايران و جمهوري تركيه در سال 2015 (بخش دوم)  
    تركیه و ایران بعنوان دو همسایه بزرگ در منطقه  به دلیل وابستگیهای اقتصادی بزرگی كه به یكدیگر داشته و دارند توانسته بودند در بسیاری از بحرانها مشكلات بین خود را بر طرف نمايند. به عقیده تركها به همین دلیل هم زمانی كه ایران به دلیل فعالیت های هسته ای از جامع بین المللی رانده شد ؛ تركیه همسایه خود را هیچگاه تنها نگذاشت. به همین منوال تركیه از اول معتقد بود كه ایران به دنبال رسیدن به سلاح هسته ای نیست و برخورداری از انرژی صلح امیز هسته ای حق مسلم ا

    تحليل آخرين وضعيت روابط جمهوري اسلامي ايران و جمهوري تركيه در سال 2015 (بخش دوم) 
    تئاتر رادیویی گیلکی رامسری(چوملک)  
    همسایه اول: آها خواخر بُشام دکتر بگوته تی آرتروز دوا فقط تَلا کولَه گِه چنگِ!
    همسایه اول: بله خواهر . رفتم دکتر گفت دوای آرتروز تو فقط پای جوجه خروس است.
     
    همسایه دوم: امسال امه کرک و چوملک روسک بَتِه خیلی کما بان. امّه می خوجر هَمسادَه رِه دَرِم! یکی 8000 تومان.!
    همسایه دوم: امسال مرغ و خروس ما را سمور گرفته خیلی کم شدند. اما برای همسایه خوبم دارم.دانه ای 8000 تومان!
     
    همسایه اول: ده تَه محلی مَرغانه هم خَسِم .
    همسایه اول: 10 تا تخم مرغ محلی هم می خواهم.
     

    تئاتر رادیویی گیلکی رامسری(چوملک) 
    هیولا هایی به نام زن های همسایه!  
    بعد از سال ها برای اولین بارچند ساعتی میشه آب کل ساختمون قطع شده فکر میکنید بعدش چی شد؟ خانم های همسایه جیغ و دادشون رفت بالا که چرا بدون اطلاع آب رو قطع کردن اون یکیشون میگه خیر نبینن مجبور شدم با آب تنگ ماهی ک.... بچمو بشورم!  یکی دیگشون میگه تو حموم بودم کفی  و ماجرا هنوز ادامه داره..

    هیولا هایی به نام زن های همسایه! 
    دانلود آهنگ علی عبدالمالکی به نام همسایه  
    Ali Abdolmaleki – Hamsayeh
    دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای علی عبدالمالکی به نام همسایه با کیفیت بالا
    با لینک مستقیم و بهمراه متن آهنگ
     
    دانلود در ادامه مطلب
     
     
    » دانلود آهنگ همسایه «
     
     
    متن آهنگ علی عبدالمالکی همسایه
     
    من از خودم بهت دروغ گفتم
    شبیه اونکه میدیدی نبودم
    من اونقدر بد نبودم با نگارت
    ولی اونی که فهمیدی نبودم
    نبودم
    ♫♫♫
    تو با من قهری اما پیش من باش
    نذار اين خونه رو از هم بپاشیم
    من امشب خونه رو تقسیم کردم
    بذار همسایه همدیگه باشيم
    ♫♫♫
    یوق

    دانلود آهنگ علی عبدالمالکی به نام همسایه 
    حضرت آیت الله بهجت:  
    قضایا و وضع ما هم اينگونه است، اگر قانع باشيم، چرا دین فروشی کنیم؟! در روایت است که: هر کس قناعت پیشه کند، همواره سرافراز و عزیز خواهد بود. اگر نان خالی هم داشته باشيم و قانع باشيم، دیگر محتاج به مال حرام نخواهیم بود، و چه بسا با نان خالی سالم تر هم باشيم!کانون فرهنگی منتظران ظهور

    حضرت آیت الله بهجت: 
    ماجرای پلنگ  
    سلام، دیشب مورخه سی ام فروردین یکی از همسایه ها ، مجلسی برگزار کرده بود دعوت بودیم ،   وارد. سالن که شدم یکی از همسایه ها علامت داد که بیا ما اينجا هستیم و و من هم به جمع آنها پیوستم، همسایه دیگرمون که دارای گله گاو و گوسفند در منطقه چهاردانگه ساری می باشد بود ، گفت که گاوم را پلنگ زده و چند نفر بهم پیشنهاد دادند که ازبینش ببر ، اما گفتم آقا من چهارده سال میشه گاو دارم داخل منطقه ، پس از اين مدت اولین بار برایم اتفاق افتاده معلوم نیست چند سال د

    ماجرای پلنگ 
    صداها  
    صدای پا از توی راه پله شنیده میشد. قدم های یک زن. زنی با کفش های پاشنه بلند. از صدا مشخص بود که زنی است با قد متوسط و کمی اضافه وزن.هنگام راه رفتن وزنش رو روی پای راستش میانداخت. طبقه اول رو رد کرد و به پاگرد طبقه دوم رسد. ایستاد. پشت در خونه من. داشت نفس تازه میکرد و یا مردد بود که زنگ در رو بزنه یا نه. سکوت وهم آوری بود. کمی ترسیدم. پس چرا حرکت نمیکرد. بلند شدم و  خواستم به سمت در حرکت کنم. هنوز به در نرسیده بودم که زن راه افتاد. از پله ها بالا رفت. پ

    صداها 
    شراکت خونین قسمت اول  
    معادن طلای ایران موجب خلق نقدینگی فراوانی میشدند.اين به معنی یک ضامن برای یک ملت بود.
    افرادکمی دنبال پول حاصل ازمعدن طلانبودند.بیشترازطلای ذخیره دردل کوهستان پرازطلابرای کاخ سفیدنشینان اين اهمیت داشت که روس هاسمت ذخیره کردن طلای موجوددرکشورهمسایه خودنروند.
    گویی طلادرخاورمیانه هم حکم قاتلی راداشت که درزیرخروارهاخاک خوابیده.داعش هم متصل به درآمدتصاحب ودزدی بودکه ایالات متحده درانتهامقصداين درآمدنامشروع بود.
    همه فکرمینمودندکه سوئیس م

    شراکت خونین قسمت اول 
    پایگاه های استراتژیک ایران در قلمرو CIS  
    رئیس اتاق بازرگانی ایران و گرجستان در گفتگو با اگزیم نیوز تشریح کرد:
    مقیمی تاکید کرد: ایجاد مراکز تجاری در کشورهای همسایه شمالی بر مبنای حمایت از تولید داخل بوده و بنا بر اين است که تولیدات داخلی به صادرات منجر شود. اين امر از طریق برگزاری نمایشگاه های تخصصی در کشورهای همسایه قابل پیگیری است

     سیده فاطمه مقیمی رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و گرجستان در گفتگو با اگزیم نیوز تشریح کرد: صحبت هایی در زمینه ایجاد مراکز تجاری مهم و ارزنده در کشور

    پایگاه های استراتژیک ایران در قلمرو CIS 
    همسایه جهنمی  
    بازی همسایه جهنمی برای کامپیوتر - Neighbours From Hell PC Game
     
    دانلود بازی همسایه جهنمی برای کامپیوتر
    Neighbours From Hell PC Game
     
     
     
     
    بازی همسایه جهنمی از جمله قدیمی ترین بازی های کامپیوتر است.
     
    در Neighbours From Hell شما نقش یک پسر بازیگوش را دارید که با قرار دادن تله های مختلف در خانه همسایه، برای او دردسر ایجاد کرده و او را عصبانی میکند. شما باید در داخل خانه همسایه خود به دنبال وسایل به درد بخور بگردید و با استفاده از اين وسایل همسایه بد اخلاق خود را عصبانی کنید. در

    همسایه جهنمی 
    خودمون باشیم دروغ چرا؟  
    دیشب در مورد یه مهمونی صحبت بود بعدش صحبت کشیده شد به نوه ی اون خونواده که با دختر همسایه فرار کرده بودن .دخترهمسایه  گویا عقد یکی دیگه بوده  بعدش دختره  رو تو اتوبوس گرفته بودن برگردونده بودن خونه و دختره هم با نامزد خودش ازدواج کرده بود و رفته بود سر خونه زندگیش.یکی از خانوما دیشب وقتی اينو شنید با تعجب گفت  :واه نامزدش بعد از اين فرار همچنان راضی شد باهاش ازدواج کنه؟( منظورش اين بود که نباید باهاش ازدواج میکرد)من گفتم اين همه مرد ب

    خودمون باشیم دروغ چرا؟ 
    پیش داوری و قضاوت نادرست  
    اين حکایت مدیریتی نشون میده ما انسانها معمولا وقتی تو ذهنیتیمون چیزی رو داریم واقعیات رو هم اونطوری که میخواهیم میبینیم که کار درستی نیست و باید سعی کنیم همیشه با ذهنی خالی درباره مسائل قضاوت کنیم وگرنه به نتیجه مناسبی نمی رسیم. اين مشکل بانی اثر هاله ای در ذهن مدیران است.
    در فولکلور آلمان ، قصه ای هست که اين چنین بیان می شود : مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین ، تمام روز اور ا زیر

    پیش داوری و قضاوت نادرست 
    تم  
    دیشب ماشینمو یه دقیقه پارک كردم رو پل همسایه،
     
    طرف با ٧٥ سال سن
    و یه زیر شلواری سه خط و رکابی جهیده بیرون
    میگه آقا ماشینتو وردار داریم میریم مهمونی...
    میگم حاجی تا تو آماده شی من رفتم
    میگه ما الان داریم میریم، وردار!!!!
     
    میگم حاجی با اين تیپ؟!!
     
    برگشته میگه تو گه نخور تِم شام امشب لباس راحتیه...

    تم 
    دیوار  
    حدود 15 سال میشه که خونه شمال رو خریدیم و توی اين 15 سال فقط با خانواده همسایه سمت راستی سلام و علیک داشتیم اونهم بخاطر اينکه کلید حیاط رو بهشون میدیم تا وقتی برای خوندن کنترها میان در رو باز کنند... هر بار هم که میرفتیم شمال ازشون میخواستم بیان تا حساب و کتابهای مربوط به قبضهای آب و برق و گاز را داشته باشيم و معمولا برای دختر و نوه های همسایه هدایایی می بردم. بطور کلی معاشرت من با اهالی روستا به همین مقدار و تنها با همین خانواده محدود میشد. تا بحا

    دیوار 
    در توفان‌های زندگی، صبور باشيم!  
    دختر كوچكی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و برمی‌گشت.
    آن روز صبح هوا رو به وخامت گذاشت و توفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.
    مادر كودك نگران شده بود كه مبادا دخترش از توفان بترسد، به همین جهت تصمیم گرفت با اتومبیل خود به دنبال دخترش برود.
    در وسط‌های راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد كه با هر رعد و برقی می‌ایستد و به آسمان نگاه كرده و لبخند می‌زند!!
    زمانی كه مادر از او پرسید چه كار می‌كنی؟ دخترك پاسخ داد: من سعی می‌كنم صورتم قشنگ به نظر بیاد، چون آسمو

    در توفان‌های زندگی، صبور باشيم! 
    سبزی آش همسایه،گوشواره به گوش همسایه  
    شان نزول:
    زنی هنگام پاک کردن سبزی از شلختگی،بیشتر سبزی ها را در هنگام پاک کردن دور می ریخت. زن همسایه او سبزی خود را از آنها تأمین می کرد و از پس انداز پولشان گوشواره ای خرید بود. روزی گوشواره ها را به گوش کرد و وسط حیاط به خواندن و رقصیدن برآمد که :«سبزی آش...»

    منبع:
    قندو نمک/نقل از داستان های امثال دکتر حسن ذوالفقاری

    سبزی آش همسایه،گوشواره به گوش همسایه 
    روزمرگی  
     همسایه کناری،غمگینم می کند...
    زن و شوهر صبح زود بیدار می شوند،میروند سر کار،عصر باز می گردند.یک پسر و دختر بچه دارند،ساعت نه شب،همه چراغ های خانه خاموش است...صبح فردا نیز زود بیدار می شوند،سر کار می روند،عصر باز می گردند،ساعت نه،خاموشی...همسایه کناری غمگینم می کند...آدم های خوبی اند،دوستشان دارم!اما حس می کنم در حال غرق شدن اند و نمی توانم کمکشان کنم...گذران زندگی می کنند،بی خانمان نیستند،اما بهای گزافی می پردازند...گاهی در میانه روز به خانه

    روزمرگی 
    هرکس عبادت خالصانه اش را به سوي خدا بفرستد،.........  
    بدون هیچ تردیدی در شروع هر سالی، همه مون آرزو داریم که سال آینده اتفاقات خوب و خوشايندی توی زندگی مون رخ بده و شاهد کلی رخدادهای گوارا و مبارک باشيم و شاید اين روزهای پایانی سال، خیلی از ماها خدا خدا می کنیم که سال 95، یه سال متفاوت واسمون باشه. ...........

    هرکس عبادت خالصانه اش را به سوي خدا بفرستد،......... 
    با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی  
    فردی مسلمان همسایه ای کافر داشت هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد : خدایا ! جان اين همسایه کافر من را بگیر, مرگش را نزدیک کن (طوری که مرد کافر می شنید) زمان گذشت و مسلمان بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد . مسلمان سر نماز می گفت خدایا ممنونم ک بنده ات را فراموش نکردی و غذای مرا در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس ... ! روزی از روزها که خواست

    با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی 
    اول همسایه، بعد اهل خانه!  
    ما معمولاً خودمان را
    می‌بینیم، فقط! برای همین هم دلمان برای بقیه نمی‌سوزد و برای رفع مشکلشان
    هیچ کار- حتی دعا- هم نمی‌کنیم. اما روش اهل‌بیت فرق دارد:
    ***
    شب جمعه بود. نیمه‌شب بلند شد و
    دید که مادر در محراب عبادت نماز می‌خواند. تا نزدیک صبح یا در رکوع بود یا
    در سجود و برای همه دعا می‌کرد. هر چه صبر کرد تا ببیند برای خودش چه
    می‌خواهد، هیچ ندید. بالاخره عرض کرد: «مادر جان، چرا همان‌طور که برای
    دیگران دعا می‌کنید، برای خودمان نمی‌خواهید؟» حض

    اول همسایه، بعد اهل خانه! 
    غلبه بر چشم  
    مغازه ای که در آن کار می کردند هم مشرف به پنجره همسایه روبه رویی شان بود.
     یک روز
    مادر دید تمام پنجره های مغازه را با روزنامه پوشانده. 
    گفت: چرا اين طوری کردی؟ 
     حسین جواب داد: همسایه ما با دخترانش جلوی پنجره آرایش می کنند. 
    من هر چه سعی کردم
    که چشمم به آنها نیفتد؛ نمی شود.
     به همین دلیل تمام پنجره های مغازه را روزنامه زده
    ام! 
      ❀شهید حسین خلخالی ❀ 

    غلبه بر چشم 
    یاد ایامی ...  
    وقتی محمدعلی مرد و خبر اول همه رسانه ها شد ؛ یاد سال هایی هجوم آورد که حسرت داشتن تلویزیون و دیدن مسابقات او پای همسایه ها را به خانه سید طباطبایی محل باز کرد و سید که آقا خطابش می کردند وقتی همسایه ها خجول و محتاط یکی یکی به خانه اش می خزیدند و در فاصله ای از تلویزیون دور هم  شانه به شانه می نشستند ، به کردار شازده های قاجار ، عبا بر دوش بی اعتنا به خضرات راهش را می کشید به اتاق اختصاصی خودش و جلوی رحل قرآن می نشست و وقتی همه بی تاب مشت های محمدع

    یاد ایامی ... 
    با آغاز فصل نو، چرا ما زایش اندیشه نداشته باشیم  
    درست است که دانش می تواند خواسته های انسان را تحقق بخشد، ولی خوش تر آن که در ترفیع اخلاق جامعه و ترغیب افزایش ثروت ملی نیز به کار گرفته شود، در سال نو اگر دست در دست یکدیگر بگذاریم و با عزمی پایدار و اراده ای استوار خزانه استعدادهای خود را در راه خدمت به ایران و ایرانیان صرف کنیم، آن گاه ایرانی همیشه بهار خواهیم داشت. استعدادهای فرزندان ما شهره آفاق و انفس است. ما خود باید ابر شویم و بباریم تا هزاران باغ صدرنگ به بار بنشیند، به قول مولوی:آسمان

    با آغاز فصل نو، چرا ما زایش اندیشه نداشته باشیم 
    ٢٢٩  
    اى بابا اى بابا...میخواستم از اين همسایه هاى بى فرهنگمون بنویسم که با صداى آهنگشون رسما خواب رو از سرِ ما ربودن!خواستم غرغر کنم از اين که واقعا درکِ بعضى مسائل از عهده ى مغز بعضى ها خارجه...اما سعى میکنم اين سردردم رو ایگنورش کنم و از چیزاى دیگه بنویسم.مثلا اين که یه دوره ى جدیدى از تحصیلمون شروع شده.یا هم اين که اين روزا سعى کردم از خودم شجاعت نشون بدم.و پا تو مسیرهایى بذارم که شاید فکر میکردم از عهده م خارجه:) و اتفاقا اصلا امروز بعد از ظهر، میخ

    ٢٢٩ 
    دزدی در جلسه اعضای ساختمان  
    نمیدونم تا حالا تو جلسات ساختمون محل زندگیتون شرکت کردید یا نه، اين اواخر خیلی سعی میکنم تو جلسات ساختمون شرکت کنم اونم فقط به دلیل دعوا و کتک کاری های جالبی که میشه، یادم نمیاد تو اين جلسات بدونِ تخمه آفتاب گردان یا تخمه کدو یا آجیل شرکت کرده باشم، جلسه قبلی با تخمه آفتاب گردون وارد جلسه شدم بحث شروع شد، بین یکی از همسایه های طبقه دوم و طبقه چهارم دعوا شد طبقه دومی مدیر ساختمون بود طبقه چهارمی هم فقط یکی از اعضا، اين همسایه طبقه4 به مدیر ساخ

    دزدی در جلسه اعضای ساختمان 
    پیر زن هر دو پات لب ِ گوره !!!  
    * در همسایگی ما یه نَن جونی هست بسی تلخ زبان و ایضا بد دهن. همین الان که من در حال تایپ اين پست هستم ایشون داره پدر و مادر مرده ی همسایه ی دیوار به دیوارش رو از دل قبر می کشه بیرون تا جلوی دیدگان فرزند (همون همسایه ی مفلوک که قرعه ی فحش امروز بنامش خورده) به صلابه بکشه ، بابت اينکه "تو چه پدری بودی که اين سگ صفت رو ساختی و تو چه مادری بودی که شیر نجاست به سگ توله ت خوروندی " ... منم دارم فکر میکنم یه نن جونی که هر دو پاش لب گوره چقدر میتونه بی ح ی ا باشه .

    پیر زن هر دو پات لب ِ گوره !!! 
    حجه الاسلام والمسلمين بهنام عطائي نيا  
    حجه الاسلام والمسلمین بهنام عطائی نیا درگفتگوبازحمت كشان دركمك به فقراگفت،نقش انسان درزندگیه خودودیگران به حدی مهم هست كه اگرذره ای راهش راكج رودزندگیش نابودمیشودوزمانی كه زندگیه خودنابودشدسعی میكندكسان دیگری نیزكنارش باشند.راه سومی نداریم یا بایدخوب باشيم یا،بد ولی اگربدباشيم دراين جهان روزی خواهدرسیدكه تمامیه عواقب آن راخواهیم دیدوعاقبت ومجازات  ظلمهایی راكه كرده ایم رخواهیم دیدولی اگرخوب باشيم نه تنها چیزی ازدست نمیدهیم بلكه

    حجه الاسلام والمسلمين بهنام عطائي نيا 
    میلاد امام زمان عج  
    اينهمه لاف زن و اهل ظهورپس چرا یار نیامد که نثارش باشيمسالهاست منتظر سیصد و اندی مرد استانقدر مرد نبودیم که یارش باشيماگر امد خبررفتن مارا بدهیدبه گمانم که بنا نیست کنارش باشيم..الهم عجل لولیک الفرجمیلاد باسعادت اقاامام زمان عج را به تمامی مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض میکنم#tabadar

    میلاد امام زمان عج 
     
    سلامات امروز بهتر از روزای قبل بودم دوباره مث یه كوزت وارسته شدم
    ریا نشه كلی كار كردم حالا یه خورده روی پای راستم جیلغز جیلغز میكنه  سرمم درد گرفت كه به لطف بروفن خوب شدم خیلی میخوام نخورمش ولی بعضی وقتا اگه بروفن نباشه ها چشای آدم از كاسه درمیاد و همچین مغزم رسما میاد توی حلقم
    یه گوشی سامسونگ از اين كشوئیا داشتم كه یه 5 سالی هس اصن دستم نیس نیدونم چقد وقته خلاصه دیروز با گوشی نوكیام هر دوتا گوشای ماقبل تاریخیم دادم كه بابام بده بدرستنش دو

     
      

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام



    جدیدترین مطالب

    خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
    تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%