• 200 عکس پروفایل
  • بلوگل

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    تبلیغات

    همت 110



    

    از اوقتی اولین عتو دیدم

    خخخخخخخخ  
    تو یه پاساژ راه میرفتم که یهو خوردم به یه نفر و اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کردم و گفتم:واقعا عذرخواهى میکنم!وقتى دستشو گرفتم ديدم طرف از این مانکناست که جلوى مغازه میذارن!اطرافمو که نگاه کردم ديدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه!بهش گفتم:خنده داره؟خب من فکر کردم آدمه!اما یارو چیزى نگفت!خوب که دقت کردم ديدم اونم یه مانکن دیگه ست!الانم قرصامو خوردم،مرسی بهترم...:-D

    خخخخخخخخ 
    عذاب آورترين ويديويي که تا حالا ديدم. آيا حاضريد نگاه کنيد؟ - آپارات  
    عذاب آورترین ویدیویی که تا حالا ديدم. آیا حاضرید نگاه کنید؟ - آپارات
    پورتال نیک صالحیwww.niksalehi.comعکس عجیبی که بهرام رادان برای تبریک سال نو به اشتراک گذاشت! ... رسول نجفیان: با پول شهریه مدرسه ام رفتم و “دکتر ژیواگو” ديدم! ... تصاویر زیبای سفره هفت سین بازیگران و افراد مشهور/ از پریناز ایزدیار تا آزاده نامداری و ... محصولات خود را با اخذ گواهی ایزو به استاندارد اروپا نزدیک کنید ... آیا استفاده از سونا در بارداری مجاز است؟
    web-searcher

    عذاب آورترين ويديويي که تا حالا ديدم. آيا حاضريد نگاه کنيد؟ - آپارات 
    سلامي به گرماي تابستان البته ...  
    گه گاهی ابری با بادهای خنك و زیبا
    خدا را شاكرم از اینكه در خدمت شما هستم چون با یه وقفه سیستمی مواجه شدم و این مطلب حسابی مرا نگران كرده بود ولی خدا را شكر بازاین باب باز شد تا بتوانم ازآرین بیشتر برایتان بگویم بعد ازآخرید زمان ارسال پیام ما به زیارت اما رضا رفتیم من و مادر آرین بعد از حدود 28 سال و آرین هم اولين بار . بسیار خوش گذشت چون   اولين سفر زیارتی سه نفره ما بود .

    سلامي به گرماي تابستان البته ... 
    فعل مفعول فارسی!!!  
    فقط در زبان فارسیه که میشه ۱۹تا فعل رو کنار هم گفت:

     
     
     
    داشتم میرفتم ديدم گرفته نشسته گفتم بذار بپرسم ببینم میاد نمیاد ديدم میگه نمیخوام بیام بذار برم بگیرم بخوابم!
     
    نه فاعلی نه مفعولی نه قیدی نه صفتی!
    یکی بخواد اینو به انگلیسی ترجمه کنه رباط صلیبی مغزش پاره میشه!!؟؟؟؟

    فعل مفعول فارسی!!! 
    بغض  
    بین این همه شور و شوق هاى مسخره و الكى ملت واقعا یه آهنگ مث آهنگ جدید یاس و آمین نیاز بود!!
    نمیدونم چى بگم! دلم خالى میشه وقتى بهش گوش میكنم...!
    تو دلم نه! بلند داد میزنم: آفرین پسر ❤️❤️
     
    پ.ن١: واسه خودم خنده دار بود وقتى اومدم پست قبلیو ديدم و یادم نمیومد نوشته باشمش و آخرش ديدم خودم اینو پیش بینى كرده بودم!!!
     
    پ.ن٢: سال نو نگاییدم

    بغض 
    کیک شکلاتی...  
    من الان دلم كیك شكلاتى مى خواد.همین الان. ندارم ولى!باید تا فردا صبر كنم. معلوم هم نیست دیگه فردا دلم كیك شكلاتى بخواد
    من فقط مى دونم كه الان دلم كیك شكلاتى مى خواد و ندارم.یه روز مامانم اومد گفت زود باش.پرسیدم چرا؟ گفت سورپرایزه!و كلن دكور خونه رو تو ده دقیقه عوض كرد و زنگ در رو زدن.گفت چشماتو ببند.دستمو گرفت برد دم در.گفت حالا چشماتو باز كن.باز كردم ديدم یه پیانو یاماها مشكى، همونى كه ده سال قبلش هزار بار رفته بودم از پشت ویترین دیده بودمش دم د

    کیک شکلاتی... 
    يه طعم ديگه  
    هر چیزی اولش یه طعم دیگه داره، 
    اولين غروب رمضان، لحظه اول ربنا، اولين چای و خرما، اولين افطار،اولين دعا... دلخوشم به نیت پاکت و دعایی که لحظه اول اذان برای همه زمزمه میکنی.
    * استشمام رایحه دل انگیز رمضان گوارای وجودتان وسعادت حضوربرسفره مهمانی الهی مبارکتان باد * التماس دعا

    يه طعم ديگه  
    عشق چیست ؟ ازدواج چیست ؟  
    مریدی از استادش پرسید : عشق چست؟استاد در جواب گفت: "به گندمزار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندمزار به یاد داشته باش که نمی‌توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!"مرید به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی ؟" و مرید با حسرت جواب داد: "هیچ! هر چه جلو می‌رفتم، خوشه‌های پرپشت‌تر می‌ديدم و به امید پیدا کردن پرپشت‌ترین  تا انتهای گندمزار رفتم."استاد گفت: "عشق یعنی همین!"مرید پرسید: پس ازدواج چیست؟اس

    عشق چیست ؟ ازدواج چیست ؟ 
     
    چند روز قبل در فرودگاه بودم شلوغ بود و انبوهی از ادمها را در تك تك قسمتهای ان 
    می شد دید . یك لحظه سرم را بلند كردم و ادمهایی را ديدم كه دارند تقلا می كنند 
    تا حالا دچار این حس نشده بودم اما برای اولين بار به ذهنم رسید كه واقعا دنیای ادمها
    چقدر با دنیای حیوانات متفاوت است؟ مطمئنم تا كسی این حس را تجربه نكند نمی تواند 
    مقصود مرا دقیقا بفهمد! حركت و جابجایی ادمها تمایل به خوردن یا دفع بغل كردن بچه یا
    تلاش برای غذا دادن به او و هزار و یك واكنش دیگر د

     
    به مناسبت گراميداشت شهادت استاد شهيد مرتضي مطهري و هفته معلم  
    به نام اولين معلم
    او که در اولين کلام فرمود : بخوان
    چه میتوان نوشت که کلمات همیشه کم می آورد در مقامی که مولای متقیان فرمود : "من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا" پس مثل همیشه روز معلم را بهانه میکنیم و آنچه را درکلام نمی گنجد از دل می نویسیم : دوستت دارم ، روزت مبارک
     
     

    به مناسبت گراميداشت شهادت استاد شهيد مرتضي مطهري و هفته معلم 
    امام زمان (عج) و پیرزن آلمانی  
     امام زمان (عج) و پیرزن آلمانی
    مرحوم جعفر مجتهدی از اولیای الهی بود. از بندگان صالحی بود، كه حدود بیست سال قبل زندگی می کرد. ایشان در قم ، مشهد و گاهی در بعضی از شهرهای دیگر بود. یكی از دوستان ایشان كه زمان دانشجویی‌اش در آلمان درس می‌خواندوالآن دكتر هست می‌گفت: یك مرتبه من از محل كارم به خانه آمدم، ديدم روی میز من نامه‌ای است. برداشتم ديدم جعفر آقا هست كه گفته: احمد جان! این نامه كه بدست تو رسید، بیا فلان‌جا من آنجا هستم. من تعجب كردم، جعفر آق

    امام زمان (عج) و پیرزن آلمانی 
    جنايت  
     شدت بمب باران آنقدر زیاد بود كه حتی مرغان هوا و احشام نیز در امان نمانده بودند ، زنان و مردانی را ديدم كه در كناره  خانه ها یشان  و بالای احشام خود خفه شده بودند ... . عجیب منظره بود .!! پردگان ، مرغان و جوجه ها ، گاو ها و گوسفندان ، همه و همه در یك جشم به هم زدن ... . كودكان شیر خواری را ديدم كه در بغل مادرشان جان داده بودند  و مردانی كه فرزندان خود را در آغوش داشتند و در گوشه ی دیگر ، دختر خردسالی در كنار مادر و برادر كوچكش درحالی كه عروسك كوچكی در بغ

    جنايت 
    مهاجرا الی الله  
    خواب ديدم خدا را، که به بالینم آمده بود و احرامم را مرتب میکرد.
    خواب ديدم ابراهیم را، خیره به آسمان منتظر فرجی بود برای رهایی دسته دسته اسماعیلش.
    خواب ديدم قرآن را، که بریده و غریب و گاه گاه، از سینه حاجی حسنی کارگر به کمرتان میخورد!
    خواب ديدم نفس های گمشده حسن دانش را، که میگشت در حجاز و "کاخ"هایتان را مثل "خاک" وارونه میکرد.
    خواب ديدم حرف مفت مفتی را، که قرآن لحظه ای روی زمین بماند حرام است اما حاجی قاری قرآن ساعتها زیر دست و پا بماند تقدیر...


    مهاجرا الی الله 
    خانه ی دوست کجاست  
    بهم گفته بود «خانه ی دوست کجاست» سهراب سپهری رو بخونم.
    بهش گفته بودم کتابش رو ندارم.
    می خواست برام بیاره ولی نشد.
     هشت کتاب سهراب رو روی لپ تاپم دارم.
    چندین بار تا حالا این شعر رو خوندم.
    ولی نفهمیدم چی باید ازش بفهمم که نفهمیدم.
     از این حرفا بگذریم شعرای سهراب خیلی قشنگه. «صدای پای آب» ش حرف نداره.هر چقدر هم بخونی ازش خسته نمیشی. عاشق این تیکه ازشم:
    ...کــودکـی ديدم، مـاه را بـو مـی کـرد.          قفسی بی در ديدم که در آن، روشنی پرپر می زد.       

    خانه ی دوست کجاست 
    صادق هدایت  
    بچه بودم روضه داشتیم خوابیده بودم بیدار شدم ديدم گشنمه رفتم آشپزخونه ديدم پام رفته تو سینی حلوا .... کف آشپزخونه پر حلوا نذری بود ... ديدم گند زدم یه پایی رفتم تو اتاق پامو با یه پارچه پاک کردم ديدم صدای جیغ میاد ... گفتم آقا گندش در اومد ... رفتم نگاه کنم ديدم همه میزنن تو سرشون چند نفر غش کردن که حضرت پاشو گذاشته تو سینی ... اون سینی رو با همه حلوا ها قاطی کردن همه محل صف کشیدن یه ذره ببرن ... شب بابام میگفت حلوا بخور بدبخت شفا بگیری جا پای حضرت است! 

    صادق هدایت 
    مقدمه اي بر گفتگوي فرهنگ ها  
     
     
    شكی نیست كلام یكی ازویژگی های بارز انسان است.انسان متكلم ؛یعنی انسانی كه گفتگو می كند ودرسایه آن خرد وتجربه خود رابكار می بندد. مفاهمه كه حاصل خردورزی است، درنتیجه گفتگو بدست می آید.این نعمت بزرگ چندان نصیب موجودات دیگر نشده است؛هرچند كه درعالم شعروادب نمونه های زیادی ازگفتگوی خیالی میان موجودات نیز ذكرشده است.به رباعی خیام نیشابوری دقت كنید:
     
    دركارگه كوزه گری ديدم دوش/ديدم دو هزاركوزه گویا وخموش
     
    هریك به زبان حال می گفتند/كوكوزه گر

    مقدمه اي بر گفتگوي فرهنگ ها  
    نهنگ عنبر  
    اولين پست وبلاگم در سال ۱۳۹۵ رو با پیشنهاد فیلم سینمایی «نهنگ عنبر» با بازی عآلــــــی رضا عطاران شروع میکنم؛ این فیلم رو من نمیدونم پاییز یا زمستون ۹۴ بود که تویه سینما ديدم چون خیلی قشنگ بود امروز دوباره اون رو تویه گوشیم ديدم بازم ازش لذت بردم :)
    + پوستر فیلم نهنگ عنبر

    نهنگ عنبر 
    داستانهاي واقعي بيمه- وقتي که ديگر دير شده بود  
    یکی از دوستان تعریف می کرد اوایل سال 90 که وارد کار بیمه عمر شده بودم، رفتم میان دوستان همبازی دوران نوجوانیم شروع کردم به توضیح دادن درباره فواید بیمه عمر. یک از آنها که با هم بیشتر صمیمی بودیم شروع کرد به مسخره کردن گفته هایم. دو روز بعد هم آنها را ديدم و این بار مصمم تر برای آنها از فواید بیمه گفتم، اما باز هم آن رفیقم مرا مسخره می کرد و بعضی دیگر از مسخره بازیای او لذت می بردند. چون در یک محل زندگی می کردیم هر از گاهی آنها را می ديدم و حرفهایم

    داستانهاي واقعي بيمه- وقتي که ديگر دير شده بود 
     
    دیشب خواب ديدم واسه بار دوم توی عمرم خواب پسردائیمو ديدم
    دفعه اول كه ديدم دو سه روز بعدش فهمیدم كه زن دائیم و دائیم به خالم گفتن كه به مامانم بگن كه پسردائیم گفته منو میخواد كلا خواستگاری فامیل ما اینطوریه وقتی از ما میخوان خواستگاری كنن یه دو سه نفر این وسط ،واسطه میشن تا حرف رو به گوش ما برسونن  مگه ما ترس داریم؟!!!! خب مستقیم بیاید بگید .نه یعنی خودشون نه همون مادر پدرشون بیان بگن خب.چرا كل فامیل رو خبردار میكنید كه بعدش كه ما میگیم نه اونو

     
    از نعمت تمام کردن‌هایت  
    وقتی حواسم نبود و خودش را می‌رساند به پاهایم، از زانوها می‌گرفت و بلند می‌شد و با همان دوتا دندان کوچک زانویم را گاز می‌گرفت... همان وقت بود که دل من آب می‌شد برایش.
    وقتی اولين بار ذوق کردنش از دیدنم را ديدم، تازه پنج ماهش شده بود و قرار بود من فردای آن روز از شهر بروم. ديدم انگار همه‌ی این سال‌های خوب یک طرف، این گوشه‌ی دل یک طرف. ديدم انگار که اوست گرفته شهر دل، من به کجا سفر برم؟ به تنهایی می‌توانست تنها دلیل نرفتن باشد. چند ماه بعد برگشت

    از نعمت تمام کردن‌هایت 
    من در این هفته...  
    من در این گوشه ی دنج،و در این حاشیه ی شهر که لبریز درختان بلندی است،
    لک لکی را ديدم
    خانه ای داشت به اندازه ی احساس دل مجروحم
    و کلاغی که مرا می فهمید
    جویباری را ديدم
    که خدا را باور داشت.
    من در این هفته که تنها بودم
    حس زیبای درختان را ديدم
    و چه خندان بودند
    قاصدک ها در باد.
    آه، اینجا هر شب
    آسمان بارانی بود
    ناودان ها لبریز از باران
    قطرات باران
    سخت عاشق بودند.
    با دو چشمانم ديدم
    باد می آمد از غرب
    و چمن زار به رقص آمده بود
    من از این زیبایی،
    سخت لذت می بردم

    من در این هفته... 
    توالت عمومی  
    رفتم توالت عمومی، ديدم روی سیفون نوشته:
     
    «خواهی که نبیند اَحدی این هنرت رابرخیز و بکش سیفون بالای سرت را‌‌‌‌»
     
    من موندم شاعرای این مملکت چرا استعدادها رو اینجور جاها خالی میکنند.
    تازه برگشتم ديدم یکی نوشته :
    «سنجیدم و ديدم سخنت عین صواب استصد حیف‌كه دستگیره سیفون خراب است‌» 

    توالت عمومی 
    یه ریزه خشن هس ولی کارش درس بود  
    از تیمورلنگ سوال می‌کنند كه:
    چگونه امنیتی در كشور پهناور خود ایجاد نمودی كه وقتی زنی با طبقی از جواهرات طول كشور را طی می‌كند؛ كسی به او تعرضی نکرده و جسارتی نمی‌كند؟
    در جواب، جمله كوتاه ولی با تاملی می‌گوید:
    در هر شهری که دزدی ديدم، گردن داروغه را زدم!
     

    یه ریزه خشن هس ولی کارش درس بود 
    اولين امتياز بيرون خانه و اولين تساوي گهر دورود پس از 16 هفته + جدول رده‌بندي  
     
    در هفته شانزدهم رقابت‌های لیگ دسته سوم باشگاه‌های كشور (گروه جنوب) عصر سه‌شنبه 4 خردادماه تیم پریز (گهر) دورود موفق شد بیرون از خانه اولين امتیاز و اولين تساوی این فصل را كسب كند.
    به گزارش پایگاه خبری یافته، تیم گهر كه بازی رفت را در دورود با یك گل به پرسپولیس برازجان باته بود در زمین حریف موفق به كسب تساوی یك بر یك شد تا تنها عدد صفر در خانه تساوی‌های جدول این گروه كه مربوط به مساوی‌های گهر بود نیز پاك شود.پریز هفته اینده در دورود میزبان ن

    اولين امتياز بيرون خانه و اولين تساوي گهر دورود پس از 16 هفته + جدول رده‌بندي 
    جاى پاى حضرت  
    بچه بودم روضه داشتیم خوابیده بودم، بیدار شدم ديدم گشنمه
    رفتم آشپزخونه، یهو پام رفته تو سینی حلوا ! ديدم کف آشپزخونه پر سینی حلوا نذریه ... فهمیدم گند زدم !
    یه پایی رفتم تو اتاق پامو با یه پارچه پاک کردم.
    ديدم صدای جیغ میاد !
    گفتم آقا گندش در اومد ...
    رفتم نگاه کنم ديدم همه میزنن تو سرشون چند نفر غش کردن که حضرت پاشو گذاشته تو سینی ...!!!
    اون سینی رو با همه حلوا ها قاطی کردن همه محل صف کشیدن یه ذره ببرن ...
    شب بابام میگفت حلوا بخور بدبخت شفا بگیری جا پای ح

    جاى پاى حضرت 
    روضه خوانی امام زمان برای امام حسین علیهما السلام  
     
     
     
    مقدس اردبیلی می فرماید: آمدم كربلا زیارت اربعین بود از بسكه ديدم زائر آمده و شلوغ است ، گفتم : داخل حرم نروم با این طلبه ها مزاحم زوار از راه دور آمده نشویم . گفتم : همین گوشه صحن می ایستم زیارت می خوانم ، طلبه ها را دور خودم جمع كردم یك وقت گفتم : طلبه ها این آقا طلبه ای كه در راه برای ما روضه می خواند كجا است ، گفتند: آقا در بین این جمعیت نمی دانیم كجا رفته است .
    در این اثناء ديدم یك عربی مردم را می شكافت و بطرف من آمد و صدا زد ملا احمد

    روضه خوانی امام زمان برای امام حسین علیهما السلام 
     
    میخواستم یه چی رو واستون تعریف كنم ظهر ،نصفشو نوشتم بعد كامپیوترو خاموش كردم به همون صورتی كه همه چی باز میمونه حال ندارم اسمشو انگلیسی بنویسم .امروز اینقد انگلیسی فارسی نوشتم خل گشتم
    بعد الان اومدم كه اخراشو بنویسم و ارسال كنم كه ديدم خواهرم اومده سر كامپیوترمو فك كنم چند گیگی رو هم به باد داده و خیلی شیك و مجلسی كامپیوترو زده كلا ترن آف كرده.الان من به چه صورت اشك بریزم كه قشنگ بفهمید سوز دلمو
    بعد میگم بهش نیا اینقد نت منو به باد بده خب لاا

     
    کی بود...؟  
    آخرین باری که در جنون بودم کی بود؟
    دیشب؟
    پریشیب؟
    یا سه سال پیش؟؟
    که ديدم هوا گرم بود
    راس ساعت 12
    ناقوس مرگ به صدا در آمد
    و تا به خودم آمدم ديدم در میدان شهر جلوی طناب دار ایستاده ام
    کی بود
    کی بود که بی حرکت بودم
    اما زنده
    حس میکردم زمان ایستاده
    حسش میکردم
    کی بود
    که به خودم آمدم ديدم دستم بی حرکت شده بود
    و ناقوس مرگ فقط سیم گیتار بود که دستم رویش کشیده شده بود
    آنقدر بین مرگ و بیداری بودم
    که حتی تو را ديدم
    باور کن...
    فقط قول بده
    قول بده
    دفعه دیگر که بی خ

    کی بود...؟ 
    عشق فامیلی  
     سلام. من یه پسر 20 ساله ساکن جنوب شهر تهرانم.قدی متوسط به بالا دارم و وضعیت مالی خونوادمونم خوبه.خب اینا از مشخصات اولیه ام بود.پسری درسخون بودم تو مدرسه نمونه ام درس میخوندم.اینا رو گفتم تا بیشتر درکم کنید.از بچگی رابطه خوبی با یکی از خاله هام داشتیم.یعنی ی خیلی رفتو آمد داشتیم.منم همبازی دختر خالم بودم.حدود 16 سالم بود که فهمیدم دوسش دارم ولی با خودم میگفتم بچم و این دوست داشتنا یادم میره.یکی دو سالی گذشت ديدم نه مثل اینکه یادم نمیره و خیلی دو

    عشق فامیلی 
    2012  
    اواخر پارسال...برای اولين بار فیلم 2012رو ديدم...از اون روز همش به مرگ فک میکنم  و اینکه هیچچی ندارم که با خودم ببرم اون دنیا...نه نمازی...نه روزه ای...غیبتم که میکنم...حجابم که هییییی..بد نیس....شاید به خاطر همین یه آوانسی بگیرم....حالا چرا یاد این چیزا افتادم!!??همین یه ساعت پیش که سرمو گذاشتم رو بالش تا بخوابم...خواب ديدم دکتر داره بهم میگه سرطان روده دارم...حالا این همه سرطان هستا ولی مردن با سرطان روده بدتره...خدا نصیب هیشکی نکنه...من بابابزرگم و عمم بخ

    2012 
    اولين کنفرانس ملي ژئوماتيک نوين در خدمت جامعه  
    اولين کنفرانس ملی ژئوماتیک نوین در خدمت جامعهاین کنفرانس توسط موسسه ورنال در تاریخ 14 اسفند برگزار می گردد که از تمامی اساتید ، مححقان و دانشجویان درخواست می شود با ارسال نظرات پیشنهادات ما را در برگزاری هرچه بهتر این فراخوان مقاله یاری رسانندلازم به ذکر است محورهای کنفرانس و جزئیات بیشتر در سایت زیر قابل دسترسی می باشدwww.vernal.irنقشه برداران شرق

    اولين کنفرانس ملي ژئوماتيک نوين در خدمت جامعه 
    اعتبارنامه ي خواب؟!  
    دیشب خواب ديدم امــــام [...] به خوابم اومد و گفت اگر از روی این نامه صدبار ننویسی و به صد نفر نفرستی و .... چنین و چنان خواهی شد
    لطفا این خواب و نامه رو جدی بگیر یه نفر جدی نگرفت تریلی رفت توی كو..... *
    یا خواب ديدم امـــ.ــام ... اومد به خوابم و گفت فلان جا مــــســجد بساز یا فلان كار رو انجام بده و ....
    حتماً شما هم بارها با چنین نامه هایی یا جدیداً در دنیای مجازی و شبكه های اجتماعی و یا چنین گفته هایی در دنیای حقیقی مواجه شده اید!
    والا اگردنیای خواب و رو

    اعتبارنامه ي خواب؟! 
    دانستنی های قرآنی,۱  
    "اولين کسی که گریه کرد حضرت آدم بود"
    "اولين کسی که حج به جا آوردحضرت آدم بود"
    "اولين کسی که خانه کعبه را بنا نمود حضرت آدم بود"
    اولين کسی که برایش قبر کنده شدو لحدتهیه گشت حضرت"
    "آدم بود
    اولين کسی که روزه گرفت حضرت آدم بود که هر ماه سه
    روز،روزه می گرفت
    "اولين کسی که پرچم برافراشت حضرت ابراهیم بود"
    "اولين کسی که الله اکبر گفت حضرت ابراهیم بود"
    اولين کسی که بر منبر رفت و خطبه خواند حضرت ابراهیم
    بود
    "اولين کسی که تیر و کمان ساخت حضرت ابراهیم بود"


    دانستنی های قرآنی,۱ 
    1384  
    ۹۴ اولين بار زیاد داشتاولين کت شلواراولين قرار داد بالای ده میلیون اولين عروسی خانوادگیاولين تجربه مدیریت تیمیاولين پیروزی تلخ ( مث جنگی که پر از تلفات باشه ولی برنده باشی)اولين ماشین که خریدم  و متاسفانه اولين خاکسپرای خانوادگیکافه چی تو کارش موفق بوده ، اما زندگی باهاش راه نمی اد.

    1384 
    آخر شبی در این غزل، بانو عروسم می شوی  
    ديدم تو را با چادرت، در ایستگاه مولویديدم که از دانشکده، داری به منزل می رویچشمان تو  در لحظه ای، افتاده بر چشمان منبا آن نگاه آتشین، محبوب این دل می شویدر زیر لب گویم به تو، مهرت به جانم آمدهگویم سخن در زیر لب، تا بلکه آنرا بشنویرفتم به سویت یک زمان، تا گویمت احساس خودديدم که از نزدیک من، سوی خیابان می دویاز داغ عشقت در دلم ،وقتی که می رفتی عزیزقلبم فروپاشی شده، از عشق تو چون شورویدر خاطرم یا در خیال، یا آنکه گاهی در غزلآخر شبی در این مجال

    آخر شبی در این غزل، بانو عروسم می شوی 
    خدایا...  
    به نام خدا"

    خدایا! تو را عاشق ديدم و غریبانه عاشقت شدم...
    تو را بخشنده پنداشتم و گنهکار شدم...
    تورا وفادار ديدم و هرجا که رفتم بازگشتم...
    تو را گرم ديدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم...
    تو مرا چه دیدی که این چنین وفادار ماندی خداااااااااااا
    +و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم والله یعلم و انتم لا تعلمون...
    +عکس کپی نیست..
    یاعلی. التماس دعا

    خدایا... 
    شصت و نه  
    امروز اومدم وب.. ديدم یه نظر جدید هست.. از اقا سید(نویسنده فداک) بعد میخونم و میبینم نوشتن جز 100 تا وبلاگ برتر بیان شدمo-O
    واقعا تعجب داره ها.. اونایی که منو میشناسن میدونن تا حالا شاید 10 بار اسم و ادرس وبو عوض کردم:)
    یعنی بیان از دستم کفری میشد و گوشم میگرفت و اردنگی مینداخت بیرون.. باز جای تعجب نداشت ولی این موضع تعجب داره
    خلاصه رفتم وبهای برتر رو ديدم و ديدم که 69 مین وب شدم..
    بازم خوبه.. الحمدلله:)
    اقای عظیمی راد هم تبریک گفتن و ازشون ممنونم.. ولی متا

    شصت و نه 
     
     
     
    حرفهایت را زدی و 
    زدی زیر همه شان....
     
    حرفهایم را نزدم و 
    زدم زیر اولين بارانی كه زد...!
     
    ببین جانم!
    من زنم...!
     
    زن ها به حرفها تكیه می كنند و
    از حرفها تكیده می شوند...
     
    شك نكن كه اگر زبان اختراع نشده بود 
    هیچ زنی عاشق نمی شد...!
     

     
    درد...  
    ماندم بگویم "درد دل"ديدم درد پهلوست،خواستم بگویم"درد پهلو"ديدم چه درد داشت مادر
    "مادر "دو بخش دارد آه که هرچه می کشیم از بخش دوم است
    این شعر آن قدر زیباست که نتوانستم آن را این جا قرار ندهم
    "مردک پست که عمری نمک حیدر خورد.         نعره زد بر سر مادر به غرورم بر خورد
    ایستادم به نوک پنجه پا اما حیف.                 دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد
    هرچه کردم سپر درد و بلایش گردم.              نشد ای وای که سیلی به رخش آخر خورد
    آه زینب تو ندیدی!به خدا من دی

    درد... 
    تحلیل داربی منچستر؛ پسرکی زاده هالووین ولی ترسناک تر از هالووین  
    وقتی موعد داربی شهر منچستر می رسد، حال و هوای شهر ملتهب می شود هر چند که امسال هیچ کدام از دو تیم در قد و قواره تیم های مدعی نبودند و نیستند.

    تظاهرات هواداران منچستر سیتی پس از شکسته شدن پای لین پاردو توسط جرج بست، گلزنی دنیس لو با پاشنه پا، بازی کردن پیتر اشمایکل برای هر دو تیم بزرگ شهر و نباختن در هیچ کدام از داربی ها، گلزنی مایکل اوون در دقیقه 5+90 و برتری 4-3 شیاطین سرخ در سال 2011 فقط و تنها فقط گوشه ای از داربی ثروتمند ترین ها می باشد و البته دا

    تحلیل داربی منچستر؛ پسرکی زاده هالووین ولی ترسناک تر از هالووین 
      

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام



    جدیدترین مطالب

    خرید مستقیم فرش از کارخانه !!
    تفاوت قیمت با فروشگاه های سطح شهر 30 الی 50%