• 200 عکس پروفایل
  • بلوگل

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    تبلیغات

    همت 110



    

    آغار روزی دیگر فعالیتی دوباره

    آغار روزی دیگر و فعالیتی دوباره  
    سلام، صبح بخیر و سلامتی؛امروز یکشنبه سوم نوامبر سال دوهزارونوزده میلادی مصادف با:دوازدهم آبان ماه یکهزاروسیصدونودوهشت هجری شمسی و برابر با :اصلا تقویم عربها  مال خودشون ما نمی‌خواهیم خودمون خوب شم داریم .تازه تقویم زرتشتی داریم که امسال سه هزارو دویست و بیست و نه سال از تولد پیامبر ایرانی میگذره.ساعت هم   5:22میباشد 

    آغار روزی دیگر و فعالیتی دوباره 
     
     
    روزي ما دوباره کبو ترهای مان را پیدا خواهیم کرد… و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت … روزي که کمترین سرود بوسه است ! و هر انسان برای هر انسان برادری ست ! روزي که ديگر درهای خانه شان را نمی بندند . قفل ، افسانه یی ست ! و قلب ، برای زندگی بس است ! روزي که معنای هر سخن دوست داشتن است ، تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی . روزي که آهنگ هر حرف زندگی ست ، تا من به خاطر ِ آخرین شعر رنج ِ جست و جویِ قافیه نبرم .
    روزي که هر لب ترانه یی ست ، تا کم ترین سرود

     
    سر آغار ...  
    مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار!
    اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار ديگران قرار دهیم همه خواهند توانست با انتخاب ها و تصمیم های درست تر، استفاده بهتری از وقت و عمر خود داشته باشند.
    همچنین گاهی هدف از نوشتن ترویج نظرات و دیدگاه های شخصی نویسنده یا ابراز احساسات و عواطف اوست. برخی هم انتشار نظرات خود را فرصتی برای نقد و ارزیابی آن می دانند. البته بدیهی است کسانی که دیدگ

    سر آغار ... 
    روزی دوباره به آسمان نگاه خواهم کرد  
    روزيدوباره به آسمان نگاه خواهم کرداز رهگذری خواهم پرسید:«امروز، روز چندم مهر است؟»و صورتی را برای شاخه‌گلی در دستمو نارنجی را برای غروبی پاییزیو آبی را برای پیراهن تو به خاطر خواهم آوردآن‌روزپیراهن آبی‌ات را پررنگ‌تر بپوشبه‌خاطر پرنده‌ای‌‌که فراموش کرده فراموشی داردو هرلحظه ممکن است دوباره پرواز کند.لیلاکردبچه/ یکشب پرنده‌ای.../ نشر نیماژ

    روزی دوباره به آسمان نگاه خواهم کرد 
    مراسم بزرگداشت پرفسور جواد هیئت در تهران برگزار شد  
    روزپنج شنبه مورخه ١٣٩٤/٥/٢٢ مراسم بزرگداشت پرفسور دکتر جواد هیئت جراح، تورکولوق، مورخ و مدیر مسئول نشریه وارلیق در سالن همایش بیمارستان قلب تهران برگزار شد.
    به گزارش دورنانیوز، این برنامه که به همت انجمن جراحان قلب ایران و هیئت تحریریه مجله وارلیق تشکیل شده بود با تلاوت کلام الله مجید و شعری در وصف فراق و هجران آغار شد.
    در آغار برنامه پیام دکتر یوسف نیا رئیس انجمن جراحان قلب ایران، توسط یکی از اعضای این انجمن، دکتر شیرزاد، قرائت گردید. در

    مراسم بزرگداشت پرفسور جواد هیئت در تهران برگزار شد 
    شروع دوباره ...  
    اگر قایقت شکست ،باشد!!! ....." دلت" نشکند! "دلی" نشکنی....اگر پارویت را اب برد ، باشد!!......"ابرویت" را اب نبرد !! ابرویی نبری....اگر صیدت از دستت رفت،باشد!! "امیدت" از دست نرود! "امید" کسی را "نا امید" نکنی....امروز اگر تمام سرمایه ات از دستت رفت، دستانت را که داری!!!پس "خدای مان" را شکر کنیم...و دوباره شکر کنیم...."دست" که داریم .....دوباره "به دست" می اوریم...دوباره "می خریم".....دوباره "می سازیم".....و دوباره "می خندیم"..."

    شروع دوباره ... 
    اگر دوباره عاشق کسی بشوم  
    اگر عاشقِ کسی ديگر شوم، ديگر همانند گذشته دلتنگ ات نمیشوم!حتی ديگر گاه به گاه گریه هم نمیکنم،در تمام جملاتی که نام تو در آنها جاریست، چشمانم پُر نمیشودتقویمِ روزهایِ نیامدنت را هم دور انداخته ام.کمی خسته ام، کمی شکستهکمی هم نبودنت، مَرا تیره کرده است.اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز یاد نگرفته ام،و اگر كسی حالم را بپرسد، تنها میگویم خوبم!اما مضطربم..فراموش کردن ِ تو علیرغم اینکه میلیونها بار به حافظه ام سَر میزنمو نمیتوانم چهره ات را

    اگر دوباره عاشق کسی بشوم  
    جمع آوری لباس و لوازم دست دوم سالم و قابل استفاده  
    مدیر عامل موسسه حرفه گستر دهکده به شماره ثبت 129 و با مجوز وزارت کشور از آغار طرح جمع آوری لباس و لوازم دست دوم سالم و قابل استفاده برای نیازمندان و کارتنخوابها خبر داد و از مردم فهیم و دلسوز استان تهران و خصوصا شهرستان قرچک دعوت کردند تا در این طرح انسان دوستانه شرکت نمایند و به یاری موسسه در جهت کمک به نیازمندان واقعی بشتابند . نجات یک انسان نجات یک جامعه بزرگ است و موسسه با امید فراوان و بصورت داوطلبانه این طرح را اجرا کرده است . امید است تا د

    جمع آوری لباس و لوازم دست دوم سالم و قابل استفاده  
    سی و چهارمین سالِ شب بوهایِ بی تو  
    دوباره بهار. دوباره نوروز، دوباره فروردین و روزهایِ
    یادِ تو. دوباره فتح المبین. دوباره شوش. دوباره اشک هایِ لغزانِ یک مادر
    شهید. و جای خالی یک پدر رنجور... دوباره تو که می خندی به روی من...
    دوباره سالگرد وصل تو. مبارکت باشد، مبارکت باشد...



    و مبارک باشد بر شما این سال نو.
    ان شاءالله احوال مان نو شود و رو به راه . . .

    سی و چهارمین سالِ شب بوهایِ بی تو 
    پلک روی پلک !  
    به نام "او"
    دوباره نوشتن همدم دردهای کهنه شد ، دردهایی که گاهی سر از زخم بیرون می آورنددوباره نوشتن همدم سرابی شد که از روز های خوشم باقی مانده است ،گاهی فال حافظ میگیرم تا ذره ای روح به این تن بی جان بدمم !دلم برای تماشای طلوع آفتاب تنگ شده است.دوست دارم تا یک بار ديگر آسمان فراغت را در آغوش کشم و تنها در گوشه ای بشینم  و بیندیشم به آنچه که تا کنون بر من رفته است !بیندیشم که با روزهای مانده چه کنم؟بیندیشم که لحظه ها را چگونه سپری کنم ؟آنگاه تصمی

    پلک روی پلک ! 
    شهید محمودوند  
    اینجا درب هاے آسمان باز است. اینجا فوج فوج ملائڪ در تردد هستند. 
    اینجا واژه ها فرق مےکند. اینجا همه چیز عطر و بوےخاصے مےدهند.
     اینجا نگاه ها، ڪلامها، قدمها، دعا و نمازها عطم مسلخ عشق مےدهند. مسلخے ڪه سرخے اش را وام دار یاران امام عاشوراست. اینجا معــــــــــراج است...
     معراجـــــے ڪه آسمان را به زمین مےرساند و زمین را به آسمان، آخر اینجا نقطه تلاقے آسمان و زمین است...
    معراج یڪ دنیاے جداگانه است. جداے از هر تعلقاتے، جداے از هر عُلقه اے، جداے از ه

    شهید محمودوند 
    دوباره اومدم آقا اگه منو لایق نوکری بدونی  
    دوباره اومدم آقا اگه منو لایق نوکری خودت بدونی 
     
    آقای من شرمم میشه اسمم رو بزارم نوکر شما 
     
    آقای من خیلی وقت بود یادم رفته بود وظیفه ام رو یادم رفته بود که هدفم روزي چی بوده گمراه شدم راهم رو اشتباه رفتم ولی الان برگشتم 
    دستم رو بگیر و کمکم کن من رو آقا برای جبران 
    برای جبران همه اشتباهاتم
     
    آقا امیدم رو تو زندگی بخاطر بار مشکلات ازدست دادم ولی عزیز اهل دلی دوباره بهم یادآوری کرد که هدفت چی بوده و راه رو دوباره نشونم داد 
     
    آقای من هرچه از دو

    دوباره اومدم آقا اگه منو لایق نوکری بدونی  
    سلام منهاي حرف  
    میدونم كه دلخوری...
    حق داری... خیلی وقته سراغی ازت نگرفتم... حالتو جویا نشدم....
    اومدم كه دوباره با هم باشیم. شریك روزها و شبهای تنهایی. ترسیم گر زخمهای این ملت. با هم باشیم چون معتقدیم مثل گابریل گارسیا ماركز كه با خدای خودش نجوا می كرد خدای من، اگر كمی ديگر زنده بودم نمی گذاشتم روزي بگذرد بی آنكه به مردم بگویم چقدر عاشق آنم كه عاشق شان باشم.
    من یاد گرفته ام كه انسان فقط زمانی حق دارد به همنوع خود از بالا نگاه كند كه می خواهد به او كمك كند تا بر روی پ

    سلام منهاي حرف 
     
    فاطمه خیلی بی معرفتی که این سنگر و پناهگاه قدیمی رو فراموش کردی...
    هزاری هم بگذره نه فیسبوک نه اینستاگرام نه تلگرام نه هیچ شبکه موبایلی دیگه ای جای وبلاگ رو نمیگیره
    امیدوارم یه روزي بیاد که همه دوباره به وبلاگاشون برگردن.رسالت وبلاگ نویسی کم چیزی نیست
    دوباره شروع میکنم
    بسم الله...

     
    پیشاپیش سال نو مبارک  
    سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زندو پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد وچون همیشه امیدوار وسال نومبارک...

    پیشاپیش سال نو مبارک 
    یه روزی...  
    یه روزي میرسه زنگ میزنی بهم و میشنوی مشترك مورد نظر در حال مكالمه است...این تلافی اون همه پشت خطی موندنام...یه روزي میرسه كه اس ام اس میزنی كه دلم گرفته و منم بهت هیچ جوابی نمیدمو بعد چند ساعت یه اس ام اس رایگان میدم...این تلافی همه اون بیخیال بودنات...یه روز میرسه كه زنگ میزنی و با بی میلی میگمبعدا بهت زنگ میزنم...این تلافی همه اون بی محلیات...یه روز میرسه كه زنگ میزنی بهم میگی عشقم منم توی جواب بهت میگم عشقت نیستم...این تلافی روزایی كه بهم میگفتی عا

    یه روزی... 
    غروب شلمچه  
    غروب می کند دلم؛ هرآن
    درلحظه های نبودنت...
    و تو نیستی 
    که ببینی
    غربتت را
    در غروب لحظه هایم...
    می گیرد
    دلم 
    تمام ثانیه ها
    وقتی تونیستی...
    این گرفتگی را ؛
    کدام مرد آسمانی نمازآیات خواهد خواند؟؟؟!
    نشانه ای
    تلنگری
    تبسمی بنما...
    غروب هم اگر زیباست؛
    یاد تو زیبایش می کند؛یقینا...
    در اولین غروب سال جدید
    باز هم نیامدی
    تا غروب شد!!!!...
    غروب شد؛
    شلمچه هم  گرفت...مثل دل ها...
    دوباره روز از نو
    روزي از نو؛
    غروب شد...
    بازهم فصل جدید انتظار ورق خورد...
    غروب های مکرر.
    دوبا

    غروب شلمچه 
    عشقولانه من  
    یواش بیا ،
    باز هم که از یاد برده ای کجا آمده ای
    اینجا قلب من است
    آهسته ،
    این قلب، شکسته…
    نگاهی کن ببین درب های قلبم بسته
    شاید باز هم نا مردی مثل تو پشت دیوار قلبم نشسته !
    آمده ای که بگویی پشیمانی؟
    اما هنوز چند روزي بیش نیست که از آن روز گذشته
    آتش دلم همچنان در حال آتش گرفتن است ،
    بگذار خاکستر شود ، بعد بیا و دوباره دلم را آتش بزن و بسوزان
    بگذار گونه های پر از اشکم خشک شود ،
    بعد بیا و دوباره اشکم را در بیار
    آهسته ، قلبم خیلی بد شکسته
    دوباره آمده ای ک

    عشقولانه من 
    بوي ماه مدرسه  
    سلام
    آغار بهار علم و دانش و بحث و مدرسه به همه ایرانیان مباركباد.بویژ اول دبستانی ها امیدوارم با شور شوق و امید به آینده درس خود را شروع كنند و ما نیز برای همه این نونهالان دعا كنیم و البته من نیز امسال تجربه جدیدی را آغاز كردم ، اولین فرزندم امروز از اول دبستانی ها است .
     
     
     
     
     
     

    بوي ماه مدرسه 
    00:33  
    خواب بودم، سارگینا می‌رقصید، محال بود بتوانم طناب را دوباره پایین بکشم، عصر بخیر استاد، دوباره چه تصمیمی گرفته‌اید؟ خیال دارید باز هم از کلودیا بنویسید؟ نه، ديگر نه، ديگر در توانم نیست، به سیرک به نوازنده ها راضی نمی شوم، می روم همان جا زیر میز، درست همان جا تمام اش می‌کنم؛ خداحافظ کلودیا، خداحافظ کلودیای مغمومِ من

    00:33 
    نو شدن ،تحولی دوباره مبارک  
    ✳️نو شدن، تحولی دوباره مبارک @faatehanخوب مهربون سلامسلام و سلام که از اسماء زیبای الهی است.کمتر از چند دقیقه به نو شدن، به تغییر و تحولی دوباره مونده. لحظه ای که شمارنده های سال صفر میشه و همه چیز از نو آغاززمستان با همه سفیدی، زیبایی و سردی و سختی هاش، بار سفر به دوش داره و داره میره و شروعی دوباره با بهار با امید با تلاش خواهیم داشت ان شاالله.بهار و بهار و بهار... یعنی 

    نو شدن ،تحولی دوباره مبارک 
    شروعی دوباره با کلی انرژی و ایده  
    سلام 
    خوبین 
    خیلی خوشحالم که دوباره پس از گذشت یه دوره ی خیلی طولانی و پشت سر گذاشتن همه ی خوبی ها و بدی های گذشته بازم اومدم تا دوباره شروع کنم و دوباره اگه دوست داشتین در خدمتتون باشم البته اگه قابل باشما...
    با کلی علاقه و نشاط میخوام دوباره شروع کنم و به صورت مرتب اینجا براتون مطلب بنویسم یه خرده هم متنوع تر از گذشته پس منتظر باشیدا!

    شروعی دوباره با کلی انرژی و ایده 
    تولد  
    اینم شعری که قولشو یک ماه پیش دادم:
    باز ماه بهمن اومده دوباره
                  همه میگن دو ما دیگه بهاره
    تولدا زیاده تویه این ماه
                   هدیه ها ردیف شدن دوباره
    اومد تویه گردش این ماه خوب
                   قلبم شدده دوباره پاره پاره
    روز تولد تو شد عزیزم
                  مهمونا جمع شدن مثل ستاره
    همه میگن با قدم تو امشب
                  ماه اومده تو شب هایی که تاره

    تولد 
    یه داستان جالب...  
    روزي زنبور و مار با هم بحثشان شد.
    مار میگفت: انسانها از ترسِ ظاهر خوفناکِ من میمیرند؛ نه بخاطر نیش زدنم!
    اما زنبور نمی پذیرفت.
     
    مار، برای اثبات حرفش، به چوپانی که زیر درختی خوابیده بود؛ نزدیک شد و رو به زنبور گفت: من او را می گزم و مخفی میشوم ؛ تو بالای سرش سر و صدا و خودنمایی کن!
     
    مار چوپان را نیش زد و زنبور شروع به پرواز کردن بالای سر چوپان نمود.
    چوپان فورا از خواب پرید و گفت: ای زنبور لعنتی! و شروع به مکیدن جای نیش و تخلیه زهر کرد.
    مقداری دارو بر

    یه داستان جالب... 
    پشیمانی  
    من نفس دنیا را بریدم.ديگر نمی تواند در مقابل من برخیزد.چشمان آبیش ديگر روشن نمیشود.رودهایش از حرکت بازایستاده اند و قلب طلاییش ديگر نمیتپد. نوای تک تک اجزایش خاموش گشته . و من آن کسی بودم که آن را به سیاه ترین عدم فرستادم. من نمیدانم از این که او را نابود کردم باید خوشحال باشم یا مغموم.من دوباره سرگشته شده ام.باید از نو دنیایی بیافرینم تا سرگشتگیم دوباره بر من آشکار نگردد.
    دنیایی میافرینم به رنگ سیاه
    با قلبی سرخ.

    پشیمانی 
    دوباره اومدم  
    بعد از مدت ها که رمز ورود به پنل رو فراموش کرده بودم خیلی اتفاقی دوباره پیداش کردم.
     
    سلام مولا جان
    چقدر ازتون دور شدم این چند وقته
    الان که تونستم وارد پنل بشم دوباره یاده روزایی افتادم که اینجا تنها جایی بود که درد و دلامو با شما مطرح می کردم.
    چقدر از اون روزا دور شدم
    یادش بخیر تمام فکر و ذکرم شما بودین
     
    ولی الان ...........
     
    مولا جان ممنون دوباره منو رام دادین تا با شما صحبت کنم
    من که می دونم لیاقت ندارم حتی اسم شمارو به زبون بیارم ولی خوب الان لطف

    دوباره اومدم 
     
    میخواهم برومبی صدا با قلبی شكستهمیخواهم برومبی تو ولی با خاطراتتمیخواهم برومخسته ام از دوست داشتن های الكیروزي عاشقم بودی ولی حالا...روزي دستانت را داشتم ولی حالا...روزي برایم میمیردی ولی حالا برایش...اری زندگیم را باختم برای تو ولی تو...میخواهم برومبا قلبی شكسته...
     
     
    +............. :-(

     
    حالا یه عده  
    حالا یه عده سوال میکنن که اگر منصور حلاج گفت انا الحق چه اشتباهی مرتکب شد که مستحق کشته شدن بود؟ پاسخش اینه که اشتباه شرک، حتی نظر شمس هم همونه که منصور حلاج اشتباه میکرد، اما یه عده سوال میکنن که کشتن برای منصور حلاج آیا مجازات سنگینی نبود؟ پاسخش اینه که باید نگاه کرد حکومت تا چه میزان در اون زمان اسلام درستی رو رعایت میکرده؟ بعدش همپیه عده میگن سلاملکم و همشو فراموش میکنن و دوباره آلزایمر میگیرن و دوباره روز از نو و روزي از نو، خب من که اعت

    حالا یه عده 
    تبریک سال نو  
    سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زندو پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد وچون همیشه امیدوار و
                                                 سال نومبارک...

    تبریک سال نو 
    کرواسی از دریچه آمار/تهران و زاگرب در اندیشه همکاری های نوین اقتصادی  
     
    تهران- ایرنا- سفر خانم «کولیندا گرابار کیتاروویچ» رئیس جمهوری کرواسی به تهران که از دیروز(سه شنبه) آغار شد، به منزله فصل نوینی از همکاریها بین تهران - زاگرب به حساب می آید که سال گذشته بدلیل شرایط تحریمی، به پایین ترین سطح خود نزول کرد و اکنون انتظار می رود دو طرف دورجدیدی از همکاری ها را پایه گذاری کنند.
     
    به گزارش خبرنگار اقتصادی ایرنا، مراسم استقبال رسمی رئیس جمهوری کشورمان از کیتاروویچ امروز(چهارشنبه) در مجموعه تاریخی فرهنگی سعدآباد ا

    کرواسی از دریچه آمار/تهران و زاگرب در اندیشه همکاری های نوین اقتصادی 
    روز نو مبارک  
    سلام.
    روز نو مبارک!
    داشتم به این فکر می کردم که چرا ما هر سال اول رو به هم تبریک می گیم!چرا هر روز رو به هم تبریک نمیگیم؟؟
    روز نو مبارک!!
    راستی یک وبلاگی وبلاگ من رو دوباره درست کرده! ایناهاشش:
    http://tahaam.blog.ir
    بعدش نوشته که دوباره برگشته!!!
    آفرین دوباره برگشته!
    این من نیستم!
    حرف آخر:
    فقط 364 روز مونده به سال ۱۳۹۶


    عید تون پیشا پیش مبارررک 
    یادتون باشه من اولین کسی بودم که عید ۱۳۹۶ بهتون تبریک گفتم

    روز نو مبارک 
    فاکین الون٬ فاکین کمیونیکیشن  
    نشستم کامنتت رو می خونم. دوباره و دوباره و دوباره.تو این چند روز٬ فقط یه کامنت دیدم ازت. فیلز لایک عام فاکین الون این د کرود اگن. فاکین الون٬ یو نو...
    +حداقل بیشتر کامنت بذار:)) یا یه چیز قشنگ هم بگو:)) کامنتت سه چار کلمه بیشتر نیس٬ حوصله م سر رفت:))
    ++تیک یور هند اند واک اوی...

    فاکین الون٬ فاکین کمیونیکیشن 
    انتشارات رامان سخن : رمان زندگي دوباره اثر روژين اسماعيل پور را منتشر كرد  
    انتشارات رامان سخن : رمان زندگی دوباره اثر روژین اسماعیل پور را منتشر كرد

    رمان «زندگى دوباره» تألیف روژین اسماعیل پور، توسط انتشارات رامان سخن منتشر شد. به گزارش كردستان فردا، رمان زندگی دوباره کتابی است اجتماعی که واقعیت های روز زندگی را در یک داستان عاشقانه به ما نشان می دهد. عاشقانه ای.

    انتشارات رامان سخن : رمان زندگي دوباره اثر روژين اسماعيل پور را منتشر كرد 
    عمر دوباره... زندگی دوباره...  
    سلام...فکر می کنم خدا به احترام اینکه در 16 فرودین 1395 مهمان شما بودم عمر دوباره به من بخشید... فکر می کنم که خدا نظر به رئوفی شما کرد و زندگی دوباره بهم بخشید... یاد حرفهای مادرم می افتم که با گریه می گفت یا امام رضا... بچه من هم مثل آهویی که نجاتش دادی... بچمو از تو میخوام... یا امام رضا...اشک توی چشمام حلقه زد وقتی پدرم برای سلامتی من نذر پابوس خواهر شما کرد...من فکر می کنم عمر دوباره ای خدا بهم داد از لطف و عنایت شماست... کاش قدر بدونم این لحظات کوتاه عمر

    عمر دوباره... زندگی دوباره... 
    بعد از چند وقت  
    بعد از چند وقت دوباره به این وبلاگ ترک شده برگشتم. راستش را بخواهید بعد از چهار ماه دوباره انگشتانم دارند کلیدهای کیبورد را لمس می‌کنند.
    توی این مدت خیلی چیزها عوض شده است. حوادث گوناگونی رخ داد ، تفکرات عجیبی پیدا کردم و بعد آنها را از مغزم بیرون کردم و خیلی چیزهای ديگر.
    توی این مدت خودم را بهتر شناختم و فهمیدم که آدم تنبلی هستم ؛ خیلی تنبل.

    بعد از چند وقت 
    سایز  
    همسر: چکار میکنی بعد اینکه من بمیرم؟ میری زن دیگه میگیری؟ شوهر: قطعا نه!همسر: چرا که نه؟ دوست نداری دوباره متاهل بشی؟شوهر: خوب معلومه که میخوامهمسر: خوب چرا پس نمیخوای دوباره ازدواج کنی؟شوهر: باشه باشه دوباره ازدواج میکنمهمسر: ازدواج میکنی واقعا؟شوهر: ……!؟
     

    سایز 
    نوروز مبارک  
    می خوام بگم که تحویل سال، فارغ از عبارات قشنگی مثل (رسیدن بهار)، (نوشدن روزگار) و (تولد دوباره طبیعت) و... فرصتی دوباره برای تک تک ماست. فرصتی برای دوباره از جا بلند شدن . یک فرصت تازه برای تلاشی دوباره، که اگه تا امروز میخواستیم بهتر باشیم و نتونستیم باز هم تلاش کنیم ، فرصتی برای فکر کردن دوباره به خواسته هامون ، فرصتی تازه برای زندگی کردن،  برای این که اگه در سال گذشته وقت زیادی رو تلف کردیم و از هدف هامون دور شدیم دوباره تصمیم بگیریم و این بار

    نوروز مبارک 
    سال1395مبارک  
    سال1395مبارکسال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و چون همیشه امیدوار و سال نومبارک...<منبع ما برای این متن>

    سال1395مبارک 
    سال نو مبارک  
    سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و …سال نو مبارک …چون همیشه امیدوار و سال نو مبارک…

    سال نو مبارک 
    پيام تقدير وتشكر خانواده هاي خواجه داد --ناظري -وحيدي راد --مومني ---كشتگر وعبداللهي  
    از تمام كسانی كه در مراسم شروع تشییع جنازه كفن --- دفن و بزرگداشت مراسم حاج بدیل ناظری شركت داشته اند كمال تشكر و قدر دانی به عمل می اید لازم است از فر ماندهی سپاه پاسدران زابل و مناطق بسیجیان و تیپ110 علی اكبر .هم چنین روحانیت حوزه های علمیه و مصلی سیستان از حضور در این مراسم كمال تشكر و قدر دانی از طرف حاج آقا وحیدی راد وخاندان محترم خواجه داد به عمل  می اید از تمام كسانی كه از استانهای مختلف كشور شرف حضور یافته و با حضور خویش باعث تسلی و ابرا

    پيام تقدير وتشكر خانواده هاي خواجه داد --ناظري -وحيدي راد --مومني ---كشتگر وعبداللهي 
      

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام



    جدیدترین مطالب

    جستجو ها

    هر هفته 7 فیلم رایگان !!
    دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)