بلوگل

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

افزایش ورودی گوگل

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

همت 110


هعی خدا خاک کم آوردی..؟

اشعار پندیات  
پرسدزتواین خانه،همراه چه آوردی؟
درمحضرجانانه،همراه چه آوردی؟
رفتندازاین خانه،قارون وسلیمان ها
باحشمت شاهانه،همراه چه آوردی؟
این عمرگران خود،بیهوده زكف دادی
كوخانه وكاشانه،همراه چه آوردی؟
كو ثروت بسیارت،كو درهم و دینارت
زان ثروت افسانه،همراه چه آوردی؟
روزی تو جوان بودی دارای توان بودی
كو همت مردانه،همراه چه آوردی؟
دیدی همگی رفتند،توماندی واعمالت
ای خفته غریبانه،همراه چه آوردی؟
كوهمسروفرزندت،كو مادر دلبندت
باخویش دراین خانه،همرا

اشعار پندیات 
دیدار مثنوی ــ یک جرعه می  
دیدار مثنوی 
یک جرعه می  
                           زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
                               از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد
                               شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب
                               باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد ..... حافظ
 
 
آه از این پیر خوش بر آوردی 
تا تن از پیرهن در آوردی 
به گدایی نظاره گر مهتاب
سیم ِ تن دادی و زر آوردی
موج بر موج می شدی چو اثیر
آذرخشی به پیکر آوردی 
در تپش بود و تاب دل به نسیم
بر

دیدار مثنوی ــ یک جرعه می 
مهدی اخوان ثالث  
قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟از کجا، وز که خبر آوردی؟خوش خبر باشی، امّا، امّاگرد بام و در منبی ثمر می گردی.انتظار خبری نیست مرانه زیاری نه ز دیّاری ، باری،برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس،برو آنجا که ترا منتظرند.
قاصدک!در دل من همه کورند و کرند.دست بردار از این در وطن خویش غریب.
قاصدک تجربه های همه تلخ،با دلم می گویدکه دروغی تو، دروغکه فریبی تو، فریب.
قاصدک! هان، ولی ...راستی آیا رفتی با باد؟با توام، آی کجا رفتی؟ آی...!راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟ما

مهدی اخوان ثالث 
تولدت مبارک  
همسرم
عزیزتر از جانم
با وجود پرمهر و نگاه گرمت دنیایی از پاکی، صداقت و صمیمیت را برایم به ارمغان آوردی
برای توصیف مهربانی‌ات واژه‌ها یاری نمی‌دهند. تا ابد به تو وفادار خواهم ماند
سالروز شکفتن گل وجودت را عاشقانه تبریک می‌گویم . . .یلدایت شاد

تولدت مبارک 
we never go out of style  
-اونجا که بودم کم خواب ترین حالتمو به ارمغان آوردم!+;)) به ارمغان آوردی؟-غلط بود نه؟+میشه گفت اینم خب-نه منظورم این بود که دیگه کم خوابی رو گینسی کردم!+یعنی گینس مالیش کردی؟-;)) بالاترین رکورد کم خوابی رو به ثبت رسوندم دیگه خفه شو دیگه ;))))))

we never go out of style 
یارب از آن چه آوردی به سرم از این که کردی در به درم به خنده دیدی چشم ترم یا رب  
متن آهنگ مهستی به نام شمع لرزان :
یا رب آیا تا کدامین لحظه باید سوخت
تا به کی چون شمع لرزان شعله ها افروخت
این پل بشکسته کی آخر می ریزد
در دل بی باورم باور می ریزد
کهنه شد تقویم عمر سر به سر پوچم
خسته از تکرار تلخ و خسته از پوچم
این پل بشکسته کی آخر می ریزد
در دل بی باورم باور می ریزد
یا رب
اگر از گفتن ببندم لب، نه خاموشم یا رب
یا رب
که من آن آتش فشان سینه در جوشم یا رب
به من بگو در روز جزا که بشکند این فاصله ها
چه پاسخی داری تو مرا
یا رب
از آن چه آوردی

یارب از آن چه آوردی به سرم از این که کردی در به درم به خنده دیدی چشم ترم یا رب 
هعی خدا خاک کم آوردی..؟  
-بیداری؟ +آره-میخوای چیکار کنی؟ +هیچ -من چی؟+ازتومرا امید شفا نیست،شاید امام زاده ی بعدی....-اون جوری نیست که فکر میکنی+من زنده ام که دوست بدارم،شاید حرامزاده ی بعدی :)-عوضی +عوضی تراز اون عوضیا که عوضم کردن؟ -بای+هری

هعی خدا خاک کم آوردی..؟ 
گرگ بی دندان...  
همی داغان دغانم دو چشمت را ببرقانمچو برقی از تو من بینم فلک را من بچرخانمفلک را هست در یادم چو پیچی در سر آدمکجایی لامکان زاده که بردی این زمستانمبهارم را تو آوردی و روزم خوش به نا کردیشب و روزم همه یکسان و من اندر پی حیوانچرا نامم بشد انسان همی انسان نبود این جانهمه انسان نما بینم به تیزد آن نوک دندانولی ما را جفا کردی بزادی گرگ بی دندان!

گرگ بی دندان... 
ای کاش، ساعت برنارد!  
۱۳۹۴/۱۰/۲۸ دوشنبه
بزرگ شدن دقیقا هیچ حس خاصی نداره، نه هیجان، نه حسی خوب، نه درد، بزرگ شدن هیچ حسی نداره، درست مثل کما، وقتی تا یه حدی بزرگ شدی، اونوقت از کما بیدار میشی و میبینی چه چیزهایی به دست آوردی و چه چیزهایی رو از دست دادی، به هر حال....تولدم مبارک، امروز یکی از روزهای خوب زندگیم بود، با دوست های خوب و خاطرات خوب...

ای کاش، ساعت برنارد! 
اشک تنهایی  
منم آن چنگ تنهایی و تو آن کوس رسوایی  و تو آن یاور دشمن که می نازی به خود آییمنم آن اشک و بی تابی و تو آن مشک نایابی و من آن دوست مانم تا به کَس آیم نه آقاییمنم آن فرصت تنها و تو آن رخست هر جا و من آن زشت بی پاسخ که زیبایم تو را آییمنم آن آدمک باشم و تو آن شادمک آیی و من آن نا به شادانم که شادانم تو راباییمن آنم خرمک بودم بدور از روشنک بودم ولی ناگه ز تاریکی درونم را تو یاد آییمن آنم فرفرک بودم تو را عاشق ترک بودم چو معشوقان خَرم کردی و از ما بهترم

اشک تنهایی 
از سری حرفهای گیر کرده در گلو  
اون:سلام،زنده ای؟معلوم هس چن وقته کجایی؟اینه رسم دوستی؟
حرفی که باید بزنم:چیه؟باز با دوست دخترت دعوات شده چس ناله هاتو آوردی برا من؟
و اما حرفی که بعد از کلی کلنجار میزنم(مث همیشه میرم تو فاز دلقک بازی):سلام نکنه منتظری حلوامو بخوری؟
+بالاخره من یه روزی همه ی حرفای نگفته رو میگم و میرم...
+شاید بعدا براتون از اون بگم...

از سری حرفهای گیر کرده در گلو 
22  
خوابتو میدیدم یه جایی تو آلمان یا شایدم سمت نئواورلئان ولی احتمالاً آلمان ولی کاش نئواورلئان، کفشای بندی قرمز پام بود و تو یه کت پشمی دودی تو خیابونا راه میرفتیم و میخندیدیم. موهام بلند بود و قشنگ. دستمو گرفتی و منو کشیدی تو بغلت. یه شال بلند مخمل در آوردی و پیچیدی بهم گفتی اینجوری سرما میخورم. پیشونیمو بوسیدی. یه جایی وایسادیم چایی خوردیم برا همینم شاید استانبول بود ولی کاش نئواورلئان بود.

22 
فرازی از وصیت نامه شهید مهدی مساحی  
بارالها نه طاعتی دارم که به آن مغرور باشم نه ثوابی دارم که بدان دلخوش کنم.
یا سیدی! توخودت ساحل نجات را به من نشان دادی و دست مرا گرفتی و مرا به جبهه آوردی.
ای رحمن! هرچه خواستم تو به من دادی ولی من بنده ی شکوری نبودم. 
ای رحیم! چشم از دنیا بسته و به آخرت دوخته ام. 
خدایا! من مانند غریقی شده ام که در دریای بی کران تشنه و در بیابانی بی پایان گمشده ام. 
خدایا تو خودت مرا نجات بده. دست مرا بگیر و مرا متصل به صف یاران شهیدم بنما.
فرازی از وصیت نامه  شهید م

فرازی از وصیت نامه شهید مهدی مساحی 
آزمون دکترا  
برای کنکور دکترا شرکت کردم. هیچی هم نخوندم. با خودم میگم حالا فردا بلند شم برم الکی ببینم چی میشه. بعد دوباره به خودم میگم مگه تو نمیخوای اپلای کنی؟
روی اول: چرا میخوام اپلای کنم ولی برم ببینم نخونده رتبه ام چند میشه؟
روی دوم: خب شنبه باید مقالتو تحویل بدی هنوز آماده نیست، همین 9-10 ساعت هم خیلیه؟
روی اول: خب مقاله رو شنبه نیمه کاره تحویل بده؟
روی دوم: گیریم که رفتی و رتبه ی یک آوردی!
روی اول: خب تو رزومه ای که میخوام باهاش اپلا کنم می نویسم!
روی دوم

آزمون دکترا 
دزد جوانمردی  
"کلیله و دمنه"《دزد جوانمردی》اسب سواری ، مرد افلیجی را سر راه خود دید که از او کمک می خواست . مرد سوار دلش به حال او سوخت ، از اسب پیاده شد  او را از جا بلند کرد وبر روی اسب گذاشت..... تا او را به مقصد برساند!مرد افلیج که اکنون خودرا سوار بر اسب میدید دهنه ی اسب را کشید و گفت :اسب را بردم ...... ....و با اسب گریخت! پیش از آنکه دور شود صاحب اسب داد زد : "تو تنها اسب را نبردی ، جوانمردی را هم بردی!اسب مال تو ؛ اما گوش کن ببین چه می گویم ...

دزد جوانمردی 
یادداشت 84، خوشال باش..  
+ این چیه؟ 
-گیره ی کاغذ، ببین اینجوری کاغذارو کنار هم نگه میداره
+ از کجا آوردی؟
- دوستم بهم داده 
+ چه دوست خوبیه... اسمش چیه؟
- اسم کی؟ دوستم؟:).. صبا
+ صبا؟
- خاله صبا
+ آره خاله صبا..چه شکلیه؟
- چه شکلی؟! مث بقیه دخترا..مث من... 
+ خوشگله 
- :o
(امیررضا در حال کنجکاوی کودکانه)
+این چیه؟
- کدوم؟
+ همین که شبیه مینیونه؟
- مینیون؟ مینیون چیه آخه؟ :)
+ همون که میوه میخوره، زرده، گرده... اینجوری میخنده( یه شکلک مسخره درمیاره) ، شبیه ماکارونیه..
- ای مسخره! 
کاش میشد

یادداشت 84، خوشال باش.. 
درگذشت فرج الله سلحشور کارگردان فیلمهای مردان آنجلس و یوسف پیامبر  
به نام خدا
إنّا لله و إنّا إلیه راجعون
رحلت مرحوم فرج الله سلحشور، هنرمند قرآنی و ارزشی کشور و بلکه جهان اسلام را تسلیت می گویم.
حاج فرج عزیز! خداحافظ، ما هم به زودی به تو خواهیم پیوست. شهادت می دهیم که تو حق امر به معروف و نهی از منکر را به جا آوردی و برایت از خدای مهربان درجات و مقامات عالی نزد خوبانش آرزو داریم.

درگذشت فرج الله سلحشور کارگردان فیلمهای مردان آنجلس و یوسف پیامبر 
قاعده بازی  
مهم نیست چقدر آدم منطقی‌ای باشی. یه جایی یه روزی یه لحظه‌ای واسه یه عزیزی دلتنگی خلع سلاح‌ت میکنه. خلع سلاح‌ت میکنه و تلافی میکنه همه دفعات قبلی که بهش فشار آوردی و جلوشو به زور گرفتی و طرف منطق‌ت رو گرفتی و قاعده‌ها و روول‌ها رو مرور کردی که نکنه کاری خلاف قوانین‌ت انجام بدی رو. تلافی میکنه با یه بغض سمجِ سنگین. وقتی قدرت برسه دست‌ش، مجبورت میکنه کاری رو بکنی که خیلی وقته باید می‌کردی. باید میگفتی چه احساسی داری. وقتی نوبت دلتنگی برسه،

قاعده بازی 
ملت همیشه حاضر در صحنه O_o  
امروز زنگ زدم فلانی دورگیر آوردی(یه هفته بود سفارش داده بودم و چند باری هم زنگ زده بودم)میگه والاه هنوز بارو کامل باز نکردم نمیدونم، از صبح داریم رای جمع میکنیم :|
بلافاصله بعد اون میگه شما به کی رای میدین!میگم من هنو نمیدونم زود گفتم باشه عصر سر میزنم و میام میگیرم خداحافظ...
یاد اون جک افتادم ،یارو زنگ زده به یه کسی گوشیش خاموش بوده خانومه میگه :"دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد..."میگه اونو ول کن حالت خودت چطوره! شده مساله ی ما
میخواستم در ای

ملت همیشه حاضر در صحنه O_o 
ویژه گی های فنی خاص در یک اختراع  
  با توجه به بند (2)
ماده 13 معاهده همکاری ثبت اختراع، هرگاه گروهی از اختراعات در اظهارناخه بین
المللی واحدی ادعا شود، الزام وحدت اختراع مندرج د ربند (1) ماده 13 آیین نامنه
فقط زمانی رعایت شده تلقی خواهد شد که یک رابطه فنی بنی اختراعات حاوییک یا چند
ویژه گی های فنی خواهد بود که مبین دست آوردی باشند که هریک از اختراعات ادعایی در
کل به سابقه اختراع می افزایند.

 

ویژه گی های فنی خاص در یک اختراع 
عشق چیست ؟ ازدواج چیست ؟  
مریدی از استادش پرسید : عشق چست؟استاد در جواب گفت: "به گندمزار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندمزار به یاد داشته باش که نمی‌توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!"مرید به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی ؟" و مرید با حسرت جواب داد: "هیچ! هر چه جلو می‌رفتم، خوشه‌های پرپشت‌تر می‌دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت‌ترین  تا انتهای گندمزار رفتم."استاد گفت: "عشق یعنی همین!"مرید پرسید: پس ازدواج چیست؟اس

عشق چیست ؟ ازدواج چیست ؟ 
باس کسی باشه...  
 همیشه باید یکی کسی باشد که حتی اگر به جای کلمات فقط سه نقطه گذاشتی در یک صفحه سفید، بدانی که می داند یعنی چه ! . . . همیشه باید کسی باشد ! تا بغض هایت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد ! باید کسی باشد که وقتی صدایت لرزید ! بفهمد ! که اگر سکوت کردی بفهمد ! باید کسی باشد ! که اگر بهانه گیر شدی ! بفهمد ! باید کسی باشد که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن ! نبودن ! بفهمد ! باید کسی باشد که اگر حرف های بی معنی زدی بفهمد ! باید کسی باشد بفهمد که درد داری ! که زن

باس کسی باشه... 
شعر حاج منصور ارضی - وفات حضرت ام البنین(س)  
بدون ماه قـــدم مــــی زنم ســــــــــــحر ها را
گرفته اند از این آســــــــــــــمان قمر ها را
چقدر خاک ســرش ریخته است، معلوم است
رسانده است به خانم کســــی خبرها را
نگاه کن سر پیری چه بی عصــــــــــــــا مانده
گرفته اند از این قد کمان پســــــــــــرها را
چه مشکل است که از چهار تا پسرهــــــایش
بیاورند برایش فقط سپـــــــــــــــــرهـــــا را
نشسته است سر راه و روضـــــــه می خواند
که در بیاورد آه آه رهگذرهــــــــــــــــــــا

شعر حاج منصور ارضی - وفات حضرت ام البنین(س) 
ليلة الرَّغائب  
شب جمعه اوّل ماه رجب را لیلة الرَّغائب می‌گویند و از برای آن عملی از حضرت رسول صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله وارد شده با فضیلت بسیار که سیّد در اقبال و علاّمه در اجازه بنی زهره نقل کرده‌اند از جمله فضیلت او آنکه گناهان بسیار بسبب او آمرزیده شود و آنکه هر که این نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالی بفرستد ثواب این نماز را بسوی او به نیکوتر صورتی با روی گشاده و درخشان و زبان فصیح پس با وی گوید ای حبیب من! بشارت باد تو را که نجات یافتی

ليلة الرَّغائب 
 
 شب جمعه اوّل ماه رجب را لیلة الرَّغائب می‌گویند و از برای آن عملی از حضرت رسول صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله وارد شده با فضیلت بسیار که سیّد در اقبال و علاّمه در اجازه بنی زهره نقل کرده‌اند از جمله فضیلت او آنکه گناهان بسیار بسبب او آمرزیده شود و آنکه هر که این نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود، حقّ تعالی بفرستد ثواب این نماز را بسوی او به نیکوتر صورتی با روی گشاده و درخشان و زبان فصیح پس با وی گوید ای حبیب من! بشارت باد تو را که نجات یافت

 
ماه آغاز...  
میگه مسیر رو اشتباه رفتی...
میگه باید بری دوربرگردونی و دور بزنی بیای دوباره اول راه اینبار بپیچی سمت راست...
میگه معلوم هست حواست کجا بوده که سر دوراهی به این واضحی پیچیدی چپ؟!!!
میگه می ارزه این همه انرژی و سوخت صرف اشتباهت کردی؟!!!
میگه شانس آوردی...همیشه هم اون جلوتر ها دوربرگردونی برای برگشت و جبران نیست...راه پیچ و تاب می خوره میییییییییره تا ناکجاآباد...
میگه می شناسمت هرچقدر ظاهرت چغر باشه بازم تو آدم ناکجاآباد نیستی...نیستی که سر راهت دور ب

ماه آغاز... 
درمحضراستاد  
هر جا کم آوردی . . .
حوصله نداشتـی . . . 
گرفته بودی . . .
پول نداشتـی . . .
کار نداشتـی . . .
باطری ات تـموم شــد . . . 
تــسبیح رو بردار صــدبار بگــو
"استغفر الله ربی و اتوب الیه"
آروم میــشی
استغفار آثار فوق العاده ای داره
فقط برای آمرزش گناه و توبــه نیست.

درمحضراستاد 
شناسایی با موتور  
     چند نفر از قهرمان های موتور سواری کشور رو آورده بود جنوب. یه مدرسه در اختیارشون گذاشته بود به عنوان پایگاه. تیپ و قیافه ورفتارشون به بچه های جبهه نمی خورد. از همه بدتر اینکه ، رسیده ونرسیده گفته بودند: "برامون کیسه خواب آمریکایی تهیه کنید!"     بچه ها کفری شده بودند و به دکتر می گفتند: "اینا دیگه کی اند براداشتی آوردی؟!" دکتر هم مثل همیشه آروم جواب می داد: "این باب شهادت فرصتیه که شاید بعدها از بین بره. بزارید

شناسایی با موتور 
خدانگهدار دنیای مجازی.............ولی حرف آخرم پس گوش کن...حمید عسگری آلبوم دیوانه وار  
 
رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نیست
رفتی با یکی دیگه دوست شدی هیچ خیالی نیست
یه روزم نوبت من میشه واست نامه بدم ،
ببینی با یکی دیگم جاتم اصلا خالی نیست
عروسکیبودم برات
که تو بهم نفس دادی
دلم رو یه روز خریدی
فرداش آوردی پس دادی
بگو برات من چی بودم
عروسک مغازه ای
کهنه شدم رفتی حالا
دنبال عشق تازه ای
رفتی ونوشتی که از دوری من ملالی نیست
رفتی با یکی دیگه دوست شدی هیچ خیالی نیست
یه روزم نوبت من میشه واست نامه بدم
ببینی با یکی دیگم جاتم اصلا خالی ن

خدانگهدار دنیای مجازی.............ولی حرف آخرم پس گوش کن...حمید عسگری آلبوم دیوانه وار 
خدانگهدار دنیای مجازی.............ولی حرف آخرم پس گوش کن  
 
رفتی و نوشتی که از دوری من ملالی نیست
رفتی با یکی دیگه دوست شدی هیچ خیالی نیست
یه روزم نوبت من میشه واست نامه بدم ،
ببینی با یکی دیگم جاتم اصلا خالی نیست
عروسکیبودم برات
که تو بهم نفس دادی
دلم رو یه روز خریدی
فرداش آوردی پس دادی
بگو برات من چی بودم
عروسک مغازه ای
کهنه شدم رفتی حالا
دنبال عشق تازه ای
رفتی ونوشتی که از دوری من ملالی نیست
رفتی با یکی دیگه دوست شدی هیچ خیالی نیست
یه روزم نوبت من میشه واست نامه بدم
ببینی با یکی دیگم جاتم اصلا خالی ن

خدانگهدار دنیای مجازی.............ولی حرف آخرم پس گوش کن 
جمعه های تلخ و سنگین  
دخترکم این روزها به شدت تلخ شده همه چیز.همه درها با هم بسته شدن.ولی من محکم تو چارقد در امید ایستادم و با تمام وجود مراقبم که مبادا این در هم بسته بشه.
میدونی بعضی وقتها زندگی بد به آدم پیله میکنه.یعنی میاد که بدجور تو رو زمین بزنه بخنده و بهت بگه تمام زورت همین بود؟؟؟!!!
ولی من خوب بلدم باهاش چطور کنار بیام.اینها رو برات میگم که یادت بمونه زندگی با تمام تلخ و شیرینی هاش لذتبخش میتونه باشه .مثلاً امروز جمعه ای تلخ بود، پدرت بیکار و تلخ و ناامید زی

جمعه های تلخ و سنگین 
ليلة‌‌الرغائب رااز دست ندهید!  
اولین شب جمعه ماه رجب از فضیلت بیشتری برخوردار است و لیلة‌الرغائب نام دارد پیامبر اسلام در این باره می‌فرمایند: از اولین شب جمعه ماه رجب غافل نشوید فرشتگان آن را لیلة‌الرغائب می‌نامند. چرا كه وقتی یك سوم از شب گذشت هیچ فرشته‌ای نیست مگر اینكه در كنار كعبه شریف آید آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان كند و فرماید: فرشتگانم هر چه خواهید از من بخواهید فرشتگان گویند: بارالها حاجت و خواسته ما آن است كه روزه‌داران ماه رجب را بیامرزی خداوند متعال فر

ليلة‌‌الرغائب رااز دست ندهید! 
تلنگر...  
بسم الله الرحمن الرحیم
این مطلب، تلنگری است برای بنده غافل و محجوب، و احیانا دوستان دیگری که در فضای مجازی کار میکنند،
و گاهی مقدار زیادی از جوانی و عمر عزیزمان برای وبلاگ نویسی یا گشت و گذار در سایت ها و وبلاگ های مذهبی و خبری و ... میگذرد که درصورت خلوت با وجدان و فطرت خویش، از جانب حق متعال تلنگری به ما زده می شود که بسیاری از این وقت گذاشتن های ما، یا اصلا مفید نیست و یا ضروری نیست و یا در مقایسه با کارهای مهم تر و اساسی تر، از ضرورت چندانی ب

تلنگر... 
ولادت امام حسن عسکری  
قدم بر چشم های زمین نهاده ای و جهان روشن شد
صفا آورده ای به ماتمکده دل دنیا
روشنایی آوردی به شب های بی ستاره اهالی
ای ستاره دنباله دار! عشق، امروز، در سایبان مهربانی تو منزل می کند

* ولادت امام حسن عسکری علیه السلام به حضرت مهدی 
و شیعیان حضرتش مبارک باد *
عذر خواهی می کنم از دوستانی که نظر گذاشتن و پاسخشون داده نشده
در اولین فرصت به وب های معنویتون سر میزنم
زیر سایه ی مرتضی علی مستدام

ولادت امام حسن عسکری 
از روي بد شانسي است يا خوش شانسي؟  
از روی بد شانسی است یا خوش شانسی؟
 
در روزگاری کهن پیرمردی روستا زاده ای بود که یک پسر و یک اسب داشت . روزی اسب پیرمرد فرار کرد و همه همسایگان برای دلداری به خانه اش آمدند و گفتند :
 عجب شانس بدی آوردی که اسب فرار کرد !
روستا زاده پیر در جواب گفت :
 از کجا می دانید که این از خوش شانسی من بوده یا بد شانسی ام ؟
 و همسایه ها با تعجب گفتند ؟ خب معلومه که این از بد شانسی است !
 هنوز یک هفته از این ماجرا نگذشته بود که اسب پیرمرد به همراه بیست اسب وحشی به خا

از روي بد شانسي است يا خوش شانسي؟ 
«النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»  
آیه نازل شد «النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» (احزاب/6) پیامبر صاحبِ مردم است، صاحبِ دارایی‌های مردم است، نسبت به آنها اولی است؛ نسبت به خودشان، برای همه چیزشان اولی است. معنای این آیه این است که پیامبر(ص) «صاحب ‌اختیار» آنها است. «النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» حتی صاحب ‌اختیارتر از خودشان.
یهودی‌های مدینه در معرض اسلام بودند و می‌خواستند مسلمان شوند، نمی‌دانستند با این دعوت و با این پی

«النَّبِیُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ» 
قصه علی مدایی (قسمت دوم )  
علی مدایی گفت : دیدی زن چه بلایی سرم آوردی ؟ چیکار داشتی آخه ؟ بد بود
روزی یک گوسفند روزیمون شده بود ؟ داشتیم زندگیمون رو می کردیم ها ! خلاصه
شازی خانوم که دید چه گندی زده ، گفت : مرد تو نگران نباش خودم درستش می
کنم ، علی مدایی طبق نقشه شازی خانم صبح زود  سه تا روباه همسایه رو قرض
کرد و به دم هرکدوم یک جاروی بلند بست و دنبال خودش راه انداخت و روانه
بیابون شد . جاروی پشت سر روباه ها همچین خاکی به پا کرد که انگار
صدتاروباه پشت علی مدایی حرکت می ک

قصه علی مدایی (قسمت دوم ) 
43  
از دیشب تا حالا که باهاش حرف زدم،آشفته ام. ناراحتم از اینکه اونقدر با من احساس صمیمیت کرد و چیزهایی رو گفت که ای کاش نمی گفت. کاش نمی دونستم روابطش با همسرش سرد شده و الان مدتیه با یکی از همکارهاش دوست شده و داره کمبود محبتی رو که از جانب همسر داره با اون پر می کنه.  کاش می تونستم بهش بگم مردی که ادعا می کنه از همسرش بابت خیانتش جدا شده، الان داره موجب خیانت تو به همسرت می شه و به این مرد هرقدر مهربون، اعتباری نیست. کاش می شد و بهت می گفتم اینکه

43 
حضرت فاطمه در دیدگاه معصومین علیهم السلام - 12  
لمّا زَوَّجَ
رسولُ الل(ص)  فاطمةَ مِنْ علیٍ(ع) اتاه ناسٌ من قریشٍ ... .
زمانی که پیامبر اکرم(ص) فاطمه را به همسری علی(ع) در آورد، عده‌ای از قریش
به نزد حضرت آمدند و گفتند: آیا تو فاطمه را در مقابل مهریه ای ناچیز به تزویج علی
در آوردی؟ حضرت فرمود: من او را به تزویج علی در نیاوردم بلکه خداوند متعال در شب
معراج در کنار درخت (سدرة المنتهی) او را به تزویج
علی(ع)  در آورد.

حضرت فاطمه در دیدگاه معصومین علیهم السلام - 12 
افغانی  
( این مطلب را برای همه آن افغانی های مهاجری می نویسم که حضورشان در
ایران دردناک بود اما بسیاری از ما آنها را هرچند سخت در کنار خود پذیرفتیم
... در حالیکه خود درجنگ بودیم، خود در تهدید دشمن بودیم، خود در حداقل
امنیت بسر می بردیم، اما از پذیرفتن آنها سر باز نزدیم ...
برای آن
افغانی ای می نویسم که خشت ، خشت آجرهای ساختمانی را بنا نهاد ، برای آن
افغانی ای که پای درختان وطنم آب گذاشت و از آنها مراقبت کرد، برای آنکه
زباله ها را تفکیک کرد ...
برای همه ک

افغانی 
432. ,احوالات بعدازظهر بارانی بهاری  
بعد ازظهر بارونی و دل انگیز امروز که ملت هی چیلیک‌ و چیلیک عکس می گرفتن و با متنای رمانتیک و درام می ذاشتن اینستاگرام، بنده  هر چی دم دستم بود خرد می کردم تا یه سالاد من در آوردی رژیمی درست کنم برای شام! کاسه سالاد رو‌که گذاشتم تو یخچال، دیدم هیچی بیشتر از یه خواب کوتاه نمی چسبه تو این هوای خنک ابری! با بچه ها رفتیم تو تخت، اما این قدر وول خوردن و حرف زدن که مجبور شدم بفرستمشون برن تو اتاق خودشون تا بتونم‌ به چرتم برسم و بالاخره بعد از این

432. ,احوالات بعدازظهر بارانی بهاری 
دانلود مسابقه آقای گزارشگر  
قسمت ٣ اضافه شد
سال تولید : 1394
پخش : شبکه سه سیما هر شب ساعت 22:30 در 24 قسمت
تهیه کننده : غلامعباس قنبری و محسن تقوی زنوز
خلاصه داستان : «مسابقه آقای گزارشگر» سری جدید مسابقه آقای گزارشگر برای نوروز 95 در شبکه 3 سیما تدارک دیده شده است که تغییر دکور و مجری این مسابقه خیلی جزابتر و هیجان انگیز تر دنبال میشود.. این مسابقه زیبا میتوانید از سایت ایران توپ با لینک مستقیم رایگان دانلود کنید
 ایران توپ

دانلود مسابقه آقای گزارشگر 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام



جدیدترین مطالب

جدیدترین مطالب

جستجو ها