بلوگل

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

افزایش ورودی گوگل

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

همت 110


نمی‌خواهم جورج اورول باشم تور کتاب پدر و پسر در راه است

ای در خواب فرو رفتگان :)  
قبرستان را هم خارج شهر ساخته بودند ، تا آدم را به یاد مرگ نیندازد . حتی سنگ
قبرها هم می خواهند یاد مرگ را از ذهن تو دور کنند . آن ها نمیگویند که آدم
های زیرزمین مرده اند ، آنها در خواب فرو رفتگان و درگذشتگانند..
+تنفس در هوای تازه | جورج اورول  
++مثل اینکه برای هر نفر  در سال جدید 20 هزار تومن یارانه کتاب در نظر گرفتند . تا دیر نشده کارت ملی تمام خانواده رو جمع کنید برید کتاب بخرید :)
بعضی کتاب فروشی های خاص .فقط تا 15 فروردین . کامل بخونید /

ای در خواب فرو رفتگان :) 
جرم اندیشه به مرگ نمی انجامد... جرم اندیشه خود مرگ است.  
به گذشته یا آینده... به دورانی که آزادی فکر وجود دارد... به دورانی که افراد بشر با یکدیگر متفاوت اند و تنها نیستند... به دورانی که حقیقت وجود دارد... و شده ها را نمی شود ناشده انگاشت... از دوران همگونی... از دوران انزوا... از دوران ناظر کبیر... از دوران دوگانه باوری درود می فرستم.
:: جورج اورول
:: 1984

جرم اندیشه به مرگ نمی انجامد... جرم اندیشه خود مرگ است. 
امروزم....  
امروز را می خواهم فیروزه ای باشم
مثل کاشی های خوشرنگ حوض مادر بزرگ
پر از آرامش
امروز را می خواهم فیروزه ای باشم
و زیر سقف آبی آسمانم
نفسی تازه کنم پر از عطر خدا
امروز را می خواهم شاد باشم
با مهر و شاعرانه
قدم بزنم
سنگ فرش های فیروزه ای باغ احساس را
رفیق ...
کمی با من 
همقدم باش

امروزم.... 
دیگر می‌خواهم بی تفاوتت شوم  
دیگر می‌خواهم بی تفاوتت شوم
دیگر می‌خواهم تو را با خاطره‌ای از گذشته داشته باشم
دیگر می‌خواهم تو را به شکل واژه‌ها داشته باشم
می‌خواهم تمام بی‌تفاوتی‌ام را در تو خلاصه کنم
می‌خواهم لبانم، بوسه لبانت را به یادگار داشته باشد
می‌خواهم در بی‌تفاوتی محض، آن هنگام که مردم کنارم هستند تنها و تنها بوی عطر تو را بفهمند

دیگر می‌خواهم بی تفاوتت شوم 
کتاب هم عیدی مناسبی است  
در میان انبوهی از کالاها، شاید یکی از بهترین‌ هدیه‌هایی که می‌توان در سال نو به یکدیگر عیدی داد، کتاب است. خیلی مهم نیست که شخصی که به او کتاب هدیه می‌دهید، کتاب را بخواند یا تنها به جرگه‌ی کتاب‌های خوانده نشده‌ی قفسه کتابخانه‌ی او، کتابی دیگر اضافه شود. شاید یکی از پیام‌های این کار، علاوه بر چرخیدن چرخه‌ی اقتصاد، و علاوه بر این که با خواندن کتاب دانسته‌ی جدیدی به دانسته‌های فرد اضافه می‌شود، این است که به ما یادآوری کند هنوز هم چیز

کتاب هم عیدی مناسبی است 
بِعلی  
امروز ساعت شش عصر زنگ خانه را زدند، رفتم پایین دیدم بچه های مجتمع آپارتمانی مان پیاده و با دوچرخه آمده اند برای کتاب. در ماشین را بازکردم، زنبیل پلاستیکی قرمز ِ پرکتاب را برداشتم گذاشتم جلوی شان. کتاب پس دادند، و امانت گرفتند. ده دوازده نفر کتاب تازه برداشتند. دوچرخه ی مهدیار زنجیر انداخته بود. علی آن را با یک لوله خرطومی بسته بود به دوچرخه ی خودش و دنبالش می کشید. یک ثواب آن جا می برد، چند ثواب هم این جا که کتاب هایش دارد به امانت می رود.
علی به

بِعلی 
قلعه حیوانات| جورج اورول  
 یدونه دیگه از کتابای تولدم!انقدر این بین هی کتابای جدید گرفتم،این مونده بود تا الان!مزرعه حیوانات| جرج اورول| ترجمه احسان واحدی|نشر نوندخلاصه کتاب:حیوانات مزرعه اربابی علیه صاحب مزرعه "آقای جونز" شورش می‌کنند و از مزرعه بیرونش میکنند، خودشون کنترل و اداره مزرعه رو که حالا "مزرعه حیوانات" نامیده می‌شه به دست می‌گیرن...نظرم درباره کتاب:مزرعه حیوانات یک کتاب نمادی و انتقادیه... حس غم و تلخی زیادی داره،و این به این خاطره که با رفت

قلعه حیوانات| جورج اورول 
نمی‌خواهم جورج اورول باشم/ تور کتاب پدر و پسر در راه است  
استاد ژانر وحشت می‌گوید کارش را با خواندن آثار آگاتا کریستی شروع کرده و معماهای کارآگاهی به نظرش یک بازی هوش با زندگی و مرگ است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از یو اس ای تودی، حتی استیون کینگ هم اجازه دارد بعضی مواقع بحران اطمینان داشته باشد؛ این نویسنده نمادین در حال حاضر سر یکی از بخش‌های رمانی جدید که کار نوشتن آن را آغاز کرده، به مشکل برخورده و می‌گوید «اگر بتوانید عنوانی برایش انتخاب کنید واقعا خوشحال می‌شوم.»
ادامه مطلب

نمی‌خواهم جورج اورول باشم/ تور کتاب پدر و پسر در راه است 
هتل های دبی  
هتل سنت جورج دبی
هتل سنت جورج از هتل های 3 ستاره منطقه بنی یاس دبی می باشد که نمای سیار زیبایی را از کشتی ها و خلیج مقابل چشمان مهمانان خود فراهم می آورد زیرا این هتل در نزدیکی خلیج کریک واقع شده است. مسافران عزیز تور دبی با اقامت در این هتل می توانند از دیدن مناظر زیبای آن لذت ببرند.
از دیگر مزایای این هتل آن است که تنها 10 دقیقه با فرودگاه و 5 دقیقه پیاده روی تا خلیج کریک فاصله دارد. همچنین این هتل در نزدیکی مترو است و مسافران تور دبی تیر

هتل های دبی 
می خواهم با او رهسپار شوم  
نمی‌توانم سانسور کنمپروانه‌ای را که در خون ام شنا می‌کندنمی‌توانم ممنوع کنمسایبانِ یاسمنی را که از شانه‌هام می‌رود بالانمی‌توانم پنهان کنمعاشقانه‌ای را زیرِ پیراهن‌امکه نهفتن اشیعنی انفجارِ منپس چگونه در میدان‌های شهرفریاد بر نیاورم:دوستت دارمدوستت دارمدوستت دارمپس چگونه می‌توانم خورشید رادر گنجه‌ها نگه دارمپس چگونه با تو در پارک قدم بزنمو ماهواره‌هاعشقمان را مخابره نکنند." نزار قبانی "‏می خواهم با کسی رهسپار شوم که دو

می خواهم با او رهسپار شوم 
دوست خواهم داشت  
روزی خواهم آمد و پیامی خواهم آورد...خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد زن زیبای جذامی را گوشواری دیگر خواهم بخشید کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ ...هر چه دشنام از لب خواهم برچید هر چه دیوار از جا خواهم برکند رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند ابر را پاره خواهم کرد من گره خواهم زد چشمان را با خورشید دل ها را با عشق سایه ها را با آب شاخه ها را با باد و به هم خواهم پیوست،خواب کودک را با زمزمه زنجره ها بادب

دوست خواهم داشت 
انسان ها برابراند اما برخی برابر تر اند....  
هر روز که این زندگی جلو می ره آدم می فهمه که بعضی چیز ها فقط تو قصه ها نیست یا فقط تو کتاب ها یا این که نا عدالتی فقط به لفظ نیست و حتما خون بعضی ها از خون بضی های دیگه رنگی تره نمونه اش رو تو همین قضیه های اخیر دیدم ...
یه دسته هزاران نفر رو می کشه و کل دنیا (منظور همون 5+1 هست) می گه آره اینا حق دارن اما وقتی احساس خطر کردن گفتن اینا یه گروه تروریستی هستن و از این جور حرفا واقعا آدم نمی دونه چی کار کنه به کدوم طرف حق بده مثلا سر همین قضیه ی شبه جزیره ی ک

انسان ها برابراند اما برخی برابر تر اند.... 
وجود داره  
با اون همه جنگی که وجود من وجود داره
با اون همه خاطرات تلخ که در من وجود داره
حتی نخواستم یک لحظه بد باشم
حتی نخواستم یه لحظه از خودم دور باشم
زخم زبونارو به جون خریدم
از همه حتی از خودم بریدم (1)
چه دردی کشیدم به اینجا رسیدم
چه اشکی که ریختم به اوج رسیدم
حالمو نمی دونی، انگار من همون غریبه ام
عکسامو می سوزونی ولی من همینم
دوست نداشتم به هر تقدیر شکلک در بیارم
فقط می خواهم شکل خودم باشم (2)
بذار بمونم همونجور که می خواهم
بذار تموم شه این آتش بس بذا

وجود داره 
منظومه کثیف  
عشق کردم ادبیات بازی درآرم...
زمین مشحون از زمین های گشن...انبوه از خوشه های خشم...پر از واژه های ترس...مملو از سیاست های پست...خارج این اتمسفر اما فضاییست به رنگارنگی گرانیت های الوند...پر از لکه های اما تیره نه...روشن
منظومه شمسی را دوست ندارم زیرا میدانم که اثر این همه ده مرده گوی در گله به گله آن جلی است
حتی از پلوتو با همه معصوم بودنش بیزارم...دلم میخواهد یک دنباله بار باشم...اما نه مثل هالی که هر از سالی آزگار با تکبر خودنمایی می کند...نمیخواهم سی

منظومه کثیف 
 
خدایا . . ! دلم را هم . . . چون نی لبکی چوبین بنواز . . . و زیباترین نغمه هایت را . . . در فضای زندگیم مترنم کن . . . و چنان بنواز دلم را .. که : هر کجا نفرتی هست .. عشق باشم . . . هر کجا زخمی هست .. مرهم باشم . . . هر کجا تردیدی هست .. ایمان باشم . . . هر کجا نا امیدی هست .. امید باشم . . . هر کجا تاریکی هست .. روشنایی باشم . . . هر کجا غمی هست .. شادمانی باشم . . .
15...3...95

 
راحتی-داستان کوتاه  
مرد فاسقی همیشه احکام و مسائل شرعی را به زنش تعلیم می داد و همواره وی را به زهد و پارسایی وا می داشت.عالمی از او پرسید: سبب چیست که خود آن چنان هستی و زنت را این چنین وا می داری؟مرد گفت: من خود می دانم به جهنم خواهم رفت می خواهم این زن به بهشت رود تا در جهنم پیش من نباشد و لااقل آن جا از دستش راحت باشم!

راحتی-داستان کوتاه 
پوگبا: من می‌خواهم مسی، رونالدو، زیدان و ویرا در یک تن شوم  
پل پوگبا، هافبک یوونتوس، می‌خواهد کیفیت‌های بازیکنان مثل لیونل مسی و کریستیانو رونالدو را برای تبدیل شدن به یک نوع جدید از یک هافبک کامل دریافت کند.
به گزارش رادنیوز، این ملی‌پوش فرانسه از زمان پیوستنش به یوونتوس ار منچستریونایتد در 2012، که از آن زمان چهار بار قهرمان سری A شده، به یکی از رشدیافته‌ترین بازیکنان دنیای فوتبال تبدیل شده استوگبا در 35 حضورش در لیگ در این فصل 8 گل به ثمر رساند، در حالیکه 12 بار به گل‌های هم‌تیمی‌هایش کمک کرده،

پوگبا: من می‌خواهم مسی، رونالدو، زیدان و ویرا در یک تن شوم  
 
عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت
بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد
بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد
بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نمیرد 
 . 
.
کاشکی عشق دیروز هنوز میون ما بود
واسه من توی قلبت هنوز یه ذره جا بود

 
اتمام کتاب میدل مارچ، اثر جورج الیوت  
دیشب ساعت دو و سی دقیقه کتاب میدل مارچ رو تموم کردم...
کتاب بسیار زیبایی بود...
چقدر با مری گارت و فرد وینسی احساس صمیمیت می کردم... چقدر خوب شد که ملک آقای فدرستون به فرد نرسید و در نهایت خودش اونجا رو خرید...
ویل لادزیلا، دورتا بروک، ترتیوس لایدگیت، سر جیمز چتام، سلیا، آقای بروک، کالب، سوزان.... دلم برای همشون تنگ میشه...

اتمام کتاب میدل مارچ، اثر جورج الیوت 
قلعه حیوانات  
عنوان این پست نام کتابیه که به تازگی خوندم، یه رمان کوتاه 108 صفحه ای که داستانش مربوط به ماجرای یک سری حیوان در یه مزرعه ایه که صاحب اون مزرعه به نوعی حیواناتو زیر ظلم و ستم و تحت استثمار خودش قرار داره، شبی از شبها یکی از حیوانات که خوک پیری بوده و به اصطلاح بزرگ همه، سخنرانی قرایی برای حیوانات میکنه که بیایین انقلاب کنیم و صاحب مزرعه (ارباب جونز) رو بیرون کنیم و مزرعه رو مال خودمون کنیم. بعداز مرگ خوک پیر یه روز همه ی حیوانات طی یک اتفاقی ناخو

قلعه حیوانات 
برای زنی ...  
برای زنی چون من بی‌میل به شُستن‌ها و رُفتن‌ها و سابیدن‌ها، وای اگر اندوه از راه برسد. تمام روز ترانه‌ی خاطره‌‌انگیز غمگینی را پشت هم خواهم‌شنید و ریز‌ریز خواهم گریست و بی‌تفاوت به حضور ماشین ظرفشویی، کوهی از ظرف‌ها را خواهم‌شُست و شیشه‌های بوفه را برق خواهم‌انداخت و سنگ‌های کف آشپزخانه و پذیرایی را خواهم‌سابید و غبار میزها و طاقچه‌های کتابخانه را خواهم‌گرفت و سراغ جاکفشی دم در خواهم‌رفت ... اندوه از من کدبانویی تمام عیار می‌سا

برای زنی ... 
زبانت را نگهدار...  
شخصى محضر پیامبر اسلام (ص) مشرف شد. حضرت به او فرمود : آیا مى خواهى تو را به کارى راهنمایى کنم که به وسیله آن داخل بهشت شوى ؟
 مرد پاسخ داد: مى خواهم یا رسول الله ! حضرت فرمود: از آن چه خداوند به تو داده است انفاق کن و به دیگران بده !
 مرد: اگر خود نیازمندتر از دیگران باشم ، چه کنم ؟ فرمود: مظلوم را یارى کن ! 
مرد: اگر خودم ناتوان تر از او باشم ، چه کنم ؟ فرمود: نادانى را راهنمایى کن !
 مرد: اگر خودم نادان تر از او باشم ، چه کنم ؟ فرمود: 
در این صورت زبان

زبانت را نگهدار... 
یادداشت516  
تو،این سرِ قصه ای و من، آن سرِ قصه.می شود برایم داستانِ سرباز شدنت را بگویی؟تو بلدی، تو خوب بلدی.یادم می دهی؟یادم بده. نفسم؟ نه، روحم بالا نمی آید.تو،مأموریتت تمام شد و من، هنوز به یادم نیامده که در آن نامه چه نوشته شده بود.من همه چیز را فراموش کردم و هنوز ...تو،آنقدر خوش فرم قهرمان شدی که من بفهمم آنقدرها هم نباید نگران باشم.هنوز، فرصت و مسیر و ابزار، فراوان استو،به خانه ات برگشتی. و من، یک چیز از خداوندم می خواهم.اگر رویا، تمام، در این زمین،

یادداشت516 
بگذار تا‌حیران چشمان تو باشم :)  
هر روز اگر یک بوسه مهمان تو باشم   
عمری به شیرینی غزل خوان تو باشم با من اگر پیمان نگه داری به یاریمن تا نفس دارم به پیمان تو باشم عشق تو شد فرمانروای هستی منتا هر چه فرمایی به فرمان تو باشم گر در تو حیران مانده ام بر من ببخشایمن دوست می دارم که حیران تو باشمحیران چشمان تو بودن رستگاری استبگذار تا حیران چشمان تو باشم______________________________هر روز و هر لحظه...ورد زبونمه    :)حیران _ فریدون‌مشیری

بگذار تا‌حیران چشمان تو باشم :) 
کتاب چت | وبسایت کتاب چت |ادرس جدید کتاب چت  
کتاب چت.وبلاگ کتاب چت.چت کتاب.سایت کتاب.جامعه مجازی کتاب چت.سایت کتاب چت.کاربران کتاب چت.لیست کتاب چت  کتاب چت | وبسایت کتاب چت |ادرس جدید کتاب چت
.سیستم امتیازات کتاب چت.سیستم نظرسنجی کتاب چت.سایت پیام مدیریت کتاب چت.انجمن کتاب چت::

کتاب چت | وبسایت کتاب چت |ادرس جدید کتاب چت 
کاش می شدولی گریزی نیست،باید از این صبورتر باشم  
کاش می شدولی گریزی نیست،باید از این صبورتر باشمناگزیرم که در تب تقدیر،از خودم...از تو...دورتر باشمگفتنش ساده است اما نه! بر نمی آیم از پسش دیگرآه...از من نخواه خوب من! که از این هم جسورتر باشممادرم هی نصیحتم می کرد،بروم طور دیگری باشمگفت:باید کمی عوض بشوم یا کمی پرغرورتر باشممن ولی فکر دیگری دارم،دیگر از این حسابها سیرمبه کسی چه؟دلم نمی خواهد دختری باشعورتر باشمخسته ام خسته...شعرهم کافی است،دست بردار ازسرم تا منبروم گم شوم برای خودم،بروم از ت

کاش می شدولی گریزی نیست،باید از این صبورتر باشم 
دورتا بروک و ویل لادزیلا، کتاب میدل مارچ، اثر جورج الیوت  
یه جایی از کتاب میدل مارچ، اثر خانم جورج الیوت هست، که من چندین بار خوندمش و باهاش ارتباط خیلی قوی برقرار کردم:
وقتی دورتا میره به خونه عموش سری بزنه، بهش خبر میدن که ویل لادزیلا مشغول جمع کردن وسایلشه...
دورتا به خدمتکار گفت ورودشو اطلاع بده و بعد وارد اتاق شد.
... ویل با لحنی تند و نگاه خشمگین گفت: مرا در چشم شما و دیگران کوچک کرده اند، به من تهمت ناروا زده اند. میل دارم بدانید تحت هیچ شرایطی حاضر نبودم خودم را کوچک کنم...
از جا برخاست و نمیدانست

دورتا بروک و ویل لادزیلا، کتاب میدل مارچ، اثر جورج الیوت 
 
(*)
مادر !
شرمنده ایم
شرمنده ایم که این روزها در جامعه به اصطلاح اسلامی مان  عده ای
وارثان چادر خاکی تو را "عهد قجری" و "امٌل"می خوانند...
مادر!
فقط می خواهم به آنها بفهمانم
اگر چادری بودن نشانه "عقب ماندگی" ست،
من می خواهم عقب مانده ترین دختر روی زمین باشم!
همین...
 

 
من مایه ندارم که خریدار تو گردم  
حیف از تو که گل باشی و من خار تو باشمبگذار که از دور گرفتار تو باشم من مایه ندارم که خریدار تو گردم باشد که گدای سر بازار تو باشم گر راه ندارم به حریمت نظری کن تا معتکف سایة دیوار تو باشم با آنکه تو را عاشقم از خود نپسندم تو یار به من باشی و من عار تو باشم دستی، که به جز دامن لطف تو نگیرم چشمی، که فقط طالب دیدار تو باشم زخمم به جگر زن که دوایی نپذیرد دردی به دلم بخش که بیمار تو باشم از همچو تویی پاک تر از گل همه حیف است تا همچو منی عبد خطاکار

من مایه ندارم که خریدار تو گردم  
آموزش طراحی وب سایت از پایه – قسمت دوم  
با سلام خدمت همه علاقه مندان به یادگیری. با توجه به استقبال شما عزیزان از این مقالات سعی می کنم  با دقت و سرعت بیشتری  به نوشتن  ادامه دهم . بازهم اعلام می کنم که ترجمه خط به خط کتاب ارائه نمی شود و چیزی که به عنوان برداشت شخصی من یک طراح وب سایت ( بهزاد علی بیگی ) از کتاب می باشد در قالب مقالات آموزشی برای شما بیان خواهد شد و مسلما با بازخوردی که از خوانندگان خواهم گرفت کیفیت کار و هم چنین وسعت کار را افزایش خواهم داد. و اما ادامه آموزش.

آموزش طراحی وب سایت از پایه – قسمت دوم 
دعا  
پروردگارا ...توانم ده تا دوست بدارم بی‌ چشمداشت و بفهمم دیگران را حتی اگر نفهمند مراهر کجا نفرتی هست عشق باشمهر کجا زخمی هست، مرهم باشمهر کجا تردیدی هست، ایمان باشم هر کجا ناامیدی هست، امید باشمالهـی ...لحظه‌ای به حال خودمان وا مگذارمانو همیشه نور هدایتمان باشبه زندگیمان سرسبزی و خرمی ببخشو از چشمه بیکران نعمتهایت سیرابمان کندل و زبان عزیزانم را پاک و زیبا کنباشد که در سیمای آنها، روشنیِ عشق تو بدرخشد.

دعا 
عشق بی خطر  
بسم الله
برای ما که با حافظ و سعدی دم خور بوده ایم و وقت خود را پای صحبت های دلنشین و عاشقانه و حکیمانه شان گذاشتیم، کم خطرترین راه برای گفتن ها و صحبت ها حتا از نوع سیاسی شان هم همین عاشقانه نویسی است. اتفاقن این عشق لامذهب هم بهترین راه برای طفره رفتن از واقعیت است. یک جورهایی ته ضررش کمی افسردگی الکی و مجازی ست. ولی آن یکی موارد که همه شان یک جورهایی به سیاست ربط دارند، سر سبز را می دهند بر باد. یعنی حتا اگر بخواهی از آلودگی هوا هم بنویسی آخرش

عشق بی خطر 
قلعه ی حیوانات  
احتمالاً  کتاب «قلعه ی حیوانات» نوشته ی «جورج اورول» را خوانده اید یا نه. ماجرای این کتاب، داستان حیوانات یک مزرعه علیه اربابِ زورگوست. حیوانات دست به دستِ هم میشوند و ارباب و خانواده اش را از مزرعه بیرون میکنند و خود مدیریت مزرعه را به دست میگیرند. اولین کار آنها پس از پیروزی انقلابشان تنظیم عهد نامه ایست که طبق آن همه ی حیوانات با هم برابرند و هیچکس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند، اما چیزی نمیگذرد که خوکی که مدیریت مزرعه را

قلعه ی حیوانات 
301  
آزادی وقتم تو تابستون رو هم دوست دارم و هم ندارم.
دوست دارم از این جهت که آزادم وقتم رو صرف کارهایی بکنم که خیلی دوست دارم و نه بر خلاف فصل های دیگه کارهایی که دوست داشته باشم و نداشته باشم مجبورم به انجامشون.
دوست ندارم چون اینکه خودت بخوای به زندگیت برنامه بدی کمی سخت تره(و البته دلچسب تر) و من معمولا اول تعطیلات کمی سردرگمم.
گرما رو هم نه اینکه خیلی باهاش مشکل دارم اما سرما رو بیشتر دوست دارم.
مسافرت های این فصل رو هم دوست دارم.
+دیروز رفتم کت

301 
کتاب پرده  
کتاب پرده نوشته شده توسط میلان کوندرا می باشد.این داستان درمورد پسری نوجوانی است که مادربزرگ مسن و نابینا خود را به گردش برده ‌است.
و مادربزرگ در خیابانی راه می‌روندو پسرک هر چند بار یک دفعه می‌گویدکه مادربزرگ مواظب خودت باش  یک درخت در اینجا قرار دارد .پیرزن برای آنکه فکرمی‌کند که درجنگل راه را طی می کند می‌پرد و می جهد .عابران وجود داشته پسر کوچک را سرزنش می‌کنند.پسرم برای چه این گونه با مادربزرگت حرف میزنی و رفتار می کنی.
و پسر  هم

کتاب پرده 
کودتا  
یک کتاب خانه ای هست دو سه خیابان آن طرف تر از خانه ی ما. این کتاب خانه اداری کارمی کند. فقط صبح ها بازاست. چند نفر از پیرهای محل می روند آن جا روزنامه می خوانند. چند نفر هم برای کنکور می خوانند. جالب است بچه ها را راه نمی دهند، یا اگر راه بدهند با سخت گیری راه می دهند. خواهرزاده ی من یک بار رفت جلویش را گرفتند، دیگر نرفت. بزرگ سال ها هم تازه با هراس می روند تو. تویش خیلی خنک است. خیلی خیلی خنک است. اما به خرج خنکی اش نمی ارزد. به خرج ساختمان زیبایش نمی

کودتا 
کتاب تقدیر چنین بود  
کتاب تقدیر چنین بود نوشته بود نوشته دافنه دوموریه است.انور دختر بسیار  کوچک خانواده بود که دوستدار بسیار زیاد ریچارد شده بوده است . پسر کوچک  وحشی زیبا و جنگ طلب آنها هر دوی آنها بی باک هستند که در جلو چشم مردم  عشق خود را  نمایان کرده اند. و تصمیم گرفتند که با هم ازدواج کنند . ولی چند روز پیش از که  عروس شدن و  انور از اسب پایین افتاده و واسه ی تمام عمر بیمار و رنج می شود و از مجبور به این می شود که از  ازدواج با ریچارد خودداری کن

کتاب تقدیر چنین بود 
لزوم توجه به اولویت ها!  
 لزوم توجه به اولویت ها!  احتمالاً  کتاب «قلعه ی حیوانات» نوشته ی «جورج اورول» را خوانده اید . 
ماجرای این کتاب، داستان حیوانات یک مزرعه علیه اربابِ زورگوست. حیوانات
دست به دستِ هم می شوند و ارباب و خانواده اش را از مزرعه بیرون می کنند و
خود مدیریت مزرعه را به دست می گیرند. 
اولین کار آن ها پس از پیروزی انقلابشان تنظیم عهد نامه ای است که طبق آن
همه ی حیوانات با هم برابرند و هیچ کس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران
بداند، اما چیز

لزوم توجه به اولویت ها! 
وحید عمرانی  
با سلام به همراهان همیشگی و عزیز وبلاگ معرفت، وبلاگ جدیدی ساخته ام با نام کتاب نما که در آن کتاب هایی را که خوانده و می خوانم شرح و معرفی می کنم و بخش هایی برگزیده از آنها را برای نمونه در مطالب ذکر می کنم. اطمینان دارم که وبلاگ مفیدی خواهد بود و مورد استفادۀ علاقمندان کتاب و مطالعه قرار خواهد گرفت. از تمامی عزیزانی که از وبلاگ معرفت بازدید می کنند می خواهم که وبلاگ کتاب نما را نیز ببینند و در صورت علاقمندی آن را جزو لینک دوستان وبلاگ خود دربیا

وحید عمرانی 
آویشن و خواص مفید آن  
مصرف خوراکی آویشن دارای اثر خلط آور و ضد سرفه‌ی خوبی می‌باشد. به همین دلیل محصولات زیاد به ویژه به صورت شربت از آن تهیه شده است.


آویشن گیاهی است علفی، دارای شاخه‌های زیاد و چوبی به ارتفاع تا 30 سانتی متر که در نواحی کوهستانی در بین تخته سنگ و به ویژه در کشورهای اروپایی می‌روید.
ساقه‌های آویشن پوشیده از کرک و برگ‌های کوچک زیادی است. برگ‌های آن کوچک، لوزی شکل، نوک تیز و به صورت متقابل، بر روی ساقه قرار دارند. این برگ‌ها به رنگ خاکستری روشن و

آویشن و خواص مفید آن 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام



جدیدترین مطالب

جستجو ها