بلوگل

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

افزایش ورودی گوگل

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

آی پی نما


من خودمو زدم به خواب پسرم منو کرد

مادر شهید سید باقر آقایی می گفت :  
 شبی که فردایش مراسم تشییع داشتیم خواب دیدم که در خانه باز شد زنی وارد حیاط منزل ما شد که مثل آفتاب می درخشید. وارد اتاق شد گفتم : خانم ! شما کی هستید ؟ گفت من مادرش هستم . گفتم : مادرش که من هستم . گفت : من دختر پیامبر فاطمه سلام الله هستم ، فردا پسرم را تشییع می کنند این کفن را از بهشت آوردم او را با این کفن تشییع کنید مادر می گوید من نمیدانستم سید باقر کجایش گلوله خورده . آن خانم گفت : سر پسرم هدف قرار گرفت . وقتی اسکلتش را آوردند دیدم سرش مورد هدف گ

مادر شهید سید باقر آقایی می گفت : 
سال نود و پنج  
امروز یکی از بچه ها یه حرف خیلی قشنگ زد،
گفتش که همیشه خودتو تو اولویت قرار بده،به خودت و خواسته هات ارزش و اهمیت بده،
حرفشو دوست داشتم،تو چند سال اخیر من به کل خودمو فراموش کردم،همش خودمو وقف دیگران کردم،اما امسال قضیه فرق میکنه،میخوام خودمو بیشتر و بیشتر دوست داشته باشم،میخوام مثل قبل عاشق خودم باشم،امسال سال منه،سال کار و تحصیلات و هنر و ...سال نود و پنج سال منه،با تلاش و کوشش زیاد باید امسالم رو بسازم...
به امید خدا...

سال نود و پنج 
همون دشتی که آهو...  
پنج شنبه طلوع صبح که زد با پسرم و خانواده برادر بزرگه رفتیم یه سفر دو روزه! همه چیزش مث باقی سفرها بود جز یه قسمتش! این بارمن هم   یک اولین بار رو با پسرم تجربه کردم! اولین باری که با هم یه گله آهو دیدیم تو کوه! برادرزاده ها اینقدر نزدیک شده بودند به گله که من هی می گفتم الان یکیشون رم می کنه میاد سمتشون! اما انگار زیاد حس امنیتشونو مختل نکردیم! دیدن یه گله آهو که از بین صخره ها جست و خیز می کردن، دیدن کبک ها، و کَل ها خیلی برای پسرم شگفت انگیز بو

همون دشتی که آهو... 
خواب ترسناک  
اوففففف . نصف شبی عجب خواب ترسناکی دیدم جرات نمیکنم چشمامو رو هم بزارم.کاش بغلش خواب بودم تا دیگه نمیترسیدم تقریبا یه ساعت شد که بیدارم. خودمو به وبلاگ خونی مشغول کردم تا چشمام گرم بشه. ولی هنوز تصویر اون صحنه وحشتناک جلوی چشمامه. اما من فردا باید برم مدرسه و باید بخوابمتنهایی هم عالمی داردددددد

خواب ترسناک 
خواب  
شده خواب ببینی که وقتی خوابیدی تو خواب داری خواب میبینی که خوابی و داری می خوابی و خواب خوابو میبینی که در اون حالی که تو خواب داری خواب خواب رو میبینی تو خواب همونطور که خوابی یکی دیگه هم مثل خودت خوابه و تو خوابش خوابه خوابو میبینه و همین طور که خوابیده تو خواب به تویی که خوابی بگه:چقدر سرکاری؟

خواب 
به پسرم درس بدهید  
 به پسرم درس بدهید.او باید بداند که همه مردم عادل و همه آن ها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگوییدبه ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود. به او بیاموزید، که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد. از پیروز شدن لذت

به پسرم درس بدهید 
اندر مصائب شیردهی و الرژی به شیر گاوی  
من تو یه رژیم سختم بخاطر الرژی پسرم به پروتئین شیر گاوی.. یه مدتی هیچی گیر نمیوردم بخورم و خراب سریال یا همون برشتوک شدم.. با اینکه روش نوشته بود فقط گندم داره ولی با کلی مطالعه متوجه شدم توش از شیر خشک گاوی استفاده میشه و همین باعث شد پسرم باز تا یه هفته مشکل پیدا کنه. دیگه نخوردم و دوباره گویا حالش داره خوب میشه طفل معصوم

اندر مصائب شیردهی و الرژی به شیر گاوی 
I can't keep calm! I am a GEMINI  
به طالع بینی اعتقاد چندانی ندارم... ولی برای زن خردادی نوشتن که با ثبات نیست و عاشق تغییر و تحوله!من به شددددت این خصوصیتُ تو خودم حس میکنم!!!یکنواختی خیلی حوصله مو سرمیبره...افسرده و بی حوصله م میکنه!  چیزی که برام خییییییلییییی عجیبه اینه که خودمم گاهی حوصله ی خودمو سر میبرم و مدل خودمو عوض میکنم!!! یه وقتایی میزنم تو فاز درس!یه وقتایی تو فاز فیلم! یه وقتایی تو فاز تنبلی و خواب!!! همیشه یه فاز رو دنبال کردن بی انگیزه م میکنه... پ.ن: وای که چقدر

I can't keep calm! I am a GEMINI 
شعر/ پسرانم همه بودند سپرهای حسین  
شعر/ پسرانم همه بودند سپرهای حسین
سیزدهم جمادی الثانی، یادآور روزی غم انگیز است؛ روزی که در آن مادری فداکار و بانویی با عظمت از تبار دلاوران، به سوی معبود پر کشید.
به گزارش فرهنگ نیوز، سیزدهم جمادی الثانی، یادآور روزی غم انگیز است؛ روزی که در آن مادری فداکار و بانویی با عظمت از تبار دلاوران، به سوی معبود پر کشید.خون قلبم نه ز داغ پسرم ریخت حسینآسمان از غم تو روی سرم ریخت حسینزینب آن نیست که پیش از سفر از پیشم رفتاز غم موی سپیدش جگرم ریخت حسین

شعر/ پسرانم همه بودند سپرهای حسین 
پدر وپسر  
کتونی شو به پا کرد کمربندشو محکم بست همونجوری که راه پدرشو سد کرده بود دستشو گذاشت رو تیغه ی در گفت : بابا منم باهات میام ،بابا یه لبخند بهش زد وگفت: پسرم برات زوده هنوز ،گفت: نه منم مرد شدم دیگه بچه نیستم که ، پدر دستشو گذاشت رو شونه ی پسرش وبه چشمای کوچیکش زل زد وگفت : پسرم نگفتم که بچه ای اما هرکدوممون تو زندگی یه نقشی داریم من باید برم و ازش دفاع کنم تو باید بمونی و آبادش کنی  آینده ی ایران تو دستای  کوچیک تو اِ  خب پسرم دیرم شده باید برم نقش ت

پدر وپسر 
جک شماره 64  
 دیشب خواب دیدم دوست دختدرم رفت زیر تریلی هجده چرخ و گوشت چرخ کرده شد!
یعنی با داد از خواب پریدما!
نیم ساعت فقط میلرزیدم! گوشی و ورداشتم بهش زنگ بزنم دیدم شارژم صفر شده! ینی داشتم روانی میشدم، هی خودمو به در و دیوار میکوبیدم!
بعد یهو یادم اومد که من اصلا دوست دختدر ندارم...!!!

جک شماره 64 
سوال سرکار خانم ......از پاریس در مورد شکستگی استخوان اسکافویید دست پسر 18 ساله اش  
با سلام 
پسرم 18 سالش است و دروازه بان  یکی از تیم های باشگاهی پاریس است حدود یک سال پیش در یک بازی هر دو دست شکست استخوان اسکافویید هر دو دست عمل شد و پیچ گذاشتن دست چپ پیچ داره ولی خوب هست و کمی درد داره ولی دست راست پیچ رو درآوردن و استخوان سالم شد و طبیعی رادیو و ار ای هم گرفتن همه چی خوب هست و حالا مشکل این هست که دست زیاد عقب نمیره و درد داره و دکترش متوجه نمیشه این درد از چی هست چون همه چی طبیعی و سالم هست پسرم الان بازی میکنه چون درد قابل تح

سوال سرکار خانم ......از پاریس در مورد شکستگی استخوان اسکافویید دست پسر 18 ساله اش 
از خواب مـی پرم ..  
[از خواب ها پرید، از گریه ی شدید
اما کسی نبود... اما کسی ندید...]
از خواب می پرم، از گریه ی زیاد
از یک پرنده که خود را به باد داد
از خواب می پری از لمس دست هاش
و گریه می کنی زیر ِ پتو یواش
از خواب می پرم می ترسم از خودم
دیوانه بودم و دیوانه تر شدم
از خواب می پری سرشار خواهشی
سردرد داری و سیگار می کشی
از خواب می پرم از بغض و بالشم
که تیر خورده ام که تیر می کشد
از خواب می پری انگشت هاش در
گنجشک پر... کلاغ پر... پر... پرنده پر
از خواب می پرم خوابی که درهم است
آغو

از خواب مـی پرم .. 
اصلا همینه  
اﺻﻼ ﻣﻴﺪﻭﻧﻲ ﭼﻴﻪ
ﻣﻦ ﻳﻜﻲ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﺮﺩاﻱ ﺑﺪﭼﺸﻢ
ن ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻧﺎﺭاﺣﺖ ﻣﻴﻜﻨﻢ
ن ﺁﺭاﻣﺶ ﺧﺎﻃﺮﻣﻮ ﺑﻬﻢ ﻣﻴﺮﻳﺰﻡ
ن ﺑﺎ اﻋﺘﺮاﺽ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺷﺎﻥ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻣﻴﺎﺭﻡ ﭘﺎﻳﻴﻦ
ﻭاﻻ,اﺭﺯﺵ ﺩﻫﻦ ب ﺩﻫﻦ ﺷﺪﻥ ﻧﺪاﺭﻥ ﻛﻪ...
ﭼﺎﺩﺭ ﻣﻴﮕﻴﺮﻡ,ﻛﻪ ﺣﺎﻟﺸﻮﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻪ

اصلا همینه 
......  
سلاماین روزها خیلی گرفتارم.یعنی کسل و تنبلم.کار اول سال زیاد است.حالا که همکارم آروم خوابیده و نمیخواد بیدار بشه بار اونم روی دوش منه.دیروز داداشش میگفت هیچ ضایعه مغزی نداره فقط از کما در نمیاد.این یعنی چی؟با خودم گفتم شاید خسته اس.شاید دلش میخواد بخوابه.یادتون هست روزهای خوب رو توی تقویم سبز میکردمو روزهای بد را قرمز؟سه شنبه هفته پیش توی آسانسور شوهرم موهایم را بو کشید و گفت بوهای خوبی میدهی و این یعنی خبری در راه است.خودتو آماده کن.ظهر پس

...... 
خواب های نارنجی :)  
من از بس عاشق رنگ نارنجی ام، تا حالا نشده خوابی ببینم و توش رنگ نارنجی نباشه. مثلا خواب می بینم که رفتم یه جایی که پر از گل رز نارنجیه، یا یه لباس فوق العاده خوشگل نارنجی پوشیدم و دارم تو آینه خودمو برانداز می کنم. یعنی حس ها و انرژی های خوبی که من با خواب های نارنجی می گیرم، غیر قابل توصیف اند. بذارید خواب امروزمو تعریف کنم. خواب دیدم که با دوتا از دوستام تو دانشگاه بودم، بعدش رفتیم کارتامونو شارژ کنیم، خانومی که مسئولش بود به من گفت که تو برند

خواب های نارنجی :) 
 
از دست خودم عصبانیم.نمیتونم حرف دلمو بزنم ،وقتیم میزنم میشم آدم بده..
حرفایی که این چند سال تو دلم مونده بود به خاله گفتم.خوشحال بودم ولی الان پشیمونم..
به آدمی مثل من چی میگن؟؟
آدمی که همیشه خودشو زجر میده.من دنیا اومدم که خودمو اذیت کنم،زجر بدم،همیشه از خودم ناراضیم
حتی نمیتونم حقمو بگیرم ..خودمو دوست ندارم
دوست دارم قلبم از سنگ بشه که هیچ چی اذیتم نکنه
 
 
 

 
17.  
خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم. خواب نمیرم.
یک ماهه که خواب نمیرم.

17. 
زندگی جبری  
از وقتی خودمو شناختم، یه موجود تو سری خور بودم که تو هیچ موضوعی حق نظر دادن نداشتم؛ نه تو خونه، نه هیچ جای دیگه. الآنم که بزرگ شدم، هیچ کس نه منو آدم حساب می کنه، نه تو موضوعاتی که به آینده ی من مربوطه برای من حق نظر دادن وجود داره. زندگیم افتاده دست یه آدم خود رأی و لجباز که جز حرف خودش حرف کس دیگه ای رو قبول نداره و من در مقابل این آدم کوچک ترین قدرتی ندارم و هیچ کاری نمی تونم بکنم. خودمو سپردم به دست تقدیر. خسته ام. خیلی خسته ام.

زندگی جبری 
149. سوپرمن  
اینایی که مینویسم مکالمه همکارم با پسر 5 سالشه.
پسر:مامان تو بیمارستان غیر از خاله کتایون (یکی دیگه از همکارا) خاله دیگه ای نیست؟
مامان: چرا پسرم. مثلا خاله ...(اسم کوچیک من)
پسر: خب چرا بازی نمیریزه رو گوشیت بیاری واسه من؟
مامان: اون بازی نداره رو گوشیش. چون بچه نداره.
پسر: بچه نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (بعد با یه کم مکث میپرسه)مرد داره؟
مامان: بله پسرم داره.
پسر یه کم فکر میکنه بعد با تعجب میپرسه: حالا که بچه نداره پس کی ازش مراقبت میکنه؟
ای جونم به این پسر

149. سوپرمن 
پدرم .پسرم .همسر عزیز تر از جانم روزتان مبارک  
سلام .امروز اومدم از روز مرد و پدر بنویسم مردایی که خیلی وقتا کمتر ازشون قدردانی میشه اومدم اینجا از بابای مهربونم تشکر کنم که اینقدر برای من و آسایشم فداکاری و دلسوزی میکنه و همسر مهربونم که واسه بهتر و قشنگ تر شدن لونه عشق مون خودش رو به هر آب و آتیشی میزنه الهی همیشه دلشاد و سرزنده باشن.اومدم بنویسم واسه پسرم که از مرد بودن تلاش و حامی بودن رو یاد بگیره نه خیانت و بی مهری رو  چون الان زیاد شدن دور و برمون مردایی که در خفا به همسرشون خیانت

پدرم .پسرم .همسر عزیز تر از جانم روزتان مبارک 
معرفی کانال های مفید تلگرام  
❤️❤️من یک پسرم .....

معرفی کانال های مفید تلگرام 
مهر مادری  
مامان: بفرما! هی بهت گفتم ازدواج کن. نکردی، الان گفتن  سزارین ممنوع شده، باید طبیعی به دنیا بیاریش.من: یعنی تو فکر می کنی من حامله ام؟مامان: کلا می گم!...حالا جدا از شوخی مامان، یعنی چی تو زایمان مردم هم دخالت می کنن :)) خیلی کار بدیه. مثلا اگر من الان یه بچه تو شکمم بود، به محض اینکه می فهمیدم باید طبیعی به دنیا بیارمش، خودمو از همین بالا پرت می کردم پایین. البته طبقه اولیم. نمی مردم. ولی چون با شکم خودمو پرت می کردم، بچه می مرد و من راحت می شدم!!! :|

مهر مادری 
آنچه در مورد کیسه ی خواب باید بدانیم:  
آنچه در مورد کیسه ی خواب باید بدانیم:
1-    کیسه خواب باید اندازه بدن شما باشد. کیسه خواب عریض و بزرگ، جا گیر و سرد و سنگین است و اگر کیسه خواب تنگ باشد، باید به زور زیپ آن را ببندید. در این حالت بدن شما با فشاری که به جداره کیسه وارد می کند لایه عایق فشرده و هوای بین آن خالی می شود و در نتیجه درون کیسه خواب سرد می شود و اگر کوتاه باشد قسمت پا و سر فشرده می شود و آن هم باعث سرد شدن کیسه خواب می گردد .
2-    برای فصل زمستان کیسه خواب را کمی بلندتر انتخ

آنچه در مورد کیسه ی خواب باید بدانیم: 
سرشماری  
مامور سرشماری: سلام. مادر جان میشه لطفا بیای دم در؟
سلام پسرم - بفرما؟
از سرشماری مزاحم می شم
مادر تو این خونه چند نفرید؟ اگه می شه برو شناسنامه هاتونو بیار بنویسمشون
مادر لای در رو بیشتر باز کرد و با سر گردنش سر و ته کوچه رو یه نگاهی انداخت...
چشماش پر شد از اشک و گفت : پسرم قربونت برم میشه مارو فردا بنویسی ؟؟
مادر چرا؟ مگه فردا می خواید بیشتر بشید؟!! برو لطفا شناسنامتو بیار وقت ندارم
آخه پسرم 31 سال پیش رفته جبهه هنوز برنگشته شاید فردا برگرده.

سرشماری 
پسرم بیاید  
قاضی از آدم قالتاقی که حسابی مردم را سرکیسه کرده و اموالشان را بالا کشیده بود پرسید؛  بالاخره کی می‌خواهی بدهی خودت را بپردازی؟ 
و یارو گفت؛ جناب قاضی!  اجازه بدهید پسرم از راه برسد تا همه قرض‌هایم را پرداخت کنم!
قاضی پرسید؛ خب، پسرت کجاست؟ کی می‌رسد؟
و یارو گفت؛ نمی‌دانم! چون هنوز ازدواج نکرده‌ام

پسرم بیاید 
بپذیر،جاری شو،دربرگیر  
امروز خیلی خوب شروع شد.من با حالت تسلیم و رضا از خواب بیدار شدم و تا الان بگی نگی هنوز در همون حالتم.ولی یه اتفاق کوچک هم بود که ملایمت امروز رو یکم خراب میکرد امروز من اصلا اعتماد به نفس نداشتم.با این که عربی خونده بودم داوطلب نشدم با این که فیزیک خونده بودم دوست داشتم امتحنش کنسل بشه و با این که دلم برای ف تنگ شده بود نرفتم پیشش.ریشه ی این موضوع برمیگرده به دیروز که آزمون قلم چی داشتم.اولین آزمونم بود.ترازم متوسط رو به پایین اومد وقتی به مدرسه

بپذیر،جاری شو،دربرگیر 
یه دوست پسرم نداریم  
 ﯾﻪ ﺩﻭﺳﺖ پسرم ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ... ...ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺧﻄﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺷﺎﺭﮊ ﺩﺍﺭﻩ
^_^ﻓﻜﺮ ﻭ ﺧﻴﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻡ D:ﻏﻢ ﻭ ﻏﺼﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻤﻴﮕﻢ
~__~ﻫﻤﻪ ﻱ ﺑﺴﺘﻨﻲﻣﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﻴﺨﻮﺭﻡ ^____^ﺩﻏﺪﻏﻪ ﻛﺎﺩﻭﻱ ﻭﻟﻨﺘﺎﻳﻨﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ D:ﮐﺴﯽ
ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻪ و ﻗلبمو ﺑﺸﮑﻮﻧﻪ ﺁﺧﺮﺷﻢ ﺑﻬﻢ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﮐﻨﻪ ﻭ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ
ﺟﻮﺍﯾﺰ ﻧﻘﺪﯼ ﺩﯾﮕﺮ :||ﻭﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﯼ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻦ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘــــــــــﻢ ﺗﺎﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ

یه دوست پسرم نداریم 
دلتنگی شبونه  
همین سرشب بود داشتم به اقا عرفان می گفتم از تجملات خوشم نمیاد.قضیه اینه ک جنبش رو ندارم.من جنبه ی اینستا و واتس آپ و اینارو ندارم.دهن من که وقتی نمیتونم خودمو کنترل کنم تو نگاه کردن به عکسای یه مشت عن و دیدن حرفا و رابطه ها و...دهنم.
صبح میرم پی واحد.پی کارایی ک خودم باید واسه بهبود خودم انجام بدم.بهترینا مال منه:)))
شبم بخیر.هزار بار خودمو میبوسم:)))

دلتنگی شبونه 
عجیبه!! :/  
عجیبه !! واقعا عجیبه !! چت شده تو ؟؟ نمیدونم ..!!همین ک ببینی نگرانم ، بدتر می کنی !! نمیدونم چی دارم میگم !! از دیشب هر چی پیام دادم بهت ، بعد از مدت طولانی می خونی .. تازه  ، جالبه ک جوابم نمیدی !! چرا ؟ نمیدونم ..!! از دیشب ک مامان اون خبر وحشتناک رو داده ، دلم یه جوری شد .. صدبار خواستم حالتو بپرسم ، اما الکی خودمو آروم کردم .. تا آخر طاقت نیاوردم !! اما بی جواب موندم ..!! دیشبم تا صبح خواب پریشون دیدم .. :'( + خدا جان ، غلط کردم !! کمک کن .

عجیبه!! :/ 
خواب های پریشان  
در خوابم همه ی آدم های خوب دنیای واقعی بد بودند.و همه ی آدم های بد,خوب.در خواب هم کسی به حرف هایم اهمیت نمیداد.حق را میگفتم ولی همه مرا پس میزدند.در خواب هم آرامش نداشتم.فقط آدم ها متفاوت بودند.که کاش نبودند.کاش میشد امیدوار بود که هنوز هم آدم خوب هست 

خواب های پریشان 
تخت خواب!!!  
تخت خواب... فقط یک بهانه است...برای به یاد آوردن خاطرات...به یاد آوردن حرف ها...به یاد آوردن قول ها...به یاد آوردن قرارها...تخت خواب... فقط  یک بهانه است... وجای خوبی برای فکر...فکرکردن به همه چیزو همه کس...گذشت آن زمان که تخت خواب برای خواب بود...تخت خواب...آغوشی است برای یک تنها...تکیه گاهی برای یک خسته... جای خوبی برای گریه...یک اتاق سردوتاریک...یک تخت خواب...همین ها کافیست...برای یک دل شکسته..تا تمام روزو شبهایش راهمانجا زندگی کند...حرف از زندگی

تخت خواب!!! 
خوابـــــــــ  
"خواب"مکبث: شنیدم که صدایی فریاد کرد «دیگر مخواب!مکبث خواب را کشت!» خواب بی گناه راکه چون خیاط آستین ژندۀ غم را رفو می کندهمان خواب که مرگ روزانۀ آدمیانو درمان جسمهای خستهو مرهم دلهای آزردهو مائده اصلی برخوان طبیعتو بهترین میزبان در ضیافت زندگی است.#ویلیام_شکسپیر✿♫❤قـصــــــه هـا✿♫❤

خوابـــــــــ 
روياي شيرين و اقعي  
شاید باور نمی كردم كه دیشب تو رویاهام امده بوده شاخه گل سفید و زیبا در دست داشته بهم دادی چقدر خوش بو
و زیبا بود گل سفید و بزرگ ...
مدت كوتا كنار ماندی امده بود و با خودت طراوت بهار رو اورده بودی نمی دانم از كجا ولی امده بود غرق خودمو
صحبت و رویاهام بودم شاخه گل سرخ و زیبایی در دست داشتم بهت دادم ...
یه دختر زیبا و كوچولو هم كنارت بود ...
لحظه امدنت و حضورت را باور كرده بودم كه از خواب و رویام...
كاشك واقعی بود این رویا......................................................

روياي شيرين و اقعي 
خواب  
خیلی کم از خواب یادم می‌آید. مهمانی و سرخوشی‌ای بود با دوستان قدیم در خانه ما و این همه آدم آمده بودند و من خواب بودم. دوستان همه در حال عیش‌ونوش بودند و برادر من هم همراهی‌شان می‌کردند. لذت روزگار بردند و من که از خواب بیدار شدم، همه اندوه و حسرت بودم.احتمالاً در جنگی مشغول فیلم‌برداری فیلم مستندی با شهاب حسینی یا کسی مانند او هستیم که درگیر دعوایی می‌شویم.
خواب تکراری جا ماندن درسی یا تزم در لیسانس ویا فوق‌لیسانس که مدرکم به آن وابسته ا

خواب 
پسرم پویان و دخترم مرجان  
امروز با سه تا آقای دیگه کارگاه صحبت شد سر بچه و بچه دار شدن یکی از اقایون گفت من اسم های بچه هامو زنم انتخاب کرد... یا اون یکیشون گفت من تا زمانی که پسرم بدنیا اومد نمیدونستم زنم حامله ست... ازش بعید نیست که نفهمیده باشد.... منم گفتم اگر یک روز بعد از سی و پنج سالگی یا چهل سالگی اگه تونستم با مشکلات که پام برام درست کرده کنار بیام که کسی رو افسرده و دیوونه نکنم ازدواج کردم و بچه دار شدم اسم بچه هامو بزارم پویان ( بیاد دوست خیالم)  و اگر دختر بود مرجا

پسرم پویان و دخترم مرجان 
غلط  
شنبه که از بازی در مسجد برگشتن، پسر دومم با یک شکلات در دستش اومد طرفم و بهم گفت که پسر بزرگم کمی از این خورده در حالیکه بعدا فهمیده بادام زمینی داره. پرسیدم کی اورده بود و بعد از گرفتن جواب دیوونه شدم!شروع کردم به داد و بیداد که چرا حواستون نیست چی می خورید، مگه هر چی میارن می ذارن جلوتون باید بخورید! اصلا چرا چنین چیزی اوردن در محیطی که پر از بچه ست!  این نمی فهمه چیکار می کنه؟شکلاتها رو همون آقای دو زنه اورده بود که خودش در مدرسه اسلام

غلط 
خوب نیستم  
حالم خوب نیسعذاب وجدان یک لحظه هم راحتم نمیزارهعذابی که بابت اشتباهات این مدت دارمفکر میکردم مشهد که برم و درد دل کنم سبک میشمولی دقیقا برعکس شداز وقتی برگشتم حالم بدترهفقط دلم میخواد بمیرمیعنی میشه من خودکشی کنم و کسی آسیب نبینه؟ به خصوص پسرم :(کسی نمیدونه چقدر عذاب میکشمچقدر  با خودم درگیر هستمهر لحظه آرزوی مرگ میکنم و جرأت خودکشی ندارم فقط به خاطر پسرملیاقت هیچی رو ندارملیاقت این زندگی رولیاقت داشتن همچین پسری رولیاقت نفس کشیدن روح

خوب نیستم 
بی شخصیت شدم !  
سه ماهیه که کلا بی شخصیت شدم ...اول که دوگانگی شخصیتی داشتم (بین خونواده و دوستان تفاوت بود)بعد چند گانگی (بین اساتید و خونواده و دوستان و ... ) هرجا یجور بودم یجا میگفتن بم میرزا، یجا مرتضی ، یجا آقا مرتضی ، یجا موری ،یجا سیبیل ، یجا پنگول یجا یاکوزا و... انصافا بالای 20 تا اسم داشتم هرکی و هراجتماعی که بودم همرنگش بودم و انگار خودم موسس اون گروه بودم .یکم که گذشت دیدم هیچکدوم از ایناییکه بودم نیستم در عین بودن توی این نقش ها خودمو گم کردم. خواستم

بی شخصیت شدم ! 
79  
رضا از خیلی چیزا بدش میاد از اون چیزایی که من خیلی دوست دارم و خوشم میاد مثل اینکه خیلی دلم میخواد یه عکس خانوادگی داشته باشیم یه عکس دونفره ...حتی یه عکس از خود رضا از پسرم و پدرش باهم ...وخیلی چیزای دیگه که گفتنش فایده نداره اون با همکاراش چه خانم چه اقا توی محل کارش توی دانشگاه عکسای تک و دسته جمعی میگیره اما با ما نه یکی دوباری هم با پسرم عکس گرفته اونم اتفاقی و یهویی شده ...در واقع ما بیشتر از ده ساله هیچ خاطره تصویری نداریم...چون رضا دوست ندار

79 
دانلود فیلم دستمزد دوبله فارسی  
فیلم دستمزد
نام فیلم : دستمزد
نام اصلی : Pay Check
ژانر : اکشن ، اسرارآمیز ، علمی تخیلی
امتیاز : 6.3
کشور تولیدکننده :آمریکا 2003
کارگردان : John Woo
بازیگران : Ben Affleck, Aaron Eckhart, Uma Thurman 
کیفیت : 720p
زبان : دوبله فارسی
خلاصه داستان : یک مهندس برق به نام "مایکل" در حال انجام پروژه های فوق محرمانه برای رئیس میلیاردرش می باشد . وی قبول کرده است که در عوض پاک شدن حافظه اش پس از هر پروژه پول بسیار زیادی دریافت کند ولی یک روز رئیس می خواهد حافظه سه سال "مایکل" را پاک

دانلود فیلم دستمزد دوبله فارسی 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام



آخرین جستجو ها

جدیدترین مطالب

جستجو ها