بلوگل

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

افزایش ورودی گوگل

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

آی پی نما


معرفی رمانهایی که پسره مذهبیه

یادش بخیر:)  
عاقا ما یه رفیق داشتیم خعلی تپل بودیه روز توخیابون نزدیک خونشون یه پسره بهش گفت :این همه ک*ن مال خودته؟رفیق ماهم باعرض پررویی با دستاش به سمت راستش اشاره کرد گفت :نه این طرفش مال مامانتهبعدش سمت چپ گفت این طرفش هم مال آبجیتهقیافه منو پسره :|و بعدش منفجرشدم از خنده جوریکه پسره و دوستمم خندشون گرفته بود:| اگه من بودما.......یه لگد فدای نقطه ی حساس پسره میکردم :|

یادش بخیر:) 
داداش آقای همساده  
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮﺵ ﻣﯽ ﮔﻪ :
ﺑﺮﻭ ﯾﻪ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﯽ ﻭﺍﺳﻢ ﺑﮕﯿﺮ
ﭘﺴﺮﻩ : ﮐﻮﮐﺎ ﯾﺎ ﭘﭙﺴﯽ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﮐﻮﻻ
ﭘﺴﺮﻩ ﺩﺍﯾﺖ ﯾﺎ ﻋﺎﺩﯼ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺩﺍﯾﺖ
ﭘﺴﺮﻩ : ﻗﻮﻃﯽ ﯾﺎ ﺷﯿﺸﻪ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﻗﻮﻃﯽ
ﭘﺴﺮﻩ : کوچیک ﯾﺎ ﺑﺰﺭﮒ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺍﺻﻦ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ ... ﺍﺏ ﺑﯿﺎﺭ
ﭘﺴﺮﻩ : ﻣﻌﺪﻧﯽ ﯾﺎ ﻟﻮﻟﻪ ﮐﺸﯽ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ : آﺏ ﻣﻌﺪﻧﯽ
ﭘﺴﺮﻩ : ﺳﺮﺩ ﯾﺎ ﮔﺮﻡ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﻣﯿﺰﻧﻤﺘﺎﺍﺍﺍﺍ
ﭘﺴﺮﻩ : ﺑﺎ ﭼﻮﺏ ﯾﺎ ﺩﻣﭙﺎﯾﯽ؟
ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺣﯿﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ

داداش آقای همساده 
بدون شرح !!!!! حتما مطالعه کنید.  
 
 
ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﭘﯿﺶ ﭘﺪﺭﺵ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﻢ ﺑﺪﻩ
 
ﺗﻮﭖ ﺑﺨﺮﻡ.پدر ﮔﻔﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ, ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺧﺮﻭس ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺮﻭ
ﺑﻔﺮﻭﺷﺶ ﭘﺴﺮﻩ ﺧﺮﻭﺳﻮ ﺑﺮﺩ ﮐﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﻪ ﻭﻟﯽ ﮐﺴﯽ
ﻧﺨﺮﯾﺪ . رفت ﺩﻡ ﺩﺭ ﯾﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺯﺩ ﯾﻪ ﺯﻥ ﻣﯿﺎﻧﺴﺎﻟﯽ ﺩﺭﻭ
ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ.
ﭘﺴﺮﻩ : ﺧﺮﻭﺳﻮ ﻣﯿﺨﺮﯼ . ﺯﻥ ﮔﻒ ﻓﻌﻼ ﺑﯿﺎ ﺩﺍﺧﻞ . ﭘﺴﺮﻩ
ﺭﻑ ﺩﺍﺧﻞ ﺗﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺮﻭﺱ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻦ ﯾﮑﯽ
ﺩﺭ ﺯﺩ . ﺯﻧﻪ ﮔﻔﺖ ﺷﻮﻫﺮ ﻣﻨﻪ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺯﯾﺮ

بدون شرح !!!!! حتما مطالعه کنید. 
برادر بزرگ  
آن پسره که پشت مهمانی، خلوت کرده بود و می گفت: گربه سیاه جن است، آن پسره که به چشم خودش سمهای جن را دیده بود، آن پسره که بختک گرفته بودش،همان او، زهر ترس را ریخت توی خونت.حالاها آن ترس پاگرفته، استخوان ترکانده.همان ترس که توی دستشویی خانه کاهگلی انداختند به جانت، حالا بالغ شده... حالا دیگر برای خودش مرگ شده...

برادر بزرگ 
دل نوشت  
بسم الله الرحمن الرحیمامروز یجا میخوندم(تو یکی از سایتایی که عضوم) دختره نوشته بود 4 سال با پسره دوست بودن دریغ از یه دست دادنازش پرسیده بودن چطور اینهمه سال باهم بودید ولی حتی یه دست هم باهم ندادید؟؟؟؟یعنی پسره هیچ حسی بهت نداشته؟؟؟؟؟دختر تو جوابشون گفته بود:تو دوران دوستی که بودیم بالاخره یه روز خودم ازش پرسیدم که چرا دست نمیدی باهام.پسره هم گفته بود روت تعصب دارم نمیتونم.بزار ببرمت خونه خودم اونموقع قربون صدقتم میرمالان به هم رسیدن و حد

دل نوشت 
حتما بخونین... واقعا زیباست♥  
دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود..یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند مبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابیدصبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده...دختره شوکه شد و چشم پر از اشک بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت..پسره نوشته بود:(( تصادف کردم با مشکل خودم را رساندم دم در خانه تان لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت...«خیلی خیلی دوستت دارم»♥

حتما بخونین... واقعا زیباست♥ 
خیلی خیلی دوستت دارم....  
خیلی خیلی دوست دارم..
دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود..
یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند
موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید
صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده…
دختره شوکه شد و چشم پر از اشک
بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت..
پسره نوشته بود… تصادف کردم
با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون
لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت…
«خیلی خیلی دوستت دارم»
سایت عاشقانه عشقولیا

خیلی خیلی دوستت دارم.... 
داستان  
داستانی از نقل قول یکی از دوستام.  دیشب با دوستم رفته بودم رستوان، روبروی تخت ما یه دختر و پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود، معلوم بود باهم دوست هستن، اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد، قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست، دختره شروع کرد به آمار دادن، سرمو انداختم پایین، دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم. خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم، با نگاهش قبول کرد، بلند شدن، پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخت ما رسید دستشو دراز

داستان 
...  
  فرض کنین ی پسر و ی دختر دارن میان  سمتتون چطوری میفهمین ک اینا دوس پسر  دوس دخترن نامزدن یا زن و شوهر ؟؟؟ .کاری نداره ک ... اگ دیدین پسره داره حرف  میزنه  دختره داره گوش میده یعنی دوس پسر دوس دخترن   اگ دیدین ک دختره داره حرف میزنه پسره داره  گوش  میده یعنی نامزدن   و اما اگ دیدین ک دختره داره حرف میزنه پسره  اصلا گوش نمیده یعنی خیر سرشون زن و شوهرن   

... 
حمایت  
با خوندن داستان زیر متوجه میشین:

یه روز یه پسره به باباش میگه: بابا من میخوام سیاست یاد بگیرم.
باباش میگه: واقعا میخوای سیاست یاد بگیری؟
میگه: آره.
باباش میگه: از این دیوار برو بالا بپر من میگیرمت.
- بابا من به تو میگم میخوام سیاست یاد بگیرم تو میگی از این دیوار برم بالا.
- مگه نمیخوای سیاست یاد بگیری.
- آره
- پس همین که بهت میگم رو انجام بده برو اون بالا بپر من میگیرمت.
پسره میگه باشه و میره بالا میپره باباش جاخالی میده. پسره میفته سرش میشکنه.
باباه

حمایت 
khianat  
تف به این دختر....
پسره  بغضش میترکہ 
        میزنه زیره گریہ...
           دختره میگہ چرا 
               گریہ میکنے زندگیم؟
                   پسره با هق هق میگہ:
                       کاش کور بودم دیروز 
                          با اون پسره نمیدیدمت...
                              دختر:پسرخالم بود!


khianat 
پیرمرد باحال  
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﻣﺘﺮﻭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﻋﺼﺒﯽ ﺑﻮﺩﻡ؛ﯾﻬﻮ ﯾﻪﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻩ ﺍﻭﻣﺪ؛ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺭﻭ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩ ﭘﺎ ﺷﺪﻡ ﺟﺎﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ . ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺧﻮﺷﻤﺰﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩ؛ﮔﻔﺖ:ﺍﻭﻩ؛ﺍﻭﻩ ﻓﺮﺩﯾﻦ ﺯﻧﺪﺳﺖ.ﻣﻨﻢ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺷﻌﺒﻮﻥ ﺑﯽ ﻣﺦ ﻣﺮﺩﻩ؛ﺧﯿﻠﯽﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﯾﺪﻣﺖﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻧﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻣﺎﺷﺎﻻ ﺍﺯ ﺍﻭﻥﻣﻮﻗﻊ ﺍﺻﻼ ﺗﮑﻮﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩﯾﺎﺍﺍﻫ

پیرمرد باحال 
از شما به ما  
عطاری ... رفتی دیگهاون اصلیهپیرمردهچند تا مغازه اون طرف ترشپسرش هم یه شعبه دیگه دارهمغازه پیرمرده سبک انبارهای قدیمیهدیوار آجری داره داخلشمغازه پسرش دو دهنه ستشیشه ایهچیتان پیتانهبوی اون دو تا مغازه با هم فرق دارهانگار از بیرون مغازه ی پسره می تونی تمام داخلشو ببینیاما مغازه ی پیرمرده محصورهوقتی بری داخلباز هم نمی تونی تمام سوراخ سمبه ها رو ببینیتو قبلا پسره بودیالان صاحب مغازه ی پیرمرده شدی

از شما به ما 
101  
بعضیا هستن ممکنه حتی کنسرت انریکه ام برن و خیلی خانوم/اقا منشانه دس بندازن رو دست ولبخند ملیح بزننولم کن بابا من می تونم به تنهایی یه سالنو اداره کنم .:))هرچند سیستم صدا بد بود ولی خیلی حال داد :))+یه دختر پسره بغلم نشسته بودن از اول تا اخر همو بوس می کردن از بوسیدنشون فیلم می گرفتن :| هارد کیس :| می خواستم بگم داداش گوشیو بده من فیلم می گیرم تو راحت ببوسش :| :)) بعد پسره ک پاشد دیدم یه تیشرت تنشه عکس خودش و دختره روشه با یه متن عاشقانه انگلیسی :|:|:|:|:|+هر

101 
سال 1398به بعد...  
سال 1398به بعد... چندتا دختر سر کوچه وایستادن، یه پسره رد میشه... دخترا اولی: جوووووووووون دومی: اوووووووووف چه استیلی... سومی: شماره بدم شوهرم شی؟ چهارمی: عجب چیزیه، بریم دنبالش... پنجمی:دختر! نیگا چه پافیه!!! پسره: آشغالا مگه خودتون برادر پدر ندارین، برید گم شید تا جیغ نزدم

سال 1398به بعد... 
آشغال نریزید  
من از اینکه آدما تو خیابون آشغال بریزن متنفرم. یعنی واقعا ناراحت می شم. برا همین تصمیم گرفته بودم که از این به بعد اگه دیدم کسی آشغال ریخت، اول به قیافه ش نگاه کنم و اگه بهش نمیومد که اهل دعوا باشه بهش بگم که آشغالو برداره :))  امروز با مامان و خاله م بیرون بودم که دیدم یه پسره (شاید دو سه سالی از من کوچیکتر) پوست پفک رو انداخت زمین، با اینکه سطل آشغال یه کم اونورتر بود و نشست تو ماشینش و اماده شد که بره. منم رفتم جلوش و با انگشت سبابه، به پوست پف

آشغال نریزید 
من ومانی جونم  
من تو پاساژ:وااااای مانیییی  مرغ امین
مانی:خب که چی؟؟؟
من: میییییییخووووواهمممم
مانی:دخترم  شهرزاد واسه اش اون پسره خرید
من:یعنی منم باید وایسم  اون پسره بیاد برام بخره؟
مانی:دقیقا
من نه با صدای خیلی  اروم نه خیلی بلند میگم:اااااااییییی پسره بیا واسه من مرغ امین بگیر
مانی:هیس ابرومون رو بردی
من با نیش باز:خب برام بگیر
مانی:نووووچ
من  خودم رو مظلوم میکنم میگم::حیف  حیف  که میخواهم با عیدی هام دف بگیرم اگه نه حتما مرغ امین میگرفتم 
مانی:اخی دل

من ومانی جونم 
اول سال ما رو..  
مادر گرامی و دخترا موندن خونه ی پدربزرگ من و بابام اومدیم خونه.
میگم پدر شام چی داریم؟میگه مثه هر شب برو ی چیز درست کن ولی بیشتر..خلاصه الان دارم سیب زمینی سرخ میکنم!اینم از اولین شام امسال.. خدا عاقبتمو به خیر کنه....من ی خانواده ی جدام.. صب رفتم خونه ی بابابزرگم..بهم عیدی داد!یه تبعیضی دادن به خرج که نگو..پدربزرگ به من دوتا دهی داد مادر بزرگ دوتا پنجی.. بقیه اومدن نفری یه پنجی!!اینم از مزایای پسره پسره بزرگ بودن..!..رفتیم بیرون یکی از این خانواده مس

اول سال ما رو.. 
من با چشم های گردشده به دوربین زل زده ام، شما چطور؟  
پسره قبل از آشنایی سنتی اش با دخترک و خواستگاری و این حرف ها با دو تا دختر زیبای دیگر رابطه ی صیغه ای داشته است، با یکی به مدت یک سال و با دیگری به مدت دو سال .. قبل از آن هم نیازش را با "خودارضایی" رفع می کرده ! بعد از آنها هم همینطور ولی کمتر .. مدتی که از آشنایی شان می گذرد تمام ِ این ها را به دخترک می گوید ، او هم با این تفکر که این ها مال گذشته است و بهرحال نیاز آدمی ست و الان قرن 21 است و از این دست استدلالات، اشکالی در این مورد نمی بیند و می پذیرد!
ه

من با چشم های گردشده به دوربین زل زده ام، شما چطور؟ 
جک شماره 99  
تصور كنین دخترا برن جبهه جنگ:كتی؛اون دشمن رو تیر بارون كننه حیفه خوشكله دلم نمیاد بكشمش؛ نمیخوامسارا؛اون پسره رو بمبارون كننه شبیه بی افمه نمیتونم بكشمشمهسا تفنگ ها رو پر كنباشه؛یه لحظه وایسا موهامو ببندمنیلو خشاب ها رو بیارأه یه سوسك داره رو خشابا را میرهشبنم؛اون پسره رو بكشوای نه نمیتونم خون ببینمسوسن هفتیرا رو پر كناه دیدین جی شد ناخنم شكست

جک شماره 99 
 
 پسره تقریبا هفت سالش بودتنها کنار پیاده رو نشسته بودگفتم شاید گم شدهرفتم بهش گفتم:کوچولو راه خونتونو گم کردی؟ گفت:نه اسکول،منتظر زیدمم

 
واقعیتی دلپذیر  
دختره با کلی آرایش برگشته میگه:واقعاً شما پسرا این دختر چادریا رو از ما بیشتر دوس دارین؟پسره خیلی رک گفت: آره!!!دختره جواب داد:پس اگه دوسشون دارین چرا نگاهشون نمیکنین و سرتون رو میندازین پایین از پیششون رد میشید؟پسره گفت:آره تو راس میگی ما نباید سرمون رو پایین بندازیماصلا سر پایین انداختن کمه؛!!باید تعظیم کرد در مقابل یادگار حضرتــــــــ زهــــــــــــرا سلام الله علیها... به سلامتی همه یادگار های بانو فاطمه زهرا (س)
خودم چادری نیستم متاسفا

واقعیتی دلپذیر 
جکها  
 
پسره پست گذاشته بود که بین آیفون ۶ و نوت ۴ کدوم رو بگیرم ؟؟؟V دختره هم کامنت گذاشته :
 
هیچکدوم خوب نیستن ، به دردت نمیخورن.
 
بیا من رو بگییییر، آشپزی هم بلدم ، نون هم میگیرم
 
آشغالا رو هم دم در میزارم
 
کنترل تلوزیون هم دست خودت باشه
 
دیگه چی میخوای ؟

جکها 
پسره  
مورد داشتیم پسره تو گوگل سرچ کرده:چگونه هم درس بخوانیم و همزمان کلش او کلنز بازی کنیم و پایان سال مردود نشویم؟....
گوگل هم جواب داده:داداش دردتو می فهـــم ولی چــاره ای نیست. باس یکیشو انــتخاب کنیمهــــــــــــــــــراد 
کصشرستان

پسره 
پسره..  
پسره توی پروفایلش نوشته بود.
نون وپنیرو کیوی دختر نیاد تو پی وی!!
........
.رفتم تو پی وی براش نوشتم
نمك بریز رو شلغم؛ اعتماد بنفست تو حلقم...
هیچی دیگه الان چند ماهه ولم نمیکنه میگه عاشق
شیرین زبونیم شده..
بنظرتون بگم غلط کردم ولم میکنه.. 

پسره.. 
هزار درنا  
بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب «هزار درنا» نوشته «یاسوناری کاواباتا» ژاپنی، برنده جایزه نوبل ادبیات!!!!!

خیلی خلاصه بخوام بگم، اینقد کتابش الکی بود که حتی ارزش نوشتن نداشت و حتی به همین خاطر لینکش رو هم برای کسی نفرستادم. اما می نویسم که ثبت شه خوندنش و بعدا برای یاداوری بمونه.
من که کلا رمان خیلی خوشم نمی آد و این اولین کتاب ژاپنی ای هم بود که می خوندم. یه داستان الکی در مورد پسری که پدرش با دو تا زن دیگه به جز مادرش رابطه داشته و بعد از مرگش یکی

هزار درنا 
جک های ...  
جذابیت پسر به خنگ بودنشه، پسرای ایرانی هم که همشون جذااااب !
--------------------------------------------------------------
فک کنم دوست دخترم داره بم خیانت میکنهبهش زنگ زدم میگم کجایی؟ میگه پیش دختر خالمآخه دختر خالش که پیش من بود
--------------------------------------------------------------
کار از ابرو و شلوار قرمز و گوشواره گذشت…امروز یه پسره رو دیدم وسط دعوا داشت جیغ میزد
-------------------------------------------------------------

جک های ... 
جوکهای جدید و خنده دار تلگرام  
 
 
الان هم همه منتظر کادوی ولنتاینیم
 
•·•·•·•·•·•·•·•·• جوکهای طنز تلگرام •·•·•·•·•·•·•·•·•
مصاحبه یه زن نمونه.....
 
شما موفقیت تونو مدیون کی هستید؟
 
همشو مدیون خانواده شوهرم هستم...
 
تمام تلاشمو کردم تا چششون درآد.
•·•·•·•·•·•·•·•·• جملات کوتاه طنز •·•·•·•·•·•·•·•·•
 
پشت یه نیسان جمله سنگینی نوشته بود کمرم شکست!!!
 
همه دنبال یارن من دنبال بارم،،، فوق لیسانس هم دااارم!!!
.
.یعنی گند زد تو انگیزم با این جملش!!! میخوا

جوکهای جدید و خنده دار تلگرام  
امروز+ سیکا  
امروز ساعت یازده قرار داشتیم با دبیر جغرافی دوم دبیرستانمون که بریم انجمن سیکا...باید یه رضایت کتبی از پدرمون هم میبردیم
ساعت ده با مریم قرار گذاشتیم که بریم خرید
خلاصه خریدامونو کردیم رفتیم به سمتی که با معلممون و باقی بچه ها قرار داشتیم
مریم: رضایت نامه آوردی؟
من: نه ...خاک تو سرم
مریم: منم نیاوردم
من: سریع بگرد یه قلم کاغذ پیدا کن بنویسیم
یه آقاهه داشت پوستر تبلیغاتی میچسبوند
مریم آروم دم گوش من: آقا میشه یدونه ازینا رو بدی ما؟
در کمال تعجب

امروز+ سیکا 
1-1  
موقعی که داشتم می رفتم اتوبوس سوار بشم.یه مرغ عشق جلوم داشتن راه می رفتن.همچی دست هم رو گرفته بودن.ولی ایناش مهم نیست.همه ش داشتم با کنجکاوی تمام، فکر می کردم، پس چرا شلوار پسره هنوز نیافتاده از کمرش پایین!یعنی راستش انتظار داشتم،هر آن، شلوار پسره بیاد پایین!!

1-1 
فقط خنده با جوک های باحال  
فقط خنده با جوک های باحالمورد داشتیمپسره تو صف نونوایی از دختره پرسیده چند نفر جلوی شما هستند؟دختره گفته:دو تا خواهر بزرگتر از خودم هستندولی من برای ازدواج مشکلی ندارم،ما اصلا از این رسمها نداریم

فقط خنده با جوک های باحال 
فقط خنده با جوک های باحال  
فقط خنده با جوک های باحالمورد داشتیمپسره تو صف نونوایی از دختره پرسیده چند نفر جلوی شما هستند؟دختره گفته:دو تا خواهر بزرگتر از خودم هستندولی من برای ازدواج مشکلی ندارم،ما اصلا از این رسمها نداریم

فقط خنده با جوک های باحال 
 
ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺗﻮ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻡ ﭘﭻ ﭘﭻ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﻣﻨﻢ ﻓﺎﻝ ﮔﻮﺵ ﻭﺍﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺮﻩ ﻻﻣﺼـﺐ ﻣﺸﮑﻮﮎ ﺷﺪﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﺮﻩ ﺩﯾﺮ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﯿﺎﺩ، ﻓﮏ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻣﯿﺮﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩﻡ ؟ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ ﻧﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﻧﻪ ﭘﻮﻝ ﮐﯽ ﺍﺯﯾﻦ ﺧﻮﺷﺶ ﻣﯿﺎﺩ

 
339  
دختر همسایمون جوری بلند بلند میخنده که کاملا معلومه مهمونشون پسر مجرد داره میخواد مثلا با خنده های زیبا جلب توجه کنه
اما در واقع انگار اسب داره شیهه میکشه!
شایدم پسره داره خاطره ای چیزی تعریف میکنه این اسب چند دقیقه یک بار واکنش اینجوری نشون میده
به هر حال همسایه های بی فرهنگی داریم

339 
ملکه  
یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یک پسر ایرانی میگه: چرا خانوماتون
نمیتونن با مردا دست بدن ؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر شهوت
پرستن ؟؟
















پسره لبخندی میزنه و میگه:
ملکه
انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و هر مردی ملکه انگلستانو لمس کنه؟!
پسره انگلیسی با عصبانیت میگه: ... نه! مگه فرد عادیه؟!!
فقط افراد خاصی
میتون با ایشون در رابطه باشن!!!
  پسر میگه: خانومای ما همه ملکه هستن!!!

ملکه 
74  
من چی شدم...منی که تند تند کلمه ها رو پشت هم مینوشت...چی بهم گذشت که مدتها حتی یادم میره وبلاگی دارم....اعتراف بچگانه ایه..ولی تنها بخاطر او مینوشتم...ازینکه شاید بخونه...حالم خوش میشد...و الان که اویی نیس...دیگه کلمه ها برام سرخوشی قبلو ندارند...دلم میخاد روزانه هامو ببنویسم....البته اینجا نه...جایی دیگه بدون هیچ نام و نشونی...همه ی روزامو بنویسم..همه ی فکرامو...همه ی حس های بد و خوبمو...همه ی حماقت هامو..همه هوس های آَشغالمو حتی...دلم میخاد تموم لحظه های ز

74 
همه اندر خم بیوشیمی  
امروز قبل کلاس بیوشیمی چنتا از سال بالاییا اومده بودن صحبت کنن یهو یه اقایی با ازین کیف خفنا و کت و شلوار اینا وارد شد اونا گفتن ببخشید استاد بکم با بچه ها صحبت داریم شرمنده فلان پسره گفت اوکی ولی من دانشجو هستم =))سر کلاس بیو هم یکی از پسرا خواااااب بود ینی خوااااب...
بیوشیمی سخته... :(

همه اندر خم بیوشیمی 
جک های ...  
جذابیت پسر به خنگ بودنشه، پسرای ایرانی هم که همشون جذااااب !
---------------------------------------------------------
فک کنم دوست دخترم داره بم خیانت میکنهبهش زنگ زدم میگم کجایی؟ میگه پیش دختر خالمآخه دختر خالش که پیش من بود
---------------------------------------------------------
کار از ابرو و شلوار قرمز و گوشواره گذشت…امروز یه پسره رو دیدم وسط دعوا داشت جیغ میزد
 -------------------------------------------------------
خوب شد بازیه Pou اومد توی گوشیا تا پسرا بعد ابرو برداشتن و گوشواره انداختن ، قشنگ طعم مادر بودن ر

جک های ... 
مجازی یا واقعی؟!  
بعد از اونهمه وقت که خبری ازش نبود,حالا با قیافه ای که هیییچ اثری از شیطنت ها و رفتارای دبیرستانیش نداشت,نشسته بود روبروی من لب پایینیش رو میجوید.گفتم اگه مشکلی هست که من میتونم کمکش کنم,اصلا تعارف نکنه و من هرکاری از دستم بر بیاد دریغ نمیکنم.و با خودم فکر کردم کفگیرش به ته دیگ خورده و روش نمیشه از خونوادش کمک بخواد.هزینه های دانشگاه یه طرف,قر و فرش یه طرف,و هزینه های اشتهای سیری ناپذیرش هم یه طرف!
همکلاسی خواهرم بود و اهل اهواز.یه دختر با نمک و

مجازی یا واقعی؟! 
پروتکل خوشه‌بندی انرژی - کارآمد در ارتباطات درون و ميان خوشه‌ای  
پروتکل خوشه‌بندی انرژی - کارآمد در ارتباطات درون و میان خوشه‌ای
سامان سیاوشی1، یوسف صیفی کاویان 2 و مهدی طرهانی 3
1دانشگاه شهید چمران اهواز، دانشکده مهندسی، گروه برق، S-Siavoshi@Mscstu.scu.ac.ir
2 دانشگاه شهید چمران اهواز، دانشکده مهندسی، گروه برق، Y.S.Kvian@Scu.ac.ir
3 دانشگاه شهید چمران اهواز، دانشکده مهندسی، گروه برق، Mahdi.Tarhan@Yahoo.com
 
چکیده - در این مقاله ما یک پروتکل خوشه‌بندی توزیع شده و غیرمتمرکز، جدید معرفي می‌کنیم که با بهره‌گیری از روش نو

پروتکل خوشه‌بندی انرژی - کارآمد در ارتباطات درون و ميان خوشه‌ای 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام



آخرین جستجو ها

جدیدترین مطالب