بلوگل

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

افزایش ورودی گوگل

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

آی پی نما


داداشم منو کرد

68  
وایساده بود کنار کت داداشم به من مى گفت به نظرت عطر داداشت تو جیبشه یا تو خونه س؟ یه لحظه با خودم فکر کردم که واس چى جیب داداشم رو نگاه نمى کنه خب؟ من که علم غیب ندارم؟ یه نگاه به کت انداختم و یه نگاه بهش. گفتم تو چرا انقدر با شعورى؟ خندید. سوالم کاملا جدى بود ولى. دست به کت نمى زد بى اجازه. جیباى داداشم رو خودم گشتم. نبود. عطر تو خونه جا مونده بود. حالا من تو خونمونم و عطر رو میز منه. سورپرایز مى شه اگه جفت این عطر رو واسش پیدا کنم ولى. :) 

68 
68  
وایساده بود کنار کت داداشم به من مى گفت به نظرت عطر داداشت تو جیبشه یا تو خونه س؟ یه لحظه با خودم فکر کردم که واس چى جیب داداشم رو نگاه نمى کنه خب؟ من که علم غیب ندارم؟ یه نگاه به کت انداختم و یه نگاه بهش. گفتم تو چرا انقدر با شعورى؟ خندید. سوالم کاملا جدى بود ولى. دست به کت نمى زد بى اجازه. جیباى داداشم رو خودم گشتم. نبود. عطر تو خونه جا مونده بود. حالا من تو خونمونم و عطر رو میز منه. سورپرایز مى شه اگه جفت این عطر رو واسش پیدا کنم ولى. :) 

68 
 
ما بجای سگ و گربه به عنوان حیوون خونگی راسو خریدیم… هر وقت مهمون میاد فشارش میدیم همه فرار می‌کنند
 
 
 
یکی از سوالایی که از بچگی ذهنمو به خودش مشغول کرده اینه که چرا نون سنگکو شبیه میز اتو درست میکنن :-)
 
 
 
رفتم كتاب فروشی خواستم وانمود كنم خیلی حالیمه گفتم كتاب ماوراء انتگرال رادیكالیسم رو دارید؟؟ گفت بله . . . . قلبم گرفت گفتم پس یك جلد خرس مهربون بدید:-))))
 
 
 
یکی از دوستای ابجیم خیلی لوسه و از خود راضی از قضا(قضی) از داداشم خوشش میاد دادا

 
حسادت یا رفاقت...  
یکی دو روزی میشه نتایج کنکور کارشناسی اومده..
نمیدونم اینجا کسی کنکور داره یا نه ولی خونه ی ما یکی داشت؛ داداشم.
خداروشکر خیلی خوب شده؛ در حدی که من بهش حسودی کنم؛ ۱۳۰۰
ایشالا میمونه شهر خودمون و مثل من 4 سال آواره ی بهترین سالهاش نمیشه.
فقط این وسط نمیدونم با این حسادته چی کنم. فقط یه جور میشه ازش کم بشه اونم اینه که ارشد قبول بشم.

شوخی کردم من با داداشم رفیقم...

حسادت یا رفاقت... 
روزمره  
همسر دیروز عصر اومد. دلمون خیلی تنگ شده بود برای هم. براهمسر عطر کنزو خریدم. از اینا که روش عکس آب داره. حال ندارم لینک عکسشو بذارم.عطر رو به عنوان روز مرد خریدمش ولی از اونجایی که طاقت نمیارم تا اون موقع، همون دیروز عصر بهش دادم. اون داداشم که سربازیه تو پایگاهشون یه گربه ی حامله میومد و داداشم بهش غذا میداد. پریروز گربه زایمان کرده و اومده بوده پیش داداشم گرسنه و نزار. حالا در تدارک غذا هستیم برا مامان گربه که فارغ شده و گرسنه است.دنبا

روزمره 
02:29  
داداشم و خانومش دیشب رسیدناز شانس ما دیشب کلللی مهمون اومد خونمونیک وضعی بودااااداداشم اینا رو پایین تنها گذاشتیمخودمون تا ساعت ۱۲شب طبقه بالا‌بودیم داشتیم مهمون داری میکردیممهمونامون هم جوری بودن ک اشنایی با داداشم اینا نداشتن و نمیشد ب اونا هم بگیم بیان بالا پیش مهموناخلاصه تا اومدیم بخوابیم شد ساعت ۲الانم میخوایم اماده بشیم بریم رستورانبعدشم بریم یه گشتی تو شهر بزنیم تا آخر شب دیگهخانومه داداشم دفعه اولشه میاد این شهردرسم که هی

02:29 
خاطره 23 (فراخوان ترکش خنده) / خاطره ای شیرین از روزی تلخ و شیرین  
...صبح روز چهاردهم خرداد ماه سال 1368 ، با صدای داداشم از خواب بیدار شدم.
من 4 سالم بود و داداشم، یه پسربچه 8 ساله ی شیطون.
امام کبیر، عروج کرده بود و حالا، امام خامنه ای(حفظه الله) شده بود ولی امر مسلمین؛
و داداشم می خواست این موضوع رو، با زبان کودکانه اش برای من بگه.
...خواب بودم و بالای سرم، عکس امام و آقا؛
داداشم صدام کرد، که آبجی پاشو بهت بگم چی شده.
 هیجان وجودش باعث شد زود چشمامو باز کنم.
گفت: امام مرده و آقای خامنه ای شده امام؛ اما من همش 4 سالم ب

خاطره 23 (فراخوان ترکش خنده) / خاطره ای شیرین از روزی تلخ و شیرین 
جوک های خواستگاری  
 پسرهای امروزیداداشم از بس رفته خواستگاری خسته شده. اومده به مامانم می گه یه دختری رو خودم زیر نظر دارم. به شرطی که زیاد سوال درباره اش نپرسین. فقط 5 تا سوال می تونید بپرسید. مامانم می پرسه:‌ پسرم این دختره کیه؟ اسمش چیه؟ باباش چه کاره است؟ کجا با هم آشنا شدین؟داداشم می گه: شد 4 تا سوال. فقط یه دونه دیگه می تونین بپرسین....................
طویله
داداشم رفته خواستگاری. دختره پرسیده شما از بین یه دختر شهرستانی و یه تهرانی کدوم رو بیشتر ترجیح می دین؟ داداشم

جوک های خواستگاری 
من و داداشم و یه دنیا خوشی :)  
سلام:)چه خبرا ؟؟راستش من خبر زیاد دارم ولی خب از کجا شروع کنم ...؟؟ اوممم خب بزارید از جایی بگم که قبلا در موردش نوشتم !گاهی با خودم فکر میکنم ،من بدون داداشم یک روز هم دوام نمیارم !اگه روزی زبانم لال فاصله بیفته بینمون ،قطعا به یک روز نکشیده دق میکنم .مثلا همین دیروز کلاس نداشتیم و من یک روز کامل داداشم و ندیدم و تو تلگرام هم زیاد انلاین نبود و نتونستیم حرف بزنیم جز دو سه کلمه!!!!!اروم و قرار نداشتم ..انگار یه چیزی گم کرده باشم همش دلم برای دی

من و داداشم و یه دنیا خوشی :) 
داداشم و دوسدخترش:)  
داداشم میگفت دیروز با دوست دخترم رفته بودیم دریا خواستم باهاش شوخی کنم  افتاد تو ابچشت روز بد نبینه فک کنم اب بردش بجاش یه مرد ترسناکی از اب اومد بیرون طرف دیونه هم بود افتاده بود دنبالم هی میگفت من دوست دخترتم  ارایشم پاک شده منم زدم با بیل کشتمش فک میکرد من خرم

داداشم و دوسدخترش:) 
میلاد مولایم علی مبارک ..  
میلاد امام عدالت و مهریونی علی بین ابی طالب (ع ) مبارک...روز پدر هم به تمام پدرای عزیز بخصوص پدر خودم و داداشم تبریک میگم ...روز مرد هم به تمام مردان تبریک میگم.امیدوارم به حق امام علی ، امسال داداشم بعد از سالها دوری پسرش رو ببیند و در آغوش بگیرد...آمین+جای تمام پدرانی هم  که در میان خونواده هاشون و بچه هاشون حضور فیزیکی ندارند ولی روح معنویشون حس میشه  خالی ...برای شادی روح شون ،فاتحه مع صلوات++بدلیل مشغله های کاری امروزم تا شب کامنتا تایید ن

میلاد مولایم علی مبارک .. 
دعام کنید❤  
سلام:|فقط میتونم بگم واسه امتحان فردام دعا کنید و زن داداشم که توی بیمارستان شیراز مونده :((بعداً نوشت:سلام مجدد خوشحالم از اینکه زن داداشم بعد از ششمین روز قراره برگرده سرخونه زندگیش  هوراااا داره بخدااا:)قرار بود عمه بشم ولی خدا این کوچولوی خوشمل که معلوم نبوده چند ماه اس رو از ما گرفت  اشکالی نداره خدا بزرگه  و حتماً این مقدر الهی بوده که نباید به دنیا میومده :|ولی من بیشتر از همه فکر داداش و زن داداشمم که توی شهر غریب نه جای رو

دعام کنید❤ 
سال تحویل و عید دیدنی  
از خواب برخواستم ماهی قرمزمان را به سر سفره ی هفت سین  که دیشب چیده بودم بردم.
سپس همه به سمت سفره رفتند ونشستند.
تا دقایق بعد سال تحویل شد و همه رو بوسی کردند.
سپس پدر پول 50000 تومانی نو را از لای قرآن برداشت ولی یک لحظه حواسش به تلویزیون رفت من با خودم گفتم ای وای این دیگه عیدی رو به من نمیده اینو میخواد به داداشم بده نه اما دیدم اومد طرف من و عیدی رو به من داد. برادرم  پس از گرفتن عیدی خودش مقداری عیدی به من داد. همچنین زن داداشم دفترچه خواطره ای

سال تحویل و عید دیدنی 
خوشحالم  
متن درست شد به توصیه دوست عزیز ممنون که چشم مونو به حقایق(درشتی متن) بازکردی:))(جناب علی ج):)))))))))))))

خدایا شکرت:))
یکی ازتعداد حمله کنندگان درتعطیلات عید کم شد الان خبرش به دستم رسید برا خودشون تو عید قراره مهمون بیاد،واین است عدالت خدا:)))))))))
اینا از از نوع تغسش بودنا یعنی تا روز13 وایمیستادن دیگه راحت شدم از پسر بزرگه چلمنگشونوم متنفرم داداشم بچه بود کتکش میزد بعد منم برای حمایت کردن از داداشم با مشت زدم تو بینیش از شانس ما دماغش یه مقدار باور ک

خوشحالم 
از هر دری سخنی 5  
امشب از زنداشم شنیدیم که  امروز صبح ساعت 8دزد در عرض کمتر از 5 دقیقه ،  زده شیشه ماشین داداشم رو شکونده و متاسفانه گوشیش رو دزدیده دقیقا دم درب ورودی کارگاه شون :((حالا داداش کوچکم شانس آورده بود زود برگشته بود وگرنه امکان داشت خدای ناکرده ضبط ماشین یا خود ماشین هم میبردند :(خدا بخیر کرد ...یکماه میشه هی بهش میگم داداش من یه قفل و فرمان برای ماشین بگیر و یک دزدگیر بهش وصل کن مگه گوش میکرد حالا اینا به کنار زن داداشم به داداشم میگه امروز ماشین

از هر دری سخنی 5 
هیبنوتیزم  
آموزش هیپنوتیزم رو هم براتون گذاشتم خوشحال شین .
فقط و فقط بخاطر اصرار دوستان بود .
پست محمدی هم هست .
خیلی باحاله یه دفعه داشتم امتحانش میکردم داداشم جفت با اومد رو شکمم .
ولی خیلی خوبه تا مرحله آخر برید حتماااااااااا
مخلصیم .
محمد♣

هیبنوتیزم 
خونه تکونی  
یکی نیست بگه بلد نیستی بپرس. چ ادعاشم میشد:| " خود راننده میدونه از کجا باید بره" خود راننده بیخود://// والا. مسیر پانزده دقیقه ای رو یک ساعته رفت داشت حالم بهم میخورد اینقدر که دور شهر چرخید. نه اینکه خیلی حالمم خوب بود:/ قشنگ دیگه بهم ریخته بودم اعصابم خورد شد:/ 
شاید خونه تکونی خونه مامانا یکم حال آدمو سر جاش بیاره. یکم یادت بره. غافلگیر شدم با کار مامانم. غافلگیر شدم با حرف داداشم. غافلگیر شدم با فشار بالای بیست پدرم:((((( هر چی بود و نبود تو ذهنم تم

خونه تکونی 
57- اعتماد کنیم  
چه حس خوبیه وقتی یه نفر بهت اعتماد می کنه :)
مثل امروز که با داداشم و زن و بچه اش، وقتی از تهران حرکت کردیم به سمت ملایر، گفت بیا تا قم رو تو رانندگی کن. با اینکه تا حالا رانندگی نکرده بودم و فقط در حد همون آموزش رانندگی گواهینامه بود رانندگی کردنم.
چقدر لذت بردم از این اعتماد داداشم :) و همچنین از رانندگی. چندتا نکته خوب یاد داد بهم. ترسم هم ریخته شد. قبلا توی خیالاتم می گفتم خیلی باید سخت باشه با سرعت 130تا رانندگی کردن!! ولی امروز دیدم که خیلی راحت

57- اعتماد کنیم 
دلم چرا....  
دلم چرا گرفته؟؟؟امروز یکی از ذوستان وبلاگی بهم این روز را به عنوان روز مهر بانو ها بهم تبریک گفتن،واقعا ممنونم.(یه دختر هم مهربانو محسوب میشه.)توی گروه خانوادگی همه به هم تبریک گفتنبابا به مامان همه به ماماندادشی به خانومششوهر خواهری به خواهرممنم......................خوشحالم واسشون که خوشحالناما دلم گرفته سرماخوردی هم بدتر کلا حالم خوب  نیست،دلم  بهونه می گیرهدبم عصابانیت میخوادشاید مضحک به نظر برسه؟؟؟_داداشی و خانومش  همراه پسته آخر شب ا

دلم چرا.... 
به اختصار  
چهارشنبه شب راه افتادیم سمت کاشان.چون یه سری دوستای داداشم هم سفر بودن با ما، ساعت 1 نیمه شب رسیدیم کاشان. داداشم و دوستاش رفته بودن خونه ی خودمون و ما هم رفتیم خونه ی مادربزرگم. کلی خوشحال شده بود. شب خوابیدیم و صبح به زور بیدار شدم. راه افتادم سمت آرایشگاه که برا عروسی شب خوشگل کنم.بند و ابرو انجام دادم. برام یه ماسک هم زد که صورتم جوش نزنه. یه ماسک هم خریدم برا التیام دهندگی. همسر زنگ زد که بیا. عصر به پا قدممون یه بارونی زد کل کاشون سیل را

به اختصار 
خاطره بادبادک - از پارکینگ بوی بادبادک می آید!  
این خاطره زیبا و خنده دار را مهدی برایمان ارسال کرد : از مهدی بابت این خاطره شیرین تشکر میکنیم.
خاطره بادبادک : بچگیام خیلی شیطون بودم. توخرج کردن پولتوجیبیام باید به مامان بابام اولش میگفتم که میخوام برم چی بخرم.. چون بعضی وقتا چیزایی من و خواهرام و داداشام میخریدیم که خیلی مامان بابا بخصو ص بابام کفری میکردش.. یه روز با وجود اینکه چند روزی بود که خرید بادبادک و باکنک و شانسی قدغن شده بود من رفتم و یه بادباک خریدم.. اما بعد از اینکه بادبادکو خر

خاطره بادبادک - از پارکینگ بوی بادبادک می آید! 
خاطره بادبادک - از پارکینگ بوی بادبادک می آید!  
این خاطره زیبا و خنده دار را مهدی برایمان ارسال کرد : از مهدی بابت این خاطره شیرین تشکر میکنیم.
خاطره بادبادک : بچگیام خیلی شیطون بودم. توخرج کردن پولتوجیبیام باید به مامان بابام اولش میگفتم که میخوام برم چی بخرم.. چون بعضی وقتا چیزایی من و خواهرام و داداشام میخریدیم که خیلی مامان بابا بخصو ص بابام کفری میکردش.. یه روز با وجود اینکه چند روزی بود که خرید بادبادک و باکنک و شانسی قدغن شده بود من رفتم و یه بادباک خریدم.. اما بعد از اینکه بادبادکو خر

خاطره بادبادک - از پارکینگ بوی بادبادک می آید! 
بهت غبطه میخورم ...  
امشب زن داداشم بهم گفت :دختر تو خیلی اعتماد به نفست بالاست ! احساس میکنم این اخلاقت به مامانت رفته ! بهش گفتم چطور ؟ من کوجا مامانم کوجا ؟گفت به این خاطر که حس میکنم برای هر چیزی که میخواهی بدستش بیاری خیلی قشنگ می جنگی ! کسی که اعتماد به نفسش بالاست حاضره این جنگ رو حتی با خودش انجام بده !نمونه اش هم سفرت به شمال با وجود مهمونات  هم ولی از برنامه که ریخته بودی دست نکشیدی و رفتی شمال و دیدن دوستت بعد از سالها...راستش با گفتن این حرفش ، دروغ چر

بهت غبطه میخورم ... 
یه جوک  
صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم صبح همگی بخییییییرخواهرم: زهر مار وحشی چته؟داداشم: بدبخت صبح ندیده باز با کی قرار داری؟مادرم: خدا مرگت بده بچه زهرم رفت.بابام: اگه این این همه سالو صرف یه گوسفند میکردم الان یه گله گوسفند داشتم......عاشق ادبیاتشونم.....این فیلم خارجیاهمه اش الکیه بخدایه جوک دیگه بگم؟

یه جوک 
02:25  
عایا این شیطان لعین شدهمیگذاردمنفقط و فقطیک ساعتیک ساعتنه بیشتربروم سر درس و زندگانی ام؟...داداشم با خانومشجمعه میان از تهرانمنتظرررررموااای ک چقد خوش بگذرههه+داداش واقعی ندارم.ایشون واااقعا جای داداشمو پر کرده این چند سال+یکی از بزرگترین نعمتای خدا میتونه این باشه ک یکی از افراد خانوادتون دلقک باشه:)))))))نه به معنای بد...بنظرم واااقعا خووووبه اصلا حوصلتون سر نمیرهمتاسفانه ما از این نعمت محرومیمینی هیییچکسسس ذره‌ای humor ندارهولی همین دادا

02:25 
قاطی خروسا شدم ....  
سلام خوبین ؟
من عالیم ....:)
نمیدونم وقتی مرد متاهل میشه میگن رفت قاطی مرغا
 
من ولی رفتم قاطی خروسا :)
شاید یکم گیج شده باشین 
اومدم بگم که نامزد کردم و خواستم شادی مو با بقیه قسمت کنم .
دیشب منو محمد جواد (دوست داداشم ) به عقد هم در اومدیم 
ببخشید الان کار دارم 
ادامه پستمو بعدا میزارم 
فعلا بای

قاطی خروسا شدم .... 
sos برای کادوی روز مرد برای مردان خانواده :)  
امروز یه دغدغه‌ ی ذهنی به دغدغه‌های گذرای من اضافه شد و اونم اینکه خواهرم تصمیم گرفته روز میلاد امام علیبرادرم و زن داداشم رو پاگشا کنه به خونشون ...اینجای ماجرا هیچ مشکلی توش نیست  و قراره همه برادرام تو مهمونی پاگشا باشند  اینم هیچ مشکلی توش نیست مشکل از اونجا شروع میشه که دقیقا اون روز ، روز مرد و روز پدر و در آخر تولد همین داداشمه که قراره پاگشا بشه :)مشکل از اینجاست که من باید برای دوماد اول که حکم داداش بزرگترمم داره باید کادو بگ

sos برای کادوی روز مرد برای مردان خانواده :) 
جدید لطیفه  
اگه گفتی ایرانیا تو اوج گرما چی میخورن؟



شربت؟
بستنی؟
هیچکدوم!
چایی میخورن اونم چندتااا

داداشم داشت لغت فارسی حفظ میکرد گفت تلکه یعنی پولی که با مکر وفریب از کسی بگیرند،



بابام یه نگاه معنا داری بهم کرد

امروز یه لیوان شکستم
در عین ناباوری مامانم گفت :
عیبی نداره حتما حواست نبوده!




رفتم تحقیق کردم فهمیدم این لیوان رو عمم قبلا هدیه آورده بود

جدید لطیفه 
95  
سال 1395 شد امیدوارم سال خوبی واسه همه اتون باشه  خیلی وبلاگ عوض کردم رفتم چند جا وبلاگ ساختم دیدم اینجا دیگه عادت کردم با اینکه خواننده هم ندارم اما حوصله ندارم اگه اون بلاگفا این بلا رو سر مانمی اورده ما داشتیم زندگیمون میکردیم ...دیشب ساعت 1:30 خوابیدم صبح بیدار شدم رفتم سیب زمینی سرخ شده ام خوردم خیلی خوشمزه بود یکم استیک شروع شد اونو دیدم امیر حسین هم که برد کمی مشعوف شدم تا اینجا که مشکلی نبود تا اینکه سا ل نو شد برادر به همراه خانمش

95 
02:25  
عایا این شیطان لعین شدهمیگذاردمنفقط و فقطیک ساعتیک ساعتنه بیشتربروم سر درس و زندگانی ام؟پ.ن:شیطان لعین شده گوشیم هستن:||||خیر سرم تلگرامو پاک کردم کمتر نت بیام ولی...:((((...داداشم با خانومشجمعه میان از تهرانمنتظرررررموااای ک چقد خوش بگذرههه+داداش واقعی ندارم.ایشون واااقعا جای داداشمو پر کرده این چند سال+یکی از بزرگترین نعمتای خدا میتونه این باشه ک یکی از افراد خانوادتون دلقک باشه:)))))))نه به معنای بد...بنظرم واااقعا خووووبه اصلا حوصلتون سر نمیر

02:25 
 
چن روز پیش مخاطب خاصم بهم گفت : کی رو از همه بیشتر دوست داری؟ ؟ ؟ منم گفتم : مامانم . . . گفت : بعد از اون کی ؟ ؟ ؟ گفتم : بابام . . . گفت : بعد از بابات کی ؟ ؟ ؟ گفتم : داداشم . . . گفت : یعنی منو دوست نداری ؟ ؟ ؟ گفتم : تو پرسیدی که کی رو از همه بیشتر دوست داری نگفتی که عاشق کی هستی ؟ ؟ ؟ یه دفه ذوق کرد داشت از خوشحالی سکته می کرد و گفت : حالا عاشق کی هستی ؟ ؟ ؟ گفتم : رئال ماردید . . . نمی دونم وسه چی قهر کرد و رفت ؟ ؟ ؟ فک کنم بارسایی بود . . .

 
هیجان میوه های رنگی  
دیشب داداشم یه سری تخم گوجه و فلفل کاشت.فلفل دلمه ای سیاه، فلفل دراز سیاه، گوجه ی زرد گلابی شکل، خیار لیموشکل، و گوجه قرمز رو تو گلدون کاشت همراه مامان خانم. وقتی اینا یه نموره بزرگ شدن می خوایم تو باغچه بکاریمشون. خیلی هیجان انگیزه این تیپ صیفی جات رنگی رنگی. نه؟

هیجان میوه های رنگی 
ما دهاتی ها(1)  
حامد می گفت: تازه این سوتی که امین داد چیزی نیست که. من این شیر آب که توی دست شویی هست که یکی بیشتر نیست؟! از اینا که یکی واسه آب سرد و گرمه. از اینا که ندیده بودم. رفتم خونه ی یکی از فامیلای پولدارمون. این شیر رو باز کردم آقا مگه آبه گرم می شد. با خودم گفتم این پولدارا هم عجب بی شعورن، یه شیر درست نمی ذارن که آدم استفاده کنه.بعدها فهمیدم که این ها با چرخیدن آبش سرد و گرم میشه. رفته بودم خانه ی دوستم. دیدم از همین شیراست. داد زدم بیا ببین این آبه چرا س

ما دهاتی ها(1) 
157. عید شما مبارک  
سلاممممممممممممم من اومدم. عید همتون مبارک. ان شاالله که همگی سال خیلی خیلی خوبی داشته باشین و  به تمام خواسته هاتون برسین...
تو این یک هفته که نبودم وبه همراه پدرشوهر و مادرشوهرم رفته بودم خونه پدری اتفاقای زیادی افتاد مهماشو مینویسم و البته حرفایی که رو دلم مونده و به هیچکس نمیتونم بگم.
جمعه ساعت 10 صبح راه افتادیم و 8 شب رسیدیم.همون شب دلم خیلی واسه تنهایی مامان و بابام گرفت. من و داداشم هردو خیلی زود ازدواج کردیم و با اینکه داداشم 1ماهه که ع

157. عید شما مبارک 
دوری بی طاقتم کرده  
سلام دوشنبه ی همه مان  لبریز از شادی های بینهایت امروز پیاده روی نرفتم ولی حالم خوبهانگار یاد گرفتم روزهای خودم را به طریقی شیرین کنم پ ن1 : داداشم ساعت 2 بعدازظهرپرواز داره....پ ن 2 : خواهرم گفته امروز میام پیشت کلی خواهرانه داشته باشیم پ ن 3 : مامانم دیشب دلمه نوبرانه پخته بودنپ ن 4 : دیشب تبلتم آماده ی تحویل نشده بود و همچنان بی تبلت هستمپ ن 5 : به مغز بادوم قول دادم سرم که خلوت بشه صبحها برم دنبالش با خودم بیارمش دفتر

دوری بی طاقتم کرده 
سرآغاز  
اسم من سیماست. بیست سالمه. دانشجو هستم. دوتا برادر دارم: ساسان که 15 سالی از من بزرگتره و سامان که سه سال ازم بزرگتره. پدرم یکی از افراد با نفوذ و سرشناس شهرمونه. مادرم هم یه زن سنتی خانه دار.
اما جالب اینجاست که بهترین دوست من توی دنیا کسی نیست جز زن داداشم (ساسان)، فرناز. معمولاً رابطه عروس و خواهر شوهر خوب نیست اما بین من و فرناز، با اینکه 16-17 سالی از من بزرگتره یه علاقه مشترک باعث رابطه دوستانه عمیقی شده
این وبلاگ شرح این رابطه است

سرآغاز 
دلخورم ازش  
یادتونه برا داداشم می رفتیم خواستگاری؟اول چند نفر رو خودش معرفی کرد و وقتی اونا گفتن :"نه" ما چند نفر معرفی کردیم بهش. و در نهایت گفت :"نمی خوام فعلا ازدواج کنم."تو همون بحبوحه به یکی از افراد خانواده زنگ زده و گفته:"دل آرام و مامان زنگ زدن به دختره رایش رو زدن. معلوم نیست چی گفتن که جواب منفی داده."خیلی دلم گرفت از حرفش. یه جورایی دلم شکست. پشت دستمو داغ کردم که دیگه قدمی براش برندارم. به من چه ربطی داره؟ الکی این همه برا خودم بحران

دلخورم ازش 
اینم میگن ...  
داداشم  صحبت کردم  .نزدیک 2 ساعت مطالب خودشناسی و... که فکر کنم از سایت  tutorialspoint  بود(نمیتونم اون قسمت روانشناسی و.. رو پیدا کنم) ترجمه کرد و ...خلاصه بعد از 4 صفحه نوشتن در مورد خودم و علایقم و آرزوهام و استعدادهام و استعدادی که دیگران در من میبینن و کلی  حذف کردن اضافات و  انتخاب بهترین از بهتر ها نتیجه گرفته شد.وقتم و بذارم برای تمکیل یادگیری برنامه نویسی به زبان C/C++ ,SQL server ,C# که باید طی یک سال حرفه ای بشم.و به هیچ وجه وسوسه نشم که بگ

اینم میگن ... 
جدید لطیفه  
اگه گفتی ایرانیا تو اوج گرما چی میخورن؟ شربت؟ بستنی؟ هیچکدوم! چایی میخورن اونم چندتااا داداشم داشت لغت فارسی حفظ میکرد گفت تلکه یعنی پولی که با مکر وفریب از کسی بگیرند، بابام یه نگاه معنا داری بهم کرد امروز یه لیوان شکستم در عین ناباوری مامانم گفت : عیبی نداره حتما حواست نبوده! رفتم تحقیق کردم فهمیدم این لیوان رو عمم قبلا هدیه آورده بود

جدید لطیفه 
امروز (29/12/1394)  
سلام
امروز صبح که از خواب بیدار شدم صدای داییمو شنیدم، از تهران اومده بود، خواستم پا شم که گفتم یکم بخوابم، خلاصه بیدار شدم و احوال پرسی کردم، بعدشم که طبق معمول رمز وایفامونو پرسیدند!! بعدش داداشم زنگ زد که اگه ماشین هست بیا دنبالمون، ماشین نبود، فقط ماشین داییم بود که خوب نبود من چیزی بگم، بعد که قطع کردم داییم گفت میرم دنبالشون، من زنگ زدم بعد دیدم داییم میزنه زیرش!! خخخخخخخخخ
از آخر ماشینشو داد تا من برم! اووووووووووف!! چه حالی داد!!! از بر

امروز (29/12/1394) 
دانلود آهنگ جدید مهران مدیری بنام زعفرانی  
دانلود آهنگ جدید مهران مدیری بنام زعفرانی با کیفیت اورجینال
Download New Music Mehran Modiri – Zaferani
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید
 
دانلود آهنگ جدید مهران مدیری بنام زعفرانی
جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را از زعفران روی من رو می‌بگردانی چرا
بلند بالا منم دیوانه تو قرق کردن مرا از خانه تو
قرق کردن و در مسجد می خوابم
سرم در مسجدو دلم در خانه تو
آی بیا سبزه دانلود آهنگ نگارم بنشین دمی کنارم
مو غریب این دیاروم جز تو دلداری ند

دانلود آهنگ جدید مهران مدیری بنام زعفرانی 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام



آخرین جستجو ها

جدیدترین مطالب

جستجو ها