بلوگل

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

افزایش ورودی گوگل

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

همت 110


باران که شدی مپرس این خانه کیست گنجور

باران که شدی....  
باران که شدي مپرس اين خانه ی کيست؟
سقف حرم و مسجد و می خانه یکيست...!
باران که شدي پیاله ها را نشمار.......!
جام و قدح و کاسه و پیمانه یکيست...!
باران! تو که از پیش خدا می آیی......!
توضیح بده عاقل و فرزانه یکيست.....!
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک.....!
شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکيست..!
با سوره ی دل اگر خدا را خواندی....!
حمد و فلق و نعره ی مستانه یکيست..!
اين بی خردان خویش را خدا می دانند...!
اينجا سند و قصه و افسانه یکيست.....!
در خلقت حق رستم و موریانه یکيست...!
گر درک

باران که شدی.... 
چقدر این شعر زیباست.......  
باران که شدى مپرس ، اين خانه کيست سقف حرم و مسجد و میخانه یکيست باران که شدى، پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکيست باران ! تو که از پیش خدا مى آیی توضیح بده عاقل و فرزانه یکيست... بر درگه او چونکه بیفتند به خاک شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکيست با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى حمد و فلق و نعره ى مستانه یکيست اين بى خردان،خویش ، خدا مى دانند اينجا سند و قصه و افسانه یکيست از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار در خلقت حق، رستم و موریانه یکيست گر درک

چقدر این شعر زیباست.......  
دوستت دارم  
باران که شدى مپرس ، اين خانه ى کيست..سقف حرم و مسجد و میخانه یکيست..باران که شدى، پیاله ها را نشمار...جام و قدح و کاسه و پیمانه یکيست...باران ! تو که از پیش خدا مى آییتوضیح بده عاقل و فرزانه یکيست...بر درگه او چونکه بیفتند به خاکشیر و شتر و پلنگ و پروانه یکيستبا سوره ى دل ، اگر خدارا خواندىحمد و فلق و نعره ى مستانه یکيستاين بى خردان،خویش ،  خدا مى داننداينجا سند و قصه و افسانه یکيستاز قدرت حق ، هرچه گرفتند به کاردر خلقت حق، رستم و موریانه یکيستگر در

دوستت دارم 
باران...  
باران که شدى مپرس ، اين خانه کيستسقف حرم و مسجد و میخانه یکيستباران که شدى، پیاله ها را نشمارجام و قدح و کاسه و پیمانه یکيستباران ! تو که از پیش خدا مى آییتوضیح بده عاقل و فرزانه یکيست...بر درگه او چونکه بیفتند به خاکشیر و شتر و پلنگ و پروانه یکيستبا سوره ى دل ، اگر خدارا خواندىحمد و فلق و نعره ى مستانه یکيستاين بى خردان،خویش ، خدا مى داننداينجا سند و قصه و افسانه یکيستاز قدرت حق ، هرچه گرفتند به کاردر خلقت حق، رستم و موریانه یکيستگر درک کنى خود

باران... 
یه دونه شعر  
بسم الله الرحمن الرحیم
 درد عشقی کشیده ام که مپرس            زجر هجری چشیده ام که مپرس        گشته ام   در   جهان    آخر   کار            دلبری     برگزیده ام   که  مپرس          آن  چنان  در     هوای  خاک درش            میرو    آب  دیده ام   که  مپرس

 حافظ                                

یه دونه شعر 
گلچهره - فریدون مشیری  
گلچهره مپرس آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد گلچهره مپرس پروانه ی تو بی تو کجا رها شد مپرس ..! مپرس...! مرنجان دلــت را رها کن غمت را رها کن مخور غم مخور غم نـــگارا گلچهره مپرس آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد... مپرس ...! مپرس ...!فریدون مشیری

گلچهره - فریدون مشیری 
که مپرس !  
که مپرس
 
درد عشقی کشیده ام که مپرس
 
زهر هجری چشیده ام که مپرس
 
گشته ام در جهان و آخر کار 
 
دلبری برگزیده ام که مپرس
 
بی تو در کلبه ی گدایی خویش 
 
رنج هایی کشیده ام که مپرس
 
همچو حافظ غریب در ره عشق
 
به مقامی رسیده ام که مپرس
 
 
 
(حافظ)
 
اين شعر را معین که شاگرد علی اکبر دهخدا بود ،
برای او می خواند و لحظاتی پس از آن دهخدا به دیدن
پروردگارش می رود .
 
 
روحش شاد و یادش گرامی باد 
 
 
بازنویسی : کیان کاوری زاده

که مپرس ! 
دانلود گنجور رومیزی  
 
گنجور رومیزی نرم‌افزاری رایگان و آزاد است که به کمک آن می‌توانید اشعار (بیش از) ۶۳ شاعر پارسی‌گو را مرور کنید. جستجو و برجسته‌سازی، نشانه‌گذاری، شماره‌گذاری ابیات، نمایش شعر تصادفی (فال)، کپی متن و چاپ از دیگر امکانات اين نرم‌افزار است.
ا

دانلود گنجور رومیزی  
ببار باران  
ببار باران 
که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم 
ببار باران 
کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد 
که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد 
ببار باران 
بزن بر شیشه قلبم....بکوب اين شیشه را بشکن 
که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد 
ببار باران 
که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش 
ببار باران 
درخت و برگ خوابیدن 
اقاقی....یاس وحشی....کوچه ها روزهاست خشکیدن 
ببار باران
جماعت عشق را کشتن 
کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن 
ولی باران ، تو با من بی وفایی 
توهم ت

ببار باران 
حال معنی خود مپرس  
دیدی شاعر میگه رقصی چنین میانه میدانم آرزوست! یه موقع هایی ذهن همچین گیر سه پیچ به یه موضوع میده و همچین اسکی سواری روی متن می گیردش که میشی تکه سنگی بی تحرک توی سالن مطالعه و البته غرق حرکت جوهری اشتدادی ازون نوعش که شاعر باز گفته: حال صورت اين چنین و حال معنی خود مپرس. یعنی بعد بیست شبانه روز درگیری با رسم و رسوم  زندگی متداول و خرید و مهمونی و تالار و بزن بگیرهای زنانه، رقصی چنین میانه سالن مطالعه ام آرزوست!!سه نصف شب تو باشی و فقط تو و پنجر

حال معنی خود مپرس 
گل ستان  
شاهد و مشهود کيست عابد و معبود کيست انکه کند گل ستان آتش نمرود کيستآنکه تو را آفرید تا که کند جلوه هاساقی روز الست مقصد و مقصود کيستآنکه بد عهدی کنم در بر او بارها باز دلم میخرد در سر بازار کيستعشق چو باران و ما تشنه الطاف آنکيست که مجنون کند ، آتش اين عود کيست

گل ستان 
بی حضور گرم او قلبت زمستان می شود  
فکر کن عاشق شدي ناگه که باران می شودبی حضور گرم او قلبت زمستان می شودهمزمان با چتر تو باران به قلبت می زندبا صدای چک چکش اشکت فراوان می شوددر هجوم یاد او از بس که درگیرش شديخانه ات از غصه ات مانند زندان می شودزل به عکسش می زنی اما ز یادش ناکهانقلب تو از دیدنش مانند طوفان می شودپشت پرچین اطاق وقتی که باران می زنداز غمت غمگین ترین باران تهران می شودمحمدصادق رزمی

بی حضور گرم او قلبت زمستان می شود 
باز باران...  
باز باران بی ترانه …باز باران با تمام بی‌كسی‌های شبانه…میخورد بر مرد تنها… میچكد بر فرش خانه…نمیدانم…نمیفهمم.. كجای قطره‌های بی‌كسی زیباست؟نمیفهمم چرا مردم نمیفهمند.. كه آن كودك كه زیر ضربه شلاق باران سخت میلرزد؛كجای ذلتش زیباست؟!کهورستان جوان

باز باران... 
عید آن سال ها  
32 یا 33 سال پیشیادم می آید کودکی 8یا 9 ساله بودم. روز اول بهار بود. از ساعتی پیش بارش باران شروع شده بود. در اتاق نشیمن خانه پدری که پنجره ای بزرگ به حیاط داشت، دور هم جمع شده بودیم. سال تحویل شد اما همچنان باران می بارید.خوب یادم هست افتادن قطرات باران درون آب زلال حوض را.مدت زیادی پشت پنجره به حیاط و باغچه و حوض نگاه می کردم. منتظر بودم باران قطع شود تا همه با هم به خانه آقابزرگم برویم اما باران خیال بند آمدن هم نداشت...اين خاطره از روشن ترین خاطرا

عید آن سال ها 
خدایا شکرت  
امروز یکی از خاکستری ترین روز هایی بود که وقتی بیدار شدم، گفتم خدایا عاشقتم! آخر دیروز، بر سر اينکه تنها ماندن در خانه را به تنها نماندن در خانه و آمدن خاله جان، ترجیح می دهم، اعصاب خودم، مادرم و برادرم خرد شد اما خب، خدا امروز باران فرستاد و همه چیز لغو شد و من و خانواده ام مانده ایم با هم! قربان خدا بروم که خودش خرابکاری های ما را تر و تمیز می کند؛ حتی شده باران را می فرستد!

خدایا شکرت 
یک کشته و دو زخمی در گلوله باران خانه سالمندان ارامنه شهر حلب  
در دو روز گذشته منطقه ارمنی نشین "نور گیوغ" (منطقه "میدان") شهر حلب و بویژه خانه سالمندان ارامنه اين شهر هدف گلوله باران گروه های تروریستی قرار گرفته است.
خبرگزاری "آرمن پرس" به نقل از هفته نامه ارمنی زبان "گاندزا سار" حلب گزارش داد، بنابر اعلام مدیر اين خانه سالمندان در اثر گلوله باران اين مرکز یکی از کارمندان ارمنی بخش خدماتی کشته شده است. همچنین یک روحانی ارمنی و یکی ازمددکاران اين خانه سالمندان نیز در اثر اين حمله زخمی شده اند.
اين مرکز در ح

یک کشته و دو زخمی در گلوله باران خانه سالمندان ارامنه شهر حلب 
فصل خوب سادگی کو؟  
                         طراحی : محمد ممتنع                            

باز باران با ترانه،میخورد بر بام خانه ،خانه ام کو؟خانه ات کو؟آن دل دیوانه ات  کو ؟روز های کودکی کو؟فصل خوب سادگی کو؟یادت آید روز باران،گردش یک روز دیرین،پس چه شد ، دیگر کجا رفت ،خاطرات خوب و شیرین ؟در دل آن کوه بن بست،در دل تو آرزو هست؟کودک خوشحال دیروز،غرق در غمهای امروز،یاد باران رفته از یاد،آرزو ها رفته از باد،باز باران، باز بارانمیخورد بر بام خانه،بی ترانه ، بی

فصل خوب سادگی کو؟ 
نرم افزاری برای اهالی شعر  
احتمالاً با سایت گنجور آشنایید. به گفته نویسنده سایت، تا بهمن ماه سال 89 بیش از پانصد و شانزده هزار بیت شعر در اين سایت قرار گرفته. اين سایت با نرم افزارهای متن خوان تونسته اشعار زیادی رو به دنیای مجازی وارد کنه.
خوشبختانه نسخه رومیزی (دسکتاپ) اين اشعار هم ساخته شده. می تونید نصبش کنید و از پرسه زدن در اين مجموعه فوق العاده به صورت آفلاين لذت ببرید. ضمنا اين اشعار رو برای موبایل، به صورت مجزا و به صورت کتاب (و با فورمت epub)، می تونید از اين آدرس دا

نرم افزاری برای اهالی شعر 
باران  
باران می
بارد. باران نعمت و رحمت الهی است. باید قدر اين نعمت را بدانیم. روزهای
بارانی همیشه زیباست. کافی است به صدای باران گوش کنید، به قطرات زیبای
باران فکر کنید. در دل هر قطره هزار قصه است. می توان پاکی ، بی آلایشی ، عشق و شفافیت را در دل قطره ی آب دید. باران می بارد که دنیای ما را پر طراوات کند. وقتی کنار پنجره باشیم باران به پنجره می بارد. رد باران بر روی پنجره می نشیند. به باران فکر کنید. به طراواتش بیندیشید. شما چون رنگین کمان باشید برای انسا

باران 
باران تویی...  
+++ اعلمو أن الله یحی الارض بعد موتها: بدانید که خدا زمین را پس از مرگ آن زنده می سازد/سوره حدید-17
++امام موسی کاظم:(در تفسیر آیه) خداوند زمین را به وسیله عدل و داد زنده می کند، نه بارش باران.
+ هذا یوم الجمعه

امروز باز هم باران بارید. مثل هفته ی پیش. مثل جمعه ای که سیزده بدر بود و آن باران بی موقع به زعم خیلی ها سیزده بدرشان را خراب کرد.
امروز باز هم باران بارید. امروز نه از صبح، از بعدازظهر آسمان شروع کرد رحمتش را باریدن روی سر مردم. امروز باز عده ای

باران تویی... 
باران اسیدی  
باران اسیدی
 
دید کلی
در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران ، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت اين پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال می‌توان به اين موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران می‌شوند؟ منشا اين عناصر چیست؟ اين پدیده در کجا رخ می‌دهد؟معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دی‌اکسید کربن هوا در آن و تشکیل
اسید کربنیکبطور ملایم اسیدی هستند و PH ب

باران اسیدی 
گزارش هوای مشهد  
هم اکنون صدای باران می آید...صدای باران از دریچه کولر میشنوم...باران بر روی کولر میکوبد و میگوید من آمده ام..و گاهی صدای اين باران در بین صدای بادی ک از پنجره می آید گم میشود...گاهی جهت باد را میتوان از روی تغییر کوبش باران روی کولر تشخیص داد...هم اکنون رعد و برقی آمد ک مرا ترساند....میوزد اين باد..میریزد اين باران.... باد میپیچید درهم...از باد گذشته..ب طوفان می ماند...یادم است کودک و نوجوان ک بودم...هنگام بارش باران و رعد و برق... می لیستادم و رعد و برق

گزارش هوای مشهد 
هوای دونفره  
هر وقت هوا اينجوری ست لبخند می زند و می گوید ؛ هوا دونفره ست . بعد هم دست از سرم بر نمی دارد تا بزنیم بیرون و زیر باران تفرج کنیم . من هم که تا یاد دارم باران "محول الحال و ابصار"م بوده است دنبالش راه می افتم و تا جان در بدن دارم خیابان های باغ شهری که همه اش خاطره است را از پاشنه در می کنم . غافل از اينکه اگر چه باران همان باران است اما چیزی در من با یادگاری ها تصعید شده و به جایش حفره مهیبی به وجود آمده است . با شوق چریدن به علف های باران خورده می زنم

هوای دونفره 
باران، گمگشتگی  
باران ببار به حس بی علاقه ام...باران ببار به اشک های تازه ام...باران ببار به غبار زندگی...باران ببار به حال بر آشفته ام..==================================باران، باران، باران....بخشش، بخشش، بخشش...تردید، تردید، تردید....=================================حسی که مطمئن نیستم عشقه... تصمیمی که مطمئن نیستم درسته...دلتنگی های همیشه ام برای خدا.... فرار کردن از فکر کردن به آینده و هر روز...فرار کردن از زندگی...نمیدونم آینده چه شکلیه... نمیدونم من تو آینده چه شکلی ام...و نمیفهمم چرا برای آینده

باران، گمگشتگی 
ای باران... از غصه ام آگاهی...  
هوالودود
پنجره را باز بگذار. باید عطر خاک باران خورده و موسیقی قطره ها اتاق را پر کند. باید کمی به خودت استراحت بدهی، مثلا دراز بکشی و چشمانت را ببندی و به هیچ چیز جز باران نیندیشی. نه در دل شعر بخوانی نه برای خودت فکر و استدلال کنی و نه در خاطرات غوطه ور شوى. 
دل بسپار به عطر بهاری اين بارش... بهار دارد مى رسد. اين را من نمى گویم...تقویم نمی گوید... شکوفه ها نمی گویند...امشب اين قطره های معجزه گر، که هر یکی رزق جوانه ای لطیف و تازه شکفته اند، نوید بها

ای باران... از غصه ام آگاهی... 
باران می آمد  
باران می‌آمد مردمان در خوابِ خانه از آبِ رفته به جوی ... سخن می‌گفتند، همهمه‌ی یک عده آدمی در کوچه نمی‌گذاشت لالاییِ آرامِ آسمان را آسوده بشنوم ...
اصلا بگذار اين ترانه همین حوالیِ بوسه تمام شود! من خسته‌ام می‌خواهم به عطرِ تشنه‌ی گیسو و گریه نزدیکتر شوم، کاری اگر نداری ... برو! ورنه نزدیکتر بیا می‌خواهم ببوسمت.
سید علی صالحی

باران می آمد 
باران میبارد...  
باران میبارد امشب
دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته
ره میسپارمت امشب
در نگاهت مانده چشمم
شاید ار فکر سفر برگردی امشب
از تو دارم یادگاری
سردی اين بوسه را پیوسته بر لب
قطره قطره اشک چشمم
میچکد با نم نم باران به دامن
بسته ایی بار سفر را
با تو ای عاشق ترین بد کرده ام من
رنگ چشمت رنگ دریا
سینه من دشت غم ها
یادم آید زیر باران
باتو بودم با تنها
زیر باران با تو بودم
زیر باران با تو تنها
باران میبارد امشب
دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته
ره میسپارمت امشی
اين ک

باران میبارد... 
باران و برف ...  
پرنده آواز خوان را بگو
اين باران ها ساختگی‌‌ست
دلخوشی‌ها استیجاری‌ست
آبی كه از آسمان می‌بارد باران نیست
سرشار از سیاهی‌ست
زیر اين باران
شیطان نیز شاعر شده است، گاه تنهایی‌ست
كنج قفس برای تو رهایی‌ست
 
پ.ن:
آسمان دلبری می‌كند، گویا میداند دلم در مقابل برف‌های سفید پولكی كم می‌آورد، پرده‌ها را باید كشید، پرها را باید چید ...
نوزدهمین روز از بهمن ماه 94 بارانی كه آمد برفی كه ننشست

باران و برف ...  
باران....  
قبلِ خوابش یک نفر تنها شد و باران گرفتدر خیالش غرقِ در رویا شد و باران گرفتخاطراتِ تلخ قبلی آمد و او را ربود"من چه بدبختم" در او نجوا شد و باران گرفتدر خودش گم شد که شاید عاقبت پیدا شودشورشی در جانِ او برپا شد و باران گرفتمشکلاتِ شهرِ او آمد گریبانش گرفتدزدکانه غرقِ در دنیا شد و باران گرفتکودکی در حالِ گشتن توی سطلِ بازیافتبازیِ فقرش در آن پیدا شد و باران گرفتآن امانت هم شده شکلِ خیانت یا دروغعشق نه اما هوس معنا شد و باران گرفتپس به دنبا

باران.... 
باز باران  
«باز باران٬ با ترانه
میخورد بر بام خانه»
خانه ام کو؟ خانه ات کو؟
آن دل دیوانه ات کو؟
روزهای کودکی کو؟
فصل خوب سادگی کو؟
یادت آید روز باران
گردش یک روز دیرین؟
پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟
خاطرات خوب و شیرین
کوچه ها شد، کوی بن بست
در دل تو٬ آرزو هست؟
* * *
کودک خوشحال دیروز
غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد
* * *
باز باران٬ باز باران
میخورد بر بام خانه
بی ترانه ٬ بی بهانه
شایدم٬ گم کرده خانه

باز باران 
باز از شراب دوشین در سر خمار دارم  
غزل شماره 389 سعدی، که دومین دکلمه ارسالی‌است، توسط خانم گیسو خوانده شده.آهنگ زمینه و میکس اولیه‌ هم توسط خودشان انجام شده از ایشان سپاس‌گزارم و شما را به شنیدن اين غزل دعوت ‌می‌کنم.
((باز از شراب دوشین در سر خمار دارم))را با صدای خانم گیسو ازاينجابشنوید.
لینک اين غزل در سایت گنجور
 

باز از شراب دوشین در سر خمار دارم 
در زیر باران هق هقم، آتش به باران می زند  
در انتهای قلب خود، از بس که عاشق گشته امدست نیاز و التماس، بر پای خالق گشته اماز بس که دلتنگت شدم، در لحظه های بی کسیدر پیش چشم دیگران، آیینه دق گشته اموقتی که مرگم می رسد، شادی به قلبم می زنداز درد دوری در دلم ،با او موافق گشته امدر زیر باران هق هقم، آتش به باران می زندوقتی دوباره عاشقِ، ایام سابق گشته اممعنا ندارد شادی ام، در زندگی بی چشم تواز بس با چشمان تو، من زار و عاشق گشته اممحمدصادق رزمی

در زیر باران هق هقم، آتش به باران می زند 
 
باران که می بارد 
خلاصه می شوم 
زیر پالتوی مشکی چروکم 
نقطه ای مبهم 
که دست چپش دود می کند 
بلوار کشاورز را 
باران که می بارد 
تو پشت پنجره بخار گرفته ات 
قهوه ای چشمانت را هم می زنی 
و موهای آشفته ات را شانه می کشی
باران که می بارد 
قلبم ناقوس زنگ زده ای می شود 
که ریتم ناکوک رفتن را ورق می زند 

 
ابتدایی یادت بخیر  
یک دفه یاد اين شعر چهارم دبستان افتادم هنوزم که میخونمش کلی سرحال میام :)
باز باران با ترانه
با گوهرهای فراوان
می خورد بر بام خانه
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان
کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم
نرمو نازک
چست و چابک
با دو پای کودکانه
می دویدم همچو آهو
می پریدم ازلب جوی
دور میگشتم ز خانه
می شنیدم از پرنده
داستان های نهانی
از لب باد وزنده
رازهای زندگانی
بس گوارا بود باران
وه چه زیبا بود باران
می شنیدم اندر اين گوهر

ابتدایی یادت بخیر 
غُد و یه‌دنده!  
می‌گفتم: بالان
می‌گفتند: باران کوچولو! باران!
و به‌خدا قسم از آسمان فقط بالان می‌بالید!
باران می‌بارد
درست مثل بالان
ابرها
    اما
هنوز با همان زبان همیشگی‌شان حرف می‌زنند . . .

حمیدرضا شکارسری
+می‌خواستم چیز دیگه پست کنم ولی هرچی کلنجار رفتم نشد . . .

غُد و یه‌دنده! 
عشق را در پستوى خانه نهان باید کرد  
یک شب که دلم  خیلى براىت تنگ شد و باران هم میبارید سوار ماشین خواهم شد  و  به پارکینگ کلیسایى خواهم رفت که اولین  بار در آغوشت از عشق لرزیدم . مرور و مزمزه خواهم کرد هرم هم آغوشى در زمستان سرد و بارانى را.  بوسه هایت را هوس خواهم کرد با همان شرمزدگى روز آغاز. و اينبار بیمار گونه از پلیس نخواهم ترسید که چرا عشق را از پستوى خانه برون کردید. فوبیاى پلیس  را فراموش میکنم در آغوش خیالت و باز با یک تاپ تابستانه زیر باران عرق عشق بازى ر

عشق را در پستوى خانه نهان باید کرد 
باران  
همینطور که باران شديدی میباره خیلی کثافتی ها رو با خودش میبره. ته سیگارها، پاکتهای آبمیوه مصرف شده، دستمال کاغذی های کثیف و گرد و خاکهای چسبیده به رنگ و روی شهر. اما ای کاش باران می تونست آدمهای آشغال توی شهر و اونایی که کثافت از ذهنشون میباره و هرزه هایی که زیر همین باران مشغول امور نکبتی خودشون هستند رو با خودش ببره به فاضلاب. نشدنیه اما کاش حداقل می تونست چهره نقاشی شده و رنگ و رو دار اين آشغالها رو پاک کنه که بشه تشخیصشون داد.

باران 
آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود  
غزل شماره 272 سعدی را خودم دکلمه کردم؛ چهارمین دکلمه از اين فراخوان.انتظار داشته و دارم تا تک تک دوستانی که همه اين سال‌ها شنونده شعرخوانیشان بودم، در اين سعدی‌خوانی شرکت کنند. چشم‌انتظار حضورشون و همکاریشون می‌مونم و دکلمه غزلی که ذکر شد را با موسیقی زمینه‌ای از انوش جهانشاهی(سه‌تار) و با صدای خودم در  اينجا  تقدیمتون می‌کنم.
 لینک اين غزل در سایت گنجور
 

آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شود 
باران  
باران !
واژه غریبی که حتی نشستنِ حرف هایش کنارهم
حسِ خیسیُ خنکی به دست هایم می دهد..
باران..
یعنی حس زنده بودن! 
باران یعنی دلتنگیِ دوباره ..
باران یعنی تو هنوز عاشقی می دانی !
باور کن که باران، یعنی عطر دست هایِ تو 
باور کن که باران، یعنی عطر لبخند تو ..
..
باران! قبلِ آمدنت باید میگفتی... باید خبر می دادی..
که کتاب شعرهایم را جمع میکردم..
که آهنگ های غمگینـَم را از حافظه گوشی که هیچ! از حافظه اَم delete ! می کردم..
باران! بی مقدمه آمدی..
آمدنت مبارک .

باران 
خانه ی دل...  
" کلاس دوم دبستان شیفت بعدازظهر بودم،باران تندی می‌بارید، آن روز صبح یک چتر هفت رنگ خریده بودم، وقتی به مدرسه رفتم دلم می‌خواست با همان چتر زیبایم زیر باران بازی کنم اما ...زنگ خورد.هر عقل سالمی تشخیص می‌داد که کلاس درس واجب‌تر از بازی زیر باران است. یادم نیست آن روز آموزگارم چه درسی به من آموخت، اما دلم هنوز زیر همان باران توی حیاط مدرسه مانده. بعد از آن روز شاید هزار بار دیگر باران باریده باشد و من صد بار دیگر چتر نو خریده باشم، اما ... آن

خانه ی دل... 
ویندوز ۱۰ برای ایکس باکس وان تا دو هفته دیگر منتشر خواهد شد  
به نظر می رسد که رویای یک پلفرم برای تمامی گجت ها ، در حال محقق شدن است و اين به لطف ویندوز ۱۰ مایکروسافت فراهم شده.ویندوز ۱۰ سیستم عاملی برای تمام ابزارهاست ، از موبایل و تبلت و لپ تاپ گرفته تا حتی کنسول بازی ایکس باکس !
فیل اسپنسر، مدیر بخش ایکس باکس، امروز اعلام کرد که تجربه جدید ایکس باکس وان (داشبورد جدید و محیطی به مانند ویندوز ۱۰) در تاریخ ۲۱ آبان برای تمامی کاربران ایکس باکس وان منتشر می شود، یعنی تنها دو هفته دیگر.
اين تجربه جدید ایکس ب

ویندوز ۱۰ برای ایکس باکس وان تا دو هفته دیگر منتشر خواهد شد 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام



جدیدترین مطالب