بلوگل

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

افزایش ورودی گوگل

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

آی پی نما


انشا از زبان اول شخص قطره باران

قطره باران  
قطره بارانی از ابر چکید. چون به زمین نگاه کرددریای پهناور را دید و از کوچکی و حقارت خود شرمنده شد و گفت:“جایی که دریا هست وجود من بی مقدار به حساب می آید.”چون قطره باران خود را کوچک دیدصدف او را درون خود جای داد و بعد از مدتی تبدیل به گوهر شد.پس از مدتی نصیب ماهیگیری شد و او آن گوهر را به بزرگی هدیه کرد.بلندی از آن یافت کو پست شددر نیستی کوفت تا هست شد

قطره باران 
انشا به زبان عادی و ادبی  
 
انشا به زبان عادی و ادبی
یک موضوع را به دلخواه انتخاب کنید. یک بار به زبان عادی و یک بار به زبان ادبی درباره آن بنویسید
در این مطلب از سایت درس کده برای شما انشا به زبان عادی و ادبی ( نوشته ) صفحه 41 کتاب مهارت های نوشتاری نهم را آماده کرده ایم.
همراه با رعایت:
داشتن پیش نویس / شیوه ی خواندن / داشتن پاك نویس / شیوه ی خواندن / به كارگیری مناسب زبان عادی و ادبی / بهره گیری مناسب از شیوه های پرورش فكر
انشا شماره 1 : انشا درباره فصل زمستان به زبان عادی

انشا به زبان عادی و ادبی 
31- مرا به نام کوچکم صدا زد  
مرا به نام کوچکم صدا زدآنکه برایم هدیه ای آورده بودهمچون افسانه هاصندوقچه ای پر از نور--------------------------------------چه کسی می ستاید  آوار خورشید را بر سر بیابانیا آوار باران رابر سر سیل زدگان؟!--------------------------------------هراس من از تشنگی نبود، آبانهراسم از سرمای تنهایی نبود، آذردلم مهر تو را کم داشت مهربان----------------------------------------چند قطره باران برای بیابان بس استچند قطره مهربانی برای دلهای غمزدهچند قطره نور برای تاریکیفروردینماه 95

31- مرا به نام کوچکم صدا زد 
باران میبارد...  
باران میبارد امشب
دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته
ره میسپارمت امشب
در نگاهت مانده چشمم
شاید ار فکر سفر برگردی امشب
از تو دارم یادگاری
سردی این بوسه را پیوسته بر لب
قطره قطره اشک چشمم
میچکد با نم نم باران به دامن
بسته ایی بار سفر را
با تو ای عاشق ترین بد کرده ام من
رنگ چشمت رنگ دریا
سینه من دشت غم ها
یادم آید زیر باران
باتو بودم با تنها
زیر باران با تو بودم
زیر باران با تو تنها
باران میبارد امشب
دلم غم دارد امشب
آرام جان خسته
ره میسپارمت امشی
این ک

باران میبارد... 
ای باران... از غصه ام آگاهی...  
هوالودود
پنجره را باز بگذار. باید عطر خاک باران خورده و موسیقی قطره ها اتاق را پر کند. باید کمی به خودت استراحت بدهی، مثلا دراز بکشی و چشمانت را ببندی و به هیچ چیز جز باران نیندیشی. نه در دل شعر بخوانی نه برای خودت فکر و استدلال کنی و نه در خاطرات غوطه ور شوى. 
دل بسپار به عطر بهاری این بارش... بهار دارد مى رسد. این را من نمى گویم...تقویم نمی گوید... شکوفه ها نمی گویند...امشب این قطره های معجزه گر، که هر یکی رزق جوانه ای لطیف و تازه شکفته اند، نوید بها

ای باران... از غصه ام آگاهی... 
اردیبهشت و داستان عشق به باران...  
هوای امشب گرم شده دقیقا مثل اردیبهشت 8سال پیش تو تهران ...گرم گرم بدون حتی یه قطره باران تو هوای اردیبهشت سالها پیش یک قطره هم نبارید نه تو تهران نه تو جاهای دیگه...اما وقتی شروع به بارش کرد من عاشق شدم عاشق نگاه تو...عاشق لبخندات... تو با لبخندت به همه مون آرامش میدادی درسته نمی دیدی ولی می شنیدی همین یه قوت قلب بود ...ادامه دارد...

اردیبهشت و داستان عشق به باران... 
باز باران...  
باز باران بی ترانه …باز باران با تمام بی‌كسی‌های شبانه…میخورد بر مرد تنها… میچكد بر فرش خانه…نمیدانم…نمیفهمم.. كجای قطره‌های بی‌كسی زیباست؟نمیفهمم چرا مردم نمیفهمند.. كه آن كودك كه زیر ضربه شلاق باران سخت میلرزد؛كجای ذلتش زیباست؟!کهورستان جوان

باز باران... 
آمیـــن  
باز باران با ترانه....===============باران می آید...نگاهی به شر شر اش می اندازم...اندکی فکر...میدوم....میدوم همچون کودکی که ترسی از خیس شدن ندارد...میدوم و میخندم.... فارغ از تمام اتفاق ها و روزها و گذشته ها و آینده ها...تنها همین کافی ایست, " من اکنون زیر بارانم"...زیر رحمت حق...پس شاد میشوم...دستانم را میگشایم و قطره قطره اش را در آغوش میگیرم...بدون چتری که خودم را زیرش مخفی کرده باشم...و آرزو میکنم... آرزوهایی به وسعت رحمتش....آمیـــــن به تمام آرزوها...

آمیـــن 
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد  
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسددانلود با لینک مستقیم

انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد 
انشا گذر رودخانه  
انشا  گذر رودخانه 
به نام خدا. گذر رودخانه. سنگ داشت به بخت و اقبالش فکر میکرد. آخر یک سنگ کوچک، وسط رود خانه ای خشک. این چه اقبالی است که من دارم؛ از این همه سنگ در زمین من باید ...
انشا درباره رودخانه / انشا درمورد رودخانه انشا با موضوع رودخانه انشا در مورد رودخانه انشا باموضوع رودخانه اشا درباره گذر رودخانه در کنار یک کوهستان زیبا رودخانه ای وجود ...
انشا در مورد اذان,شانس,ادم فضایی,گذر رودخانه انشا درباره اذن انشا با موضوع شانس انشا درمورد اد

انشا گذر رودخانه 
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد  
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد
انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسددانلود با لینک مستقیم

انشا در مورد کوه به کوه نمیرسد ادم به ادم میرسد 
هدیه ای از دوست...  
باز غصه.... در پی حرفی نهفتهبا سکوت بی ترانه.... بی بهانه.... بی دلیل و شاید از حرف زمانه.... می چکد بر بام قلبم..... باز گریه...ذره ذره چکه چکه.... ر وی سردی زمستان  زیر باران    قطره قطره     دردهارا میشمارد        سازهارامی نوازد بازدورم  ازهوای گرم خانه........... از نوای یک سکوت سبز و دل پاکروشن اما پر صلابت       باز دورم..... از محبت ..... از دل گرم صداقت..........   از نفس های رفاقت    باز دورم........باز دورمگ

هدیه ای از دوست... 
انشا ادم فضایی  
انشا ادم فضایی 
---------------------------------------------
انشا در مورد آدم فضایی ها / انشا درباره ادم فضایی انشا ادم فضایی پایه نهم انشا ادم فضایی برای کلاس نهم با مقدمه داستان ادم فضایی انشا درباره ادم فضایی انشا با موضوع ...
انشا ادم فضایی پایه نهم انشا ادم فضایی برای کلاس نهم با مقدمه داستان ادم فضایی انشا درباره ادم فضایی انشا با موضوع ادم فضایی. انشا در مورد آدم فضایی ها انشا درباره ...
انشا درباره انسان و آدم های فضایی, حکایت واقعی درباره انسان های فضایی ت

انشا ادم فضایی 
انشا درباره ی اذان  
---------------------------------------------
انشا درباره ی اذان 
---------------------------------------------
انشا در مورد اذان ( 2 انشا درباره صدای اذان ) انشاء درمورد اذان انشا درباره شنیدن صدای اذان متن دباره اذان نوشته درباره اذان انشا با موضوع اذان : صدای ملکو.
8دانلود انشا با موضوع اذان :: نهم- کلاس نهم - نهم - بلاگ نمونه انشا اذان کاری از امیرحسین ملتفت. ... انشا اذان · انشا نمونه اذان · دانلود انشا اذان · دانلود نمونه انشا اذان · نمونه انشا ...
انشا در مورد اذان صفحه 21 کتاب مهارت ها

انشا درباره ی اذان 
انشا ادم فضایی  
---------------------------------------------
انشا ادم فضایی 
---------------------------------------------
انشا در مورد آدم فضایی ها / انشا درباره ادم فضایی انشا ادم فضایی پایه نهم انشا ادم فضایی برای کلاس نهم با مقدمه داستان ادم فضایی انشا درباره ادم فضایی انشا با موضوع ...
انشا ادم فضایی پایه نهم انشا ادم فضایی برای کلاس نهم با مقدمه داستان ادم فضایی انشا درباره ادم فضایی انشا با موضوع ادم فضایی. انشا در مورد آدم فضایی ها انشا درباره ...
انشا درباره انسان و آدم های فضایی, حکایت

انشا ادم فضایی 
انشا درباره ی فیل و فنجان  
انشا درباره ی فیل و فنجان
Oct 4, 2015 - این نوشته انشای امروز من توی مدرسمون بود .امیدوارم خوشتون بیاد. مقدمه: فیل و فنجون چه ربطی به هم دارن ؟ فیل تو فنجون جا میشه ؟ فیل و ترجیح می دید ...
8انشا درباره فیل فنجان - بلاگ ریدر بچه ها میگه یک انشا درباره یک بازی فوتبال بنویسید. همه ی بچه ها مشغول نوشتن بودند به جز یک بچه. معلم از بچه می پرسه چرا نمی .
8انشا درباره فیل فنجان - بلاگ ریدر بچه ها میگه یک انشا درباره یک بازی فوتبال بنویسید. همه ی بچه ها مشغول نوشتن

انشا درباره ی فیل و فنجان 
غُد و یه‌دنده!  
می‌گفتم: بالان
می‌گفتند: باران کوچولو! باران!
و به‌خدا قسم از آسمان فقط بالان می‌بالید!
باران می‌بارد
درست مثل بالان
ابرها
    اما
هنوز با همان زبان همیشگی‌شان حرف می‌زنند . . .

حمیدرضا شکارسری
+می‌خواستم چیز دیگه پست کنم ولی هرچی کلنجار رفتم نشد . . .

غُد و یه‌دنده! 
انشا گذر رودخانه  
گذر رودخانه. سنگ داشت به بخت و اقبالش فکر میکرد. آخر یک سنگ کوچک، وسط رود خانه ای خشک. این چه اقبالی است که من دارم؛ از این همه سنگ در زمین من باید ...
انشا  گذر رودخانه 
به نام خدا. گذر رودخانه. سنگ داشت به بخت و اقبالش فکر میکرد. آخر یک سنگ کوچک، وسط رود خانه ای خشک. این چه اقبالی است که من دارم؛ از این همه سنگ در زمین من باید ...
انشا درباره رودخانه / انشا درمورد رودخانه انشا با موضوع رودخانه انشا در مورد رودخانه انشا باموضوع رودخانه اشا دربا

انشا گذر رودخانه 
انشا درباره ی اذان  
 
---------------------------------------------
انشا درباره ی اذان 
---------------------------------------------
انشا در مورد اذان ( 2 انشا درباره صدای اذان ) انشاء درمورد اذان انشا درباره شنیدن صدای اذان متن دباره اذان نوشته درباره اذان انشا با موضوع اذان : صدای ملکو.
8دانلود انشا با موضوع اذان :: نهم- کلاس نهم - نهم - بلاگ نمونه انشا اذان کاری از امیرحسین ملتفت. ... انشا اذان · انشا نمونه اذان · دانلود انشا اذان · دانلود نمونه انشا اذان · نمونه انشا ...
انشا در مورد اذ

انشا درباره ی اذان 
انشا درباره ی فیل و فنجان  
انشا درباره ی فیل و فنجان
Oct 4, 2015 - این نوشته انشای امروز من توی مدرسمون بود .امیدوارم خوشتون بیاد. مقدمه: فیل و فنجون چه ربطی به هم دارن ؟ فیل تو فنجون جا میشه ؟ فیل و ترجیح می دید ...
8انشا درباره فیل فنجان - بلاگ ریدر بچه ها میگه یک انشا درباره یک بازی فوتبال بنویسید. همه ی بچه ها مشغول نوشتن بودند به جز یک بچه. معلم از بچه می پرسه چرا نمی .
8انشا درباره فیل فنجان - بلاگ ریدر بچه ها میگه یک انشا درباره یک بازی فوتبال بنویسید. همه ی بچه ها مشغول نوشتن ب

انشا درباره ی فیل و فنجان 
10 مورد ساده در باره ی خوب وزیبا بودن یک انشا  
1- استفاده از احادث و ضرب المثل وشعر انشایتان را زیبا نیکند
2-از ارایه های ادبی بیشتری استفاده کنید
3-در نوشته از جمله های کوتاه وگویا استفاده کنید
4 انشای خود را با بهره گیری از زاویه ی دید سوم شخص مفرداستفاده کنید
5-یکی از راه تقویت انشا نوشتن خاطرات روزانه است
6-بهره گیری از شعر وداستان های کوتاه نویسنده های بزگ انشایتان را زیبا میکند
7-سعی کنیم در علامت های به جای خود بنویسیم 
8- وقتی اگر بخواهید انشایان را در جمعی بخوانید با احساس و با صدای رس

10 مورد ساده در باره ی خوب وزیبا بودن یک انشا 
بی تو نمی خواهم  
بسم الله الرحمن الرحیم
باران را نمی خواهم.
وقتی تو نیستی ، باران تمام اشک های دلتنگ را همنوا با خویش جاری می کند و بغض ها می شکند.
وقتی تو نیستی باران همان نبودن توست که قطره قطره گریه می شود در جای جای زندگی!
باران را بی تو نمی خواهم،
وقتی که نمی دانم در کجای زمین، بر خطاهای من اشک می ریزی و گناهان مرا
دلنگرانی.
باران را نمی خواهم،
که باران اشک توست برای شستن زمین از تمام بدی ها و زشتی ها.
من اشک تو را نمی خواهم.......راستش طاقت ندارم.
وقتی تو نیستی

بی تو نمی خواهم 
گلچین شعر های کوتاه 11  
دستانم برایت نقشه کشیدو لبانم اجرا کردنه اینکه آواز بخواندنهتنها فقط خندیدلیلا بهادری
 
دنیابزرگترین دروغی استکه واقعیت داردتو هنوز عاشقی...و منبسیار ... خوشبختلیلا بهادری
 
دل را قرار نیستمگردر کنار تو...حسین منزوی
 
دوستت دارم از دهان آسمان می افتدشاید,نم بارانی قطرهقطرهقطره شعر عاشقانه از بر می کند...امیرمحمد مصطفی زاده
 
تو را وقت بارانبوسیدمتشعرمنفسنفسپر از دلتنگی توستدور نشو... امیرمحمد مصطفی زاده
 
 
از عشق نگاه اول برایم بگوهنوز هم

گلچین شعر های کوتاه 11 
33- باز باران  
باران که می زند،
همه ی حس های خوب دنیا سرازیر می شود انگار
با خودش می شوید و می برد
غم و غصه ها را
می شوید و می برد
صاف می کند و زلال
شیشه ای و شفاف
شفاف و آینه
صیقلی و ...
کلمه های مترادف دیگر پیدا نمی کنم.
برای بار چندهزارم اعتراف می کنم
کلمه ها قاصرند
بیان احساس آدمی را
اصلا باران که می آید
می شوم سراپا احساس،
می شوم
یک عدد موجود از جنس حس!
زیر قطره هایش
نفس می کشم زندگی را ...
ریه هایم را فقط پر می کنم
از احساس باران
دیگر فکر نمی کنم
به اینکه
زندگی

33- باز باران 
کاش تو بارونت گم میشدم  
میدونی خدا جونهرجور حساب کنی فقط قدر بارون این آخر هفته بارون یه روزشنه بارون یه ساعتشاصلا بارون یه لحظش اونم خیلیه یه قطره فقط یه قطرش اگه قده یه قطره بارون بم نگاه کنیقدر اون قطره معجزه کنی زندگیمون از این رو به اون رو میشهخدایا فقط چشم به آسمونت دوختمبلگه نظر کنی...

کاش تو بارونت گم میشدم 
خاطرات من - خاطره از انشا نوشتن در مدرسه  
خاطرات من - خاطره از انشا نوشتن در مدرسه - یکی از خاطره های جالبی که
در دوران راهنمایی در مدرسه طرف مزار به خاطر میارم خاطره ای مربوط به
نوشتن انشا بود. معمولاً موضوع انشاها در دوران ابتدایی و راهنمایی در مورد
فصلها بخصوص فصل بهار و فصل تابستان  و شغل که درآینده می خواهیم چه کاره
شویم، علم و ثروت و والدین بخصوص درباره مادر، یا ایام خاصی مثل سیزده بدر و
شب یلدا، و حتی انشا درباره خاطره و خاطراتی که تلخ و شیرین بودند، بود.
اما گاهی هم معلم ها ا

خاطرات من - خاطره از انشا نوشتن در مدرسه 
ببار باران  
ببار باران 
که دلتنگم....مثال مرده بی رنگم 
ببار باران 
کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد 
که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شد 
ببار باران 
بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن 
که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشد 
ببار باران 
که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم از یادش 
ببار باران 
درخت و برگ خوابیدن 
اقاقی....یاس وحشی....کوچه ها روزهاست خشکیدن 
ببار باران
جماعت عشق را کشتن 
کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن 
ولی باران ، تو با من بی وفایی 
توهم ت

ببار باران 
بغض منو باران...  
باز امشب آسمان هم دلش مثل دل من گرفته بود
چیزی نمی گفت اما...بدجوربغضش شکسته بود
امشب کسی دلیل بغض آسمان را نمی دانست...
صدای قطره های باران می آید به گوش...
باخود می گویم شاید...شاید دلیل گریه اش قلب های زخمی وشکسته باشد
قلب هایی که قبل از التیام دوباره زخم می خورند
وباران تنها مرهمی کوچک برای این زخم هاست

بغض منو باران... 
انشا درباره ی شانس  
انشا درباره ی شانس 
---------------------------------------------
انشا درباره شانش / انشا درمورد شانس انشا در مورد شانس انشا شانس کلاس نهم شانس چیست داستان خوش شانسی و بد شانسی انشای شانس متن و نوشته درباره شانس پیر مرد ر.
8انشا درباره فیل فنجان - بلاگ ریدر بچه ها میگه یک انشا درباره یک بازی فوتبال بنویسید. همه ی بچه ها مشغول نوشتن بودند به جز یک بچه. معلم از بچه می پرسه چرا نمی ...
خوش شانسی و بدشانسی بیشتر از آنچه معلول علت های ناشناخته باشد، دستاورد تفکر و اندیشه ه

انشا درباره ی شانس 
دنیای اعصاب خورد کن  
دنیا اگر دنیا بود
هیچ وقت از سر بازیش؛
پوز خندی به تو تحویل نمی داد
هیچ وقت بهت نمیگقت
چرا در دیزی بازه
چرا دم خر درازه
هیچ وقت غیبتتو از سر این که داری ارزش نمی کرد
که خدا میدونه
آبروت رو قدر
پیش کیا برده
رفیق ...
رفیق؟
هه
به قول فریدونهر حبابی، دیده ای در جستجوست،چون رسد هر قطره گوید: ــ " دوست! دوست ..."می کنند از عشق هم قالب تهیای خوشا با مهرورزان همرهی!با تب تنهایی جانکاه خویش،زیر باران می سپارم راه خویش.سیل غم در سینه غوغا می کند،قطرهء دل م

دنیای اعصاب خورد کن 
عجیب تر از علم  
 برش قطره آب توسط جسم آب گریز  قطره آبی که روی سطح یخ زده قرار میگیرد و به قطره یخی تبدیل میشود. معلق شدن در فضا با خاصیت ابر رساناها   قطره آبی که به دور میله بافتی میچرخد - ناسا   کوچکترین انیمیشن ساخته شده بشر با استفاده از اتم ها بصورت فریم به فریم 

عجیب تر از علم 
زنگ انشا  
      وقـتـی به یـاد زنگ هـای انشای مـدرسـه می افـتـم، می بینم که  اگر بلـبـل زبـانی هـا و شیـریـن کاری های  همکلاسی هـای شیطـانـمـان نبود،همـه ی زنگ ها در  ناراحتی و اضطراب و افسردگی می گذشت.    زنگ انشا بهـتـرین فـرصـت برای آشنایی شاگردان با  گنجینه ی پربار ادبیات فارسی و نیز ادبیات جهان است  و می تـوان آن را بـه موقـعـیـتـی برای پـرورش تـخیـل و  اندیشه ی شاگردان بـدل کرد و همه ی دانش آموزان را  به زبان و ادبیات علاقه مند ساخت.راست

زنگ انشا 
یاری کردن  
درخت سایه اش را بی دریغ به تو می بخشد
و خورشید گرمایش را  و گل شمیم خوشش را
باران طراوتش را و آسمان برکتش را و رود قطره قطره آبش را
و پرنده نوای دل انگیزش را و همه و همه بخشیدن را
از خدایی آموخته اند که آنها را زیبا آفریده
زیباترین آفریده خدا انسان است
تو برای بخشیدن چه داری ؟ ثروتت ؟ دانشت ؟ جانت ؟
همه این‌ها خوب است اما چرا از گنج بی پایانی که در وجودت داری خرج نمی کنی ؟
محبت !
حاضری آنرا ببخشی ؟
با خنده ای بر لبت یا اخلاقی خوش یا دستان پرمهری که

یاری کردن 
انشا درباره ی شانس  
---------------------------------------------
انشا درباره ی شانس 
---------------------------------------------
انشا درباره شانش / انشا درمورد شانس انشا در مورد شانس انشا شانس کلاس نهم شانس چیست داستان خوش شانسی و بد شانسی انشای شانس متن و نوشته درباره شانس پیر مرد ر.
8انشا درباره فیل فنجان - بلاگ ریدر بچه ها میگه یک انشا درباره یک بازی فوتبال بنویسید. همه ی بچه ها مشغول نوشتن بودند به جز یک بچه. معلم از بچه می پرسه چرا نمی ...
خوش شانسی و بدشانسی بیشتر از آنچه معلول علت های ناشناخت

انشا درباره ی شانس 
رنگ عشق  
دردو سوی تنها میز این کافه
خدا و من به تماشای رفتنت نشسته ایم
او با قهوه ای سرشار از عسل
و من بی هیچ نوشیدن
که گام های رفتنت
هر کدام چون خنجر تیزی بر قلب فروخورده ام می تازد
و قطره قطره خون خویش می نوشم
رنگ عشق
رنگ قطره های خون من در قهوه ی خداست
و تو چشم به فردایی دوختی
که خدایش مست خون من است !
از من می نوشد تا فردای تو را
مملو از پرستیدن منت باشد.
سرگذشت عشق
تنهایی مدام خداست
در این هم نشینی پایان هر عاشق
و باز تنها خداست که می ماند
با انتظار همنش

رنگ عشق 
مخصوصا وقتی طور دیگر میبارد !  
باران
همیشه زیبا نیست. مخصوصا در شبی سرد و مغموم. امشب را باران نه، دلم بی
نهایتی از ستارگان منور، دلم ماه میخواهد. نغمه ی سوزناک باد نه، دلم سکوت
نرم باغ میخواهد. کوبه ی اضطراب قطره بر پنجره نه، دلم آرامش دریچه ای باز
میخواهد. 
باران ؟! امشب نه، فردا که چهره ام
چروکین شد و هیاهویت با سمعک هم شنیدنی نبود ببار. فردا که مویم سپید شد و
شاعرانگی ات با عینک هم دیدنی نبود ببار. فردا که قلبم از تپیدن ایستاد و
روح غبارآلودی در کالبدم نبود ببار. 
رحم ک

مخصوصا وقتی طور دیگر میبارد ! 
انشا جالب با موضوع اینترنت (طنز)  
بچه ها درعین سادگی به دلیل اینکه هیچ گونه پیش زمینه فکری در خصوص مسائل مختلف ندارند دیدگاه های منحصربه فرد و گاهی عمیقی نسبت به برخی موضوعات دارند از این به بعد قرار است از طریق زنگ انشا  با دیدگاهی کودکانه به مباحث نگاه کنیم:
███عكس ناز - برتال و مجله تفریحی و سرگرمی███

انشا جالب با موضوع اینترنت (طنز) 
جمعه بارانی...  
سلام به عزیزان دل و نازنینان خوبم چقدر دلم میخواست یه دونه از اون پستهای بلند بالا رو بنویسم، ولی حیف که سندروم تاندونیت دستم به شدت دوباره عود کرده و زیاد نمیتونم تایپ کنم. خیلی دوست داشتم میتونستم از برنامه های این روزهام بنویسم و باهاتون حرف بزنم چون هم ذهنم ازاد میشه و منظم تر همه چیزم پیش میره ، هم اینکه حرف زدن با شما عزیزان واقعا لذت بخشه. انشاله زودتر خوب شم میام پستهای چندصد کیلومتری مینویسم...! پ.ن. هوای تاریک و ابری و صدای رعد و برق ه

جمعه بارانی... 
خانه ای روی آب  
در تصاویر می گشتم هر کدام را که با حالم مناسب تر می دیدم می گذاشتم جلو و شعری در مورد آن می نوشتم برای سها:
چند صباحی است خانه را روی آب برده‌ام.این‌جا سبز ترم.به این نی‌های همسایه نگاه نکن. وسوسه‌شان دیگر کارساز نیست. باش و ببین این‌ها هم که دیدند طراوتم را ریشه‌هاشان را بار می‌زنند و کوچ می‌کنند این طرف.نگو که خانه‌ی روی آب سست است؛می‌دانم،ولی هفته‌ی پیش که باران آمد شنیدم از قطره‌های این برکه هم چند نفری  را برده‌ بودند.گفتم بیایم ای

خانه ای روی آب 
داستانی زیبا  
پسرک باصدایی لرزان گفت : بابا پس فردا از طرف مدرسه میبرن اردو ده هزار تومن
پول بهم میدی؟؟
بابا سرشو بلند نکرد باصدای آرام گفت :
فردا کمی بیشتر مسافر میبرم
پسر با وعده شیرین پدر خوابید
صبح رفت کنار پنجره باران ریز و تندی میبارید
قطره های باران برای رسیدن به زمین انگار مسابقه داشتن
بند دل پسرک پاره شد ...
باخود گفت : تو این بارون که کسی سوار موتور بابا نمیشه
حالا قطرات اشک پسرک با قطرات بارون هماهنگ شده بود
خــــــــــدایــــــــــا
به عید نزدیک

داستانی زیبا 
بی تو نمی خواهم  
باران را نمی خواهم.
وقتی تو نیستی ، باران تمام اشک های دلتنگ را همنوا با خویش جاری می کند و بغض ها می شکند.
وقتی تو نیستی باران همان نبودن توست که قطره قطره گریه می شود در جای جای زندگی!
باران را بی تو نمی خواهم،
وقتی که نمی دانم در کجای زمین، بر خطاهای من اشک می ریزی و گناهان مرا
دلنگرانی.
باران را نمی خواهم،
که باران اشک توست برای شستن زمین از تمام بدی ها و زشتی ها.
من اشک تو را نمی خواهم.......راستش طاقت ندارم.
وقتی تو نیستی باران را نمی خواهم حتی ا

بی تو نمی خواهم 
سرمایی ...  
سرد تر می شود هر روزهوای رابطه هامثل سوز ِ سرمای ِ یک شبکه صبحشبیدار می شویمی بینی توی حیاطیک قد برف نشسته...بعد از برفهوا انگار گرم تر می شودآسمان دق دلش را خالی می کند روی گلدان های بیچاره ی دور حوضکه حواس هیچکداممان نبوده آنهارا بگذاریم یک جای امنو حواسمان نبودهچشمهامان از حرفهای دلمان پرده برمی دارندحواسمان پرت است این روزهای سرد....لوله های آب یخ بسته اندحتی یک قطره هم نمی چکد از شیر یک قطره هم حتی از چشمیک جایی گریه های آدم تمام می شوداش

سرمایی ... 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام



آخرین جستجو ها

جدیدترین مطالب

جستجو ها