بلوگل

تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلوگل هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
تولبار و نحوه استفاده از آن

تبلیغات

افزایش ورودی گوگل

خیریه مهربانه

پست ثابت

همت 110

تبلیغات

همت 110


از تو تو را می خواهم

دوست خواهم داشت  
روزی خواهم آمد و پیامي خواهم آورد...خواهم آمد گل یاسی به گدا خواهم داد زن زیبای جذامي را گوشواری دیگر خواهم بخشید کور را خواهم گفتم : چه تماشا دارد باغ ...هر چه دشنام از لب خواهم برچید هر چه دیوار از جا خواهم برکند رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد بارش لبخند ابر را پاره خواهم کرد من گره خواهم زد چشمان را با خورشید دل ها را با عشق سایه ها را با آب شاخه ها را با باد و به هم خواهم پیوست،خواب کودک را با زمزمه زنجره ها بادب

دوست خواهم داشت 
 
عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت
بی آنکه بگویم درد دل خواهم گفت بی هیچ گمانی گوش خواهم داد
بی هیچ سخنی در آغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی در تو ذوب خواهم شد
بی هیچ حراراتی اینگونه شاید احساسم نميرد 
 . 
.
کاشکی عشق دیروز هنوز ميون ما بود
واسه من توی قلبت هنوز یه ذره جا بود

 
برای زنی ...  
برای زنی چون من بی‌ميل به شُستن‌ها و رُفتن‌ها و سابیدن‌ها، وای اگر اندوه از راه برسد. تمام روز ترانه‌ی خاطره‌‌انگیز غمگینی را پشت هم خواهم‌شنید و ریز‌ریز خواهم گریست و بی‌تفاوت به حضور ماشین ظرفشویی، کوهی از ظرف‌ها را خواهم‌شُست و شیشه‌های بوفه را برق خواهم‌انداخت و سنگ‌های کف آشپزخانه و پذیرایی را خواهم‌سابید و غبار ميزها و طاقچه‌های کتابخانه را خواهم‌گرفت و سراغ جاکفشی دم در خواهم‌رفت ... اندوه از من کدبانویی تمام عیار مي‌سا

برای زنی ... 
دیگر می‌خواهم بی تفاوتت شوم  
دیگر ميخواهم بی تفاوتت شوم
دیگر ميخواهم تو را با خاطره‌ای از گذشته داشته باشم
دیگر ميخواهم تو را به شکل واژه‌ها داشته باشم
ميخواهم تمام بی‌تفاوتی‌ام را در تو خلاصه کنم
ميخواهم لبانم، بوسه لبانت را به یادگار داشته باشد
ميخواهم در بی‌تفاوتی محض، آن هنگام که مردم کنارم هستند تنها و تنها بوی عطر تو را بفهمند

دیگر می‌خواهم بی تفاوتت شوم 
تنها امید بودنم،در تو نبودن است،بهترین...  
آتشیست مرا...
در دلم افروختی،
ذوب مي شوم در  تو،
آرام،
آتشی هستی مرا...
دور از تو یخ مي زنم،
سرد مي شوم،
شعله ور شو،
آتشم زن،
آتشی باش مرا...آب خواهم شد،در تو خواهم خزید،آتشم خواهی زد،در تو خواهم سوخت،در تو هیچ خواهم شد،در تو نابود خواهم شد،نخواهم بود،نخواهم،تنها،باش مرا،باش مرا،باش مرا...

تنها امید بودنم،در تو نبودن است،بهترین... 
پیامک و اس ام اس تبریک به مناسبت سال نو 1395  
دل را از پیله ی قهرش بیرون خواهم کشیدواژه ها را از خواب فراموشی بیدار خواهم کرددسته گلی از یاس و باران برایت خواهم چیدنقش لبخندرا بر چهره ی زیبایت خواهم پاشیدتا برایت پیام شادباشی بنویسمنوروز مبارکپیشگام دانلود | دانلود فیلم خارجی دوبله فارسی

پیامک و اس ام اس تبریک به مناسبت سال نو 1395 
:)  
خودکشی خواهم کرداشک هایم سمي استناله هایم داغ است،داغ تر خورشید دست هایم سرداست،دست هایم خشکید خون قلبم لختهقلب من مصنوعی، جنس قلبم تخته یاررا خواهم کشت قبرآن خواهم کندخون آن مينوشمکشت احساس مرا کاش ميکشت مراگفت بامن یاراستروزو شب غمخواراستقلب من با اون بودکردآمالم دودحال انگشت نمای خلقمخودکشی خواهم کرد یاکه او خواهم کشتگرچه اورا بکشم،خودمن ميميرم گرچه بدبود ولی،بازدل کردهوای اوراحیف...روزگارم تلخ است...

:) 
 
زندگی شیرین است ! نقطه سر خط ...

زندگی رو باید با طعم اميد جوید :-)


 
یاد سهراب :)

 
مطمئنا یاد سهراب بهانه خوبیست برای شروعی تازه
برای استمرار یک لبخند
برای آشتی با زندگی ... :)
** خواهم آمد بر سر هر دیواری ميخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای شعری خواهم خواند
هر کلاغی را کاجی خواهم داد
مار را خواهم گفت : چه شکوهی دارد غوک
آشتی خواهم داد
آشتی خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت .... **
:)
 

 
تو یک مبارز هستی...  
من نباید بترسم. ترس قاتل ذهن پویاست. ترس یک مرگ خفیف است که موجب نابودی همه چیز مي شود. من با ترسم رو در رو خواهم شد. اجازه مي دهم تا از درون من عبور کند. هنگامي که ترس راه خود را کشید و رفت چشمهایم را بر مي گردانم تا مسیری که طی کرده را ببینم. خواهم دید که هیچ چیز باقی نمانده. فقط من باقی خواهم ماند.

تو یک مبارز هستی... 
با چارپاره عشق میورزم  
من پا به پای شعر مي مانم
حتی اگر دستم قلم باشد
حتی اگر پایان این سرداب
نابودی و مرگ و عدم باشد
در التهاب هر غزل واره
تب ميکنم ٬ از داغ مي لرزم
با مثنوی کوتاه خواهم شد
با چارپاره عشق مي ورزم
مثل ردیف از شعر آویزان
تا انتها تکرار خواهم شد
این سرزمين خشک بی جان را
با خون خود رگبار خواهم شد
یعقوب لیث خانمان سوزم
افتاده بر نعش خراسانی
خوارزم شاه قوم چنگیزم
مرگ‌ عراقی های ایرانی
ته مانده های نسل ‌نیمایم
پایان دوران غزل بازی
ميخانه ها را باز

با چارپاره عشق میورزم 
زندگی خواهم کرد...  
زندگی خواهم کرد
نه در انبوه تصاویر و تعابیر سیاه
زندگی خواهم کرد
پشت یک پنجره ی باز شده رو به عبور،
در دل غربت یک دانه ی پنهان شده در بستر خاک،
مثل یک ذرّه ی رقصنده به موسیقی نور
فارغ از ثانیه هایی که مرا مي پویند،
فارغ از خاطره هایی که مرا مي جویند،
زیر امنیّتِ بی منّتِ یک سنگ سپید
با صميمانه ترین واژه ی ابراز اميد
در تنِ تُردترین ریشه که لمسم کند از عمق زمين،
نور خواهم نوشید
شور خواهم پاشید
خالی از وسوسه، افسوس، فریب.
بی تعلق به زمان..بی تعلق ب

زندگی خواهم کرد... 
غزل عشق  
غزل عشق تورا با شوق خواهم گفت امشب بخاطر تو شعری تازه تر خواهم گفت هر قدم که در این عشق پیش ميرم در عشق تو من بی باکتر خواهم شد از این عشق من به خودم مغرورمهر لحظه از این عشق دیوانه تر خواهم شد دل بستن به تو چه اسان استهر لحظه این وابستگی بیشتر خواهد شد در عشق پر احساسم و نا ارام من از این حس زیبا اگاهم چگونه وصف کنم باران عشق تورا که خیس کرده چشمهای عاشق مرا     

غزل عشق 
 
برایت خانه ای از عشق خواهم ساخت
خانه ای با سقفی از تراکم ستارگان آسمان
  با کفپوشی از ابرهای خیال خاکستری
دیوار هایش را با قاب هایی از آروزهای وصال تزیین خواهم کرد
بر روی درِ آن خطاب به نسیم خنیاگر خواهم نوشت:
لطفاً بدون بوی عطر یار وارد نشو...
اینجا یکی تمام عمر خویش را؛
 ایستاده به انتظار نشسته است.
بابااوغلی/ بهمن 94

 
سینه ی یار...:-(  
سرم بر سینه ی یار است ، از عالم چه مي خواهم ؟به چنگم زلف دلدار است ، از عالم چه مي خواهم ؟
تو را ميخواستم ، افتاده ای چون گل ببالینمفراغم از گل و خار است ، از عالم چه مي خواهم ؟
تو بودی آنکه من ميخواستم روزی مرا خواهددگر کی با کسم کار است ، از عالم چه مي خواهم ؟
مرا پیمانه عمری بود خالی از مي عشرتکنون این جام سرشار است ، از عالم چه مي خواهم ؟
بیا بر چشم بیخوابم نشین ، گل گوی و گل بشنوتو یارم شو ، خدا یار است ، از عالم چه مي خواهم ؟
اگر نالیده بودم حال

سینه ی یار...:-( 
عشق را در پستوى خانه نهان باید کرد  
یک شب که دلم  خیلى براىت تنگ شد و باران هم ميبارید سوار ماشین خواهم شد  و  به پارکینگ کلیسایى خواهم رفت که اولین  بار در آغوشت از عشق لرزیدم . مرور و مزمزه خواهم کرد هرم هم آغوشى در زمستان سرد و بارانى را.  بوسه هایت را هوس خواهم کرد با همان شرمزدگى روز آغاز. و اینبار بیمار گونه از پلیس نخواهم ترسید که چرا عشق را از پستوى خانه برون کردید. فوبیاى پلیس  را فراموش ميکنم در آغوش خیالت و باز با یک تاپ تابستانه زیر باران عرق عشق بازى ر

عشق را در پستوى خانه نهان باید کرد 
روزی دوباره به آسمان نگاه خواهم کرد  
روزیدوباره به آسمان نگاه خواهم کرداز رهگذری خواهم پرسید:«امروز، روز چندم مهر است؟»و صورتی را برای شاخه‌گلی در دستمو نارنجی را برای غروبی پاییزیو آبی را برای پیراهن تو به خاطر خواهم آوردآن‌روزپیراهن آبی‌ات را پررنگ‌تر بپوشبه‌خاطر پرنده‌ای‌‌که فراموش کرده فراموشی داردو هرلحظه ممکن است دوباره پرواز کند.لیلاکردبچه/ یکشب پرنده‌ای.../ نشر نیماژ

روزی دوباره به آسمان نگاه خواهم کرد 
امروزم....  
امروز را مي خواهم فیروزه ای باشم
مثل کاشی های خوشرنگ حوض مادر بزرگ
پر از آرامش
امروز را مي خواهم فیروزه ای باشم
و زیر سقف آبی آسمانم
نفسی تازه کنم پر از عطر خدا
امروز را مي خواهم شاد باشم
با مهر و شاعرانه
قدم بزنم
سنگ فرش های فیروزه ای باغ احساس را
رفیق ...
کمي با من 
همقدم باش

امروزم.... 
قایقی خواهم ساخت  
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از این سایت غریب
که در آن هیچ کسی نیست که در لینک ” دکتری تخصصی”
نتایج را اعلام کند!!!
قایق از تور تهی
و دل از آروزی قبولی،
همچنان خواهم راند
نه به شایعات دل خواهم بست
نه به موسسه ی غیرانتفاعی پیرمرد* که سر از آب بدر مي آرند
.
.
همچنان خواهم راند
همچنان خواهم خواند
«دور باید شد، دور.
پیرمرد پشمک موی آن شهر، اعصاب نداشت
دور باید شد، دور
شب سرودش را خواند،
نوبت پنجره هاست.»
همچنان خواهم راند
همچنان خ

قایقی خواهم ساخت 
یک+یک  
با خودم گفتم به اردی بهشت که رسیدی کمي به خودت برس. کمي دست دلت را بگیر و روانه شو. کمي دلت را خوش کن. برش دار ببرش کوه و در و شت تا هوا بخورد. غم باد گرفته این همه بوی خاک شنفته. اردی بهشت به نیمه دارد مي رسد و من هنوز کز کزده ام این گوشه و هنوز دلم دارد بوی خاک مي شنود. باید اول فکری به حال این ویرانه ی خاک گرفته کنم . تا خاک را نروبم بروم و برگردم هم کاری از پیش نخواهم برد. من این ویرانه را آباد خواهم کرد. به شرفم قسم. به غبارهای برخاسته از تکانهای ای

یک+یک 
می خواهم با او رهسپار شوم  
نميتوانم سانسور کنمپروانه‌ای را که در خون ام شنا مي‌کندنميتوانم ممنوع کنمسایبانِ یاسمنی را که از شانه‌هام مي‌رود بالانميتوانم پنهان کنمعاشقانه‌ای را زیرِ پیراهن‌امکه نهفتن اشیعنی انفجارِ منپس چگونه در ميدان‌های شهرفریاد بر نیاورم:دوستت دارمدوستت دارمدوستت دارمپس چگونه ميتوانم خورشید رادر گنجه‌ها نگه دارمپس چگونه با تو در پارک قدم بزنمو ماهواره‌هاعشقمان را مخابره نکنند." نزار قبانی "‏مي خواهم با کسی رهسپار شوم که دو

می خواهم با او رهسپار شوم 
دل پر از شوق رهایی است ولی ...  
بعد از سی و چند سال زندگی تکراری تازه فهميده ام چه مي خواهم. تازه ذائقه ام را شناخته ام. که کجا بایست مي رفتم و کجا بایست مي ماندم. چه باید مي خواندم و چه ها که نمي خواندم. دیر شده است. مي دانم. ولی فصلی نو شروع خواهم کرد ان شاء الله ...
.
.
چیزی از عمر نمانده است ولی مي خواهم
خانه ای را که فرو ریخته برپا دارم ..
.
.

دل پر از شوق رهایی است ولی ... 
توصیه من به نوجوانان و جوانان و همه مردم  
من از همه نوجوانان و جوانان عزیز مي خواهم قدر این روزهای پرشور و حال را بدانند و در راه علم و عرفان تلاش کنند در راه گره گشائی از خلق خدا قدم بردارند 
و از همه مردم مي خواهم از نوجوانان و جوانان مطیع و مظلوم و فداکار بیشتر حمایت کنند 
من قدر نوجوانی و جوانی را خوب دانستم و نتیجه اش صخا شد و از همه مي خواهم قدر مرا بدانند و در صخا زیباتر و خداپسندانه تر حمایتم کنند تا آسانتر خدمت کنم 
تائب فداکاری کرد  شماهم همکاری کنید 

توصیه من به نوجوانان و جوانان و همه مردم  
به زودی...می خواهم برگردم  
مي خواهم بر گردم .بعد از این همه سال ...
به جایی که ميتوانم از این همه دنیای وسیع آن را از آن خود بدانم .
از این به بعد فقط اینجایم .همين جا ...
بگذار دوباره بیایم .همان جا که هميشه نگاهم به نگاهت گره مي خورد .همان جا که اول عاشق شدن بود . 

به زودی...می خواهم برگردم 
یادداشت516  
تو،این سرِ قصه ای و من، آن سرِ قصه.مي شود برایم داستانِ سرباز شدنت را بگویی؟تو بلدی، تو خوب بلدی.یادم مي دهی؟یادم بده. نفسم؟ نه، روحم بالا نمي آید.تو،مأموریتت تمام شد و من، هنوز به یادم نیامده که در آن نامه چه نوشته شده بود.من همه چیز را فراموش کردم و هنوز ...تو،آنقدر خوش فرم قهرمان شدی که من بفهمم آنقدرها هم نباید نگران باشم.هنوز، فرصت و مسیر و ابزار، فراوان است.تو،به خانه ات برگشتی. و من، یک چیز از خداوندم مي خواهم.اگر رویا، تمام، در این زمين،

یادداشت516 
من و حوری هایم  
احساس خیلی خوبی ندارم، اما احساس ترس و اضطرابم کمتر شده و احساس بهتری دارم. غم عميق نااميدی از حوری های زیبای بهشتی که از برای آن ریاضت ها کشیدم،و غم عميق چشم بستن به روی حوری های زمينی که به روحیه من سازگارتر از حوری های بهشتی بود و من چشم بر آنها بستمچشم هایم را ميخواهم،چشم هایی که مي توانستند ببینند و دیگر نمي بینندبهشت را نمي خواهمچشم هایی مي خواهم که زیبایی ها را ببیندزبانی مي خواهم که زیبایی ها را توصیف کندغفلت مي خواهمغفلتی که مرا به ز

من و حوری هایم 
9:  
▐ صدایت...
خرمن گیسویت را نمي خواهم
و کمان ابرویت را
یا نرگس چشم
یا غنچه ی دهان
یا قامت سرو
یا لب لعل
و ماه صورتت را
نمي خواهم
آه، اگر چیزی هست برای رام کردن این اسبِ وحشیِ روح
صدایت صدایت صدایت
تنها صدایت از پشت تلفن راه دور.
 
از مصطفی مستور

9: 
شکستن  
کیستم من
جنون یکباره ی خداوندی خشمگین
و یا 
بوسه ی ناگهان شبنمي در سحرگاه آغاز یک آغوش ؟!
گمراه ترین ناخدای بی سکان
چون سربازی که سلاحش
آخرین شاخه ی گل سپید معشوقش بود
در نگهبانی از سرزمينش
خواهم شکست ، خواهم شکست !
#مستا_مسیحا 

شکستن 
راحتی-داستان کوتاه  
مرد فاسقی هميشه احکام و مسائل شرعی را به زنش تعلیم مي داد و همواره وی را به زهد و پارسایی وا مي داشت.عالمي از او پرسید: سبب چیست که خود آن چنان هستی و زنت را این چنین وا مي داری؟مرد گفت: من خود مي دانم به جهنم خواهم رفت مي خواهم این زن به بهشت رود تا در جهنم پیش من نباشد و لااقل آن جا از دستش راحت باشم!

راحتی-داستان کوتاه 
دوم تواريخ ٧ آيه ١٤  
”چنانچه قوم من که به نام من خوانده مي‌شوند خود را فروتن سازند و دعا کرده، روی مرا بجویند و از راههای بد خویش بازگشت کنند، آنگاه من از آسمان خواهم شنید و گناهشان را آمرزیده، سرزمينشان را شفا خواهم بخشید.”‮‮۲تواریخ‬ ‭7:14‬ ‭NMV‬‬http://bible.com/118/2ch.7.14.nmv

دوم تواريخ ٧ آيه ١٤ 
حلول ماه مبارک رجب گرامی باد.  
پیامبر خدا که گام در مسجد نهاد، سلام و تحیت بود که از گوشه گوشه مسجد بر او نثار مي شد. حضرت، گویی شادمان تر از هميشه بود و این، نوید خبری تازه و شیرین را مي داد. و سرانجام سرّ شادمانی پیامبر صلی الله علیه و آله ، آشکار شد؛ رسول اعظم صلی الله علیه و آله ، مژده حلول ماه رجب را دادند... آن گاه فرمودند:
«در آسمان هفتم، خداوند متعال فرشته ای را قرار داده که «دعوت کننده» خوانده مي شود. وقتی ماه رجب فرا مي رسد، این فرشته از شب تا صبح، این ندا را در عالم طنی

حلول ماه مبارک رجب گرامی باد. 
دل‌نوشته مادری برای فرزند مفقودش  
دل‌نوشته مادری برای فرزند مفقودش گم کرده‌ام! عزیزم را؛ اميدم را؛
آرامش زندگی‌ام را؛ به‌دنبالش مي‌گردم نه برای بازگشت به خانه، نه برای
زندگی دوباره در محبس کاشانه، نه ميخواهم بیاید، ميخواهم بیاید تا دوباره
آهنگ عاشقانه شهادت را در گوشش زمزمه کنم، ميخواهم بیاید تا یک‌بار دیگر
تسمه تفنگ را بر دوشش افکنم.
ادامه مطلب

دل‌نوشته مادری برای فرزند مفقودش 
تری: می خواهم در چلسی بمانم  
پس از تساوی چلسی و لستر سیتی در هفته پایانی رقابت های لیگ برتر انگلیس، جان تری مورد تشویق هواداران چلسی و بازیکنان این تیم قرار گرفت. کاپیتان تری در ورزشگاه به هواداران گفت:
چلسی به مانند شماها، زندگی من است. در اینجا مي خواهم از گاس هیدینک، این مربی بزرگ تشکر کنم. من مي خواهم فوتبالم را در این باشگاه به پایان برسانم و باشگاه این موضوع را مي داند. صحبت های بیشتری در جریان خواهد بود.
 

تری: می خواهم در چلسی بمانم 
آغازی بر پایان شاید ...  
مي خواهم بنویسم
اما
اما دستم به نوشتن یاری نمي کنه
دلم هوای نوشتن کرده
اما فکرم یاری نمي کنه ...
 
بر خواهم گشت شاید اگر عمری بود
برخواهم گشت اما با دنیایی متفاوت از گذشته
 
دل نوشت:
تموم سهمه من برای تو باشه
قشنگی دنیا به زشت و زیباشه ...
 

آغازی بر پایان شاید ... 
آغازی بر پایان شاید ...  
مي خواهم بنویسم
اما
اما دستم به نوشتن یاری نمي کند
دلم هوای نوشتن کرده
اما فکرم یاری نمي کند ...
 
بر خواهم گشت شاید اگر عمری بود
برخواهم گشت اما با دنیایی متفاوت از گذشته
 
دل نوشت:
تموم سهمه من برای تو باشه
قشنگی دنیا به زشت و زیباشه ...
 

آغازی بر پایان شاید ... 
آرزو  
خواه که تو ای پاره ی دل ! زنده بمانیچون ماه جهانتاب، در خشنده بمانی تا بنده سهیل منی و شمع سرایمخواهم ز خدا ، روشن و تابنده بمانیاميد من آن است که در گلشن هستیاچون غنچه گل با لب پر خنده بمانیچون زهره به پیشانی عالم بدرخشی تاجی شوی بر سر آینده بمانی خواهم که پس از من چو یکی نخل برومند تا زنده کنی نام پدر زنده بمانینام تو « سهیل » است و فروغ دل مائی خوام که همه عمر ، فروزنده بمانیای نور دلم ! بندگی خلق روا نیستخواهم که به درگاه خدا، بنده بمانی.
مه

آرزو 
هوای خاطرات...  
سوار بر ماشین خیال خواهم شد....دستانم را به باد مي سپارم...و رهسپار خاطرات خواهم گشت...خاطراتی در همين نزدیکی...روزهای جوانی...روزهای کودکی...خاطراتی را به یاد مي اورم که فراموششان کرده بودم...و گاهی. سعی در پاک کردن خاطراتی ميکنم که بهترین لحظات زندگی ام بوده اند....گاهی برای رقم خوردن اینده, باید برخی خاطرات را قربانی کرد...و من برای قربانی کردن هر خاطره اشک خواهم ریخت...و اميد دارم که خاطرات شیرینم قربانی رقم خوردن خاطرات آینده ام نشوند....تسلیم خوا

هوای خاطرات... 
کوفیان ، بی وفای همیشه  
ـ من هرگز برای امام خویش تکلیف معین نمي کنم، که تکلیف خود را از حسین مي پرسم. و من حسین را نه فقط برای خلافت، که برای هدایت مي خواهم. و من ... حسین را برای دنیای خویش نمي خواهم، که دنیای خود را برای حسین مي خواهم. آیا بعد از حسین کسی را مي شناسی که من جانم را فدایش کنم؟
ناميرا / صادق کاميار

کوفیان ، بی وفای همیشه 
چهارشنبه سوریتان پراز شادی  
امشب آتشی خواهم افروخت به رسم نیاکانماراده خواهم کرد وتمام آتش درونم را خلاصه خواهم کرد در مشتی آتش که در پیش رویم شعله وراست ميسوزانم درآن تمام کینه ها وبدیهایی که از درون آتشم ميزدندامشب خواهم سوزاندتمام آنچه مرااز خدایم دور ميکند.من فردا را جوردیگردیگر خواهم بود سبک تر ورهاتر از هروقت دیگر وچه زیبا رسمي است چهارشنبه سوری برای آنانکه اراده ميکنند سال جدید را با افقی نو به دنیا واطرافشان بنگرند.این روز را مراقب نورچشمانمان باشیم .ویادآو

چهارشنبه سوریتان پراز شادی 
من یک روز میبینمشون  
های نارنجی!ترنج به دست بگیرميوسفم مي شویبر درگاه بایستی؟مي خواهم زخمي عميق بسازمکه جامت به دستم باشدگاه و بی گاهمي خواهم بنوشمتمزه مزه نگاه نگاهتا آخرین قطرهتا سپیده‌ی پگاه "عباس معروفی"*** آخه یک نفر چه قدر باید خوب باشه...من ندیدمشون ولی دستمو بریدم...

من یک روز میبینمشون 
اس ام اس جدید تبریک تولد سری اول  
ای مهربانترین مهربانان ای بهترین بهترینها در این خجسته روز در این طلوع شاد روزی که زندگی به لبان تو بوسه داد در سالگرد بهاران هستی ات خواهم که تا هميشه بمانی تو سر فراز خواهم که تا هميشه توباشی عزیز وشاد تولدت مبارک...ادامه مطلب...
نانو فان

اس ام اس جدید تبریک تولد سری اول 
برای محک زنی قدرت سخت افزارهای کامپیوتر  
برنامه های زیادی برای محک زنی قدرت سخت افزارهای کامپیوتر ساخته شده که برخی از اونها برای کاربرای معمولی بیش از اندازه پیچیده هستن. اگه دنبال یه برنامه ساده اما حرفه ای برای تست ميزان کارایی CPU و RAM دستگاهتون هستین، پیشنهاد مي کنیم از نرم افزار Geekbench استفاده کنین. این برنامه که برای پلت فرم های ویندوز، مک، لینوکس، اندروید و iOS ساخته شده با ارائه جدولی کامل، ميزان کارایی سیستم شما رو بر مبنای عدد نمایش ميده و مي تونین نتیجه رو تو سایت سازنده آپ

برای محک زنی قدرت سخت افزارهای کامپیوتر 
  

فروشگاه

لینک عضویت در کانال تلگرام

عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


کانال تلگرام



جدیدترین مطالب